راه تربیت(نامه 31 نهج البلاغه)

محمد موحدی نژاد

* نشانه‌های رحمت و استجابت دعا

61- وَ لَمْ یُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ وَ لَمْ یَفْضَحْكَ حَیْثُ اَلْفَضِیحَةُ (بِكَ أَوْلَى) وَ لَمْ یُشَدِّدْ عَلَیْكَ فِی قَبُولِ اَلْإِنَابَةِ وَ لَمْ یُنَاقِشْكَ بِالْجَرِیمَةِ
62- وَ لَمْ یُوئِسْكَ مِنَ اَلرَّحْمَةِ بَلْ جَعَلَ نُزُوعَكَ عَنِ اَلذَّنْبِ حَسَنَةً وَ حَسَبَ سَیِّئَتَكَ وَاحِدَةً وَ حَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْراً وَ فَتَحَ لَكَ بَابَ اَلْمَتَابِ ( وَ بَابَ اَلاِسْتِعْتَابِ ) فَإِذَا نَادَیْتَهُ سَمِعَ نِدَاءَكَ وَ إِذَا نَاجَیْتَهُ عَلِمَ نَجْوَاكَ
63- فَأَفْضَیْتَ إِلَیْهِ بِحَاجَتِكَ وَ أَبْثَثْتَهُ ذَاتَ نَفْسِكَ وَ شَكَوْتَ إِلَیْهِ هُمُومَكَ وَ اِسْتَكْشَفْتَهُ كُرُوبَكَ وَ اِسْتَعَنْتَهُ عَلَى أُمُورِكَ وَ سَأَلْتَهُ مِنْ خَزَائِنِ رَحْمَتِهِ مَا لاَ یَقْدِرُ عَلَى إِعْطَائِهِ غَیْرُهُ مِنْ زِیَادَةِ اَلْأَعْمَارِ وَ صِحَّةِ اَلْأَبْدَانِ وَ سَعَةِ اَلْأَرْزَاقِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
264- لَمْ یُعاجِلْكَ: تعجیل نكرده 265- بِالنِّقْمَةِ: كیفر 266- لَمْ یَفْضَحْكَ: عیب نگرفته بر تو 267- اَلْإِنَابَةِ: برای توبه 268- لَمْ یَفْضَحْكَ: رسوا نساخته 269- اَلْفَضِیحَةُ: رسوایی 270- لم یُنَاقِشْكَ: محاكمه نكرده 271- لم یُوئِسْكَ: نا امید نكرده 272- نُزُوعَكَ: بازشگت تو 273- اَلذَّنْبِ: گناه 274- سَیِّئَتَكَ: گناه 275- عَشْراً: ده تا 276- اَلْمَتَابِ: راه بازگشت و توبه 277- اَلاِسْتِعْتَابِ: توبه خواهی 278- نَادَیْتَهُ: ندایش كنی 279- نَاجَیْتَهُ: راز دل گویی 280- فَأَفْضَیْتَ إِلَیْهِ: به سوی او بگو 281- أَبْثَثْتَهُ: بازگویی خواسته 282- هُمُوم: اندوه 283- كُرُوبَ: گرفتگی و غم 284- اِسْتَعَنْتَهُ: یاری خواهی 285- إِعْطَائِهِ: بخشیدن 286- اَلْأَعْمَارِ: ج عمر

61- رحمت فراگیر
در كیفر تو تعجیل نكرده (و آن را به موجب اینكه ممكن است توبه كنى به تأخیر انداخته) هرگز تو را به سبب توبه و انابه سرزنش نمى كند (آن گونه كه انتقام جویان توبه كاران را زیر رگبار ملامت و سرزنش قرار مى دهند) و حتى در آنجا كه رسوایى سزاوار توست تو را رسوا نساخته (آن گونه كه تنگ نظران بى گذشت فوراً اقدام به رسواسازى و افشاگرى درباره خطاكاران مى كنند) و در قبول توبه بر تو سخت نگرفته است (آن گونه كه معمول افراد كوتاه فكر است) و در محاسبه جرایمِ تو دقت و موشكافى نكرده (بلكه به آسانى از آن گذشته است).
62- افزون شدن نیكی‌ها
هیچ گاه تو را از رحمتش مأیوس نساخته (هرچند گناه تو سنگین و بزرگ باشد) بلكه بازگشت تو از گناه را حسنه قرار داده (و از آن مهم تر اینكه) گناه تو را یكى محسوب مى دارد و حسنه ات را ده برابر حساب مى كند و درِ توبه و بازگشت و عذرخواهى را (همیشه) به رویت باز نگه داشته به گونه اى كه هر زمان او را ندا كنى نداى تو را مى شنود و هرگاه با او نجوا نمایى آن را مى داند.
63- طول عمر، سلامتی و وسعت روزی
بنابراین حاجتت را به سویش مى برى و آن چنان كه هستى در پیشگاه او خود را نشان مى دهى، غم و اندوه خود را با وى در میان مى گذارى و حل مشكلات و درد و رنج خود را از او مى خواهى، و در كارهایت از او استعانت مى جویى، مى توانى از خزاین رحمتش چیزهایى را بخواهى كه جز او كسى قادر به اعطاى آن نیست مانند فزونى عمر، سلامتى تن و وسعت روزى.

64- ثُمَّ جَعَلَ فِی یَدَیْكَ مَفَاتِیحَ خَزَائِنِهِ بِمَا أَذِنَ لَكَ فِیهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ فَمَتَى شِئْتَ اِسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعْمَتِهِ وَ اِسْتَمْطَرْتَ شَآبِیبَ رَحْمَتِهِ
65- فَلاَ یُقَنِّطَنَّكَ إِبْطَاءُ إِجَابَتِهِ فَإِنَّ اَلْعَطِیَّةَ عَلَى قَدْرِ اَلنِّیَّةِ وَ رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ اَلْإِجَابَةُ لِیَكُونَ ذَلِكَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ اَلسَّائِلِ وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ اَلْآمِلِ وَ رُبَّمَا سَأَلْتَ اَلشَّیْ ءَ فَلاَ تُؤْتَاهُ وَ أُوتِیتَ خَیْراً مِنْهُ عَاجِلاً أَوْ آجِلاً أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَكَ
66- فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِیهِ هَلاَكُ دِینِكَ لَوْ أُوتِیتَهُ فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِیمَا یَبْقَى لَكَ جَمَالُهُ وَ یُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ فَالْمَالُ لاَ یَبْقَى لَكَ وَ لاَ تَبْقَى لَهُ
67- وَ اِعْلَمْ یَا بنیّ أَنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لاَ لِلدُّنْیَا وَ لِلْفَنَاءِ لاَ لِلْبَقَاءِ وَ لِلْمَوْتِ لاَ لِلْحَیَاةِ وَ أَنَّكَ فِی مَنْزِلِ قُلْعَةٍ وَ دَارِ بُلْغَةٍ وَ طَرِیقٍ إِلَى اَلْآخِرَةِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
287- اِسْتَفْتَحْتَ: خواستن گشودن درب رحمت 288- اِسْتَمْطَرْتَ: ببارد بر تو 289- شَآبِیبَ: باران‌های رحمت 290- فَلا یُقَنِّطَنَّكَ: ناامید مباش 291- إِبْطَاءُ: تأخیر 292- أَجْزَلَ: كامل 293- اَلْآمِلِ: امیدوار 294- فلا تُؤْتَاهُ: پاسخ نمی‌دهد 295- أُوتِیتَ: داده می‌شود 296- عَاجِلاً: زود و سریع 297- آجِلاً: سر موقع، به موقع 298- قُلْعَةٍ: دنیا محل كوچ 299- بُلْغَةٍ: محل دربرگرفتن زاد و توشه

64- درهای نعمت و باران رحمت
سپس خداوند كلیدهاى خزاینش را با اجازه اى كه به تو درباره درخواست از او عطا كرده، در دست تو قرار داده است پس هرگاه خواسته اى داشته باشى مى توانى به وسیله دعا درهاى نعمت پروردگار را بگشایى و باران رحمت او را فرود آورى.
65- دوری از یأس
و هرگز نباید تأخیر اجابت دعا تو را مأیوس كند، زیرا بخشش پروردگار به اندازه نیّت (بندگان) است؛ گاه مى شود كه اجابت دعا به تأخیر مى افتد تا اجر و پاداش درخواست كننده بیشتر گردد و عطاى آرزومندان را فزون تر كند و گاه مى شود چیزى را از خدا مى خواهى و به تو نمى دهد در حالى كه بهتر از آن در كوتاه مدت یا دراز مدت به تو داده خواهد شد یا آن را به چیزى كه براى تو بهتر از آن است تبدیل مى كند.
66- دقت در دعا و درخواست
گاه چیزى از خدا مى خواهى كه اگر به آن برسى مایه هلاك دین توست (و خداوند آن را از تو دریغ مى دارد و چیزى بهتر از آن مى دهد) بنابراین باید تقاضاى تو از خدا همیشه چیزى باشد كه جمال و زیباییش براى تو باقى بماند و وبال و بدیش از تو برود (و بدان مال دنیا این گونه نیست) مال براى تو باقى نمى ماند و تو نیز براى آن باقى نخواهى ماند!
67- منزلگاه ابدی
(پسرم!) بدان تو براى آخرت آفریده شده اى نه براى دنیا، براى فنا نه براى بقا (در این جهان)، براى مرگ نه براى زندگى (در این دنیا) تو در منزلگاهى قرار دارى كه هر لحظه ممكن است از آن كوچ كنى، در سرایى كه باید زاد و توشه از آن برگیرى و راه آخرتِ توست.

* ضرورت یاد مرگ

68- وَ أَنَّكَ طَرِیدُ اَلْمَوْتِ اَلَّذِی لاَ یَنْجُو مِنْهُ هَارِبُهُ (وَ لاَ یَفُوتُهُ طَالِبُهُ ) وَ لاَ بُدَّ أَنَّهُ مُدْرِكُهُ
69- فَكُنْ مِنْهُ عَلَى حَذَرٍ أَنْ یُدْرِكَكَ وَ أَنْتَ عَلَى حَالٍ سَیِّئَةٍ قَدْ كُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَكَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ فَیَحُولَ بَیْنَكَ وَ بَیْنَ ذَلِكَ فَإِذَا أَنْتَ قَدْ أَهْلَكْتَ نَفْسَكَ
70- یَا بُنَیَّ أَكْثِرْ مِنْ ذِكْرِ اَلْمَوْتِ وَ ذِكْرِ مَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ وَ تُفْضِی بَعْدَ اَلْمَوْتِ إِلَیْهِ حَتَّى یَأْتِیَكَ وَ قَدْ أَخَذْتَ مِنْهُ حِذْرَكَ وَ شَدَدْتَ لَهُ أَزْرَكَ وَ لاَ یَأْتِیَكَ بَغْتَةً فَیَبْهَرَكَ
71- وَ إِیَّاكَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَى مِنْ إِخْلاَدِ أَهْلِ اَلدُّنْیَا إِلَیْهَا وَ تَكَالُبِهِمْ عَلَیْهَا فَقَدْ نَبَّأَكَ اَللَّهُ عَنْهَا وَ نَعَتْ لَكَ نَفْسَهَا وَ تَكَشَّفَتْ لَكَ عَنْ مَسَاوِیهَا
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
300- طَرِیدُ: شكار 301- هاربُهُ: فراركننده آن 302- ما تَهْجُم: به سوی آن می‌روی 303- تُفْضِی: قرار گرفتن در آن 304- أَزْرَكَ: كمر همت 305- فَیَبْهَرَكَ: مغلوب سازد 306- إِیَّاكَ: بر تو باد 307- تَغْتَرَّ: فرورفتن و عدم توجه 308- إِخْلاَدِ: علاقه و وابستگی جاودانه 309- تَكَالُبِهِمْ: هجوم حریصانه 310- نَعَتْ: توصیف كرد 311- تَكَشَّفَتْ: پرده برداشته شده 312- مَسَاوِیهَا: بدی‌هایش

68- سرانجام حتمی
و (بدان) تو رانده شده مرگ هستى (و مرگ پیوسته در تعقیب توست و سرانجام تو را شكار خواهد كرد) همان مرگى كه هرگز فرار كننده اى از آن نجات نمى یابد و هركس را او در جستجویش باشد از دست نمى دهد و سرانجام وى را خواهد گرفت.
69- توبه سریع
بنابراین از این بترس كه مرگ زمانى تو را بگیرد كه در حال بدى باشى (حال گناه) در صورتى كه تو پیش از فرا رسیدن مرگ با خویشتن گفتگو مى كردى كه توبه كنى؛ ولى مرگ میان تو و توبه حایل مى شود و اینجاست كه خویشتن را به هلاكت افكنده اى.
70- بیاد مرگ
پسرم! بسیار به یاد مرگ باش و به یاد آنچه به سوى آن مى روى و پس از مرگ در آن قرار مى گیرى به گونه اى كه هرگاه مرگ به سراغ تو آید تو خود را (از هر نظر) آماده ساخته و دامن همت را در برابر آن به كمر بسته باشى. نكند ناگهان بر تو وارد شود و مغلوبت سازد.
71- دوری از حرص و غرور
و سخت بر حذر باش كه دلبستگى‌ها و علاقه شدید دنیاپرستان به دنیا و حمله حریصانه آنها به دنیا، تو را نفریبد و مغرور نسازد زیرا خداوند تو را از وضع دنیا آگاه ساخته و نیز دنیا خودش از فنا و زوالش خبر داده و بدى هایش را براى تو آشكار ساخته است.

* شناخت دنیاپرستان

72- فَإِنَّمَا أَهْلُهَا كِلاَبٌ عَاوِیَةٌ وَ سِبَاعٌ ضَارِیَةٌ یَهِرُّ بَعْضُهَا بَعْضًا وَ یَأْكُلُ عَزِیزُهَا ذَلِیلَهَا وَ یَقْهَرُ كَبِیرُهَا صَغِیرَهَا نَعَمٌ مُعَقَّلَةٌ
73- وَ أُخْرَى مُهْمَلَةٌ قَدْ أَضَلَّتْ عُقُولَهَا وَ رَكِبَتْ مَجْهُولَهَا سُرُوحُ عَاهَةٍ بِوَادٍ وَعْثٍ لَیْسَ لَهَا رَاعٍ یُقِیمُهَا وَ لاَ مُسِیمٌ یُسِیمُهَا
74- سَلَكَتْ بِهِمُ اَلدُّنْیَا طَرِیقَ اَلْعَمَى وَ أَخَذَتْ بِأَبْصَارِهِمْ عَنْ مَنَارِ اَلْهُدَى فَتَاهُوا فِی حَیْرَتِهَا وَ غَرِقُوا فِی نِعْمَتِهَا وَ اِتخَذُوهَا رَبّاً فَلَعِبَتْ بِهِمْ وَ لَعِبُوا بِهَا وَ نَسُوا مَا وَرَاءَهَا
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
313- كِلابْ: سگ 314- عَاوِیَةٌ: درنده 315- سِبَاعٌ: درندگانی 316- ضَارِیَةٌ: وحشی و بی‌رحم 317- یَهِرُّ: هجوم می‌آورند 318- یَقْهَرُ: مغلوب می‌سازند 319- مُعَقَّلَةٌ: دست و پا بسته 320- مُهْمَلَةٌ: رهاشده 321- رَكِبَتْ: گام نهاده 322- سُرُوحُ: جاده‌های 323- عَاهَةٍ: نامعلوم 324- بِوَادٍ: سرزمین 325- وَعْثٍ: پر آفت 326- رَاعٍ: راهبر، چوپان 327- مُسِیمٌ: چراننده 328- اَلْعَمَى: كوری 329- مَنَارِ: چراغ 330- فَتَاهُوا: بیراهه 331- لَعِبَتْ:‌به بازی گرفته

72- دنیا طلبان درنده
جز این نیست كه دنیاپرستان همچون سگ هایى هستند كه پیوسته پارس مى كنند (و براى تصاحب جیفه اى بر سر یكدیگر فریاد مى كشند) یا درندگانى كه در پى دریدن یكدیگرند، در برابر یكدیگر مى غرند، و زوزه مى كشند، زورمندان، ضعیفان را مى خورند و بزرگ ترها كوچك ترها را مغلوب مى سازند یا همچون چهارپایانى هستند كه دست و پایشان (به وسیله مستكبران) بسته شده (و بردگان سرسپرده آنهایند)
73- شهوت پرستان آواره
و گروه دیگرى همچون حیواناتى هستند رها شده در بیابان (شهوات) عقل خود را گم كرده (و راه هاى صحیح را از دست داده اند) و در طرق مجهول و نامعلوم گام گذارده اند. آنها همچون حیواناتى هستند كه در وادى پر از آفتى رها شده و در سرزمین ناهموارى به راه افتاده‌اند نه چوپانى دارند كه آنها را به راه صحیح هدایت كندو نه كسى كه آنها را به چراگاه مناسبى برساند.
74- دنیای بازی دهنده
(در حالى كه) دنیا آنان را در طریق نابینایى به راه انداخته و چشم هایشان را از دیدن نشانه هاى هدایت برگرفته، در نتیجه در وادى حیرت سرگردانند و در نعمت‌ها و زرق و برق هاى دنیا غرق شده اند، دنیا را به عنوان معبود خود برگزیده، و دنیا نیز آنها را به بازى گرفته است و آنها هم به بازى با دنیا سرگرم شده اند و ماوراى آن را به فراموشى سپرده‌اند.