راه تربیت(نامه 31 نهج البلاغه)

محمد موحدی نژاد

* معیارهای روابط اجتماعی

49- فَلَیْسَ یجدُونَ لِشَیْ ءٍ مِنْ ذَلِكَ أَلَماً وَ لاَ یَرَوْنَ نَفَقَةً فِیهِ مَغْرَماً وَ لاَ شَیْ ءَ أَحَبُّ إِلَیْهِمْ مِمَّا قَرَّبَهُمْ مِنْ مَنْزِلِهِمْ وَ أَدْنَاهُمْ مِنْ مَحَلِّهِمْ
50- وَ مَثَلُ مَنِ اِغْتَرَّ بِهَا كَمَثَلِ قَوْمٍ كَانُوا بِمَنْزِلٍ خَصِیبٍ فَنَبَا بِهِمْ إِلَى مَنْزِلٍ جَدِیبٍ فَلَیْسَ شَیْ ءٌ أَكْرَهَ إِلَیْهِمْ وَ لاَ أَفْظَعَ عِنْدَهُمْ مِنْ مُفَارَقَةِ مَا كَانُوا فِیهِ إِلَى مَا یَهْجُمُونَ عَلَیْهِ وَ یَصِیرُونَ إِلَیْهِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
207- فلیس یَجِدُونَ: پیدا نكردند 208- أَلَماً: درد و مشكلات 209- لاَ یَرَوْنَ: نمی‌بینند 210- نَفَقَةً: هزینه‌ها 211- مَغْرَماً: غرامت و ضرر دهی 212- قَرَّبَهُمْ: مورد نظر و تأیید 213- أَدْنَاهُمْ: نزدیكی و خوبی 214- مَحَلِّهِمْ: محل آنها 215- اِغْتَرَّ: گروهی افراد 216- خصیبٍ: پرنعمت 217- جَدیبٍ: خشك و خالی از نعمت 218- لا أَفْظَعَ: ناخوشایندتر و مصیبت‌بارتر 219- مُفَارَقَةِ: جدایی 220- یَهْجُمُونَ: هجوم برند به آن 221- یَصِیرُونَ: و حركت كنند به سوی

49- محبوب‌ترین منزلگاه
به همین دلیل آنها از هیچ یك از این ناراحتى‌ها احساس درد و رنج نمى كنند و هزینه هایى را كه در این طریق مى پردازند از آن ضرر نمى بینند و هیچ چیز براى آنها محبوب تر از آن نیست كه ایشان را به منزلگاهشان نزدیك و به محل آرامششان برساند.
50- منزلگاه پرنعمت
(اما) كسانى كه به دنیا مغرور شده اند همانند مسافرانى هستند كه در منزلى پرنعمت قرار داشته سپس به آنها خبر مى دهند كه باید به سوى منزلگاهى خشك و خالى از نعمت حركت كنند (روشن است كه) نزد آنان چیزى ناخوشایندتر و مصیبت بارتر از مفارقت آنچه در آن بوده اند و حركت به سوى آنچه كه باید به سمت آن روند و سرنوشتى كه در پیش دارند، نیست.

51- یَا بُنَیَّ اِجْعَلْ نَفْسَكَ مِیزَاناً فِیمَا بَیْنَكَ وَ بَیْنَ غَیْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَیْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اِكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا وَ لاَ تَظْلِمْ كَمَا لاَ تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ یَحسَنَ إِلَیْكَ
52- وَ اِسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُ مِنْ غَیْرِكَ وَ اِرْضَ مِنَ اَلنَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِكَ وَ لاَ تَقُلْ مَا لاَ تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ وَ لاَ تَقُلْ مَا لاَ تُحِبُّ أَنْ یُقَالَ لَكَ
53- وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلْإِعْجَابَ ضِدُّ اَلصَّوَابِ وَ آفَةُ اَلْأَلْبَابِ فَاسْعَ فِی كَدْحِكَ وَ لاَ تَكُنْ خَازِناً لِغَیْرِكَ وَ إِذَا أَنْتَ هُدِیتَ لِقَصْدِكَ فَكُنْ أَخْشَعَ مَا تَكُونُ لِرَبِّكَ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
222- اِسْتَقْبِحْ: زشت بشمار برای خود 223- قَلَّ: كمی و اندكی 224- الْاعجَاب: غرور و خودپسندی 225- الصَّوَاب: راستی و درستی 226- اَلْأَلْبَابِ: عقلا 227- فَاسْعَ: كوشش و تلاش 228- كَدْحِكَ: زندگی داشته باشد 229- خَازِناً: ذخیره سازی

51- نیكی به دیگران
پسرم! خویشتن را معیار و مقیاس قضاوت میان خود و دیگران قرار ده. براى دیگران چیزى را دوست دار كه براى خود دوست مى دارى و براى آنها نپسند آنچه را براى خود نمى پسندى. به دیگران ستم نكن همان گونه كه دوست ندارى به تو ستم شود. به دیگران نیكى كن چنان كه دوست دارى به تو نیكى شود.
52- تنظیم روابط با دیگران
آنچه را براى دیگران قبیح مى شمرى براى خودت نیز زشت شمار. و براى مردم راضى شو به آنچه براى خود از سوى آنان راضى مى شوى. آنچه را كه نمى دانى مگو، اگر چه آنچه مى دانى اندك باشد، و آنچه را دوست ندارى درباره تو بگویند، درباره دیگران مگو.
53- تلاش برای زندگی
(پسرم!) بدان كه خودپسندى و غرور، ضد راستى و درست اندیشى و آفت عقل هاست، پس براى تأمین زندگى نهایت تلاش و كوششت را داشته باش (و از آنچه به دست مى آورى در راه خدا انفاق كن و) انباردار دیگران مباش. هرگاه (به لطف الهى) به راه راست هدایت یافتى (شكر پروردگار را فراموش مكن و) در برابر پروردگار خود كاملا خاضع و خاشع باش.

54- وَ اِعْلَمْ أَنَّ أَمَامَكَ طَرِیقاً ذَا مَسَافَةٍ بَعِیدَةٍ وَ مَشَقَّةٍ شَدِیدَةٍ وَ أَنَّهُ لاَ غِنَى بِكَ فِیهِ عَنْ حُسْنِ اَلاِرْتِیَادِ وَ قَدْرِ بَلاَغِكَ مِنَ اَلزَّادِ مَعَ خِفَّةِ اَلظَّهْرِ فَلاَ تَحْمِلَنَّ عَلَى ظَهْرِكَ فَوْقَ طَاقَتِكَ فَیَكُونَ ثِقْلُ ذَلِكَ وَبَالاً عَلَیْكَ
55- وَ إِذَا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ اَلْفَاقَةِ مَنْ یَحْمِلُ لَكَ زَادَكَ إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ فَیُوَافِیكَ بِهِ غَداً حَیْثُ تَحْتَاجُ إِلَیْهِ فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ إِیَّاهُ وَ أَكْثِرْ مِنْ تَزْوِیدِهِ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَیْهِ فَلَعَلَّكَ تَطْلُبُهُ فَلاَ تَجِدُهُ
56- وَ اِغْتَنِمْ مَنِ اِسْتَقْرَضَكَ فِی حَالِ غِنَاكَ لِیَجْعَلَ قَضَاءَهُ لَكَ فِی یَوْمِ عُسْرَتِكَ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
230- أَمَامَكَ: روبروی شما 231- غِنَى: زاد و توشه 232- اَلاِرْتِیَادِ: بایسته، خوب 233- اَلزَّادِ: توشه 234- خِفَّةِ: سنگینی 235- اَلظَّهْرِ: پشت و بار تو 236- ثِقْلُ: سنگینی 237- وبَالاً: سختی و عذاب 238- اَلْفَاقَةِ: مستمند 239- غَداً: فردا 240- تَحْتَاجُ: نیاز داری 241- فَاغْتَنِمْهُ: غنیمت بشمار 242- تَزْوِیدِهِ: بیشتر انفاق كن 243- فَلَعَلَّكَ: پس بر تو است 244- اِسْتَقْرَضَكَ: از تو وام خواست 245- عُسْرَتِكَ: سختی و تنگ دستی

54- نیاز به توشه كافی
(فرزندم!) بدان راهى بس طولانى و پر مشقت در پیش دارى. در این راه (پر خوف و خطر) از كوشش و تلاش صحیح و فراوان و توشه كافى كه تو را به مقصد برساند بى نیاز نیستى، به علاوه باید در این راه سبكبار باشى (تا بتوانى به مقصد برسى) بنابراین بیش از حدِ توانت مسئولیت اموال دنیا را بر دوش مگیر، زیرا سنگینى آن مایه مشقت و وبال تو خواهد بود.
55- توجه به نیازمندان
هرگاه در زمانى كه قدرت دارى نیازمندى را یافتى كه مى تواند زاد و توشه تو را براى روز رستاخیز تو بر دوش گیرد و فردا كه به آن نیازمند مى شوى به تو بازپس گرداند، آن را غنیمت بشمار و (هر چه زودتر) و بیشتر، این زاد و توشه را بر دوش او بگذار، زیرا ممكن است روزى در جستجوى چنین شخصى بر آیى و پیدایش نكنى.
56- بیاد روز نیاز
(همچنین) اگر كسى را پیدا كنى كه در حال غنا و بى نیازیت از تو وام بگیرد و اداى آن را براى روز سختى و تنگدستى تو بگذارد، آن را غنیمنت بشمار!

* تلاش در جمع آوری زاد و توشه

57- وَ اِعْلَمْ أَنَّ أَمَامَكَ عَقَبَةً كَئُوداً اَلْمُخِفُّ فِیهَا أَحْسَنُ حَالاً مِنَ اَلْمُثْقِلِ وَ اَلْمُبْطِئُ عَلَیْهَا أَقْبَحُ حَالاً مِنَ اَلْمُسْرِعِ وَ أَنَّ مَهْبَطَهَا بِكَ لاَ مَحَالَةَ إِمَّا عَلَى جَنَّةٍ أَوْ عَلَى نَارٍ
58- فَارْتَدْ لِنَفْسِكَ قَبْلَ نُزُولِكَ وَ وَطِّئِ اَلْمَنْزِلَ قَبْلَ حُلُولِكَ فَلَیْسَ بَعْدَ اَلْمَوْتِ مُسْتَعْتَبٌ وَ لاَ إِلَى اَلدُّنْیَا مُنْصَرَفٌ
59- وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلَّذِی بِیَدِهِ خَزَائِنُ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِی اَلدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلَ لَكَ بِالْإِجَابَةِ وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِیُعْطِیَكَ وَ تَسْتَرْحِمَهُ لِیَرْحَمَكَ
60- وَ لَمْ یجعَلْ بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ مَنْ یحْجُبُهُ عَنْكَ وَ لَمْ یُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ یَشْفَعُ لَكَ إِلَیْهِ وَ لَمْ یَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ اَلتَّوْبَةِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
246- عَقَبَةً: گردنه‌ها 247- كَئُوداً: صعب العبور 248- اَلْمُخِفُّ: سبك بار 249- اَلْمُثْقِلِ: سنگین بار 250- اَلْمُبْطِئُ: كند رونده 251- اَلْمُسْرِعِ: سریع رونده 252- مَهْبَطَهَا بِكَ: سرانجامش 253- لاَ مَحَالَةَ: ناچاراً 254- وَطِّئِ: آماده كن 255- مُسْتَعْتَبْ: راهی برای عذرخواهی 256- مُنْصَرَفٌ: راه بازگشت 257- بِیَدِهِ: بدست او 258- أَذِنَ: هنگامی كه 259- تَكَفَّلَ لَكَ: به عهده گیری برایت 260- لِیُعْطِیَكَ: اعطا كند به تو 261- تَسْتَرْحِمَهُ: درخواست رحمت كنی 262- یَحْجُبُهُ: فاصله و حجاب 263- وَلَمْ یُلْجِئكَ: تو را مجبور نساخته

57- سنگینی اعمال
(فرزندم!) بدان پیش روى تو گردنه صعب العبورى هست كه سبكباران (براى عبور از آن) حالشان از سنگین باران بهتر است، و كندروان وضعشان بسیار بدتر از شتاب كنندگان است و (بدان كه) نزول تو بعد از عبور از آن گردنه به یقین یا در بهشت است و یا در دوزخ.
58- راه بدون بازگشت
بنابراین پیش از ورودت در آنجا وسایل لازم را براى خویش مهیا ساز و منزلگاه را پیش از نزول، آماده نما، زیرا پس از مرگ راهى براى عذرخواهى نیست و نه طریقى براى بازگشت به دنیا (و جبران گذشته).
59- دعا و اجابت
(فرزندم!) بدان آن كس كه گنج هاى آسمان‌ها و زمین در دست اوست، به تو اجازه دعا و درخواست را داده و اجابتِ آن را تضمین نموده است، به تو امر كرده كه از او بخواهى تا عطایت كند و از او درخواست رحمت كنى تا رحمتش را شامل حال تو گرداند.
60- توبه
خداوند میان تو و خودش كسى را قرار نداده كه در برابر او حجاب تو شود و تو را مجبور نساخته كه به شفیعى پناه برى و خداوند در صورتى كه مرتكب بدى شوى تو را از توبه مانع نشده (و درهاى آن را به روى تو گشوده است).

* نشانه‌های رحمت و استجابت دعا

61- وَ لَمْ یُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ وَ لَمْ یَفْضَحْكَ حَیْثُ اَلْفَضِیحَةُ (بِكَ أَوْلَى) وَ لَمْ یُشَدِّدْ عَلَیْكَ فِی قَبُولِ اَلْإِنَابَةِ وَ لَمْ یُنَاقِشْكَ بِالْجَرِیمَةِ
62- وَ لَمْ یُوئِسْكَ مِنَ اَلرَّحْمَةِ بَلْ جَعَلَ نُزُوعَكَ عَنِ اَلذَّنْبِ حَسَنَةً وَ حَسَبَ سَیِّئَتَكَ وَاحِدَةً وَ حَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْراً وَ فَتَحَ لَكَ بَابَ اَلْمَتَابِ ( وَ بَابَ اَلاِسْتِعْتَابِ ) فَإِذَا نَادَیْتَهُ سَمِعَ نِدَاءَكَ وَ إِذَا نَاجَیْتَهُ عَلِمَ نَجْوَاكَ
63- فَأَفْضَیْتَ إِلَیْهِ بِحَاجَتِكَ وَ أَبْثَثْتَهُ ذَاتَ نَفْسِكَ وَ شَكَوْتَ إِلَیْهِ هُمُومَكَ وَ اِسْتَكْشَفْتَهُ كُرُوبَكَ وَ اِسْتَعَنْتَهُ عَلَى أُمُورِكَ وَ سَأَلْتَهُ مِنْ خَزَائِنِ رَحْمَتِهِ مَا لاَ یَقْدِرُ عَلَى إِعْطَائِهِ غَیْرُهُ مِنْ زِیَادَةِ اَلْأَعْمَارِ وَ صِحَّةِ اَلْأَبْدَانِ وَ سَعَةِ اَلْأَرْزَاقِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
264- لَمْ یُعاجِلْكَ: تعجیل نكرده 265- بِالنِّقْمَةِ: كیفر 266- لَمْ یَفْضَحْكَ: عیب نگرفته بر تو 267- اَلْإِنَابَةِ: برای توبه 268- لَمْ یَفْضَحْكَ: رسوا نساخته 269- اَلْفَضِیحَةُ: رسوایی 270- لم یُنَاقِشْكَ: محاكمه نكرده 271- لم یُوئِسْكَ: نا امید نكرده 272- نُزُوعَكَ: بازشگت تو 273- اَلذَّنْبِ: گناه 274- سَیِّئَتَكَ: گناه 275- عَشْراً: ده تا 276- اَلْمَتَابِ: راه بازگشت و توبه 277- اَلاِسْتِعْتَابِ: توبه خواهی 278- نَادَیْتَهُ: ندایش كنی 279- نَاجَیْتَهُ: راز دل گویی 280- فَأَفْضَیْتَ إِلَیْهِ: به سوی او بگو 281- أَبْثَثْتَهُ: بازگویی خواسته 282- هُمُوم: اندوه 283- كُرُوبَ: گرفتگی و غم 284- اِسْتَعَنْتَهُ: یاری خواهی 285- إِعْطَائِهِ: بخشیدن 286- اَلْأَعْمَارِ: ج عمر

61- رحمت فراگیر
در كیفر تو تعجیل نكرده (و آن را به موجب اینكه ممكن است توبه كنى به تأخیر انداخته) هرگز تو را به سبب توبه و انابه سرزنش نمى كند (آن گونه كه انتقام جویان توبه كاران را زیر رگبار ملامت و سرزنش قرار مى دهند) و حتى در آنجا كه رسوایى سزاوار توست تو را رسوا نساخته (آن گونه كه تنگ نظران بى گذشت فوراً اقدام به رسواسازى و افشاگرى درباره خطاكاران مى كنند) و در قبول توبه بر تو سخت نگرفته است (آن گونه كه معمول افراد كوتاه فكر است) و در محاسبه جرایمِ تو دقت و موشكافى نكرده (بلكه به آسانى از آن گذشته است).
62- افزون شدن نیكی‌ها
هیچ گاه تو را از رحمتش مأیوس نساخته (هرچند گناه تو سنگین و بزرگ باشد) بلكه بازگشت تو از گناه را حسنه قرار داده (و از آن مهم تر اینكه) گناه تو را یكى محسوب مى دارد و حسنه ات را ده برابر حساب مى كند و درِ توبه و بازگشت و عذرخواهى را (همیشه) به رویت باز نگه داشته به گونه اى كه هر زمان او را ندا كنى نداى تو را مى شنود و هرگاه با او نجوا نمایى آن را مى داند.
63- طول عمر، سلامتی و وسعت روزی
بنابراین حاجتت را به سویش مى برى و آن چنان كه هستى در پیشگاه او خود را نشان مى دهى، غم و اندوه خود را با وى در میان مى گذارى و حل مشكلات و درد و رنج خود را از او مى خواهى، و در كارهایت از او استعانت مى جویى، مى توانى از خزاین رحمتش چیزهایى را بخواهى كه جز او كسى قادر به اعطاى آن نیست مانند فزونى عمر، سلامتى تن و وسعت روزى.

64- ثُمَّ جَعَلَ فِی یَدَیْكَ مَفَاتِیحَ خَزَائِنِهِ بِمَا أَذِنَ لَكَ فِیهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ فَمَتَى شِئْتَ اِسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعْمَتِهِ وَ اِسْتَمْطَرْتَ شَآبِیبَ رَحْمَتِهِ
65- فَلاَ یُقَنِّطَنَّكَ إِبْطَاءُ إِجَابَتِهِ فَإِنَّ اَلْعَطِیَّةَ عَلَى قَدْرِ اَلنِّیَّةِ وَ رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ اَلْإِجَابَةُ لِیَكُونَ ذَلِكَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ اَلسَّائِلِ وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ اَلْآمِلِ وَ رُبَّمَا سَأَلْتَ اَلشَّیْ ءَ فَلاَ تُؤْتَاهُ وَ أُوتِیتَ خَیْراً مِنْهُ عَاجِلاً أَوْ آجِلاً أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَكَ
66- فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِیهِ هَلاَكُ دِینِكَ لَوْ أُوتِیتَهُ فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِیمَا یَبْقَى لَكَ جَمَالُهُ وَ یُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ فَالْمَالُ لاَ یَبْقَى لَكَ وَ لاَ تَبْقَى لَهُ
67- وَ اِعْلَمْ یَا بنیّ أَنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لاَ لِلدُّنْیَا وَ لِلْفَنَاءِ لاَ لِلْبَقَاءِ وَ لِلْمَوْتِ لاَ لِلْحَیَاةِ وَ أَنَّكَ فِی مَنْزِلِ قُلْعَةٍ وَ دَارِ بُلْغَةٍ وَ طَرِیقٍ إِلَى اَلْآخِرَةِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
287- اِسْتَفْتَحْتَ: خواستن گشودن درب رحمت 288- اِسْتَمْطَرْتَ: ببارد بر تو 289- شَآبِیبَ: باران‌های رحمت 290- فَلا یُقَنِّطَنَّكَ: ناامید مباش 291- إِبْطَاءُ: تأخیر 292- أَجْزَلَ: كامل 293- اَلْآمِلِ: امیدوار 294- فلا تُؤْتَاهُ: پاسخ نمی‌دهد 295- أُوتِیتَ: داده می‌شود 296- عَاجِلاً: زود و سریع 297- آجِلاً: سر موقع، به موقع 298- قُلْعَةٍ: دنیا محل كوچ 299- بُلْغَةٍ: محل دربرگرفتن زاد و توشه

64- درهای نعمت و باران رحمت
سپس خداوند كلیدهاى خزاینش را با اجازه اى كه به تو درباره درخواست از او عطا كرده، در دست تو قرار داده است پس هرگاه خواسته اى داشته باشى مى توانى به وسیله دعا درهاى نعمت پروردگار را بگشایى و باران رحمت او را فرود آورى.
65- دوری از یأس
و هرگز نباید تأخیر اجابت دعا تو را مأیوس كند، زیرا بخشش پروردگار به اندازه نیّت (بندگان) است؛ گاه مى شود كه اجابت دعا به تأخیر مى افتد تا اجر و پاداش درخواست كننده بیشتر گردد و عطاى آرزومندان را فزون تر كند و گاه مى شود چیزى را از خدا مى خواهى و به تو نمى دهد در حالى كه بهتر از آن در كوتاه مدت یا دراز مدت به تو داده خواهد شد یا آن را به چیزى كه براى تو بهتر از آن است تبدیل مى كند.
66- دقت در دعا و درخواست
گاه چیزى از خدا مى خواهى كه اگر به آن برسى مایه هلاك دین توست (و خداوند آن را از تو دریغ مى دارد و چیزى بهتر از آن مى دهد) بنابراین باید تقاضاى تو از خدا همیشه چیزى باشد كه جمال و زیباییش براى تو باقى بماند و وبال و بدیش از تو برود (و بدان مال دنیا این گونه نیست) مال براى تو باقى نمى ماند و تو نیز براى آن باقى نخواهى ماند!
67- منزلگاه ابدی
(پسرم!) بدان تو براى آخرت آفریده شده اى نه براى دنیا، براى فنا نه براى بقا (در این جهان)، براى مرگ نه براى زندگى (در این دنیا) تو در منزلگاهى قرار دارى كه هر لحظه ممكن است از آن كوچ كنى، در سرایى كه باید زاد و توشه از آن برگیرى و راه آخرتِ توست.