راه تربیت(نامه 31 نهج البلاغه)

محمد موحدی نژاد

* توجه به معنویات

36- فَإِذَا أَیْقَنْتَ أَنْ قَدْ صَفَا قَلْبُكَ فَخَشَعَ وَ تَمَّ رَأْیُكَ فَاجْتَمَعَ وَ كَانَ هَمُّكَ فِی ذَلِكَ هَمّاً وَاحِداً فَانْظُرْ فِیمَا فَسَّرْتُ لَكَ
7- وَ إِنْ أَنْتَ لَمْ یجتمع مِعْ لَكَ مَا تُحِبُّ مِنْ نَفْسِكَ وَ فَرَاغِ نَظَرِكَ وَ فِكْرِكَ فَاعْلَمْ أَنَّكَ إِنَّمَا تخبِطُ اَلْعَشْوَاءَ وَ تَتَوَرَّطُ اَلظَّلْمَاءَ وَ لَیْسَ طَالِبُ اَلدِّینِ مَنْ خَبَطَ وَ لاَ مَنْ خَلَطَ وَ اَلْإِمْسَاكُ عَنْ ذَلِكَ أَمْثَلُ
38- فَتَفَهَّمْ یَا بُنَیَّ وَصِیَّتِی وَ اِعْلَمْ أَنَّ مَالِكَ اَلْمَوْتِ هُوَ مَالِكُ اَلْحَیَاةِ وَ أَنَّ اَلْخَالِقَ هُوَ اَلْمُمِیتُ وَ أَنَّ اَلْمُفْنِی هُوَ اَلْمُعِیدُ وَ أَنَّ اَلْمُبْتَلِیَ هُوَ اَلْمُعَافِی وَ أَنَّ اَلدُّنْیَا لَمْ تَكُنْ لِتَسْتَقِرَّ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
154- خَشَعَ: فروتنی و ترسیدن از خدا 155- تَمَّ: تمام و كمال 156- هَمُّكَ: تلاش تو 157- فَسَّرْتُ: روشن ساختم 158- فَرَاغِ: آسودگی، راحتی 159- تَخْبِطُ: گام می‌نهی 160- اَلْعَشْوَاءَ: نا امن 161- اَلظَّلْمَاءَ: تاریكی 162- خَبَطَ: اشتباه 163- خَلَطَ: سرگردانی 164- اَلْمُفْنِی: نابود كننده 165- اَلْمُعِیدُ: بازگرداننده 166- اَلْمُعَافِی: شفا دهنده

36- تمركز رأی
هرگاه یقین كردى قلب و روحت صفا یافته و در برابر حق خاضع شده و رأیت به كمال پیوسته و تمركز یافته و تصمیم تو در این باره تصمیم واحدى گشته (و از هر چه غیر از آن است صرف نظر كرده اى) در این صورت به آنچه براى تو (در این وصیّت نامه) توضیح داده ام دقت كن (تا نتیجه مطلوب را بگیرى).
37- پرتگاه باطل
و اگر آنچه را در این زمینه دوست مى دارى (از شرایطى كه گفتم) برایت فراهم نشد و فراغت خاطر و آمادگى فكر حاصل نكردى، بدان در طریقى گام مى نهى كه همچون شترى كه چشمانش ضعیف است به سوى پرتگاه پیش مى روى و در میان تاریكى‌ها غوطه‌ور مى شوى و كسى كه گرفتار اشتباه و خلط حق با باطل است نمى تواند طالب دین باشد و با این حال اگر وارد این مرحله نشوى بهتر است.
38- مالك مرگ و حیات
پسرم! در فهم وصیتم دقت نما. بدان مالك مرگ همان مالك حیات است و آفریننده، همان كسى است كه مى میراند و فانى كننده هم اوست كه جهان را از نو نظام مى بخشد و بیمارى دهنده همان شفابخش است و دنیا پابرجا نمى ماند مگر به همان گونه كه خداوند آن را قرار داده است.

39- إِلاَّ عَلَى مَا جَعَلَهَا اَللَّهُ عَلَیْهِ مِنَ اَلنَّعْمَاءِ وَ اَلاِبْتِلاَءِ وَ اَلْجَزَاءِ فِی اَلْمَعَادِ وَ مَا شَاءَ مِمَّا لاَ نَعْلَمُ فَإِنْ أَشْكَلَ عَلَیْكَ شَیْ ءٌ مِنْ ذَلِكَ فَاحْمِلْهُ عَلَى جَهَالَتِكَ بِهِ
40- فَإِنَّكَ أَوَّلَ مَا خُلِقْتَ جَاهِلاً ثُمَّ عُلِّمْتَ وَ مَا أَكْثَرَ مَا تَجْهَلُ مِنَ اَلْأُمُورِ وَ یَتَحَیَّرُ فِیهِ رَأْیُكَ وَ یَضِلُّ فِیهِ بَصَرُكَ ثُمَّ تُبْصِرُهُ بَعْدَ ذَلِكَ
41- فَاعْتَصِمْ بِالَّذِی خَلَقَكَ وَ رَزَقَكَ وَ سَوَّاكَ وَ لْیَكُنْ لَهُ تَعَبُّدُكَ وَ إِلَیْهِ رَغْبَتُكَ وَ مِنْهُ شَفَقَتُكَ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
167- اَلنَّعْمَاءِ: نعمت‌ها 168- فَاحْمِلْهُ: ارتباط بده 169- یَتَحَیَّرُ: گمراهی، سرگردانی 170- یَضِلُّ: عدم دانی 171- تُبْصِرُهُ: آگاهی می‌یابی 172- فَاعْتَصِمْ: پناه بر، كمك خواه

39- تفكر در سرانجام پاداش
گاهى نعمت، گاهى گرفتارى و سرانجام پاداش در روز رستاخیر یا آنچه او خواسته و تو نمى دانى (از كیفرهاى دنیوى) و اگر درباره فهم این امور (و حوادث جهان) امرى بر تو مشكل شد، آن را بر نادانى خود حمل كن (و زبان به اعتراض مگشاى).
40- توجه به حكمت در امور
زیرا تو در آغاز خلقت جاهل و نادان بودى و سپس عالِم و آگاه شدى و چه بسیار است امورى كه هنوز نمى دانى و فكرت در آن متحیر و چشمت در آن خطا مى كند؛ اما پس از مدتى آن را مى بینى (و از حكمت آن آگاه مى شوى).
41- تمسك به رازق
بنابراین به آن كس كه تو را آفریده و روزى داده و آفرینش تو را نظام بخشیده تمسك جوى و تنها او را پرستش كن و رغبت و محبّت تو تنها به او باشد و تنها از (مخالفت) او بترس.

42- وَ اِعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّ أَحَداً لَمْ یُنْبِئْ عَنِ اَللَّهِ (سُبْحَانَهُ) كَمَا أَنْبَأَ عَنْهُ اَلرَّسُولُ صلى الله علیه واله فَارْضَ بِهِ رَائِداً وَ إِلَى اَلنَّجَاةِ قَائِداً
43- فَإِنِّی لَمْ آلُكَ نَصِیحَةً وَ إِنَّكَ لَنْ تَبْلُغَ فِی اَلنَّظَرِ لِنَفْسِكَ وَ إِنِ اِجْتَهَدْتَ مَبْلَغَ نَظَرِی لَكَ
44- وَ اِعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّهُ لَوْ كَانَ لِرَبِّكَ شَرِیكٌ لَأَتَتْكَ رُسُلُهُ وَ لَرَأَیْتَ آثَارَ مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ وَ لَعَرَفْتَ أَفْعَالَهُ وَ صِفَاتِهِ وَ لَكِنَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ كَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
173- یُنْبِئْ: آگاهی دادن 174- أَنْبَأَ: خبر دادن 175- فَارْضَ: بپذیر 176- رَائِداً: راهنما 177- قَائِداً: رهبری 178- لَمْ آلُكَ: كوتاهی نكردم 179- لَأَتَتْكَ: به سوی تو می‌آمد 180- لَعَرَفْتَ: می‌شناختی تو

42- پیامبر(ص) و راه نجات و رستگاری
پسرم! بدان هیچ كس از خدا همچون پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) خبر نیاورده (و احكام خدا را همانند او بیان نكرده است) بنابراین او را به عنوان رهبر خود بپذیر و در طریق نجات و رستگارى، وى را قائد خویش انتخاب كن.
43- خیرخواهی برای فرزندان
من از هیچ اندرزى درباره تو كوتاهى نكردم و تو هرقدر براى آگاهى از صلاح و مصلحت خویش كوشش كنى به آن اندازه كه من درباره تو تشخیص داده ام نخواهى رسید.
44- وحدانیت خداوند
پسرم! بدان اگر پروردگارت شریكى داشت، رسولان او به سوى تو مى آمدند و آثار ملك و قدرتش را مى دیدى و افعال و صفاتش را مى‌شناختی، ولى او خداوندى یگانه است همان گونه كه خودش را به این صفت توصیف كرده است.

* آخرت گرایی

45- لاَ یُضَادُّهُ فِی مُلْكِهِ أَحَدٌ وَ لاَ یَزُولُ أَبَداً وَ لَمْ یَزَلْ أَوَّلٌ قَبْلَ اَلْأَشْیَاءِ بِلاَ أَوَّلِیَّةٍ وَ آخِرٌ بَعْدَ اَلْأَشْیَاءِ بِلاَ نِهَایَةٍ عَظُمَ عَنْ أَنْ تَثْبُتَ رُبُوبِیَّتُهُ بِإِحَاطَةِ قَلْبٍ أَوْ بَصَرٍ
46- فَإِذَا عَرَفْتَ ذَلِكَ فَافْعَلْ كَمَا یَنْبَغِی لِمِثْلِكَ أَنْ یَفْعَلَهُ فِی صِغَرِ خَطَرِهِ وَ قِلَّةِ مَقْدُرَتِهِ وَ كَثْرَةِ عَجْزِهِ و عَظِیمِ حَاجَتِهِ إِلَى رَبِّهِ فِی طَلَبِ طَاعَتِهِ وَ اَلرَّهْبَةِ مِنْ عُقُوبَتِهِ وَ اَلشَّفَقَةِ مِنْ سُخْطِهِ فَإِنَّهُ لَمْ یَأْمُرْكَ إِلاَّ بحسَنٍ وَ لَمْ یَنْهَكَ إِلاَّ عَنْ قَبِیحٍ
47- یَا بُنَیَّ إِنِّی قَدْ أَنْبَأْتُكَ عَنِ اَلدُّنْیَا وَ حَالِهَا وَ زَوَالِهَا وَ اِنْتِقَالِهَا وَ أَنْبَأْتُكَ عَنِ اَلْآخِرَةِ وَ مَا أُعِدَّ لِأَهْلِهَا فِیهَا وَ ضَرَبْتُ لَكَ فِیهِمَا اَلْأَمْثَالَ لِتَعْتَبِرَ بِهَا وَ تحذُوَ عَلَیْهَا
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
181- لاَ یُضَادُّهُ: با او مخالفت و ضدیّت 182- لاَ یَزُولُ: زایل نخواهد شد 183- أَبَداً: هیچ‌وقت 184- عَظُمَ: بزرگ مرتبه است 185- بِإِحَاطَةِ: درك و تسلط 186- یَنْبَغِی: سزاوار است 187- مَقْدُرَتِهِ: توانایی او 188- طَاعَتِهِ: بندگی و اطاعت 189- اَلرَّهْبَةِ: ترسان 190- عُقُوبَتِهِ: عذاب و عقوبت او 191- سُخْطِهِ: خشم او 192- لَمْ یَنْهَكَ: نهی نفرموده 193- أُعِدَّ: فراهم شده 194- لِتَعْتَبِرَ بِهَا: پند پذیری تو به واسطه آن 195- تَحْذُوَ: آموزش ببینی

45- توجه به سرسلسله هستی
هیچ كس در ملك و مملكتش با او ضدیت نمى كند و هرگز زایل نخواهد شد و همواره بوده است. او سرسلسله هستى است بى آنكه آغازى داشته باشد و آخرین آنهاست بى آنكه پایانى برایش تصور شود. بزرگ تر از آن است كه ربوبیتش در احاطه فكر یا چشم قرار گیرد.
46- كوشش در عمل
حال كه این حقیقت را شناختى، در عمل بكوش آن چنان كه سزاوارِ مانند توست از نظر كوچكى قدر ومنزلت و كمى قدرت و فزونى عجز و نیاز شدیدت به پروردگارت. در راه اطاعتش بكوش، ازعقوبتش برحذر باش و از خشمش بیمناك، زیرا او تو را جز به نیكى امر نكرده و جز از قبیح و زشتى باز نداشته است.
47- عبرت از دنیا
فرزندم! من تو را از دنیا و حالات آن و زوال و دگرگونیش آگاه ساختم و از آخرت و آنچه براى اهلش در آن مهیا شده مطلع كردم و درباره هر دو برایت مثال هایى زدم تا به وسیله آن عبرت گیرى و در راه صحیح گام نهى.

48- إِنَّمَا مَثَلُ مَنْ خَبَرَ اَلدُّنْیَا كَمَثَلِ قَوْمٍ سَفْرٍ نَبَا بِهِمْ مَنْزِلٌ جَدِیبٌ فَأَمُّوا مَنْزِلاً خَصِیباً وَ جَنَاباً مَرِیعاً فَاحْتَمَلُوا وَعْثَاءَ اَلطَّرِیقِ وَ فِرَاقَ اَلصَّدِیقِ وَ خُشُونَةَ اَلسَّفَرِ وَ جُشُوبَةَ اَلمَطْعَمِ لِیَأْتُوا سَعَةَ دَارِهِمْ وَ مَنْزِلَ قَرَارِهِمْ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
196- جَدِیبٌ: بی‌آب و علف و خشك 197- فَأَمُّوا: قصد كوچ دارند 198- خَصِیباً: آسایش 199- جَنَاباً: مناسب 200- مَرِیعاً: گوارا 201- فَاحْتَمَلُوا: پس تحمل كنند 202- و َعْثَاءَ اَلطَّرِیقِ: سختی سفر 203- خُشُونَةَ: سختی و خشونت 204- جُشُوبَةَ: هزینه‌های مصرف شده 205- لِیَأْتُوا: پرداخته شده 206- سَعَةَ: زیادی وسعت

48- منزلگاه آرام
كسانى كه دنیا را خوب آزموده اند (مى دانند كه آنها) همچون مسافرانى هستند كه در منزلگاهى بى آب و آبادى وارد شده‌اند (كه قابل زیستن و ماندن نیست) لذا تصمیم گرفته اند به سوى منزلى پرنعمت و ناحیه اى راحت (براى زیستن) حركت كنند، از این رو (آنها براى رسیدن به آن منزل) مشقت راه را متحمل شده و فراق دوستان را پذیرفته و خشونت‌ها و سختى هاى سفر و غذاهاى ناگوار را (با جان و دل) قبول نموده اند تا به خانه وسیع و منزلگاه آرامشان گام نهند.

* معیارهای روابط اجتماعی

49- فَلَیْسَ یجدُونَ لِشَیْ ءٍ مِنْ ذَلِكَ أَلَماً وَ لاَ یَرَوْنَ نَفَقَةً فِیهِ مَغْرَماً وَ لاَ شَیْ ءَ أَحَبُّ إِلَیْهِمْ مِمَّا قَرَّبَهُمْ مِنْ مَنْزِلِهِمْ وَ أَدْنَاهُمْ مِنْ مَحَلِّهِمْ
50- وَ مَثَلُ مَنِ اِغْتَرَّ بِهَا كَمَثَلِ قَوْمٍ كَانُوا بِمَنْزِلٍ خَصِیبٍ فَنَبَا بِهِمْ إِلَى مَنْزِلٍ جَدِیبٍ فَلَیْسَ شَیْ ءٌ أَكْرَهَ إِلَیْهِمْ وَ لاَ أَفْظَعَ عِنْدَهُمْ مِنْ مُفَارَقَةِ مَا كَانُوا فِیهِ إِلَى مَا یَهْجُمُونَ عَلَیْهِ وَ یَصِیرُونَ إِلَیْهِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
207- فلیس یَجِدُونَ: پیدا نكردند 208- أَلَماً: درد و مشكلات 209- لاَ یَرَوْنَ: نمی‌بینند 210- نَفَقَةً: هزینه‌ها 211- مَغْرَماً: غرامت و ضرر دهی 212- قَرَّبَهُمْ: مورد نظر و تأیید 213- أَدْنَاهُمْ: نزدیكی و خوبی 214- مَحَلِّهِمْ: محل آنها 215- اِغْتَرَّ: گروهی افراد 216- خصیبٍ: پرنعمت 217- جَدیبٍ: خشك و خالی از نعمت 218- لا أَفْظَعَ: ناخوشایندتر و مصیبت‌بارتر 219- مُفَارَقَةِ: جدایی 220- یَهْجُمُونَ: هجوم برند به آن 221- یَصِیرُونَ: و حركت كنند به سوی

49- محبوب‌ترین منزلگاه
به همین دلیل آنها از هیچ یك از این ناراحتى‌ها احساس درد و رنج نمى كنند و هزینه هایى را كه در این طریق مى پردازند از آن ضرر نمى بینند و هیچ چیز براى آنها محبوب تر از آن نیست كه ایشان را به منزلگاهشان نزدیك و به محل آرامششان برساند.
50- منزلگاه پرنعمت
(اما) كسانى كه به دنیا مغرور شده اند همانند مسافرانى هستند كه در منزلى پرنعمت قرار داشته سپس به آنها خبر مى دهند كه باید به سوى منزلگاهى خشك و خالى از نعمت حركت كنند (روشن است كه) نزد آنان چیزى ناخوشایندتر و مصیبت بارتر از مفارقت آنچه در آن بوده اند و حركت به سوى آنچه كه باید به سمت آن روند و سرنوشتى كه در پیش دارند، نیست.

51- یَا بُنَیَّ اِجْعَلْ نَفْسَكَ مِیزَاناً فِیمَا بَیْنَكَ وَ بَیْنَ غَیْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَیْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اِكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا وَ لاَ تَظْلِمْ كَمَا لاَ تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ یَحسَنَ إِلَیْكَ
52- وَ اِسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُ مِنْ غَیْرِكَ وَ اِرْضَ مِنَ اَلنَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِكَ وَ لاَ تَقُلْ مَا لاَ تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ وَ لاَ تَقُلْ مَا لاَ تُحِبُّ أَنْ یُقَالَ لَكَ
53- وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلْإِعْجَابَ ضِدُّ اَلصَّوَابِ وَ آفَةُ اَلْأَلْبَابِ فَاسْعَ فِی كَدْحِكَ وَ لاَ تَكُنْ خَازِناً لِغَیْرِكَ وَ إِذَا أَنْتَ هُدِیتَ لِقَصْدِكَ فَكُنْ أَخْشَعَ مَا تَكُونُ لِرَبِّكَ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
222- اِسْتَقْبِحْ: زشت بشمار برای خود 223- قَلَّ: كمی و اندكی 224- الْاعجَاب: غرور و خودپسندی 225- الصَّوَاب: راستی و درستی 226- اَلْأَلْبَابِ: عقلا 227- فَاسْعَ: كوشش و تلاش 228- كَدْحِكَ: زندگی داشته باشد 229- خَازِناً: ذخیره سازی

51- نیكی به دیگران
پسرم! خویشتن را معیار و مقیاس قضاوت میان خود و دیگران قرار ده. براى دیگران چیزى را دوست دار كه براى خود دوست مى دارى و براى آنها نپسند آنچه را براى خود نمى پسندى. به دیگران ستم نكن همان گونه كه دوست ندارى به تو ستم شود. به دیگران نیكى كن چنان كه دوست دارى به تو نیكى شود.
52- تنظیم روابط با دیگران
آنچه را براى دیگران قبیح مى شمرى براى خودت نیز زشت شمار. و براى مردم راضى شو به آنچه براى خود از سوى آنان راضى مى شوى. آنچه را كه نمى دانى مگو، اگر چه آنچه مى دانى اندك باشد، و آنچه را دوست ندارى درباره تو بگویند، درباره دیگران مگو.
53- تلاش برای زندگی
(پسرم!) بدان كه خودپسندى و غرور، ضد راستى و درست اندیشى و آفت عقل هاست، پس براى تأمین زندگى نهایت تلاش و كوششت را داشته باش (و از آنچه به دست مى آورى در راه خدا انفاق كن و) انباردار دیگران مباش. هرگاه (به لطف الهى) به راه راست هدایت یافتى (شكر پروردگار را فراموش مكن و) در برابر پروردگار خود كاملا خاضع و خاشع باش.

54- وَ اِعْلَمْ أَنَّ أَمَامَكَ طَرِیقاً ذَا مَسَافَةٍ بَعِیدَةٍ وَ مَشَقَّةٍ شَدِیدَةٍ وَ أَنَّهُ لاَ غِنَى بِكَ فِیهِ عَنْ حُسْنِ اَلاِرْتِیَادِ وَ قَدْرِ بَلاَغِكَ مِنَ اَلزَّادِ مَعَ خِفَّةِ اَلظَّهْرِ فَلاَ تَحْمِلَنَّ عَلَى ظَهْرِكَ فَوْقَ طَاقَتِكَ فَیَكُونَ ثِقْلُ ذَلِكَ وَبَالاً عَلَیْكَ
55- وَ إِذَا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ اَلْفَاقَةِ مَنْ یَحْمِلُ لَكَ زَادَكَ إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ فَیُوَافِیكَ بِهِ غَداً حَیْثُ تَحْتَاجُ إِلَیْهِ فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ إِیَّاهُ وَ أَكْثِرْ مِنْ تَزْوِیدِهِ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَیْهِ فَلَعَلَّكَ تَطْلُبُهُ فَلاَ تَجِدُهُ
56- وَ اِغْتَنِمْ مَنِ اِسْتَقْرَضَكَ فِی حَالِ غِنَاكَ لِیَجْعَلَ قَضَاءَهُ لَكَ فِی یَوْمِ عُسْرَتِكَ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
230- أَمَامَكَ: روبروی شما 231- غِنَى: زاد و توشه 232- اَلاِرْتِیَادِ: بایسته، خوب 233- اَلزَّادِ: توشه 234- خِفَّةِ: سنگینی 235- اَلظَّهْرِ: پشت و بار تو 236- ثِقْلُ: سنگینی 237- وبَالاً: سختی و عذاب 238- اَلْفَاقَةِ: مستمند 239- غَداً: فردا 240- تَحْتَاجُ: نیاز داری 241- فَاغْتَنِمْهُ: غنیمت بشمار 242- تَزْوِیدِهِ: بیشتر انفاق كن 243- فَلَعَلَّكَ: پس بر تو است 244- اِسْتَقْرَضَكَ: از تو وام خواست 245- عُسْرَتِكَ: سختی و تنگ دستی

54- نیاز به توشه كافی
(فرزندم!) بدان راهى بس طولانى و پر مشقت در پیش دارى. در این راه (پر خوف و خطر) از كوشش و تلاش صحیح و فراوان و توشه كافى كه تو را به مقصد برساند بى نیاز نیستى، به علاوه باید در این راه سبكبار باشى (تا بتوانى به مقصد برسى) بنابراین بیش از حدِ توانت مسئولیت اموال دنیا را بر دوش مگیر، زیرا سنگینى آن مایه مشقت و وبال تو خواهد بود.
55- توجه به نیازمندان
هرگاه در زمانى كه قدرت دارى نیازمندى را یافتى كه مى تواند زاد و توشه تو را براى روز رستاخیز تو بر دوش گیرد و فردا كه به آن نیازمند مى شوى به تو بازپس گرداند، آن را غنیمت بشمار و (هر چه زودتر) و بیشتر، این زاد و توشه را بر دوش او بگذار، زیرا ممكن است روزى در جستجوى چنین شخصى بر آیى و پیدایش نكنى.
56- بیاد روز نیاز
(همچنین) اگر كسى را پیدا كنى كه در حال غنا و بى نیازیت از تو وام بگیرد و اداى آن را براى روز سختى و تنگدستى تو بگذارد، آن را غنیمنت بشمار!