راه تربیت(نامه 31 نهج البلاغه)

محمد موحدی نژاد

* روش تربیت فرزند

28- وَ رَأَیْتُ حَیْثُ عَنَانِی مِنْ أَمْرِكَ مَا یَعْنِی اَلْوَالِدَ اَلشَّفِیقَ وَ أَجْمَعْتُ عَلَیْهِ مِنْ أَدَبِكَ أَنْ یَكُونَ ذَلِكَ وَ أَنْتَ مُقْبِلُ اَلْعُمُرِ وَ مُقْتَبِلُ اَلدَّهْرِ ذُو نِیَّةٍ سَلِیمَةٍ وَ نَفْسٍ صَافِیَةٍ
29- وَ أَنْ أَبْتَدِئَكَ بِتَعْلِیمِ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِیلِهِ وَ شَرَائِعِ اَلْإِسْلاَمِ وَ أَحْكَامِهِ وَ حَلاَلِهِ وَ حَرَامِهِ لاَ أُجَاوِزُ ذَلِكَ بِكَ إِلَى غَیْرِهِ
30- ثُمَّ أَشْفَقْتُ أَنْ یَلْتَبِسَ عَلَیْكَ مَا اِخْتَلَفَ اَلنَّاسُ فِیهِ مِنْ أَهْوَائِهِمْ وَ آرَائِهِمْ مِثْلَ اَلَّذِی اِلْتَبَسَ عَلَیْهِمْ فَكَانَ إِحْكَامُ ذَلِكَ عَلَى مَا كَرِهْتُ مِنْ تَنْبِیهِكَ لَهُ أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْ إِسْلاَمِكَ إِلَى أَمْرٍ لاَ آمَنُ عَلَیْكَ بِهِ اَلْهَلَكَةَ
31- وَ رَجَوْتُ أَنْ یُوَفِّقَكَ اَللَّهُ فِیهِ لِرُشْدِكَ وَ أَنْ یَهْدِیَكَ لِقَصْدِكَ فَعَهِدْتُ إِلَیْكَ وَصِیَّتِی هَذِهِ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
145- أَشْفَقْتُ: ترسیدم 146- یَلْتَبِسَ: دچار اشتباه گردانیده
28- همت بر تربیت فرزندان
و همان گونه كه یك پدر مهربان بهترین نیكى‌ها را براى فرزندش مى خواهد من نیز صلاح دیدم كه تو را به این وسیله تربیت كنم و همت خود را بر آن گماشتم، چرا كه عمر تو رو به پیش است و روزگارت رو به جلو و داراى نیّتى سالم و روحى باصفا هستى.
29- تعلیم حلال و حرام
و چنین دیدم كه در آغاز، كتاب خدا را همراه تفسیر و اصول و احكامش و حلال و حرام آن، به تو تعلیم دهم و تو را به سراغ چیزى غیر از آن (كه ممكن است منشأ گمراهى شود) نفرستم.
30- دوری از هوس و عقاید باطل
سپس از این ترسیدم كه آنچه بر مردم بر اثر پیروى هوا و هوس و عقاید باطل مشتبه شده و در آن اختلاف كرده اند، بر تو نیز مشتبه گردد لذا روشن ساختن این قسمت را بر خود لازم دانستم هرچند مایل نبودم آن (شبهات) را آشكارا بیان كنم ولى ذكر آنها نزد من محبوب تر از آن بود كه تو را تسلیم امرى سازم كه از هلاكت آن ایمن نباشم.
31- هدایت الهی
امیدوارم خداوند تو را در طریق رشد و صلاح، توفیق دهد و به راهى كه در خورِ توست هدایتت كند به همین دلیل این وصیتم را براى تو بیان كردم.

32- وَ اِعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّ أَحَبَّ مَا أَنْتَ آخِذٌ بِهِ إِلَیَّ مِنْ وَصِیَّتِی تَقْوَى اَللَّهِ وَ اَلاِقْتِصَارُ عَلَى مَا فَرَضَهُ اَللَّهُ عَلَیْكَ وَ اَلْأَخْذُ بِمَا مَضَى عَلَیْهِ اَلْأَوَّلُونَ مِنْ آبَائِكَ وَ اَلصَّالِحُونَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِكَ
33- فَإِنَّهُمْ لَمْ یَدَعُوا أَنْ نَظَرُوا لِأَنْفُسِهِمْ كَمَا أَنْتَ نَاظِرٌ وَ فَكَّرُوا كَمَا أَنْتَ مُفَكِّرٌ ثُمَّ رَدَّهُمْ آخِرُ ذَلِكَ إِلَى اَلْأَخْذِ بِمَا عَرَفُوا وَ اَلْإِمْسَاكِ عَمَّا لَمْ یُكَلَّفُوا
34- فَإِنْ أَبَتْ نَفْسُكَ أَنْ تَقْبَلَ ذَلِكَ دُونَ أَنْ تَعْلَمَ كَمَا عَلِمُوا فَلْیَكُنْ طَلَبُكَ ذَلِكَ بِتَفَهُّمٍ وَ تَعَلُّمٍ لاَ بِتَوَرُّطِ اَلشُّبُهَاتِ وَ غُلُوِّ اَلْخُصُومَاتِ
35- وَ اِبْدَأْ قَبْلَ نَظَرِكَ فِی ذَلِكَ بِالاِسْتِعَانَةِ بِإِلَهِكَ وَ اَلرَّغْبَةِ إِلَیْهِ فِی تَوْفِیقِكَ وَ تَرْكِ كُلِّ شَائِبَةٍ أَوْلَجَتْكَ فِی شُبْهَةٍ أَوْ أَسْلَمَتْكَ إِلَى ضَلاَلَةٍ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
147- اَلاِقْتِصَارُ: بسنده كردن 148- فَلْیَكُنْ: پس باش 149- طَلَبُكَ: خواسته‌ات 150- تَوَرُّطِ: در افتادن 151- غُلُوِّ: بالا بردن، زیاد گرفتن 152- شَائِبَةٍ: دچار سازد، نزدیك كند 153- لَجَتْكَ: گمراه سازد تو را

32- تقوا محبوب صالحان
پسرم! بدان محبوب ترین چیزى كه از میان وصایایم باید به آن تمسك جویى، تقوا و پرهیزكارى است و اكتفا به آنچه خداوند بر تو فرض و لازم شمرده است و حركت در راهى كه پدرانت در گذشته آن را پیموده اند و صالحان از خاندانت از آن راه رفته‌اند.
33- استفاده از تجارب دیگران
زیرا همان گونه كه تو درباره خویش نظر مى كنى آنها نیز درباره خود نظر كرده اند و آن گونه كه تو (براى صلاح خویشتن) مى اندیشى آنها نیز مى اندیشیدند (با این تفاوت كه آنها تجارب خود را براى توبه یادگار گذاشته اند)
سرانجام فكر و اندیشه، آنها را به جایى رسانید كه آنچه را به خوبى شناخته اند بگیرند و آنچه را (كه مبهم است و) به آن مكلف نیستند رها سازند.
34- دوری از شبهات و دشمنی‌ها
اگر روح و جان تو از قبول آن ابا دارد و مى خواهى كه تا آگاه نشوى اقدام نكنى مى بایست (از طریق صحیح این راه را بپویى و) این خواسته با فهم و دقت و تعلم باشد نه از طریق فرو رفتن در شبهات و تمسك جستن به دشمنى‌ها و خصومت ها.
35- توفیق و كمك الهی
(اضافه بر این) پیش از آنكه در طریق آگاهى در این امور گام نهى از خداوندت استعانت بجوى و براى توفیق، رغبت و میل، نشان ده و از هر گونه عاملى كه موجب خلل در افكار تو شود یا تو را به شبهه اى افكند یا تسلیم گمراهى كند بپرهیز.

* توجه به معنویات

36- فَإِذَا أَیْقَنْتَ أَنْ قَدْ صَفَا قَلْبُكَ فَخَشَعَ وَ تَمَّ رَأْیُكَ فَاجْتَمَعَ وَ كَانَ هَمُّكَ فِی ذَلِكَ هَمّاً وَاحِداً فَانْظُرْ فِیمَا فَسَّرْتُ لَكَ
7- وَ إِنْ أَنْتَ لَمْ یجتمع مِعْ لَكَ مَا تُحِبُّ مِنْ نَفْسِكَ وَ فَرَاغِ نَظَرِكَ وَ فِكْرِكَ فَاعْلَمْ أَنَّكَ إِنَّمَا تخبِطُ اَلْعَشْوَاءَ وَ تَتَوَرَّطُ اَلظَّلْمَاءَ وَ لَیْسَ طَالِبُ اَلدِّینِ مَنْ خَبَطَ وَ لاَ مَنْ خَلَطَ وَ اَلْإِمْسَاكُ عَنْ ذَلِكَ أَمْثَلُ
38- فَتَفَهَّمْ یَا بُنَیَّ وَصِیَّتِی وَ اِعْلَمْ أَنَّ مَالِكَ اَلْمَوْتِ هُوَ مَالِكُ اَلْحَیَاةِ وَ أَنَّ اَلْخَالِقَ هُوَ اَلْمُمِیتُ وَ أَنَّ اَلْمُفْنِی هُوَ اَلْمُعِیدُ وَ أَنَّ اَلْمُبْتَلِیَ هُوَ اَلْمُعَافِی وَ أَنَّ اَلدُّنْیَا لَمْ تَكُنْ لِتَسْتَقِرَّ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
154- خَشَعَ: فروتنی و ترسیدن از خدا 155- تَمَّ: تمام و كمال 156- هَمُّكَ: تلاش تو 157- فَسَّرْتُ: روشن ساختم 158- فَرَاغِ: آسودگی، راحتی 159- تَخْبِطُ: گام می‌نهی 160- اَلْعَشْوَاءَ: نا امن 161- اَلظَّلْمَاءَ: تاریكی 162- خَبَطَ: اشتباه 163- خَلَطَ: سرگردانی 164- اَلْمُفْنِی: نابود كننده 165- اَلْمُعِیدُ: بازگرداننده 166- اَلْمُعَافِی: شفا دهنده

36- تمركز رأی
هرگاه یقین كردى قلب و روحت صفا یافته و در برابر حق خاضع شده و رأیت به كمال پیوسته و تمركز یافته و تصمیم تو در این باره تصمیم واحدى گشته (و از هر چه غیر از آن است صرف نظر كرده اى) در این صورت به آنچه براى تو (در این وصیّت نامه) توضیح داده ام دقت كن (تا نتیجه مطلوب را بگیرى).
37- پرتگاه باطل
و اگر آنچه را در این زمینه دوست مى دارى (از شرایطى كه گفتم) برایت فراهم نشد و فراغت خاطر و آمادگى فكر حاصل نكردى، بدان در طریقى گام مى نهى كه همچون شترى كه چشمانش ضعیف است به سوى پرتگاه پیش مى روى و در میان تاریكى‌ها غوطه‌ور مى شوى و كسى كه گرفتار اشتباه و خلط حق با باطل است نمى تواند طالب دین باشد و با این حال اگر وارد این مرحله نشوى بهتر است.
38- مالك مرگ و حیات
پسرم! در فهم وصیتم دقت نما. بدان مالك مرگ همان مالك حیات است و آفریننده، همان كسى است كه مى میراند و فانى كننده هم اوست كه جهان را از نو نظام مى بخشد و بیمارى دهنده همان شفابخش است و دنیا پابرجا نمى ماند مگر به همان گونه كه خداوند آن را قرار داده است.

39- إِلاَّ عَلَى مَا جَعَلَهَا اَللَّهُ عَلَیْهِ مِنَ اَلنَّعْمَاءِ وَ اَلاِبْتِلاَءِ وَ اَلْجَزَاءِ فِی اَلْمَعَادِ وَ مَا شَاءَ مِمَّا لاَ نَعْلَمُ فَإِنْ أَشْكَلَ عَلَیْكَ شَیْ ءٌ مِنْ ذَلِكَ فَاحْمِلْهُ عَلَى جَهَالَتِكَ بِهِ
40- فَإِنَّكَ أَوَّلَ مَا خُلِقْتَ جَاهِلاً ثُمَّ عُلِّمْتَ وَ مَا أَكْثَرَ مَا تَجْهَلُ مِنَ اَلْأُمُورِ وَ یَتَحَیَّرُ فِیهِ رَأْیُكَ وَ یَضِلُّ فِیهِ بَصَرُكَ ثُمَّ تُبْصِرُهُ بَعْدَ ذَلِكَ
41- فَاعْتَصِمْ بِالَّذِی خَلَقَكَ وَ رَزَقَكَ وَ سَوَّاكَ وَ لْیَكُنْ لَهُ تَعَبُّدُكَ وَ إِلَیْهِ رَغْبَتُكَ وَ مِنْهُ شَفَقَتُكَ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
167- اَلنَّعْمَاءِ: نعمت‌ها 168- فَاحْمِلْهُ: ارتباط بده 169- یَتَحَیَّرُ: گمراهی، سرگردانی 170- یَضِلُّ: عدم دانی 171- تُبْصِرُهُ: آگاهی می‌یابی 172- فَاعْتَصِمْ: پناه بر، كمك خواه

39- تفكر در سرانجام پاداش
گاهى نعمت، گاهى گرفتارى و سرانجام پاداش در روز رستاخیر یا آنچه او خواسته و تو نمى دانى (از كیفرهاى دنیوى) و اگر درباره فهم این امور (و حوادث جهان) امرى بر تو مشكل شد، آن را بر نادانى خود حمل كن (و زبان به اعتراض مگشاى).
40- توجه به حكمت در امور
زیرا تو در آغاز خلقت جاهل و نادان بودى و سپس عالِم و آگاه شدى و چه بسیار است امورى كه هنوز نمى دانى و فكرت در آن متحیر و چشمت در آن خطا مى كند؛ اما پس از مدتى آن را مى بینى (و از حكمت آن آگاه مى شوى).
41- تمسك به رازق
بنابراین به آن كس كه تو را آفریده و روزى داده و آفرینش تو را نظام بخشیده تمسك جوى و تنها او را پرستش كن و رغبت و محبّت تو تنها به او باشد و تنها از (مخالفت) او بترس.

42- وَ اِعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّ أَحَداً لَمْ یُنْبِئْ عَنِ اَللَّهِ (سُبْحَانَهُ) كَمَا أَنْبَأَ عَنْهُ اَلرَّسُولُ صلى الله علیه واله فَارْضَ بِهِ رَائِداً وَ إِلَى اَلنَّجَاةِ قَائِداً
43- فَإِنِّی لَمْ آلُكَ نَصِیحَةً وَ إِنَّكَ لَنْ تَبْلُغَ فِی اَلنَّظَرِ لِنَفْسِكَ وَ إِنِ اِجْتَهَدْتَ مَبْلَغَ نَظَرِی لَكَ
44- وَ اِعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّهُ لَوْ كَانَ لِرَبِّكَ شَرِیكٌ لَأَتَتْكَ رُسُلُهُ وَ لَرَأَیْتَ آثَارَ مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ وَ لَعَرَفْتَ أَفْعَالَهُ وَ صِفَاتِهِ وَ لَكِنَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ كَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
173- یُنْبِئْ: آگاهی دادن 174- أَنْبَأَ: خبر دادن 175- فَارْضَ: بپذیر 176- رَائِداً: راهنما 177- قَائِداً: رهبری 178- لَمْ آلُكَ: كوتاهی نكردم 179- لَأَتَتْكَ: به سوی تو می‌آمد 180- لَعَرَفْتَ: می‌شناختی تو

42- پیامبر(ص) و راه نجات و رستگاری
پسرم! بدان هیچ كس از خدا همچون پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) خبر نیاورده (و احكام خدا را همانند او بیان نكرده است) بنابراین او را به عنوان رهبر خود بپذیر و در طریق نجات و رستگارى، وى را قائد خویش انتخاب كن.
43- خیرخواهی برای فرزندان
من از هیچ اندرزى درباره تو كوتاهى نكردم و تو هرقدر براى آگاهى از صلاح و مصلحت خویش كوشش كنى به آن اندازه كه من درباره تو تشخیص داده ام نخواهى رسید.
44- وحدانیت خداوند
پسرم! بدان اگر پروردگارت شریكى داشت، رسولان او به سوى تو مى آمدند و آثار ملك و قدرتش را مى دیدى و افعال و صفاتش را مى‌شناختی، ولى او خداوندى یگانه است همان گونه كه خودش را به این صفت توصیف كرده است.

* آخرت گرایی

45- لاَ یُضَادُّهُ فِی مُلْكِهِ أَحَدٌ وَ لاَ یَزُولُ أَبَداً وَ لَمْ یَزَلْ أَوَّلٌ قَبْلَ اَلْأَشْیَاءِ بِلاَ أَوَّلِیَّةٍ وَ آخِرٌ بَعْدَ اَلْأَشْیَاءِ بِلاَ نِهَایَةٍ عَظُمَ عَنْ أَنْ تَثْبُتَ رُبُوبِیَّتُهُ بِإِحَاطَةِ قَلْبٍ أَوْ بَصَرٍ
46- فَإِذَا عَرَفْتَ ذَلِكَ فَافْعَلْ كَمَا یَنْبَغِی لِمِثْلِكَ أَنْ یَفْعَلَهُ فِی صِغَرِ خَطَرِهِ وَ قِلَّةِ مَقْدُرَتِهِ وَ كَثْرَةِ عَجْزِهِ و عَظِیمِ حَاجَتِهِ إِلَى رَبِّهِ فِی طَلَبِ طَاعَتِهِ وَ اَلرَّهْبَةِ مِنْ عُقُوبَتِهِ وَ اَلشَّفَقَةِ مِنْ سُخْطِهِ فَإِنَّهُ لَمْ یَأْمُرْكَ إِلاَّ بحسَنٍ وَ لَمْ یَنْهَكَ إِلاَّ عَنْ قَبِیحٍ
47- یَا بُنَیَّ إِنِّی قَدْ أَنْبَأْتُكَ عَنِ اَلدُّنْیَا وَ حَالِهَا وَ زَوَالِهَا وَ اِنْتِقَالِهَا وَ أَنْبَأْتُكَ عَنِ اَلْآخِرَةِ وَ مَا أُعِدَّ لِأَهْلِهَا فِیهَا وَ ضَرَبْتُ لَكَ فِیهِمَا اَلْأَمْثَالَ لِتَعْتَبِرَ بِهَا وَ تحذُوَ عَلَیْهَا
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
181- لاَ یُضَادُّهُ: با او مخالفت و ضدیّت 182- لاَ یَزُولُ: زایل نخواهد شد 183- أَبَداً: هیچ‌وقت 184- عَظُمَ: بزرگ مرتبه است 185- بِإِحَاطَةِ: درك و تسلط 186- یَنْبَغِی: سزاوار است 187- مَقْدُرَتِهِ: توانایی او 188- طَاعَتِهِ: بندگی و اطاعت 189- اَلرَّهْبَةِ: ترسان 190- عُقُوبَتِهِ: عذاب و عقوبت او 191- سُخْطِهِ: خشم او 192- لَمْ یَنْهَكَ: نهی نفرموده 193- أُعِدَّ: فراهم شده 194- لِتَعْتَبِرَ بِهَا: پند پذیری تو به واسطه آن 195- تَحْذُوَ: آموزش ببینی

45- توجه به سرسلسله هستی
هیچ كس در ملك و مملكتش با او ضدیت نمى كند و هرگز زایل نخواهد شد و همواره بوده است. او سرسلسله هستى است بى آنكه آغازى داشته باشد و آخرین آنهاست بى آنكه پایانى برایش تصور شود. بزرگ تر از آن است كه ربوبیتش در احاطه فكر یا چشم قرار گیرد.
46- كوشش در عمل
حال كه این حقیقت را شناختى، در عمل بكوش آن چنان كه سزاوارِ مانند توست از نظر كوچكى قدر ومنزلت و كمى قدرت و فزونى عجز و نیاز شدیدت به پروردگارت. در راه اطاعتش بكوش، ازعقوبتش برحذر باش و از خشمش بیمناك، زیرا او تو را جز به نیكى امر نكرده و جز از قبیح و زشتى باز نداشته است.
47- عبرت از دنیا
فرزندم! من تو را از دنیا و حالات آن و زوال و دگرگونیش آگاه ساختم و از آخرت و آنچه براى اهلش در آن مهیا شده مطلع كردم و درباره هر دو برایت مثال هایى زدم تا به وسیله آن عبرت گیرى و در راه صحیح گام نهى.

48- إِنَّمَا مَثَلُ مَنْ خَبَرَ اَلدُّنْیَا كَمَثَلِ قَوْمٍ سَفْرٍ نَبَا بِهِمْ مَنْزِلٌ جَدِیبٌ فَأَمُّوا مَنْزِلاً خَصِیباً وَ جَنَاباً مَرِیعاً فَاحْتَمَلُوا وَعْثَاءَ اَلطَّرِیقِ وَ فِرَاقَ اَلصَّدِیقِ وَ خُشُونَةَ اَلسَّفَرِ وَ جُشُوبَةَ اَلمَطْعَمِ لِیَأْتُوا سَعَةَ دَارِهِمْ وَ مَنْزِلَ قَرَارِهِمْ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
196- جَدِیبٌ: بی‌آب و علف و خشك 197- فَأَمُّوا: قصد كوچ دارند 198- خَصِیباً: آسایش 199- جَنَاباً: مناسب 200- مَرِیعاً: گوارا 201- فَاحْتَمَلُوا: پس تحمل كنند 202- و َعْثَاءَ اَلطَّرِیقِ: سختی سفر 203- خُشُونَةَ: سختی و خشونت 204- جُشُوبَةَ: هزینه‌های مصرف شده 205- لِیَأْتُوا: پرداخته شده 206- سَعَةَ: زیادی وسعت

48- منزلگاه آرام
كسانى كه دنیا را خوب آزموده اند (مى دانند كه آنها) همچون مسافرانى هستند كه در منزلگاهى بى آب و آبادى وارد شده‌اند (كه قابل زیستن و ماندن نیست) لذا تصمیم گرفته اند به سوى منزلى پرنعمت و ناحیه اى راحت (براى زیستن) حركت كنند، از این رو (آنها براى رسیدن به آن منزل) مشقت راه را متحمل شده و فراق دوستان را پذیرفته و خشونت‌ها و سختى هاى سفر و غذاهاى ناگوار را (با جان و دل) قبول نموده اند تا به خانه وسیع و منزلگاه آرامشان گام نهند.