فهرست کتاب


جایگاه و معنی واسطه فیض

اصغر طاهرزاده

هدف از ملاقات امام(ع)

سؤال: آیا برای مشرف‌شدن به رؤیت امام(ع) باید به مقامی دست یافت و آیا دعاها و دستوراتی كه عمل می‌شود عامل رسیدن به این مقام است یا هر كس در حدّ معرفت خویش می‌تواند امام(ع) را رؤیت كند، منتها اگر معرفت او ضعیف باشد، جلوة نازله‌ای از امام را می‌تواند بیابد؟
جواب: دو نكته را عنایت كنید تا إن‌شاء‌الله جواب سؤالتان روشن شود. اوّلاً؛ این ذوات مقدّسه یعنی ائمه معصومین(ع) نورند و لذا جلوة نازله‌شان هم نور است و مسلّم است كه ارتباط با ذوات نورانی، دلِ نورانی می‌خواهد. ثانیاً؛ به اعتبار آن‌كه خداوند ارحم‌الراحمین است و بنده‌های مخلَص خداوند یعنی ائمه معصومین(ع) هم مظهر همان اسم رحمان هستند و با رحمتشان با افراد برخورد می‌كنند، اقتضا می‌كند با اندك آمادگیِ واقعیِ افراد، امام(ع) عنایت و نظر بفرمایند، حالا كسی كه دنبال بهره كامل از نظر مبارك امام(ع) نیست، مربوط به خودش است. می‌گویند کشاورزی كه نزدیكی‌های مسجد سهله مشغول كار بود گفته ‌بود: حالا كه برای من سخت نیست، اعمال مسجد سهله را برای ملاقات امام زمان(ع) در كنار كار كشاورزی‌ام انجام می‌دهم تا ان‌شاء‌الله آن حضرت را ملاقات كنم، به قول معروف سنگ مفت و گنجشگْ مفت. با چهل روز رفتن به مسجد سهله و زیارت‌کردنِ مقام امام(ع)، امام زمان را می‌بینم، اتفاقاً روز آخر که داشت به طرف مسجد سهله می‌رفت، کسی آمد و به او گفت: کجا می‌روی؟ گفت: می‌روم زیارت. پرسید: برای چی؟ گفت: می‌خواهم امام زمان(ع) را ببینم! چه کارش داری؟، کارش دارم! حالا فرض كن من امام زمان بگو، با امام زمان چه کار داری؟ گفت: اگر تو امام زمان هستی، بگو این بیل من پارو شود - می‌دانید که؛ قدیم‌ها بیل كه از جنس فلز بود گران بود، ولی پارو كه از جنس چوب بود ارزان بود- ایشان هم گفته‌بودند: بیلت پارو. آن كشاورز برگشت دید بیلش پارو شده است، یك مرتبه جا خورد كه در ملاقات با امام زمان(ع) عجب ضرری كرده ‌است. البته من نمی‌دانم امام زمان(ع) این کار را کردند یا نه، منظور عرضم این است كه نمی‌داند برای چه باید امام‌ زمان(ع) را ببیند، گویا ملاقات وجود مقدس قطب عالم امکان«روحی‌لتراب‌مقدمه‌فدا» یك تفریح و تفنّن است! برای مردم عادی موضوع اصلی در این نوع ملاقات‌ها گم شده ‌است! این همه ارتباط‌های آسمانیِ مملو از بركت را در رابطه با امام زمان(ع) رها ‌کرده‌اند و فقط می‌خواهند امام را ببینند. عرض‌ کردم؛ یک وقت نور مقدّس حضرت(عج) به افق قلب شما، از بالا تجلی ‌می‌کند، آن نور نشاط می‌آورد و از این جهت ما باید طالب تجلی و طلوع صورت غیبیة امام(ع) در باطن جان خود باشیم، این یک طلب فوق‌العاده خوبی است که نور مقدّس حضرت از بالا تا پایین بر تمام ابعاد وجود ما تجلی و جلوه نماید، یعنی از آن حقیقت معنوی خود كه تجلی می‌كند، بر قلب و عقل ما تا صورت غیبی ایشان بر جان ما بتابد. تأكید بنده این است كه شما در رابطه با وجود مقدس انسان كامل کارهای خیلی بالاتری را می‌توانید دنبال‌ بکنید.

رؤیت امام(ع) از جمالِ عین ركوع و عین سجود

گاهی اوقات بعضی از عزیزان می‌گویند: ما تلاش‌می‌کنیم كه امام زمان(ع) به ما نظری بفرمایند، امّا امام به ما محل نمی‌گذارند و لذا ما مأیوس شده‌‌ایم. مشكل این عزیزان این است كه معلوم نیست دنبال چه كسی هستند و نمی‌دانند نقش و تأثیر نظر مبارک حضرت(ع) چه‌اندازه است که حالا می‌گویند ما طالب نظر حضرت(ع) بودیم ولی به ما محل نگذاشتند. می‌دانید که بنا به روایات، محمد‌بن‌عثمان عَمْری می‌گوید: «وَالله اِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأمْر لَیَحْضُرَ الْمُوسِمَ كُلِّ سَنَة فَیَرَی النّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَونَهُ وَ لایَعْرِفُونَه»؛(225) سوگند به خدا كه حضرت صاحب‌الأمر در هر مراسمی از مراسم سالیانه حاضرند و مردم را زیر نظر دارند و آن‌ها را می‌شناسند و مردم هم آن حضرت را می‌بینند و نمی‌شناسند. در عرفات یقیناً امام زمان(ع) با همه افراد در حال وقوف ارتباط پیدا می‌کنند. در روایت هم داریم که اگر کسی در عرفات خودش را آمرزیده نبیند، سوءظن به خدا دارد، چراكه «الدُّخُول فِیهَا دُخُولٌ فِی رَحْمَة‌الله، وَ الْخُرُوج مِنْهَا خُرُوج مِنَ الذُنُوب»؛(226) وارد شدن در آن‌‌جا، وارد شدن در رحمت خداست و خارج‌شدن از آن‌جا، خارج شدن از گناهان است. و همه هم در عرفات امامشان را می‌بینند. در سفر حج به لطف الهی پس از انجام اعمال صحرای عرفات باید به مشعر و منا می‌رفتیم، یک جوان خیلی خوب ایرانیِ مقیم اروپا كه زحمت هم روی خودش کشیده‌ بود با ما در یک كاروان قرار داشت و در آن دنیای سراسر کفر غرب، مثل گُل خود را نگه داشته بود! در موقع برگشت از عرفات و حرکت به‌سوی مشعر او را دیدم که خیلی غمناك است. این جوان آمد و پهلوی من نشست، و گفت: من خیلی گشتم ولی امام(ع) را ندیدم! با توجه به روایتی كه امام كاظم(ع) می‌فرمایند: «یَغیبُ عَن اَبْصار النّاس شَخْصُهُ و لا یَغیبُ عن قلوب المؤمنین ذِكْرُهُ».(227) شخص او از چشم‌ها غایب است ولی یاد و ذکر او از قلوب مؤمنین غایب نیست. آن جوان را نسبت به امامی كه باید به دنبالش می‌گشت كمی دقت دادم؛ - و در آن شرایط که به لطف الهی یك حال روحانی فوق‌العاده‌ای بر انسان حاكم است- از او پرسیدم: «تو معنیِ سجدة واقعی را تا حالا می‌دانستی؟» گفت: نه، گفتم: آیا حالا احساس خوبی نسبت به معنی سجده در خود حس نمی‌كنی؟ گفت: بلی، كمی راجع به سجده برایش صحبت كردم. گفت: آنچه را راجع به سجده می‌گویی در خودم حس می‌كنم. گفتم: آیا حالا می‌فهمی: «نهایت سجده یعنی چه و سجده باید به کجا ختم‌ بشود؟ رکوع باید به کجا ختم ‌بشود؟» - موقعیت خوبی بود؛ قلبش هنوز تر و تازه بود- گفت: بله. گفتم: مگر امام‌زمان(ع) عین سجده نیست؟! مگر رکوع به معنای تامّ و تمام، نماز به معنای تامّ و تمام، معنی مقام امام‌زمان(ع) نیست كه در زیارت آل‌یاسین می‌گویی: «اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدْ»،(228) یعنی سلام بر تو موقع رکوع و سجودت. بعد گفتم: «بی‌انصاف! تو همة این‌ها را دیدی، معنی نماز و بندگی را با قلبت دیدی، و حالا می‌توانی از آن عین ركوع و سجده كه دیدی پیروی كنی، دیگر چه‌چیزی می‌خواستی ببینی؟!» بحمدالله بیدار شد. البته خودش زمینه داشت و زحمت کشیده‌ بود. دنبال چیزی بود که به او داده بودند و نمی‌دانست.
بی‌دلی در همه ایّام خدا با او بود

او نمی‌دیدش و از دور خدایا می‌کرد

سرزمین عرفات در موسم عرفات، که نقطه اوج حیات انسانی است، ظهور كامل آن حیات انسانی برای شما به چیست؟ آیا به این است‌كه چهرة مقدّس حضرت(عج) را ببینی و فقط در آن صورت امام(عج) را دیده‌ای؟ یا اگر عین رکوع بودنِ امام را با قلب خود ببینی، به‌واقع امام(ع) را دیده‌ای؟! مگر امام عین عبودیت نیست؟! پس اگر عین عبودیت را دیدی، واقعاً او را دیده‌ای؛ یعنی قلبت دیده‌است. شما خودت را - نه جسمت را- چطوری می‌بینی؟ واقعاً دیدن خودتان هم یك نوع رؤیت است، منتها رؤیت خودتان با چشم قلب انجام می‌شود. من نمی‌خواهم بگویم: «رؤیت صوری، محقَّق نیست.» ولی تقاضای رؤیت صوری امام(ع)، تمنّای كمی است؛ آدم در عرفات به جای این که دنبال دیدن مقام انسانیت امام(ع) باشد، دنبال شکل امام(ع) باشد، تمنّای كمی است.

رعایت کامل شریعت، عامل ارتباط با امام(ع)

سؤال: آیا ممکن است کسی دارای كمالات همه‌جانبه نباشد و باز امام را ببیند؟
جواب: در مباحث قبلی در حدّی جواب این سؤال را عرض كردم، اوّلاً؛ رؤیت مراتبِ عالی امام(ع) و ارتباط با مقام امام(ع) یك شایستگی‌های قابل قبولی می‌خواهد. ثانیاً؛ عرض كردم گوسفند کوچك تازه متولّد ‌شده را چوپان برمی‌دارد و می‌برد جلوی گله می‌گذارد، ولی همان‌طور كه عرض شد اساتید می‌فرمایند: این‌كه فكر كنیم افرادی هم كه از كمالات عالیه برخوردار نیستند با امام(ع) ارتباط برقرار كرده‌اند، درست نیست. اگر شما یک صورت غیبی‌ دیدید که کمک‌تان‌ کرد و حالا زود به امام زمان(ع) نسبت ‌بدهید، معلوم نیست درست نسبت داده باشید ولی كمكی است كه به لطف امام(ع) از طریق شاگردان حضرت رسیده است، البته این غیر از صورت‌های وَهمی است كه عموماً خیال انسان آن‌ صورت‌ها را در شرایط تنهایی - مثل بیابان‌ها- می‌سازد و یا بعضاً از طریق ریاضت‌های غیرشرعی در نفس خود آن خیال‌ها را ایجاد می‌كند.
آری؛ وقتی انسان با رعایت كاملِ حرام و حلال خداوند خود را شایسته نزدیكی به امام زمان(ع) كرد - كه تعیّن كامل شریعت الهی هستند- همان‌طور كه حضرت به قلب او نظر می‌كنند و به او در راه و رسم بندگی بهتر كمك می‌كنند، برای او ظاهر هم می‌شوند و شعف او را كامل می‌گردانند تا مزد او را در همة ابعاد وجودی‌اش داده باشند. بعضی از بزرگان از قول علامه ‌طباطبایی(ره) نقل می‌كنند كه چون حضرت ‌علامه(ره) از نجف به تبریز برگشتند، خواستند خانه پدری را جهت سُكنی تعمیر كنند، بنّا و عمله‌ای را جهت آن امر دعوت كردند. ایشان ملاحظه می‌كنند آن شخص عمله در مواقعی كه استاد بنّا دستوری به او نمی‌دهد، بیكار نمی‌ایستد. سعی می‌كند كاری پیدا كند و انجام دهد و ظهر هم كه شد نماز با طُمأنینه‌ای خواند و تكه نانی خورد و قبل از این‌كه استاد بنّا بیاید برای كار، خودش بلند شد و مشغول كار شد، تا این‌که عصر نیاز به نردبان پیدا كردند، علامه طباطبایی(ره) آدرس می‌دهند كه در كوچه آن‌طرفی برود و نردبان را بگیرد و بیاورد، می‌بینند برعكس صبح تا عصر كه هر كاری را خیلی زود انجام می‌داد، آوردن نردبان را خیلی طول داد. در آخر روز كه علامه(ره) می‌خواستند مزد بنّا و عمله را بدهند، وقتی استاد بنّا رفت، به آن عمله می‌گویند: من سؤالی برایم پیش آمده، اگر اجازه دهید بپرسم. می‌گوید: بفرمایید! می‌پرسند: كار صبح تا عصر شما با آوردن نردبان شما خیلی فرق داشت، چه شد كه در آوردن نردبان این‌قدر طول دادید، در حالی‌كه از صبح تا عصر هر كاری كه به شما می‌گفتند خیلی زود انجام می‌دادید؟! آن شخص در جواب می‌گوید: نردبان خیلی بلند بود و كوچه‌های شما هم خیلی باریك بود و هر لحظه امكان داشت سر نردبان به دیوارهای كوچه بخورد و مقداری از كاهگل‌های دیوار مردم بریزد و من مسئول باشم، لذا بسیار با احتیاط نردبان را آوردم و این بود كه خیلی طول كشید. علامه طباطبایی(ره) كه خودشان اهل این مسائل هستند، یك مرتبه از طرف می‌پرسند: این روزها آقا را ملاقات كرده‌اید؟ او هم می‌فرماید: بلی! علامه می‌پرسند: در چه لباسی؟ او می‌گوید: در لباس جُنْدی؛ یعنی نظامی.
عرض بنده از طرح این قضیه این بود كه این نوع ملاقات‌ها با این سبك و سیاق یك چیز دیگری است و برای مقصد و مقصود خاص و عملاً آن آقا هم می‌فهمد برای چه كسی اسرار را بازگو كند و علامه‌طباطبایی(ره) هم می‌فهمند قضیه از چه قرار است كه یك مرتبه آن سؤال را از او می‌كنند، چون تا این حدّ رعایت حرام و حلال الهی را کردن زمینة ارتباط با تعین کامل شریعت یعنی حضرت امام زمان(عج) خواهد شد.