فهرست کتاب


جایگاه و معنی واسطه فیض

اصغر طاهرزاده

تحقق ظهور و تحقق هدف خلقت

با دقت در روایات ملاحظه می‌فرمایید كه ممكن است بعضی از حوادثی كه از وقوع آن در آخرالزمان خبر داده‌اند، به جهت تغییر شرایط، محقق نشود، ولی یكی از حوادثی كه معنی حقیقی حیات زمینی است، و محال است محقق نشود، ظهور حضرت مهدی(عج) است. چرا كه با ظهور آن حضرت، هدف حقیقی خلقتِ زمین روشن می‌شود و عبودیت و عدالت به ظهور نهایی خود می‌رسد، و لذا وقوع چنین شرایطی حتمی است و جزء لاینفك زندگی زمینی بشر است.
در راستای حتمی‌ بودن ظهور امام ‌مهدی(عج) است كه از پیامبرخدا(ص) نقل شده كه ایشان فرمودند: «اِنَّ خُلفائی وَ اَوصِیائی و حُجَج الله علی الخلقِ بَعدی إثْنیٰ عَشَر» خلفا و اوصیای من دوازده تا هستند. «اَوَّلُهُم اَخی وَ آخِرُهُم وَلَدی» اولشان برادرم است و آخرشان فرزندم. «قیلَ یا رَسُولَ الله وَ مَنْ اَخوك» سؤال شد برادرتان چه كسی است؟ «قالَ عَلِیُّ ابْنُ اَبیطالِبْ»، گفتند: علی فرزند ابیطالب «قیل فَمَنْ وَلَدُكَ» سؤال شد؛ فرزندتان چه كسی است؟ «قالَ الْمَهدی اَلَّذی یَمْلَأُ ها قِسْطاً وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجوراً» فرزندم یعنی مهدی كه زمین را در شرایطی كه ظلم و جور، پر كرده است، به قسط و عدل پر می‌كند. ادامه روایت را دقت كنید؛ می‌فرمایند: «وَالَّذی بَعَثْنی بِالْحَقِّ بَشیراً ،لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنیا اِلّا یَوْمٌ واحدٌ لَطَوَّلَ الله ذالِكَ الْیَوم حَتّی یَخْرُجَ فیهِ وَلَدی الْمَهدی» قسم به خدایی كه مرا مبعوث كرد تا از خوبی‌ها خبر بدهم اگر از دنیا نمانده باشد مگر یك روز، خدا آن‌قدر آن روز را طولانی می‌كند تا این كه مهدی كه فرزند من است، ظهوركند. «فَیَنْزِلُ روحُ‌اللهِ عیسَی ‌بنُ ‌مَریَمَ فَیُصَلّی خَلْفَهُ» عیسی‌بن مریم(ع) از آسمان نازل می‌شود و پشت سر فرزندم نماز می‌خواند، «وَتُشْرِقُ الْاَرضُ بِنورِ رَبِّها»، زمین به نور ربش نورانی می‌شود. «وَ یَبْلُغُ سُلطانُهُ الْمَشرِقَ وَ الْمَغْرِبَ» حاكمیت فرزندم كه حاكمیت اسلام نهایی است، مشرق و مغرب را فرا می‌‌گیرد.(113)
و نیز می‌فرمایند: «زمین پر از ظلم و دشمنی می‌شود و سپس مردی از اهل‌بیت من قیام می‌كند و آن را از عدل و قسط پُر می‌نماید، همان‌طور كه از ظلم و دشمنی پُر بود».(114) همة این‌ها به جهت آن است که مسیر خلقت زمین باید به آن نقطة نهایی‌اش برسد تا خلقتش معنی پیدا کند و مصداق آیه «والعاقبة لِلْمُتّقین» ظاهر گردد».(115)

معنی عدالت و امنیت در آخرالزمان

عقل و نقل گواه است که ظهور كامل امر الهی حتمی است و آن در عصر حضرت‌حجّت(عج) ظاهر می‌شود و انسان‌ها در آن شرایط به حیات طیّبه می‌رسند، و آن عبارت است از تحقق روابط عالی معنوی كه عدالت اقتصادی یكی از شئون آن است، عدالت تناسبات فعلِ ولیّ‌‌الله(ع) در مقابل ولایت كفر و استكبار در آن شرایط، محقّق است.
دورة امتلاء و فراگیرشدن ظلم و جور، یعنی دوره‌ای كه تناسبات كلمة استكبار همه جا را اشغال كرده است، و استكبار در مورد حقوق بشر و حقوق بانوان و اقتصاد و سیاست و علم و ... می‌خواهد جامعة جهانی واحدی بر محور كفر ایجاد كند كه این شرایط، شرایط امتلاءِ ظلمت است و رسول‌الله(ص) آن را پیش‌بینی كردند. حضرت در مقابل چنین شرایطی، دورة ظهور را این‌طور وصف كردند: «حَتّی یَمْلَأَها قِسْطاً وَ عَدْلاً» كه همة اعمال با محوریت ولایت ولیّ‌‌الله انجام می‌شود و انسان‌ها در آن زمان تمام تناسباتشان با نور ولایت آن حضرت متناسب است و از این جهت است كه آن عدالت حتمی‌الوقوع است و تا چنین عدالتی واقع نشود، عالَم و آدم به ثمرة خود نرسیده‌اند.
شرایطی که حضرت علی(ع) در مورد آن می‌فرمایند: «لَوْ قَدْ قامَ قائمنا .... لَذَهبَتِ الشَّحناءُ مِن قلوبِ العباد».(116) چون قائم ما قیام كند، كینه‌ها از دل‌ها بیرون رود. یا این‌که حضرت امام صادق(ع) می‌فرمایند: «اذا قام القائم لا تَبْقَی‌ارْضٌ الاّ نودِیَ فیها شهادةُ أن لا اله الاّ الله و اَنَّ محمّد رسول الله».(117) چون قائم ما قیام کند هیچ زمینی نمی‌ماند مگر این‌که ندای شهادت به لا اله الاّ الله و محمد رسول‌الله در آن بلند است.
در آیه 55 سوره نور می‌فرماید: «وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْناً ...» شرایط خوف و نگرانی مؤمنین تمام می‌شود و امنیت جای آن را می‌گیرد. آن‌وقت عنایت داشته باشید كه امنیت در حیات طیّبة مهدویّت، امنیت از خطراتی بسیار مهم‌تر از خطرات جسمانی است. نور ولایت ولیّ‌‌الله(ع) جهان را از مخاطرات ولایت شیطانی و كفر و استكبار، مصون می‌دارد و دولت اَمن كه همان كلمة توحید است حاكم می‌شود، و این است آن امنیت كه حتماً باید جهان به آن برسد و گرنه عالَم و آدم به ثمرة خود نرسیده است.
در راستای موضوع ظهور امام‌زمان(عج) سه نكته را باید متوجه بود:
1- اگر محققانه و عمیق مطالعه کنیم که در این صورت به راحتی به اعتقاد به ظهور امام زمان(عج) دست می‌یابیم‌ و رسیدن به آن هم بسیار قیمتی و ارزشمند است. چرا كه تحقیق محققانه نسبت به این موضوع ما را متوجه تاریخ هدفمندی می‌كند كه همواره تحت تدبیر پروردگار است و در جهت انتهای شكوهمند آن تاریخ، برنامه‌ریزی شده‌است. و در راستای عقیده به تحقق ظهور حتمی و حاكمیت ولیّ‌‌الله، جایگاه تاریخی خود و حوادث زمان خود را تحلیل و تعیین می‌كنیم.
2- اگر نسبت به ظهور امام‌زمان(عج) یعنی انسان كامل در آخرالزمان حساس نباشیم؛ این عدم حساسیت، موجب می‌شود زندگی خود را طوری بگذرانیم كه حتماً به زباله‌دان تاریخ بیفتیم و اصلاً نقشی برای حیات خود در دنیا و آخرت ایفا نكنیم. همان‌طور كه عرض شد؛ مسئله ظهور امام‌زمان(عج) عین تحقق قیامت است، قیامت چیزی نیست که بشود نسبت به ظهورآن در زندگی حساس نباشیم. چون قیامت، مقام ابدیت انسان است. اگر كسی زندگی خود را در دنیا نسبت به حیات ابدی خود تنظیم نكرده‌باشد، آیا می‌تواند درست زندگی كند و درست بمیرد و بعد از مرگ درست ادامة حیات دهد؟ حساسیت نسبت به ظهور امام‌زمان(عج) در آخرالزمان هم همین طور است كه سراسر زندگی ما را معنی می‌بخشد.
3- در راستای ظهور امام‌زمان(عج) موضع‌گیری دیگر این است كه نسبت به ظهور امام(ع) موضع مقابله و دشمنی داشته باشیم و مثل شاهپور ذوالاكتاف بخواهیم جلو تحقق آن را بگیریم كه معلوم است چه نتیجه‌ای نصیب ما می‌شود. و از همه خطرناک‌تر خود را از واقعیتی بزرگ که منجر به معنی زندگی و حیات امروزین ما می‌شود محروم کرده‌ایم. امیدوارم عزیزان نه‌تنها جزء سومی‌ها نباشند، جزء دومی‌ها هم نباشند که در آن صورت نیز خسارت زیادی نصیبشان می‌شود.

معنی تاریخ

ظهور امام‌زمان(عج) تمام معنی تاریخ است. همین‌طور كه معنی مسجد به‌ این است که طوری ساخته شود كه بتوانیم در آن نماز بخوانیم، زیرا معنی مسجدبودن یك مكان وقتی است كه از نظر وجودی بتواند به انتهایش برسد و انتهایش محقق‌شدن شرایط نماز است. معنی عالم هم به ظهور مدیریتِ با معنی‌ترین انسان در همة ابعاد انسانی در نهایت تاریخ است و علاوه بر روایاتی که در این باره وجود دارد و البته بالاترین معارف هم در همین روایات است، عقلمان هم به این‌جا می‌رسد که مسلّم خداوند عالی‌ترین نحوه نمایش انسان و انسانیت را به صحنه می‌آورد تا تاریخ بشر را به معنای حقیقی خود برساند.
حالا با وجود مقدس امام‌باقر(ع) و امام‌صادق(ع) و به جهت تنگناهای زمانه، آن عالی‌ترین شرایط ظهور محقق نشد، و نگذاشتند واقع شود، پس برای رسیدن به آخرین منزلِ تاریخِ زمین، هنوز راه ادامه دارد. در روایت هست كه بعد از صلح امام‌حسن(ع) اصحاب خدمت آن حضرت می‌روند که پس وعدة خدا برای پیروزی مؤمنین چه شد؟ امام‌حسن(ع) می‌فرمایند: حواستان کجاست؟ من بزرگترین خدمت را به شما کردم که بی‌خود کشته نشوید و بی‌ثمر نمانید. بعد می‌فرمایند: «هر امامی از ما ناچار است‌که ازجهاتی در مقابل ستمگران کوتاه بیاید الاّ قائم(عج)».(118) می‌فرمایند که هیچ امامی از ما نیست که آخرش مقابل ستمگران یک‌طوری به ناچار کوتاه نیاید(119) و الاّ اصل اسلام ازدست می‌رود. ائمه(ع) ستمگران را تأیید نمی‌کردند، و حتی کاری می‌کردند که خلفا بسیار از دست آن‌ها عصبانی بودند، ولی این‌طور هم نبود که مستقیماً به روی خلفا شمشیر بکشند، به جز امام‌زمان(عج) که آن‌جا دیگر قضیه فرق می‌کند.
امام(ع) وقتی می‌آیند كه برعكس پدران بزرگوارش كه بالاخره بیعت طاغوت زمان خود را بر گردن داشتند، بیعت هیچ طاغوتی از طواغیت بر گردنشان نخواهد بود و چنین شرایطی زمان می‌برد. لذا در جواب نامة اسحاق‌بن‌یعقوب كه توسط محمدبن‌عثمان‌عَمری به آن حضرت رسید، نوشتند: « وَ اَمّا علّة مَا وَقع مِنَ الْغیبةِ فَاِنَّ الله عزّوجلّ یقول: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْیَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ »،(120) « اِنَّهُ لَمْ یَكُنْ اَحَدٌ مِنْ آبائی اِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فِی عُنُقِه بَیْعَة لِطاغیة زمانه، وَ اِنّی اَخرج حین أخْرج وَ لا بیعة لِأحدٍ مِن الطواغیتِ فی عُنُقِی»(121) و در آخر نامه فرمودند: «وَ اكْثِروا الدّعاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذلك فَرَجُكُمْ».(122) یعنی و اما علت آن‌چه از غیبت واقع شده بر اساس همان فرمایش پروردگار است که فرمود: «ای مؤمنان! چیزی را نپرسید که اگر برای شما روشن شود ناراحت می‌شوید». و حال آن‌كه هیچ یک از پدران من نبودند مگر آن‌که بیعتی از طاغوت زمانشان بر گردنشان بود و من در شرایطی خروج می‌کنم که بیعت هیچ طاغوتی بر عهده‌ام نیست، پس شما با دعایی که جهت فرج می‌کنید آن شرایط را فراهم کنید که فرج شما به آن دعاها و آن شرایط است.
با توجه به نکتة فوق روشن می‌شود که باید شرایطی پیش آید که امام معصوم(ع) مقید به رعایت هیچ چیزی جز آن‌چه خودشان تشخیص می‌دهند نباشند و این است معنی به ثمررسیدن کار همة انبیاء و اولیاء، و این است معنی بلوغ تاریخ و به انتهارسیدن فلسفة خلقت آدم و عالَم. و از ما خواسته‌اند طلب و تمنّای شما چیزی کمتر از تحقق آن شرایط نباشد.