فلسفه حضور تاریخی حضرت حجت(عج)

اصغر طاهرزاده

عصاره هدایت تاریخی خدا

«آن‌كس ‌كه غایت تاریخ را می‌شناسد و می‌فهمد كه عصاره كار همه انبیا و اولیا در ظهور انسانی كامل و رهبری بزرگ، در زمین محقق می‌گردد، دیگر به هیچ‌كار بی‌ریشه‌ای در زمین دل نمی‌بندد و همه كارها را براساس كار امام مهدی (عج) ارزیابی می‌كند و خود را از زنجیره جهت‌دارِ كار حضرت آدم (ع) تا حضرت مهدی (عج) هرگز خارج نمی‌كند و خارج نمی‌پندارد.»
امروز ما در كجای تاریخ هستیم؟ مگر ما در دل یك زنجیره‌ای نیستیم كه به اراده خدا از آدم شروع شده است و به انتها می‌رسد؟ امروز ما زنده‌ایم به وجود فردایی كه میوه تاریخ است و هم‌اكنون داریم با آن فردا و در آن فردا زندگی می‌كنیم و خود را در چنین زنجیره‌ای احساس می‌كنیم، گویا شیعه آخرین جزء این زنجیره مبارك است.
«اگر شیعه همواره با امام زمانش در تماس نیست لااقل به او و مقصد او خوب می‌اندیشد تا نه دلش از نور مهدی (عج) محروم باشد و درنتیجه دلش هرزه و بی‌ثمر گردد، و نه كارش، كار بی‌ریشه و پوسیده‌ای گردد، چرا كه حضور ‌مهدی (عج) در نهایت كار، معنی‌دهنده به سراسر تاریخ، و به همة انسان‌ها است و آن‌‌كس كه از او جدا شد خود را در بی‌مقصدی و پوچی گرفتار خواهد كرد.
همه هستی به انتهای پرثمر خود در سیر و در شوق هستند؛ وقتی زمین آنچه به واقع باید محصول بدهد در زمان مهدی (عج) است، پس اگر انسان به آن مقصد نیندیشد به قله ثمردهی خود نظر نكرده است و حالت بی‌ثمری خود را پذیرا شده است و این، همة مرگ است و همة سوء ظن به خدا. وقتی آدم‌ها به تمام وجوه نهایی زندگی زمینی خودشان فكر نكنند و به وضع موجودشان تسلیم ‌شوند، به پایان انسانیت خود رسیده‌اند.»
شما در روایات‌دارید كه در زمان حضرت امام ‌مهدی (عج) زمین به نهایی‌ترین ثمره خود می‌رسد،(16) این‌را ساده نگفته‌اند، به‌واقع این‌طور است. همان‌طور كه در روایات داریم یاران امام‌مهدی (عج) روی هر قسمتی از زمین كه راه بروند این قسمت زمین نسبت به زمین كنار خود فخر می‌كند كه یاران مهدی (عج) روی من راه می‌روند. چرا؟ مگر این زمین برای چه به‌وجود آمده است؟ مگر نه این‌است كه تمام عالم باید بستر پروریدن عالی‌ترین نحوه وجود انسانی بشود؟ معلوم است كه زمین به چنین انسانی افتخار می‌كند، چون خلقت زمین هم برای همین بوده‌است. و این است كه با توجه به این مقدمات با یك دنیا امید می‌گویی:
«بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی لَكَ الْوِقَاءُ وَ الْحِمَی یَا ابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبِینَ یَا ابْنَ النُّجَبَاءِ الْأَكْرَمِینَ یَا ابْنَ الْهُدَاةِ الْمَهْدِیِّینَ یَا ابْنَ الْخِیَرَةِ الْمُهَذَّبِینَ یَا ابْنَ الْغَطَارِفَةِ الْأَنْجَبِینَ یَا ابْنَ الْأَطَائبِ الْمُطَهَّرِینَ یَا ابْنَ الْخَضَارِمَةِ الْمُنْتَجَبِینَ یَا ابْنَ الْقَمَاقِمَةِ الْأَكْرَمِینَ یَا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِیرَةِ یَا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِیئَةِ یَا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ یَا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ یَا ابْنَ السُّبُلِ الْوَاضِحَةِ یَا ابْنَ الْأَعْلامِ اللائِحَةِ».
پدر و مادرم فدای تو و جانم نگهدار و حامی ذات پاك تو باد ای فرزند بزرگان مقربان خدا، ای فرزند اصیل و شریف و بزرگوارترین اهل عالم
ای فرزند هادیان هدایت یافته، ای فرزند بهترین مردان مهذب ای فرزند مهتران شرافتمندان خلق
ای فرزند نیكوترین پاكان عالم ای فرزند جوانمردان برگزیدگان ای فرزند مهتر گرامی تران
ای فرزند تابان ماهها و فروزان چراغها و درخشان ستارگان
ای فرزند راه‌های روشن خدا ای فرزند نشان‌های آشكار حق.
«یَابْنَ الْعُلوُمِ الْكامِلَة» ای عصاره همه علوم كامل و صحیح.
«یَابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهوُرَة» ای عصاره تمام سنت‌ها و روش‌های قابل پذیرش.
«یَابْنَ الْمَعالِمِ الْمَأْثوُرَة» ای عصاره همه نشانه‌های هدایت و آثار ایمان كه مذكور است. یعنی همین‌طور كه خلفای الهی آرام‌‌آرام در طول تاریخ براساس ظرفیت زمانه، علوم و سنن و معالم الهی را در فرهنگ بشر كاشتند و پایه‌ریزی كردند، در نهایی‌ترین صحنه تاریخ و همراه با ولیّ‌الله‌الاعظم، همه آن علوم و سنن و معالم، در انتهایی‌ترین شكل به صحنه می‌آید تا قاعدة «هُوَالاَوَّلُ ‌وَالاخِر» محقق شود.
برهان بسیار روشنی است؛ مگر می‌شود كه این ثمره‌ها به انتهایی‌ترین شكل خودش نرسد؟ وگرنه هوالاخر نیست.(17) آدمیت باید در ظهور نهایی، به حكمِ «قالَ یا آدَمُ اَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ»(18) یعنی؛ خداوند فرمود: ای آدم بنمایان اسماء و حقیقت همه هستی را، حال وقتی مقام تعلیم همة اسماء به نحو كامل و تمام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت آن حضرت‌اند. در واقع خطاب خداوند به حضرت مهدی (عج) است تا تمام آنچه را كه در اول بوده در آخر نمایش دهد. خداوند به حقیقت آدمیت در بهشت برزخ نزولی دستور داد. مورد خطاب مقام آدمیت است كه تمام اسمای حسنای الهی را گرفت. و انسان كامل در آخرین منزل ظهورش؛ عالی‌ترین مظهر نمایش تمام اسمایی است كه در ابتدا پذیرفت و آدمیت در ظهور نهایی حكم «یا آدَمُ اَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ» همه اسماء الهی را در صحنه نهایی تاریخ به نمایش می‌گذارد. بالاخره آدم به عنوان حقیقت همة انسان‌ها، تمام اسماء را آموخته است و به دستور خداوند باید آن‌ها را به نمایش بگذارد؛ چون حضرت حق فرمود: «اَنْبِئْهُمْ» یعنی آن‌ها را بنمایان، و آن دستور در آخرالزمان عملی می‌شود و آن هم به دست حضرت مهدی (عج).
این روایاتی كه می‌فرماید: «تمام علوم در زمان حضرت ظاهر می‌شود»، از همین مقوله است به‌خصوص علومی ظاهر می‌شود كه امروز در زمرة علوم غیبی و پنهانی است. سراسر زمین را «لااله‌الاالله» احاطه می‌كند.(19) همان‌طور كه هرگز نباید نگاه را از صراط مستقیم در طول حیات منحرف كرد، نباید نسبت به مظهر تام صراط مستقیم یك لحظه غافل بود. در ادامه می‌گویی:
«یَا ابْنَ الْمُعْجِزَاتِ الْمَوْجُودَةِ یَا ابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ»
ای فرزند معجزات محقق، و موجود، ای فرزند راهنمایان محقق و مشهود خلق
«یَابْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیم»
ای عصاره تام و نمایش كامل صراط مستقیم.
«یَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ یَا ابْنَ مَنْ هُوَ فِی أُمِّ الْكِتَابِ لَدَی اللَّهِ عَلِیٌّ حَكِیمٌ یَا ابْنَ الْآیَاتِ وَ الْبَیِّنَاتِ یَا ابْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِرَاتِ یَا ابْنَ الْبَرَاهِینِ الْوَاضِحَاتِ الْبَاهِرَاتِ یَا ابْنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَاتِ یَا ابْنَ النِّعَمِ السَّابِغَاتِ یَا ابْنَ طه وَ الْمُحْكَمَاتِ یَا ابْنَ یس وَ الذَّارِیَاتِ یَا ابْنَ الطُّورِ وَ الْعَادِیَاتِ».
ای فرزند نبأ عظیم، ای فرزند كسی كه در ام الكتاب نزد خدا علی و حكیم است
ای فرزند آیات مبینات، ای فرزند ادله روشن حق ای فرزند برهان‌های واضح و آشكار خدا
ای فرزند حجت‌های بالغه الهی، ای فرزند نعمت‌های عام الهی، ای فرزند طه و محكمات قرآن و یاسین و ذاریات
ای فرزند سوره طور و عادیات
«یَابْنَ مَنْ دَنی فَتَدَلّی فَكانَ قابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنی دُنُوّا وَ اقْتِرَابا مِنَ الْعَلِیِّ الْأَعْلَی»
ای فرزند معراج، ای فرزندِ مقام قرب به حق، قربی در حد نزدیكی دو سر كمان و یا از این هم نزدیك‌تر به حضرت علیّ اعلایِ الهی. این مقام، مقام معراج محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) است. می‌گویی من منتظر توهستم كه فرزند فرهنگ معراج و حامل فرهنگ قرب نهایی با حق هستی، تا همة حقایق را در صحنة زمین به نمایش در آوری.

تمنّای بزرگ همه انسان‌های مؤمن

از این‌جا به بعد سیاق جملات در دعای ندبه عوض می‌شود و شما پس از آنكه می‌گویید: ای عصاره حضور تام در قرب نهایی! ناله سر می‌دهی كه بی‌تو هرگز نمی‌شود به‌سر برد.
«لَیْتَ شِعْرِی أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوَی بَلْ أَیُّ أَرْضٍ تُقِلُّكَ أَوْ ثَرَی أَ بِرَضْوَی أَوْ غَیْرِهَا أَمْ ذِی طُوًی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَرَی الْخَلْقَ وَ لا تُرَی وَ لا أَسْمَعَ لَكَ حَسِیسا وَ لا نَجْوَی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ تُحِیطَ بِكَ دُونِیَ الْبَلْوَی وَ لا یَنَالَكَ مِنِّی ضَجِیجٌ وَ لا شَكْوَی».
كاش می دانستم كه كجا دل‌ها به ظهور تو قرار و آرام خواهد یافت، آیا به كدام سرزمین اقامت داری آیا به زمین رضوا یا غیر آن یا به دیار ذو طوی متمكن گردیده ای
بسیار سخت است بر من كه خلق را همه ببینم و تو را نبینم و هیچ از تو صدایی حتی آهسته هم به گوش من نرسد
بسیار سخت است بر من بواسطه فراق تو نزدیك من رنج و بلوی احاطه كند و ناله زار من به حضرتت نرسد - و شكوه به تو نتوانم.
«بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنَّا بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ نَازِحٍ مَا نَزَحَ عَنَّا».
به جانم قسم كه تو آن حقیقت پنهانی كه دور از ما نیستی به جانم قسم كه تو آن شخص جدا از مایی كه ابدا جدا نیستی
تو نهایت آرزوی قلبی ما و اصل و حقیقت ما هستی «بِنَفْسی اَنْتَ اُمْنِیَّةُ شَائِقٍ یَتَمَنّی» جانم به فدایت، تو تمام آرزوی قلبی ما هستی، همانی كه انسان‌های مؤمن، تمنّای آن را دارند كه با او روبه‌رو شوند و در كنار او باشند.
«مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَكَرا فَحَنّا»، «حنین» یعنی آهی برای رسیدن، مادری كه بچه را از او جدا كنند حنین می‌زند، یعنی تمام طلبش اتصال به فرزندش است. در این فراز از دعا می‌گویی: تو آن آرزوی قلبی و تمنّای هر زن و مرد مؤمنی هستی كه با یاد تو حنین و ‌ناله می‌كنند و هرگز فراموشت نمی‌نمایند. اگر كسی سنت خدا را تاریخ را درست بفهمد، و بداند خداوند همواره برای او شخصی را به عنوان هدایت به سوی سعادت قرار داده، هرگز امام مهدی (عج) برایش از یاد رفتنی نیست، چون آینده‌ای كه ادامة حال باشد، آینده نیست، بلكه حال است. شما اگر الآن به یاد امام، در نهایت تاریخ زندگی كنید همین الآن در آینده هستید. چرا كه «انتظار»؛ یك مقام و یك بقاء است، نه یك خیال در آینده. انسان منتظر؛ همین حالا در صحنه بلوغ تاریخ زنده است و زندگی می‌كند، برای همین هم با امامش محشور می‌شود.
می‌گویی: «بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ عَقِیدِ عِزٍّ لایُسامی» جانم فدایت تو آن سررشته عزتی كه هیچ‌كس همسان تو نیست تا بتوان بدون تو با او به‌سر برد. من با ارتباط با تو در جنبة نورانی همه تاریخ - چه در گذشته و چه در آینده- و با همه انبیا و اولیا بسر می‌برم و منتظر تو بودن یعنی وفاداری به همه انبیا و اولیا. و هیچ نوعی از زندگی را با این نوع از زندگی عوض نخواهم كرد.
«بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ أَثِیلِ مَجْدٍ لا یُجَارَی بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضَاهَی بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ نَصِیفِ شَرَفٍ لا یُسَاوَی».
جانم به فدایت، تو ركن اصیلِ مجد و شرافت هستید كه هیچ‌كس همانند شما نخواهد گردید، به جانم قسم كه تو از آن نعمت‌های خاص خدایی كه مثل و مانند نخواهد داشت
به جانم قسم كه تو از آن خاندان عدالت و شرفی كه احدی برابری با شما نتواند كرد
«اِلی مَتی اَحارُ فیكَ یا مَوْلایَ» تا كی حیران تو باشم ای مولای من؟ آخر تا كی؟ یعنی ما با گفتن این فراز داریم خبر از عطشی می‌دهیم كه فوق طاقت انسان است.
«نه از تو روی گردانیم، و نه به كمتر از تو قانعیم، و نه غیبت تو برای ما قابل تحمل است، و نه آن غیبت می‌تواند عامل غفلت از تو شود.»
شما جامعه‌ای را كه به یأس از كمالات رسیده است، روانكاوی بكنید؛ این جامعه در عینی كه حتماً در چنگال ستمگران بلعیده می‌شود به راحتی به انواع فسادها تن می‌دهد. آن‌وقت خدای شما همان‌طور كه برای شما یك دین آورده است كه دینداری كنید و گرفتار چنگال ستمگران نگردید، برای این‌كه این دینداری همواره معنای نهایی خودش را بدهد، امامی گذاشته است، و برای همین هم هیچ‌وقت زمین بدون امام نمی‌شود. در روایت داریم: «اَلْحُجَّةُ قَبْلَ الْخَلْقِ وَ مَعَ الْخَلْقِ وَ بَعْدَ الْخَلْقِ»(20) یعنی حجت خدا قبل از خلق و همراه خلق و بعد از خلق، همواره موجود است. یا در روایت دیگر داریم: «لَوْ بَقِیَتِ‌الْاَرْضُ بِغَیْرِ اِمامٍ لَساخَتِ»(21) یعنی اگر حجت خدا نباشد زمین از بین می‌رود. خیلی به این جمله فكر كنید. اصلا جهان بدون امام، محقق نمی‌شود. پس هر كس كه بی‌امام در جهان زندگی كند در جهان زندگی نكرده است، در خیالات خودش زندگی كرده است. مثل این‌است كه بگوییم در این اتاق بدون چراغ نمی‌توان زندگی كرد، بعد یك كسی چشم برهم گذارد و اشیاء و اطراف این اطاق را نبیند، این شخص عملاً نمی‌تواند در این اطاق زندگی كند، چون چشمش را بسته است. آری! «لَوْ بَقِیَتِ‌الْاَرْضُ بِغَیْرِ اِمامٍ لَساخَتِ» اگر حجت خدا روی زمین نباشد زمین ویران می‌شود. پس حالا كه زمین ویران نشده است! پس حجت هست، پس اگر تو بی‌حجت خدا زندگی می‌كنی، تو در زمین زندگی نمی‌كنی بلكه در خیالات زندگی می‌كنی؛ نمونه‌اش هم همین اهل دنیا كه با آنها روبرویید.
«وقتی تنها انتظارِ وجود و ظهور تو، وسیله ریزش فیض فرشتگان بر جان ماست، اصل حضور و ظهور مبارك تو، ای همه بزرگی در قامت یك انسان، چه غوغایی در جان ما و در جامعه ما به‌پا خواهد كرد.»
روایت داریم كه انتظار فرج افضل عبادت است(22) و عبادت موجب آرامش و زنده‌دلی می‌گردد.(23) یعنی با انتظار فرج وجود مقدس حضرت صاحب‌الامر (عج) همین حالا ما زنده می‌شویم. مگر انتظار به معنای واقعی، ما را با شرایطی كه منتظر آن هستیم، متحد نمی‌كند؟
شما شنیده‌اید جناب رباب (س) همسر امام‌حسین (ع) با این‌كه یك سال بعد از شهادت حضرت رحلت كرده‌است، ولی در این یك سال پس از شهادت حضرت‌اباعبدالله (ع)، در واقع با اباعبدالله (ع) زندگی كرد. اباعبدالله (ع) گرسنه بود و شهید شد و لذا ایشان هیچ‌وقت سیر غذا نخورد. اباعبدالله (ع) تشنه بود و شهید شد، رباب هم هیچ‌وقت خودش را سیراب نكرد. اباعبدالله (ع) در آفتاب شهید شد، ایشان هم هیچ‌وقت زیر سایه به استراحت نپرداخت. حالا آیا ایشان جزء شهدای كربلا نیست؟ شما خودتان قضاوت كنید، مگر می‌شود او را در كنار حسینِ شهید ندید؟ همان‌طور كه اگر صحنه‌ای از تاریخ گذشت و ما به آن صحنه وفادار ماندیم، در آن صحنه هستیم، اگر هم صحنه‌ای كه می‌آید، آن را بشناسیم و با آن نفس بكشیم، در آن صحنه‌ایم.

انتظار؛ عامل وصل

«دیگر قصّه؛ قصّة رسیدن به وادی آتشین و مبارك انتظار نیست، بلكه قصّة ما قصّة انسانی است كه در آتش این انتظار ذوب می‌شود.»
بنابراین؛ پیشنهاد نمی‌كنیم منتظر بمانید. بنده می‌گویم چرا به كمك فرهنگ انتظار ما وصل نباشیم؟ چرا ما هم اكنون با امام‌مهدی (عج) در حكومت جهانی مهدوی و برای نمایش همة خوبی‌ها، و هدم همة بدی‌ها زندگی نكنیم؟ سخت نیست، روایت هم به شما كمك كرده(24) تازه مژده به رجعت برای منتظران حضرت راهی باز است برای این‌كه انسان فقط به انتظار آن صحنه، دیگر به هیچ چیز دیگر قانع نباشد و اگر هم مُرد باز برگردد.(25)
«ما بیش از آن‌كه بخواهیم تورا ببینیم می‌خواهیم تو ما را ببینی تا با نظر مبارك تو تمام درهای بهشت بر قلب ما گشوده شود و در آن حال آنچه ماندنی است، و نه آنچه رفتنی است، سرمایة جان ما گردد.»
عرضه داشتی:
«إِلَی مَتَی أَحَارُ فِیكَ یَا مَوْلایَ وَ إِلَی مَتَی وَ أَیَّ خِطَابٍ أَصِفُ فِیكَ وَ أَیَّ نَجْوَی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أُجَابَ دُونَكَ وَ أُنَاغَی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَبْكِیَكَ وَ یَخْذُلَكَ الْوَرَی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ یَجْرِیَ عَلَیْكَ دُونَهُمْ مَا جَرَی».
ای مولای من تا كی در شما حیران و سرگردان باشم
تا به كی و به چگونه خطابی درباره تو توصیف كنم و چگونه راز دل گویم ای مولای من بر من بسی سخت است و مشكل كه پاسخ از غیر تو یابم
سخت و مشكل است بر من كه بگریم از تو و خلق تو را واگذارند سخت و مشكل است بر من كه بر تو دون دیگری این جریان پیش آمد
آیا كسی هست كه مرا یاری كند تا بسی ناله فراق و فریاد و فغان طولانی از دل بركشم كسی هست كه جزع و زاری كند
«هَلْ مِنْ مُعِینٍ فَأُطِیلَ مَعَهُ الْعَوِیلَ وَ الْبُكَاءَ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُسَاعِدَ جَزَعَهُ إِذَا خَلا هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَسَاعَدَتْهَا عَیْنِی عَلَی الْقَذَی هَلْ إِلَیْكَ یَا ابْنَ أَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقَی هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنَا مِنْكَ بِعِدَةٍ فَنَحْظَی».
آیا چشمی می گرید تا چشم من هم با او مساعدت كند و زار زار بگرید ای پسر پیغمبر آیا بسوی تو راه ملاقاتی هست
آیا امروز به فردایی می رسد كه به دیدار جمالت محظوظ شویم آیا كی شود كه بر جویبارهای رحمت درآییم و سیراب شویم.
«مَتَی نَرِدُ مَنَاهِلَكَ الرَّوِیَّةَ فَنَرْوَی مَتَی نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مَائِكَ فَقَدْ طَالَ الصَّدَی مَتَی نُغَادِیكَ وَ نُرَاوِحُكَ فَنَقِرَّ عَیْنا مَتَی تَرَانَا وَ نَرَاكَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوَاءَ النَّصْرِ تُرَی».
كی شود كه از چشمه آب زلال تو ما بهره مند شویم كه عطش ما طولانی گشت كی شود كه ما با تو صبح و شام كنیم تا چشم ما به جمالت روشن شود
كی شود كه تو ما را و ما تو را ببینیم هنگامی كه پرچم نصرت و فیروزی در عالم برافراشته ای.
«أَ تَرَانَا نَحُفُّ بِكَ وَ أَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلا وَ أَذَقْتَ أَعْدَاءَكَ هَوَانا وَ عِقَابا وَ أَبَرْتَ الْعُتَاةَ وَ جَحَدَةَ الْحَقِّ وَ قَطَعْتَ دَابِرَ الْمُتَكَبِّرِینَ وَ اجْتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِینَ وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ».
آیا خواهی دید كه ما به گرد تو حلقه زده و تو با سپاه تمام روی زمین را پر از عدل و داد كرده باشی
و دشمنانت را كیفر خواری و عقاب بچشانی و سركشان و كافران و منكران خدا را نابود گردانی
و ریشه متكبران عالم و ستمكاران جهان را از بیخ بركنی و ما با خاطر شاد به الحمد لله رب العالمین لب برگشاییم.
«اللَّهُمَّ أَنْتَ كَشَّافُ الْكُرَبِ وَ الْبَلْوَی وَ إِلَیْكَ أَسْتَعْدِی فَعِنْدَكَ الْعَدْوَی وَ أَنْتَ رَبُّ الْآخِرَةِ وَ الدُّنْیَا فَأَغِثْ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ عُبَیْدَكَ الْمُبْتَلَی وَ أَرِهِ سَیِّدَهُ یَا شَدِیدَ الْقُوَی وَ أَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسَی وَ الْجَوَی وَ بَرِّدْ غَلِیلَهُ یَا مَنْ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی وَ مَنْ إِلَیْهِ الرُّجْعَی وَ الْمُنْتَهَی».
ای خدا تو برطرف كننده غم و اندوه دل‌هایی من از تو داد دل می خواهم كه تویی دادخواه و تو خدای دنیا و آخرتی
باری به داد ما برس ای فریادرس فریادخواهان بندگان ضعیف بلا و ستم رسیده را دریاب و سید او را برای او ظاهر گردان ای خدای بسیار مقتدر و توانا
لطف كن و ما را بظهورش از غم و اندوه و سوز دل برهان و حرارت قلب ما را فرو نشان ای خدایی كه بر عرش استقرار ازلی داری و رجوع همه عالم بسوی توست و منتهی به حضرت توست.
«اللَّهُمَّ وَ نَحْنُ عَبِیدُكَ التَّائِقُونَ [الشَّائِقُونَ ] إِلَی وَلِیِّكَ الْمُذَكِّرِ بِكَ وَ بِنَبِیِّكَ خَلَقْتَهُ لَنَا عِصْمَةً وَ مَلاذا وَ أَقَمْتَهُ لَنَا قِوَاما وَ مَعَاذا وَ جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِینَ مِنَّا إِمَاما فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِیَّةً وَ سَلاما وَ زِدْنَا بِذَلِكَ یَا رَبِّ إِكْرَاما وَ اجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنَا مُسْتَقَرّا وَ مُقَاما وَ أَتْمِمْ نِعْمَتَكَ بِتَقْدِیمِكَ إِیَّاهُ أَمَامَنَا حَتَّی تُورِدَنَا جِنَانَكَ [جَنَّاتِكَ ] وَ مُرَافَقَةَ الشُّهَدَاءِ مِنْ خُلَصَائِكَ».
ای خدا ما بندگان حقیرت مشتاق ظهور ولی توایم كه او یادآور تو
و رسول توست تو او را آفریده ای برای عصمت و نگاهداری و پناه دین و ایمان ما و او را برانگیخته ای تا قوام و حافظ و پناه خلق باشد و او را برای اهل ایمان از ما بندگانت پیشوا قرار دادی
پس تو از ما بآن حضرت سلام و تحیت برسان و بدین واسطه مزید كرامت ما گردان و مقام آن حضرت را مقام و منزل شیعیان قرار ده
و به واسطه پیشوایی او بر ما نعمتت را تمام گردان تا آن بزرگوار به هدایتش ما را در بهشت‌های تو داخل سازد و با شهیدان راه تو و دوستان خاص تو رفیق گرداند.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ جَدِّهِ [وَ] رَسُولِكَ السَّیِّدِ الْأَكْبَرِ وَ عَلَی [عَلِیٍ ] أَبِیهِ السَّیِّدِ الْأَصْغَرِ وَ جَدَّتِهِ الصِّدِّیقَةِ الْكُبْرَی فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَی مَنِ اصْطَفَیْتَ مِنْ آبَائِهِ الْبَرَرَةِ وَ عَلَیْهِ أَفْضَلَ وَ أَكْمَلَ وَ أَتَمَّ وَ أَدْوَمَ وَ أَكْثَرَ وَ أَوْفَرَ مَا صَلَّیْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ أَصْفِیَائِكَ وَ خِیَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ صَلِّ عَلَیْهِ صَلاةً لا غَایَةَ لِعَدَدِهَا وَ لا نِهَایَةَ لِمَدَدِهَا وَ لا نَفَادَ لِأَمَدِهَا».
ای خدا درود فرست بر محمد و آل محمد و باز هم درود فرست بر محمد جد امام زمان كه رسول تو و سید و بزرگ‌ترین پیغمبران است
و بر علی جد دیگرش كه سید سلحشور حمله ور در راه جهاد توست و بر جده او صدیقه كبری فاطمه دختر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)
و بر آنان كه تو برگزیدی از پدران نیكوكار او بر همه آنان و بر او
بهتر و كامل‌تر و پیوسته و دائمی و بیشترو وافرترین درود و رحمتی فرست كه بر احدی از برگزیدگان و نیكان خلقت چنین رحمتی كامل عطا كردی
و باز رحمت و درود فرست بر او رحمتی كه شمارش بی حد و انبساطش بی انتها باشد و زمانش بی پایان باشد
«اَللّهُمَّ وَ اَقِمْ بِهِ الْحَقّ وَ اَدْحِضْ بِهِ الْباطِل»
یعنی؛ خدایا به وجود او حق را پایدار و باطل را محو بگردان، خدایا! تمنّا و طلب ما این است كه با آوردن آن امام بزرگ، حق در جامعة ما و در روابط اجتماعی ما به صحنه بیاید و باطل نابود شود، زیرا تا امام معصوم در صحنة تصمیم‌گیری جامعه نقش اصلی را نداشته باشد، بشریت معنی واقعی زندگی را نمی‌شناسد.
«وَاَدِلْ بِهِ اَوْلِیائَكَ وَ اَذْلِلْ بِهِ اَعْدائَكْ»
اَدِلْ؛ یعنی دولت بده، یعنی خدایا ما از تو خواهش می‌كنیم كه اولیا خودت حاكمان زمین بشوند و به وسیلة وجود مقدس حضرت صاحب‌الزمان (عج) حاكمان جامعه و آن كسانی كه برای مردم تصمیم می‌گیرند از اولیاء تو باشند و از همان طریق دشمنانت خوار گردند، زیرا هیچ مؤمنی نمی‌پسندد دشمنان تو حاكم بر زمین و حاكم بر اموراتشان باشد.
«وَ أَذْلِلْ بِهِ أَعْدَاءَكَ وَ صِلِ اللَّهُمَّ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدِّی إِلَی مُرَافَقَةِ سَلَفِهِ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ وَ یَمْكُثُ فِی ظِلِّهِمْ وَ أَعِنَّا عَلَی تَأْدِیَةِ حُقُوقِهِ إِلَیْهِ وَ الاجْتِهَادِ فِی طَاعَتِهِ وَ اجْتِنَابِ مَعْصِیَتِهِ».
و ای خدای منان ما و او را پیوند و اتصالی كامل ده كه منتهی شود به رفاقت ما با پدرانش
و ما را از آن كسان قرار ده كه چنگ به دامان آن بزرگواران زده است و در سایه آنان زیست می كند
و ما را بر اداء حقوق آن حضرتش و جهد و كوشش در طاعتش و دوری از عصیانش یاری فرما
«وَ امْنُنْ عَلَیْنا بِرِضاهُ» خدایا بر ما منت بگذار و رضایت او را شامل حال ما كن تا آن معصومِ كل، از ما راضی باشد، یعنی آنچنان شویم كه با قلب امام معصوم، ناهماهنگ نباشیم. شاید این بالاترین تقاضایی است كه یك انسان اندیشمند می‌تواند داشته باشد.
«وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعَاءَهُ وَ خَیْرَهُ مَا نَنَالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ وَ فَوْزا عِنْدَكَ»
و رأفت و مهربانی و دعاء خیر و بركت وجود مقدسش را به ما موهبت فرما تا بدین واسطه ما به رحمت واسعه و فوز سعادت نزد تو نایل شویم
«وَاجْعَلْ صَلَوتَنا بِهِ مَقْبولَةً»
می‌دانید كه صورت تامّه نماز، نمازی است كه حضرت صاحب‌الامر (عج) اقامه می‌كنند و به عبارت دیگر، نماز فقط نماز امام‌زمان (ع) است.(26) پس هر كس از دریچة وجود مبارك ایشان نمازش را بگیرد، آن نماز مقبول است، و هركس توانست از دریچة وجود مبارك او به خدا نظر كند، این نظر؛ نظر حقیقی است، و هر كس توانست كه دل به امامش ببندد و در فضای دلبندیِ به امام عبادت كند، این نماز و عبادت، نماز و عبادتِ وسیع و واقعی است. پس خدایا نماز ما را با اتصال با نور او برای ما قابل قبول فرما. مطمئن باشید این یك حالت بسیار عزیز و شدنی است، و لذا در طلب آن اصرار بورزید.
«وَ ذُنوُبَنا بِهِ مَغْفوُرَة وَ دُعائَنا بِهِ مُسْتَجاباً وَ اجْعَلْ اَرْزاقَنا بِهِ مَبْسوُطَة وَ هُموُمَنا بِهِ مَكْفِیَّة»
خدایا! گناهان ما را به نور امام معصوم ببخش و دعاهای ما را مستجاب كن و رزق ما وسعت بده و نگرانی‌های ما را كفایت كن. یعنی این نمازها و استغفارها و دعاها و رزق‌ها و نگرانی‌ها، همه و همه، فقط با نور امام به سامان می‌رسد و در بستر اصلی‌اش قرار می‌گیرد چون در حوزة وجود انسان كامل هرچیز در جای خودش قرار می‌گیرد و لذا با ظهور مبارك آن حضرت نه میل‌ها سركشی می‌كند كه منجر به گناه شود و نه دعاها، دعاهای غیرقابل استجابت است.
«وَحَوائِجَنا بِه مَقْضِیَّة»
و حوائج ما را با نور آن حضرت و ظهور مبارك او برآورده گردان. زیرا انسان‌ها آرمان‌های بلندی دارند كه فقط با نور وجود انسان كامل آن آرمان‌ها محقق می‌شود.
«وَاقْبَلْ عَلَیْنا بِوَجْهِكَ الْكَریم»
ببینید بالاترین طلب، فقط در این فضا امكان دارد كه تقاضا می‌كنیم، خدایا با وجه كریمت به ما نظر كن، و كریمانه و بزرگوارانه بر ما بنگر تابه بزرگواری تو، بزرگ شویم، همان نظر كریمانه‌ای كه بر بندة خالص خودت حضرت صاحب‌الامر (عج) می‌اندازی، چون ما نور او را با خود آورده‌ایم.
من خَس بی سر و پایم كه به سیل افتادم

او كه می‌رفت مرا هم به دل دریا برد

«وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنا اِلَیْك»
و تقرب و توسل ما را به سوی خود بپذیر. این‌كه حالا ما به نور مهدی (عج) آمده‌ایم به طرف تو، خدایا! حالا به تقرب او، تقرب و نزدیكی ما را نیز بپذیر. یعنی به خاطر گناهانمان رابطة خود را با ما قطع نكن، بلكه به خاطر تقرب ما به امام مقرب، تقرب ما را به خودت پذیرا باش.
«وَانْظُرْ اِلَیْنا نَظْرَةً رَحیمَةً نَسْتَكْمِلُ بِهَاالْكِرامَةَ عِنْدَكَ»
و بر ما به رحمت و لطف نظر فرما تا ما بدان نظر، لطف و كرامتِ نزد تو را برای خود به كمال برسانیم. خدایا! یك كرامت و بزرگواری نزد تو هست كه من آن را می‌خواهم؛ خدایا نظر كن به من با یك نظر كریمانه‌ و بزرگوارانه‌ای كه آن بزرگواری كه نزد تو هست برای من كامل بشود «ثُمّ َلا تَصْرِفُها عَنّا بِجوُدِك» آن وقت این توجه كریمانه را از ما مگیر و برای ما همواره بماند، به حق جود و بخششت.
«وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّه صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِكَأْسِهِ وَ بِیَدِهِ رَیّاً رَوِیّاً هَنِیْئاً سائِغاً لاضَمَأَ بَعْدَه یا اَرْحَمَ الرّاحِمِین»
و از حوض جدّ امام‌مهدی (عج) ما را سیراب كن، با كاسة او، به دست او، سیرابی كامل و گوارائی كه نقصانی و تشنگی بعد از آن نباشد، ای ارحم الراحمین.
آیا كمالی بالاتر و برتر از اُنس با جان و قلب نبی‌اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وجود دارد؟ آیا بالاتر از سیرابی از چشمة وجود معنوی پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) ممكن است؟ گفت:
تو چه دانی صدای مرغان را

كه ندیدی شبی سلیمان را

كسی معنی این دعا را می‌فهمد كه جایگاه قلب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) را در هستی درك كرده باشد، و لذا ندا سر می‌دهد:
مرا تا جان بود در تن بكوشم

مگر از جام او یك جرعه نوشم

حالا در آخر دعا؛ همة تقاضاها را جمع كرده‌ای و آن را یك تقاضا كرده‌ای و می‌گویی: از حوض جدّ مهدی (صلی الله علیه و آله و سلم) ما را سیراب كن آن هم سیرابی پایدار كه همواره در محبت محمد و آل او (ع) پایدار بمانیم، چرا كه به ما گفته‌اند:
در این خاك، در این خاك، در این مزرعة پاك


به جز مهر، به جز عشق، دگر تخم نكاریم

و آن هم عشق و مهر پاكانِ معصوم، یعنی:
عشقِ پاكان در میانِ جانْ نشان

جان مده اِلاّ به مهر سرْ خوشان

سر خوشان، یعنی صاحبان كاسة محبت الهی كه صاحب اصلی آن كاسه، حضرت «اولُ ما خلق الله» است و در این فراز از دعا می‌خواهی خداوند به كاسة او و به دست او تو را سیراب كند.
آتش بگیر تا كه بدانی چه می‌كشم

احساس سوختن به تماشا نمی‌شود

باید عزیزان؛ روی این دعا وقت بگذارید. از جمال امام مهدی (عج) می‌توان طوری مدد گرفت كه این دعاها برای جان ما محقق گردد.
اجازه بدهید بحث را در همین جا تمام كنیم و از خدا بخواهیم بر ما منت بگذارد و توفیقمان دهد تا در شرایطی مناسب دعای ندبه را و به خصوص این قسمت‌های آخرش را مبسوطاً در جان خود شعله‌ور كنیم. به ‌امید آن‌كه به نور مهدی (عج) تمنّاهای خود را تا افق‌های متعالیِ وجود، وسعت دهیم.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»