فهرست کتاب


بصیرت و انتظار فرج

اصغر طاهرزاده

انتظارِ ظهور، عامل ظهور

دل‌بستن به زندگى امروزین بین المللى، هم زندگی را آشفته مى كند و هم دورى از حقّ و غفلت از خود را عمیق‌تر می‌گرداند. در حالى‌كه حضور در فرهنگ انتظار در چنین شرایطی شدیداً نجات‌بخش است، چه رسد به پایان انتظار و ظهور منتظَر. انتظار در عین تحقّقِ معنویّت، بر نشاط دین‌داری انسان مى افزاید و او را به مقصد حقیقی‌اش نزدیك مى كند. به امید این‌که هر لحظه آن وعده‌ی بزرگ الهى واقع شود.
كسى‌كه به استعدادهای متعالی عالم پی برده نمى تواند نظام بین المللى جهان امروز را بپذیرد و شیفته‌ی آن شود، شیفتگی به دنیایی که براساس فرهنگ مدرنیته ساخته شده، همه‌ی جنبه‌های متعالی انسان را به ‌حجاب می‌برد و مانع ظهور نوری می‌شود که در افق تاریخ طلوع خواهد کرد، زیرا وقتى آن وعده‌ی بزرگ محقّق مى شود كه ما منتظر باشیم و به‌همین معنی می‌گوییم: «انتظار» ما را به مقصد نزدیك و فاصله را كم مى كند. پس اگر ملّتى منتظر ظهور شد ظهور امام حتماً محقّق مى شود.
فرهنگ مدرنیته با ایجاد جهانی قابل فهم به ‌خام‌ترین ساده‌سازی دست زد و به فهم ابعاد متعالی انسان و حقایق عالم بی‌توجّه شد و در نتیجه در معنی‌بخشیدن به انسان، فاحش‌ترین تحریف را انجام داد، انسانی سطحی‌شده با نفسی فقیر و بی‌محتوا که به ‌هیچ مرتبه‌ای از مراتب متعالی در عالم هستی نظر ندارد. آیا چنین انسانی را با انسانی که منتظر حضرت بقیة‌الله‌الأعظم(عج) است می‌توان مقایسه کرد؟
فراموش نكنیم كه زندگى امروزین جهان با ایجاد انواع شیفتگی‌های وَهمی، روح انتظار را با همه‌ی ثمرات و واقع نگرى هایی که دارد در انسان خاموش مى كند و هیچ کمالی را براى انسان باقى نمى گذارد که به آن نظر کند و طالب آن باشد در حالی‌که ملاحظه فرمودید «انتظار» فاصله‌ها را با آن واقعیّت بزرگ كم مى كند. به ما آموخته‌اند ظهور امام عصر(عج) در نظام اجتماعى بشریّت، به انتظار حقیقى و واقعى ما از او بستگى دارد و نحوه‌ی ظهور حضرت، نسبت به نوع نگاه ما به ‌ظهور حضرت، بى تفاوت نیست. حضرت صاحب‌الأمر(عج) در راستای زنده نگه‌داشتن روحیه‌ی انتظار و تقاضای فرج از خدا، به محمد بن عثمان الْعَمری می‌فرمایند: «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم »(94) زیاد دعا كنید براى تعجیل فرج، زیرا دعا كردن در تعجیل فرج، خودْ فرج است! این توصیه حاکی از آن است که عامل ظهور فرج، زنده‌ نگه‌داشتن روحیه‌ی انتظار است.
باید انسان‌ها چشم‌ها را از افق هاى ناسوتى و مادّىِ دنیاى امروزى بردارند تا بتوانند به آرمان‌هاى معنوى خیره شوند و به پرورش معنوى خود بیندیشند و بزرگ‌ترین موفّقیّت را قرب به‌خدا بدانند و در راستای هر‌چه بیشترِ قرب الهی روحیه‌ی قدسىِ توكّل و پارسایى و تقوا را تقویت نمایند و جزء منتظران باشند و به حكومت موعود دل‌سپارند و شیفته‌ی دروغ هاى فرهنگ تجدّد نشوند.
وقتی ما ستایش‌گر تكنیك‌های غربی شدیم آن چیزهایی كه به‌واقع باید برای ما مقدّس باشند و ستایش‌گر آن‌ها باشیم به حاشیه می‌روند در حالی‌که اگر در جان خود به پرورش امور معنوى بپردازیم و «تكنولوژى را از دریچه‌ی بینش توحیدى» بنگریم شور حیاتِ معنوى شعله‌ور خواهد شد و إن شاءالله بصیرت تشخیص حقّ از باطل و كذب از صدق آشكار مى شود، چنانچه حضرت صاحب‌الأمر(عج) در رابطه با نسبت رشد پارسایی و ظهور، برای شیخ مفید می‌نویسند: «وَ لَوْ اَنَّ اَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللهُ لِطاعَتِهِ عَلی اِجْتِماعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقائِنا وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلی حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِها مِنْهُمْ بِنا، فَما یَحْبِسُنا عَنْهُمْ اِلاّ ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَكْرَهُهُ، وَ لا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ، وَاللهُ الْمُسْتَعان»(95) اگرشیعیان ما که خداوند به طاعت خودش موفّق‌شان کند، قلب‌هایشان در وفای بر توجّه به ما و توجّه به عهد با ما هم‌دل بود، برکتِ همراه با ملاقات ما از آن‌ها به تأخیر نمی‌افتاد و سعادت دیدارِ همراه با حقّ معرفت و صحیح‌‌بودن آن به‌سوی آن‌ها می‌شتافت، پس ما را از آن‌ها پوشیده نمی‌دارد مگر همان چیزهایی كه از آن‌ها به ما می‌رسد كه ما آن كارها را دوست نداریم و چنین اعمالی را از شیعیان‌مان نمی‌پسندیم كه خدا مددكننده است. ملاحظه ‌کنید چگونه امام(عج) منتظِر آمادگی ما هستند، منتظر این‌كه دل‌های ما با رعایت شریعت الهی از پرده‌ی حجاب درآید و متوجه حقایق غیبی عالم شود تا زمینه‌ی تجلی غایب منتظَر فراهم گردد. امام صادق(ع) در همین رابطه می‌فرمایند: «مَنْ سُرَّ اَنْ یكون مِنْ اصحابِ الْقائِمِ فَلْیَنْتَظِر وَلْیَعمل بِالْوَرَع وَ مَحاسِنِ الاخلاق وَ هُوَ مُنْتَظر»(96) هركس دوست دارد كه از اصحاب قائم باشد، باید منتظر باشد و ورع پیشه سازد و براساس اخلاق نیكو عمل كند، در حالی‌كه منتظر است. و نیز می‌فرمایند: بی‌شك حكومت آل‌محمّد(ع) تأسیس خواهد شد، پس هركس علاقه‌مند است، از اصحاب قائم ما باشد، باید كاملاً از خود مراقبت كند و تقوا پیشه نماید، خودش را به اخلاق نیك مزین نموده و سپس انتظار فرج قائم آل محمّد را بكشد. هركس برای ظهور قائم ما چنین آمادگی و انتظاری داشت، ولی توفیق نصیبش نگشت و پیش از ظهور آن حضرت، اجلش فرا رسید، به ثواب یاران آن جناب می‌رسد.(97) زیرا حجابِ بین او و حقایق غیبیِ عالم برطرف شده است.
هدف انسانِ منتظِر این‌ است که مقام حضرت بقیةالله‌الأعظم(عج) را بشناسد و بشناساند تا معلوم شود او حقیقتی فراشخصی است و از کلّ وجود، آگاهی کامل دارد و در عمق وجود انسان منزل گزیده و آدمیان تنها با ارتباط با او می‌توانند بصیرت لازم را بیابند و جامعه‌ی خود را خدایی کنند. غایت چنین انتظاری همان حکمتی است که در شخصیت انبیاء و اولیاء(ع) نمایان بود.
با عبور از ایدئولوژى هاى مدرن و با واردشدن در دنیاى ذكر و اُنس با حضرت صاحب‌الأمر(عج) و با قناعت و سادگى و پارسایی می‌توان در عین زندگی در دهکده‌ی سیاه جهانى، خود را براى وقوع وعده‌ی بزرگ الهی آماده نگه داشت. آن آمادگى که به‌خودی‌خود عبادت است و زندگى زمینى را معنا می‌بخشد.
ای صاحب‌الأمرِ ما! تو شاهدى که اگر همه چیزِ انسان‌بودن در کنار شما نبود و اگر همه چیز انسان نگاه از دریچه‌ی قلب مبارک شما به جهان نمی‌بود و اگر همه چیزِ انسان، بودن در میان انسان‌ها ولى در اتّصال با شما نبود، ما این‌همه تأكید نداشتیم كه انسان‌ها به شما برگردند، اى غایت آمال همه‌ی انسان‌ها. تأکید ما بر این‌كه انسان‌ها باید به‌دنبال ذكرِ امام و اُنس با او باشند، تأکید برای واردشدن در عالَمی است كه همه چیزِ انسان همان عالَم است. وارد شدن بر آن عالَم با تقلید و با ایستادن بر شانه‌های دیگران به‌دست نمی‌آید. نوری است که باید در اعماق جان هر‌کس طلوع کند و به‌معنی واقعی کلمه قلبی و شهودی است. چنین عالمی نه قابل انتقال به دیگران است و نه با خواندن و مطالعه به‌دست می‌آید، حالتی است که با سیری طولانی و تطهیر باطن در درون انسان‌های منتظر محقّق می‌شود.

دل‌آگاهیِ پارسایانه

آن‌كس كه به غیر حكومت خدا -که از طریق حاکمیت امام معصوم محقّق می‌شود- راضى است، حتماً از دل‌آگاهىِ پارسایانه محروم می‌شود و به القائات نفس امّاره‌ی خود گرفتار می‌گردد و هرگز به قرب الهی نایل نمی‌شود. چنین انسانی افق‌هاى حكومت معنوى و فرزانگى و آزادگى را نمى شناسد تا فضاى سینه‌ی خود را آماده‌ی ظهور آن موعود بزرگ کند. چنین انسانی با محرومیت بزرگی دست به‌گریبان است.
در حال انتظارِ امام معصوم به‌سر بردن به این معنی است که انسان صحنه‌ی جان خود را از حجاب هر اراده و میلى تطهیر کند، و آن را در محضر القای حكم امام معصوم قرار دهد تا آن حضرت فرمان براند، زیرا در همه‌ی زمان‌ها - چه در غیبت و چه در ظهور- تنها او شایسته‌ی فرمان راندن است. در چنین باوری است که حیات انسان در زمان غیبتِ مولایش از بهره‌های لازم محروم نمی‌گردد و در زندگىِ حقیقی به‌سر می‌برد، زیرا كوچه به كوچه و شهر به شهر در آینده‌ی تاریخ منتظر حكم حضرت بقیة‌الله‌الأعظم(عج) می‌باشد. گفت:
من‌آن‌گه خودکسی باشم که در میدان حکم او

نه جان باشم، نه دل باشم، نه تن باشم،، نه سر باشم
یکی از ثمرات معرفت به مقام حضرت صاحب‌‌الأمر(عج) این است که بفهمیم رجوع به‌ خدا و منتظر حضرت‌بودن یکی است و جداپنداشتن این دو، چیزی جز تحریف معنای رجوع به‌ خدا نیست و به غفلت از ربوبیت خداوند در تاریخ می‌انجامد.
انتظارِ آگاهانه، هم زندگى امروزین را معنویت مى بخشد و هم فاصله‌ی ما تا ظهور را كم مى كند و امکان رسیدنِ جامعه را به عالَمى كه پر از نسیم ملكوتى و استغناى معنوى است فراهم مى سازد و به آن‌چه در نظام اَحسن الهی شدنى است قوّت و قدرت مى دهد.
انتظارِ آگاهانه، یعنى عزمی محکم كه آرزوهاى بزرگ انسانى را قربانى هوس هاى ضعیف ناپایدار نمى كند. وسعت نگاه انسانِ منتظر به وسعت به ‌ظهورآمدن تمام ثمره هاى عالم است تا درخت تنومند حیات زمینى به میوه بنشیند، به‌همین جهت چنین انسانی به هر نوع بودنى راضى نیست و تماماً به ثمره‌های اصلی زندگى مى اندیشد و به زندگى بى ثمر تن نمى دهد، مى داند لازمه‌ی انتظارِ آگاهانه چیست و هرگز از طول انتظار خسته نمى شود. زیرا ظهور امام نه‌تنها مشروط به رسیدن به معرفت درست است بلکه منوط به فعلیت ‌بخشیدن به منش سالم اخلاقی و پرورش فضیلت می‌باشد. هدف از طلب ظهور امام، جداشدن از خودخواهی‌ها و خودبینی‌ها و هدایت شدن به مسیری است که منجر به ظهور عالی‌ترین سجایای اخلاقی می‌شود و این است راز این‌که انسان منتظر از انتظارِ آگاهانه خسته نمی‌شود و ‌نشاط او کاسته نمی‌گردد.
ممکن است شما از این‌كه انتظار فرج چگونه در شخصیت انسان منتظر تحوّلی اساسی ایجاد می‌کند و مس وجود او را به طلا تبدیل می‌نماید، غافل باشید، در حالی‌که بقیّه‌ی انتظارها این‌چنین نیست، انتظار آگاهانه مثل انتظار برای تحقّق روز بعد نیست. شما چه مؤمن باشید و چه كافر، فردا و پس فردا واقع مى شود و فاصله‌ی زمانىِ امروز تا فردا و پس فردا برای مؤمن و کافر ثابت است. ولى انتظارِ ظهورِ حضرت بقیة‌الله‌الأعظم(عج) این‌گونه نیست، در آن انتظار انسان متوجّه است چیزى بالاتر از آن‌چه در زمانه جاری است می‌تواند در میان باشد و آن فقط با انتظار و با ظهور ولایت مطلقه‌ی امام معصوم محقّق مى شود. این انتظار فاصله‌ی تا ظهور را پر مى كند و ظهور را نزدیک می‌نماید در حالی‌که انتظار شما برای تحقّق فردا و پس فردا با تفاوت شخصیت شما کم و زیاد نمی‌گردد. سرعت ظهور حضرت بقیة‌الله‌الأعظم(عج) وابسته به شناخت صحیح نظام اَحسن الهی و تعالی روحانی منتظران است.

عالم بی‌اُنسی

در مقام انتظار باید به هر دو وجهِ این مقام توجّه داشت و روى آن تأمّل و تدبّر کرد. یكى ایمان به ولایت الهی از طریق امام عصر(عج) و آثار آن ایمان و دیگری شناخت ظلمات آخرالزّمان یعنی شناخت ریشه‌ی اصلی انحرافی که منجر به عدم حاکمیت امام معصوم شده است. همین امروز اگر كسى در مقام اُنس با امام زمانش نباشد، در بى اُنسى با حقایق به‌سر مى برد، چون در حال حاضر و در شرایط هبوط هیچ چیزِ دیگری برای انسان ارزشِ مأنوس‌‌شدن با خود را ندارد. اُنس با انسانِ کامل به‌کلّی انسان را از کوته‌بینی آزاد می‌کند و با دیگر اُنس ها قابل مقایسه نیست، به‌خصوص که اُنس با امام - که قلب عالم هستی است- اُنسی شهودى و حضورى است، اُنسى است كه تمام وجود انسان را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. امام خودشان در شور تامِّ بندگى اند و انسان‌ها را به شور و شیدایى با خدا مى كشانند. زیرا ما همه در ذات خود بنده‌ی خداییم و فقط شور بندگى برای ما شور حقیقى خواهد بود. وقتی فهمیدیم امام بنده‌ی محض خداوند ‌است می‌فهمیم شور امام شور محض بندگى است و هر‌کس به اندازه اى كه از امام، یعنى از عین بندگى فاصله دارد، به همان اندازه از خودِ حقیقىِ خود فاصله دارد و به همان اندازه ناخود است و اُنس با چنین خودی، اُنس با بیگانه ی به ظاهر آشناست و هرگز شورآفرین و راضی‌کننده نیست.
رسیدن به شور بندگى و اُنس شهودى و حضورى با امام یك ‌راه دارد، فقط كافى است بتوانیم به امام نظر كنیم تا آماده‌ی تجلّیات نوری حضرت شویم. امید و اطمینان و یقین به این‌كه اگر ما ارادتمندانه به امام نظر كنیم امام به ما نظر می‌کنند، چاره‌ی کار است. حضرت صادق(ع) در رابطه با برکات یقین می‌فرمایند: «الْیَقِینُ یُوصِلُ الْعَبْدَ إِلَى كُلِّ حَالٍ سَنِیٍّ وَ مَقَامٍ عَجِیبٍ كَذَلِكَ أَخْبَرَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَنْ عِظَمِ شَأْنِ الْیَقِینِ حِینَ ذُكِرَ عِنْدَهُ أَنَّ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ كَانَ یَمْشِی عَلَى الْمَاءِ فَقَالَ لَوْ زَادَ یَقِینُهُ لَمَشَى فِی الْهَوَاءِ یَدُلُّ بِهَذَا أَنَّ الْأَنْبِیَاءَ مَعَ جَلَالَةِ مَحَلِّهِمْ مِنَ اللَّهِ كَانَتْ تَتَفَاضَلُ عَلَى حَقِیقَةِ الْیَقِینِ لَا غَیْرُ وَ لَا نِهَایَةَ بِزِیَادَةِ الْیَقِینِ عَلَى الْأَبَدِ وَ الْمُؤْمِنُونَ أَیْضاً مُتَفَاوِتُونَ فِی قُوَّةِ الْیَقِینِ وَ ضَعْفِهِ فَمَنْ قَوِیَ مِنْهُمْ یَقِینُهُ فَعَلَامَتُهُ التَّبَرِّی مِنَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ إِلَّا بِاللَّهِ وَ الِاسْتِقَامَةُ عَلَى أَمْرِ اللَّهِ وَ عِبَادَتُهُ ظَاهِراً وَ بَاطِناً قَدِ اسْتَوَتْ عِنْدَهُ حَالَةُ الْعَدَمِ وَ الْوُجُودِ وَ الزِّیَادَةِ وَ النُّقْصَانِ وَ الْمَدْحِ وَ الذَّمِّ وَ الْعِزِّ وَ الذُّلِّ لِأَنَّهُ یَرَى كُلَّهَا مِنْ عَیْنٍ وَاحِدَةٍ وَ مَنْ ضَعُفَ یَقِینُهُ تَعَلَّقَ بِالْأَسْبَابِ وَ رَخَّصَ لِنَفْسِهِ بِذَلِكَ وَ اتَّبَعَ الْعَادَاتِ وَ أَقَاوِیلَ النَّاسِ بِغَیْرِ حَقِیقَةٍ وَ سَعَى فِی أُمُورِ الدُّنْیَا وَ جَمْعِهَا وَ إِمْسَاكِهَا»(98) یقین گوهر گران‌بهائى است كه انسان را به‌ مراتب بلند و مقامات رفیع و شگفت‌آور می‌رساند و این گفتار رسول‌خدا(ص) است كه از عظمت و ارزش یقین خبر داد هنگامى كه نام عیسى‌بن‌مریم(ع) برده شد و گفته شد كه آن حضرت بر روى آب راه می رفت. فرمودند: اگر یقین عیسى‌بن‌مریم بیشتر بود می‌توانست در هوا حركت كند. از این بیانِ رسول‌خدا(ع) استفاده مى شود كه ملاك و میزان برترى انبیاء بر یكدیگر تفاوت مراتب و درجات یقین آن‌ها است و مراتب ازدیاد یقین حد و نهایتى ندارد و مراتب مؤمنان هم با ضعف و شدّت یقین متفاوتند و علامت و نشانه‌ی قوّت یقین در مؤمن این است كه از هر قدرت و نیروئى به‌جز قدرت خدا منقطع باشد و در اجرای امر و فرمان خدا محكم و استوار بوده و در همه‌حال در نهان و آشكار در درون و برون متوجّه‌ی خدا و عبادت او باشد و حالات گوناگون، بود و نبود، زیادى و كمى ثروت، مدح و نكوهش، عزت و ذلت در نظرش یكسان باشد. چون مؤمن تمام این‌ها را با یك چشم می‌بیند. ولى آن‌كس كه یقین او ضعیف باشد دلش متوجّه‌ی اسباب و عوامل ظاهرى است و خود را در برابر آن‌ها كوچك می‌كند و دنبال عادت‌ها و مقیّد به آن‌ها است و تحت تأثیر مدح و ثنا و نكوهش بى پایه و اساس مردم قرار می‌گیرد و جدیّت و كوشش خود را در كارهاى دنیا و به‌دست آوردن و اندوختن آن صرف می‌كند.
پس اگر فقط و فقط با تمام اطمینانِ یقینی به امام نظر کنیم از تجلیات نوری حضرت بهره‌مند می‌شویم و این شروع انتظار است. درست است که زحمت و خون‌دل خوردن دارد ولى راه روشن است و رسیدن ممكن. تا برسیم به‌جایى كه با اطمینانِ تمام و معرفت روشن و انگیزه اى صحیح به آن مقام مقدّس نظر کنیم و دیگر هیچ، و این یعنی یافتنِ همه‌چیز.
روایات ائمه(ع) به ما کمک می‌کنند که بفهمیم جهت جان خود را به‌کدام سو بیندازیم ولی برای واردشدن به عالم انتظار باید هر‌کس خودش همّت کند. ابتدا باید فهمید مقام واسطه‌ی فیض، یک حقیقت محض و یک شعور بی‌کرانه‌ای است که دارای تجلیات نوری است و برخی به ‌آن نزدیک و برخی از آن دورند. معیار قرب به انوار آن حضرت، شرکت در انتظار آگاهانه نسبت به حاکمیت امام معصوم در عالم است و این‌که در این انتظار باید جان خود را بدون هیچ ابزار و واسطه‌ای به‌میان آورد و با نوری مرتبط شد که تعریف‌پذیر نیست ولی این نور، پدیدآورنده‌ی هر شور و شعورِ صحیحی است که انسان بدان نیاز دارد.