فهرست کتاب


بصیرت و انتظار فرج

اصغر طاهرزاده

خدای مهدی(عج) و خدای لیبرال دموکراسی

ممکن است بحث در مورد فرهنگ انتظار ظاهراً یک بحث سیاسی، اجتماعی قلمداد شود ولی به جهت ریشه‌ی الهی اش به لطف الهی طوری جلو می‌رود که با خدایی روبه‌رو می‌شوید كه در صدر اسلام ظهور کرد و اباذرها و مقدادها را ساخت و إن‌شاءالله خدای مهدی(عج) در جان شما به همان شکل ظهور خواهد کرد، با چشم‌دوختن به او ظهورش رخ می‌نمایاند. البته اگر از فرهنگ انتظار در آمدید و وضع موجود جهان را پذیرفتید آنچه برایتان می‌ماند خدای لیبرال دموکراسی است، یعنی خدای نهضت آزادی، خدایی بدون نور هدایت و ربوبیت. خدای پیغمبران، خدایی است که همه‌ی ابعاد زندگی انسان‌ها را مدیریت می‌کند و کمال انسان را قرب به خداوند می‌داند ولی خدای لیبرال دموکراسی جهان را خلق کرده و امور را به دست عقلِ خودبنیاد بشر داده تا جهان را به روش لیبرالیسم مدیریت کند و مسلّم چنین خدایی، خدای مهدی(عج) نیست. خدای مهدی شور و عشق و نور و حماسه و عدالت است و نه خدای خالق و بس. خدای پیامبران، هادی و رب عالمیان است و به انسان درس پاک‌بازی و ایثار می‌دهد در آن حدّی که مرگ در راه خدا را جهت حاکمیت دین به هیچ می‌گیرد و می‌گوید:
«مگر بیش از این است كه ما ظاهراً از جهان‌خواران شكست می‌خوریم و نابود می‌شویم؟»(42)
آری خدای خمینی(رض) همان خدای مهدی(عج) است.
عنایت داشته باشید این سخنان را حضرت روح‌الله(رض) در روزهای اول انقلاب نگفتند تا بگوئیم برای تثبیت انقلاب لازم است چنین روحیه‌ای در میان باشد، این سخنان را دو ماه قبل از رحلتشان در حالی نوشته‌اند که انقلاب کاملاً تثبیت شده بود، پس معلوم است نظر را به جایگاهی بالاتر از تثبیت انقلاب انداخته‌اند و راه و رسم رسیدن به مقصد نهایی را گوشزد می‌نمایند و می‌فرماید:
«مگر بیش از این است كه ما را در دنیا به خشونت و تحجّر معرفی می‌كنند؟»
به جهت غفلت از این نکته‌ی حماسی بود که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» فرمودند:
«بعضی از مدیریت‌ها در بخشی از برهه‌های این سی سال زاویه‌هایی با مبانی انقلاب داشتند»(43).

انتظاری حماسی

فکر کردیم اگر در مقابل غرب کوتاه بیاییم آن‌ها از ادعاهایشان نسبت به انقلاب اسلامی دست برمی‌دارند در حالی که درست آن موقعی که دولت‌مردان می‌خواستند به بهانه‌ی عدم تشنج با جهان، به غرب روی خوش نشان دهند آن‌ها گفتند ایران محور شرارت است و حضرت امام‌(رض) این مطلب را خوب فهمیده بودند که اگر یک قدم از مواضع حقِّ خود کوتاه بیاییم آن‌ها چند قدم در مواضع ناحق خود جلو می‌آیند و به تعبیر حضرت ایشان:
«تا شما را از هویت اسلامی‌تان - به خیال خودشان- بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست».(44)
می‌فرمایند:
«مگر بیش از این است كه فرزندان عزیز اسلامِ ناب محمدی‌(ص) در سراسر جهان بر چوبه‌های دار می‌روند؟»
در چنین فضایی است که می‌توان به غرب پشت کرد و پرده‌های ظلمانی آن را شکافت تا رابطه‌ی ما با امام زمانمان(عج) زلال شود و همراه حضرت روح الله(رض) بگوئیم «بگذار دنیای پست مادیّت با ما چنین كند ولی ما به وظیفه‌ی اسلامی خود عمل می‌كنیم». حضرت روح الله(رض) به ما پیام می‌دهند كه امروز خدا ما را مسئول كرده‌است که راه ظهور حضرت را بگشائیم همان‌طور که به عهده‌ی امام زمان(عج) گذاشته تا در اولین فرصت که زمینه آماده شد ظهور نمایند. دقیقاً امروز خدا بر ما منت گذاشته و نهضت جهانی‌اش را با امام خمینی عزیز(رض) شروع كرده تا جهت گیری ما جهت‌گیری منتظران باشد و در این راستا به تعبیر ایشان:
«امروز خداوند ما را مسئول كرده است، نباید غفلت نمود. امروز با جمود و سكون و سكوت باید مبارزه كرد و شور و حال و حركت انقلاب را برپا داشت».(45)
این است معنی انتظار نسبت به انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) زیرا باید از خود بپرسیم حضرت تشریف می‌آورند تا انقلاب كنند یا تشریف می‌آورند كه جاده‌ و پل احداث نمایند تا ما زودتر به خانه‌هامان برسیم و چلومرغ‌مان را بخوریم؟ در راستای روحیه‌ی انقلابی حضرت مهدی(عج) و یاران ایشان، حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: «مَنْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِهَذَا الْأَمْرِ كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ لَا بَلْ كَانَ كَالضَّارِبِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) بِالسَّیْف »؛(46) هركس با انتظار ظهور امام زمان(عج) بمیرد مانند کسی خواهد بود که در خیمه‌ی قائم با او باشد، نه، بلكه مثل كسى است كه در خدمت رسول خدا(ص) شمشیر زده باشد. این‌ها همه نشان می‌دهد که ظهور امام زمان‌(عج) یعنی ظهور انقلابی بزرگ و فرهنگ انتظار نمی‌تواند از آن حالت حماسی جدا باشد و لذا نباید در حدّ رفاه اجتماعی موضوع را تنزل داد.
در حال حاضر جز راه امام خمینی(رض) برای منتظرماندن در اردوگاه منتظران مهدی(عج) راهی در میان نیست. و تا راه امام خمینی(رض) درست فهمیده نشود و در آن پرورش نیابیم هیچ ورودی در فرهنگ انتظار نداشته‌ایم. راه حضرت امام(رض) تنها راهی است که ما را با نتایج فوق‌العاده‌ای روبه‌رو می‌کند و در نهایت به نتایجی می‌رسد كه همه‌ی پیغمبرها می‌خواستند با ظهور حضرت صاحب الأمر‌(عج) بدان دست یابند. آن مقصد نهایی در حدّ محدودی در انقلاب اسلامی ظهور کرد و ملت ایران توانستند به کمک آن، راه صد ساله را یک شبه طی کنند. بر همین اساس است که تأکید می‌کنم اگر فرهنگ انتظار را درست بشناسید و خود را وارد چنین فرهنگی كنید به‌خوبی احساس می‌کنید از همه‌ی جهات تغییر عمده نموده‌اید، اعم از روحیه‌ی حماسی که در شما پیدا می‌شود و یا اندیشه‌ی عمیقی که در معارف اسلامی برای شما گشوده می‌گردد. زیرا با فرهنگ انتظار می‌توان از حجاب ظلمانی آخرالزمانی عبور کرد و با زندگی دیگری آشنا شد، یعنی زندگی در کنار حضرت مهدی(عج) و در کنار رسول خدا(ص)، که روایت آن عرض شد. اگر وارد چنین انتظاری نشویم ظلمات آخرالزمانی با ظاهر دینی‌اش ما را می‌فریبد. چنانچه پیامبر(ص) می‌فرمایند: «بر امت من زمانی پیش می‌آید كه از قرآن جز نقش آن، و از اسلام جز نام آن باقی نمی‌ماند، مسلمان نامیده می‌شوند، در حالی كه بیش از همه‌ی مردمان از آن دورند، مساجدشان آباد است، ولی از هدایت خالی است».(47) علت این که امت پیامبر(ص) به چنین ظلمتی می‌افتند آن است که به همان زندگی عادی که خارج از حاکمیت امام معصوم است راضی‌اند و با روحیه‌ی انتظارِ حماسی زندگی نمی‌کنند بلكه قرآن را برای تأیید وضع موجودشان می‌خوانند و مساجد‌شان را هماهنگ سلیقه‌ی ظلمات آخرالزمان مدیریت می‌کنند.

موانع گذر از ظلمت آخرالزمان

وقتی متوجه شدیم گذر از ظلمت آخرالزمان بسیار مشکل است به اهمیت فرهنگ انتظار جهت عبور از ظلمات پی می‌بریم. در فضایی که ظلمات آخرالزمان همه‌ی زوایای زندگی انسان‌ها را فرا گرفته کسی نمی‌داند آن ظلمات چیست و کجاست تا تصمیم بگیرد از آن عبور کند، هرچه افراد فکر کنند در ذیل آن ظلمات به فکر ادامه می‌دهند و به همین جهت نمی‌دانند از چه‌چیز باید عبور کنند؛ چون تحت تأثیر فرهنگ ظلمانی آخرالزمان چیزی جز همان نوع فکر و اقتصاد و سیاست و تربیت را نمی‌شناسند و وقتی آمریكا کشور ما را جزء لیست شرارت قرار داده حتماً نگران می‌شوند چون جز ارزش‌های وضع موجود ارزش دیگری را نمی‌شناسد. آری! از چنین ظلماتی نمی‌توان خارج شد مگر آن که عالَم انسان از چنین عالَمی جدا شود و به افقی دیگر چشم بدوزد و این ممکن نیست مگر آن که وارد فرهنگ انتظار شویم و از افقی دیگر عالم را بنگریم، در آن صورت است که تازه معنی ظلمانی‌بودن زمانه معلوم می‌شود و ظلمات را می‌فهمیم و متوجه می‌شویم چرا امام(رض) فرمودند: ردّ یا قبول آمریكا را می‌خواهیم چه كنیم؟ با پیداشدن چنین نگاهی جامعه‌ وارد جاده‌ای می‌شود که به پیروزی حق منجر خواهد شد و افراد جامعه از پیروزی بزرگ زمانه محروم نمی‌شوند.
در روزگاری كه همه‌ی نگاه ها اسیر نگاه سطحی فرهنگ مدرنیته است و در چنین نگاهی حقیقت در حجاب است، چرا ما با نظر به مهدی(عج) در زمره پیروزمندان عالم وجود نباشیم؟ باید راه برون‌رفت از این ظلمات را با نور انتظارِ فرج به صحنه‌ی‌ زندگی‌ها وارد كرد و پیروزی این دوران را به نام خود رقم زد. در نگاه غربی به عالم، موجودات هر کدام مستقل و پراکنده‌اند، بدون آن‌که مظاهر اسماء الهی باشند و لذا در ارتباط با چنین عالمی یک نوع خستگی روحی به انسان دست می‌دهد، چون عالَم را نه به عنوان آیات الهی بلکه حجاب حق می‌بیند و در نتیجه چیزی در عالم نمی‌ماند که شایسته‌ی توجه باشد. در حالی که در نگاه دینی به جهان، جهان پر از معنا و مقصود است و همه‌‌چیز آثار خدایی دارد،
«آن‌هایی که جهان را سرد و بی‌عاطفه می‌یابند خودشان هم مثل آن می‌شوند»(48)
نادیده‌گرفتن وابستگی عالم به خدا، تفاوت عمده‌ی فرهنگ مدرنیته با فرهنگ انتظار است و به همین دلیل تا به مهدی(عج) نظر نشود از فرهنگ غربی آزاد نخواهیم شد، چیزی که در انقلاب اسلامی نسبت به کشور خود تجربه کردیم و معلوم شد باید حاکمیت تغییر کند تا دیدگاه‌ها شروع به تغییر نمایند وگرنه نظام حاکم، نگاه دینی به عالم را نگاهی خرافی و ابتدایی تبلیغ می‌کند و جایی برای حیات دینیِ فعّال در کشور باقی نمی‌گذارد، با این‌که در نگاه دینی ساحتِ غیبِ جهان بسیار واقعی‌تر از ساحت ظاهری آن است و راه انسان به آن سویی است که «یاد بگیرد چگونه انسان باشد».
وقتی توحید که اساس همه‌ی پدیده‌ها است به معرفتی مرده تبدیل شد، بشر مجاز خواهد بود هر چیزی را مستقل بداند و لذا ظلمات آخرالزمان امکان ادامه‌یافتن پیدا می ‌کند. پس سلوکی که منجر به حضور در اردوگاه انتظار می شود نیازمند پرورش عقل و قلب و نفس است تا بفهمیم همه‌ی موجودات عالم زنده‌اند، در آن صورت شرایطی پدید می‌آید که؛ «‌اَلحَجَرُ وَ الشَّجَرُ یَقُولُ: یا مُؤمِن تَحتِی كافِر اقتله».(49) سنگ و درخت می‌گویند: ای مؤمن! در بطن من كافری هست، او را به قتل برسان! لازمه‌ی رسیدن به چنین شعوری نزدیکی به حضرت مهدی(عج) است. این نگاه با نگاهی که همه‌ی عالم را اجسام مرده‌ می‌داند و به خود اجازه می‌دهد هرگونه تصرفی در آن بکند، فرق اساسی دارد. آیا می‌شود متوجه ضعف نگاه فرهنگ غربی نبود و خود را در وادی منتظران قرار داد؟ در نگاه ظلمانیِ آخرالزمان ما متوجه نیستیم که نمی‌توان بدون معرفت به خود و خدا، جهان را مورد مطالعه قرار داد، در حالی‌که همه چیز در بینش توحیدی با تفاوت درجاتی که دارند در وحدت هستند و خداوند همه‌ی اسماء الهی را به آدم آموخت تا انسان‌ها با خدا و مخلوقات احساس یگانگی کنند. ولی فرهنگ غربی از این موضوع در جهلِ مرکب است و علم به اسماء الهی را با انباشتن اطلاعات سطحی از پدیده‌های عالم یکی می‌داند.