فهرست کتاب


دعای ندبه، زندگی در فردایی نورانی

اصغر طاهرزاده

تعادل بی‌منتها

«وَاجْعَلْ صَلَوتَنا بِهِ مَقْبولَةً».
نماز ما را به نور وجود آن حضرت به نمازی قابل قبول تبدیل فرما.
می‌دانید كه صورت تامّه نماز، نمازی است كه حضرت صاحب‌الامر(عج) اقامه می‌كنند و به عبارت دیگر، نماز فقط نماز امام‌زمان(ع) است.(144) پس هر كس از دریچة وجود مبارك ایشان نمازش را بگیرد، آن نماز مقبول است، و هركس توانست از دریچة وجود مبارك او به خدا نظر كند، این نظر؛ نظر حقیقی است، و هر كس به امامش دل ببندد و در فضای دلبندیِ به آن امام معصوم(ع) عبادت كند، این نماز و عبادت، نماز و عبادتِ وسیع و واقعی است. پس خدایا! نماز ما را با اتصال به نور او برای ما قابل قبول فرما. مطمئن باشید این یك حالت بسیار عزیز و شدنی است، و لذا جا دارد در طلب آن اصرار کنیم. چون امام زمان(عج) از قلب انسان‌ها دور نیست و لذا اگر ما آماده باشیم او از درون ما نور خود را جهت اصلاح عبادات ما بر ما می‌افشاند.
«وَ ذُنوُبَنا بِهِ مَغْفوُرَة وَ دُعائَنا بِهِ مُسْتَجاباً وَ اجْعَلْ اَرْزاقَنا بِهِ مَبْسوُطَة وَ هُموُمَنا بِهِ مَكْفِیَّة»
خدایا! گناهان ما را به نور امام معصوم، بر ما ببخش و دعاهای ما را به نور آن حضرت، مستجاب كن و رزق ما را به نور آن امام، وسعت بده و نگرانی‌های ما را با توجهات آن حضرت بر قلب ما، كفایت كن.
این نمازها و استغفارها و دعاها و رزق‌ها و نگرانی‌ها، همه و همه، فقط با نور امام(ع) به سامان می‌رسد و در بستر اصلی‌اش قرار می‌گیرد، چون هرچیز در حوزة وجود انسان كامل در جای خودش قرار دارد و لذا با ظهور مبارك آن حضرت، نه میل‌ها سركشی می‌كنند كه منجر به گناه شوند و نه دعاها، دعاهای غیرقابل استجابت خواهند بود.
تا عصا در دست حضرت موسی(ع) نباشد اژدها نمی‌‌شود و تا دل انسان در دست انسان کامل قرار نگیرد، نه نمازش نماز است و نه زندگی‌اش به پاکی سیر می‌کند. گفت:
جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو

گه تکیه‌گاه خلقم و گه اژدهای تو

دردست فضل‌و رحمت‌تو یارم‌و عصا

ماری شوم چو افکَنَدم اصطفای تو(145)

اگر امام زمانِ ما، ما را برگزید، دیگر ما چوب خشک روزمرّگی‌ها نخواهیم بود، به حیات و جست و خیز خواهیم آمد. یک دل است که به واقع از همة غم‌ها و اندوه‌های پوچ به‌کلی رهیده است و آن دلِ انسان کامل است و فقط با نظر مبارک آن حضرت و یک نحوه یگانگی با آن دل است که از همة غم‌ها آزاد می‌شویم.
ای باقی و بقای تو بی روز و روزگار

شد روز و روزگار من اندر وفای تو

«وَحَوائِجَنا بِه مَقْضِیَّة»
و خدایا! حوائج ما را با نور آن حضرت و ظهور مبارك او برآورده گردان.
زیرا انسان‌ها آرمان‌ها و استعدادهای بلندی دارند كه فقط با نور وجود انسان كامل، آن آرمان‌ها محقق و آن استعدادها بالفعل می‌شوند.
ما با تمام وجود تشنة خوبی‌ها هستیم و حاجت اصلی ما نیز خوب‌شدن است و این تمنّا آن‌گاه برآورده می‌شود که خانة جان و جهان ما به نور انسان کامل منوّر گردد. کشتی بی‌سکّانِ بی‌هدف، به امید یافتن مأوایی به هر جزیره‌ای برخورد می‌کند و باز ناکام می‌ماند و حاجاتش هرگز برآورده نمی‌شود، مگر به کمک کسی که هرگز به خطا نرود و او در درون جان و جهان ما ظهور کند و کشتی جان ما و جامعة ما را سُکان‌داری نماید.
«وَاقْبَلْ عَلَیْنا بِوَجْهِكَ الْكَریم، وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنا اِلَیْك»
و از همه مهم‌تر؛ خدایا! حاجت اصلی ما که از تو تقاضا داریم که به نور آن حضرت برآورده سازی، این است که با وجه کریم خودت بر ما نظر کنی و نزدیکی ما را به سوی خودت از ما بپذیری و تقرب ما را به سوی خودت پذیرا شوی.
ملاحظه بفرمایید که بالاترین طلب، فقط در چنین فضایی که در مدّ نظر امام زمان(عج) قرار دارید، امكان دارد و لذا تقاضا می‌كنیم، خدایا! با وجه كریمت بر ما نظر كن، و كریمانه و بزرگوارانه بر ما بنگر تا به بزرگواری تو، بزرگ شویم، همان نظر كریمانه‌ای كه بر بندة خالص خودت، حضرت صاحب‌الامر(عج) می‌اندازی، چون ما نور او را با خود آورده‌ایم.
من خَس بی سر و پایم كه به سیل افتادم

او كه می‌رفت مرا هم به دل دریا برد

این‌كه حالا ما به نور مهدی(عج) آمده‌ایم به طرف تو، خدایا! حالا به تقرّب او، تقرّب و نزدیكی ما را نیز بپذیر. به خاطر گناهانمان رابطة خود را با ما قطع نكن، بلكه به خاطر تقرّب ما به امامِ مقرَّب، تقرّب ما را به خودت پذیرا باش.
منگر اندر ما، مکن در ما نظر

اندر اکرام و صفای خود نگر

خدایا! چگونه با نظر کریمانه و با صفای خود بر امام زمان(عج) نظر داری، ما را هم با چشمی که بر اماممان می‌اندازی نظر بفرما، چون خودت گفتی: « ...وابْتَغُوا اِلَیهِ الْوَسیلة ...»(146) به سوی خداوند وسیله‌های ارتباط با خدا را انتخاب کنید، حال ما امام معصومی که واسطة فیض بین تو و خلق است انتخاب نمودیم. پس «وَاقْبَلْ عَلَیْنا بِوَجْهِكَ الْكَریم، وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنا اِلَیْك» با وجه کریم خود بر ما نظر بفرما و تقرب و نزدیکی ما را به سوی خودت پذیرا باش.
«وَانْظُرْ اِلَیْنا نَظْرَةً رَحیمَةً نَسْتَكْمِلُ بِهَاالْكِرامَةَ عِنْدَكَ»
و بر ما از سر رحمت و لطف نظر فرما، تا ما به نور آن نظر، كرامتی را که نزد تو است و به بندگانت ارزانی می‌داری، برای خود دریافت کرده آن را به كمال برسانیم.
خدایا! یك كرامت و بزرگواری خاصی نزد تو موجود است که مربوط به ذات کریمانة تو است، حال ما آن را می‌خواهیم؛ خدایا بر ما از سر رحمت رحیمیة خود نظر كن، تا از آن طریق کرامت تو بر من به انتها برسد.
«ثُمّ َلا تَصْرِفها عَنّا بِجوُدِك»
سپس این توجه كریمانه را از ما مگیر و بر ما همواره بر اساس آن فیض بزرگ بنگر، به حق جود و بخششت.
گفت:
بی‌عنایات حق و الطاف حق

گر ملک باشد سیه باشد ورق

حال چگونه می‌شود ما بدون رحمت رحیمیة حق به مقام توجه کریمانة پروردگار نایل شویم؟ و باز چگونه می‌شود اگر ادامة لطف او نباشد آن لطف بزرگ برای ما پایدار بماند؟ چون وقتی انسان به کمالی دست یافت، هنر اصلی‌اش در حفظ آن است و حفظ قلب برای پایدارماندن بر معنویات خون جگرها می‌خواهد. گفت:
محنت قرب ز بُعد افزون است

جگر از محنت قربم خون است

نیست در بُعد جز امید وصال

هست در قرب همه بیم زوال

و به همین جهت است که باید از خدا تقاضا کنیم:
لطف و انعام خودت را وامگیر

نُقل و باده جام خود را وامگیر

این تقاضای دوم به قدری اساسی است که همواره قسمتی از دعاهای اولیاء الهی جهت قسمت دوم بوده است که «ثُمّ َلا تَصْرِفْها عَنّا بِجوُدِك»، سپس بعد از آن‌که با نظر خاصِ رحمت رحیمیه بر ما نظر کردی، آن نظر را باز مگیر. به گفتة مولوی:
ای خدا این وصل را هجران مکن

سرخوشان عشق را نالان مکن

چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

خلق را مسکین و سرگردان مکن

بر درختی کاشیان مرغ توست

شاخ مشکن مرغ را پرّان مکن

این طناب خیمه را بر مگسلان

خیمة توست آخر ای سلطان، مکن

نیست در عالم ز هجران تلخ‌تر

هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن

جمع و شمع خویش را بر هم مزن

دشمنان را کور کن شادان مکن

آن‌کس که ارزش واقعی نظر رحمت رحیمیة ربّ را، آن هم با نور کریمانة او می‌داند، می‌فهمد برای حفظ آن سخت باید از خدا مدد بگیرد تا به کمک اعمال الهی، آن نور برایش بماند.
«وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّه صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِكَأْسِهِ وَ بِیَدِهِ رَیّاً رَوِیّاً هَنِیْئاً سائِغاً لاضَمَأَ بَعْدَه یا اَرْحَمَ الرّاحِمِین».
و خدایا! از حوض جدّ امام‌مهدی(عج) ما را سیراب كن، با كاسه و به دست جدّ او، سیرابی كامل و با آب گوارائی كه هیچ نقصان و تشنگی بعد از آن برای ما نباشد، ای ارحم الراحمین.
آیا كمالی بالاتر و برتر از اُنس با جان و قلب نبی‌اكرم(ص) وجود دارد؟ آیا بالاتر از سیرابی از چشمة وجود معنوی پیامبر خاتم(ص) ممكن است؟ گفت:
تو چه دانی صدای مرغان را

كه ندیدی شبی سلیمان را

كسی معنی این دعا را می‌فهمد كه جایگاه قلب محمدی(ص) را در هستی درك كرده باشد، و لذا ندا سر می‌دهد:
مرا تا جان بود در تن بكوشم

مگر از جام او یك جرعه نوشم

حالا در آخر دعا؛ همة تقاضاها را جمع كرده‌ و آن را یك تقاضا كرده‌ای و می‌گویی: از حوض جدّ امام مهدی(ص) ما را سیراب كن، آن هم سیرابیِ پایدار كه همواره در محبت محمد و آل او(ع) پایدار بمانیم، چرا كه به ما گفته‌اند:
در این خاك، در این خاك، در این مزرعة پاك


به جز مهر، به جز عشق، دگر تخم نكارید

و آن هم عشق و مهر به پاكانِ معصوم، یعنی:
عشقِ پاكان در میانِ جانْ نشان

جان مده اِلاّ به مهر سرْ خوشان

سر خوشان، یعنی صاحبان كاسة محبت الهی كه صاحب اصلی آن كاسه، حضرت «اَوَّلُ ما خَلَقَ الله» یعنی ذات اقدس محمدی(ص) است و در این فراز از دعا می‌خواهی خداوند به كاسة او و به دست او تو را سیراب كند و چقدر سخت است وقتی دل از آن سیرابیِ بزرگِ معنوی به دست معنوی‌ترین انسان هستی محروم باشد. گفت:
آتش بگیر تا كه بدانی چه می‌كشم

احساس سوختن به تماشا نمی‌شود

آبی که از جان منوّر انسان کامل به قلب شیعیانشان جاری می‌شود؛ اولا: قلب را به بهشت متصل می‌کند، آن هم نهر خاصی از نهرهای بهشت، نهری که از زیر عرش الهی جاری است و منشأ آن کامل‌ترین اسماء الهی می‌باشد،(147) که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر و از سرشیر لطیف‌تر است، و به آن‌هایی که نور پیامبر و اهل بیت او را یافتند، می‌رسد،(148) از شیر سفیدتر است چون آلوده به هیچ جهلی نیست، و از عسل شیرین‌تر است، چون با نشاط قلبی همراه است و از نوع شعور و بصیرت حضوری است و نه حصولی چون تماماً منطبق بر فطرت انسان بوده و ملائم عمق جان انسان است، و از سرشیر لطیف‌تر است چون مطابق فطرت است و فطرت انسانی به‌راحتی آن را می‌پذیرد. راستی اگر زندگی به چنین انتهایی ختم نشود انسان چگونه ابدیت خود را ادامه دهد؟ شریعت محمدی راه ارتباط با قلب آن حضرت است و نوشیدن از جام معنویِ جان آن حضرت. خدا کند ما از مشتاقان پرشور چنین جامی باشیم و نه از کُندرُوانِ کم توان.
جای خستگی و خاموشی نیست، باید مواظب بود فرج به دست ما به تأخیر نیفتد. دعای ندبه خبر از تاریخ پویایی می‌دهد که در انتهای آن سیراب‌شدن جان و جهان از چشمة معنوی قلب محمدی(ص) در منظر نور مهدی (عج) است.
باید عزیزان؛ روی این دعا وقت بگذارید. از جمال امام مهدی(عج) می‌توان طوری مدد گرفت كه این دعاها برای جان ما محقق گردد.
اجازه بدهید بحث را در همین جا تمام كنیم و از خدا بخواهیم بر ما منت بگذارد و توفیقمان دهد تا این دعا را آن‌طور که شاید و باید بفهمیم و به قلب خود برسانیم و آن را وسیلة ظهور وجود مقدس حضرت صاحب‌الامر(عج) قرار دهیم. به ‌امید آن‌كه به نور مهدی(عج) تمنّاهای خود را تا افق‌های متعالیِ وجود، وسعت دهیم. إن‌شاءالله(149)
«اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْكَ فِی دَولَةٍ كَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَاالاسْلامَ وَ اَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَاالنِّفاقَ وَ اَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعاةِ اِلَی طاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ اِلی سَبیلِكَ»(150)
خدایا! ما طالب دولت كریمه ای هستیم كه در آن اسلام و مسلمین عزیز شوند و نفاق و منافقین ذلیل گردند و ما در آن دولت در طاعت تو و در طاعت راهنمایان به راه تو قرار داشته باشیم.
خدایا! حضرت یعقوب(ع) در هیچ حالی یاد یوسف(ع) را از قلب خود خارج نکرد، حتی آن‌گاه که خبر دستگیری حضرت بنیامین را آوردند که به زعم برادران به جرم سرقت در مصر، دستگیر شده است، یعقوب(ع) فرمود: نفس شما موضوع را برایتان مشتبه کرده است، و روی از آن‌ها برگرداند و ناله سر داد: « ... یَا أَسَفَی عَلَی یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِیمٌ»(151) ای دریغا بر دوری یوسف. و از این چشم به راهی و حزن، دیدگانش سفید شد در حالی که صبر پیشه کرده بود، چون می‌دانست با آمدن یوسف همة مناسبات تغییر می‌کند. لذا فرمود: «یا بَنِیَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَ لاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ»(152) ای فرزندانم بروید و در جستجوی یوسف و برادرش باشید و از کمک خاص الهی ناامید نگردید، چرا که کافران که منکر وعده و فرج الهی هستند، از کمک خاص الهی مأیوس هستند. و یعقوب(ع) به نور بصیرت توحیدی‌اش درست پیش‌بینی می‌کرد و خدایا تو امیدِ او را در زمان حیاتش برآورده کردی. پروردگارا! ما هم یعقوب‌وار چشم به راه امامی هستیم که چشم همة انبیاء و اولیاء‌ات به اوست، به حقیقتِ همان لطفی که به یعقوب(ع) نمودی، ما را از ظهور با برکت امام زمانمان محروم مگردان.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

منابع

قرآن
نهج‌البلاغه
تفسیر المیزان، سید محمدحسین‌طباطبایی(ره)
بحارالانوار، محمد باقر مجلسی
اسفار اربعه، ملاصدرا(ره)
فصوص‌الحکم، محی‌الدین‌بن‌عربی
امام شناسی، آیت‌الله حسینی تهرانی
الغدیر، علامه امینی
کافی، ابوجعفر کلینی
شرح نهج‌البلاغه، ابن‌ابی‌الحدید
امالی، شیخ صدوق
کلیات شمس تبریزی، جلال‌الدین محمد بلخی
مثنوی معنوی، جلال‌الدین محمد بلخی
مروج الذهب، مسعودی
تفسیر نورالثقلین، عبد علی‌بن جمعه العروسی
مصباح‌الهدایة‌الی‌الخلافة والولایة،‌ امام خمینی(ره)
جهان‌بینی اسلامی، امامت و ولایت، مراکز تربیت معلم
کمال‌الدین و تمام النعمة، شیخ‌ صدوق
شرحی بر دعای ندبه، علوی طالقانی
المعجم‌الموضوعی لاحادیث لامام مهدی(عج)،‌ علی الکورانی
ظهور نور،‌ علی‌ سعادت‌پرور
نجم الثاقب، میرزا حسین نوری
سیمای حضرت مهدی(عج) در قرآن، سیدهاشم بحرانی
استراتژی انتظار، شفیعی سروستانی
امام مهدی(عج)، سید محمد صدر
منتخب‌الاثر، صافی گلپایگانی
مجلات انتظار،‌ مرکز تخصصی مهدویت
مجلة موعود
غایة المرام، سید هاشم بحرانی
شواهد التنزیل، حَسْکانی
فرائد السَّمطین، جوینی خراسانی، عبدالله بن‌عدی حَمُّویی
تاریخ دمشق(تاریخ امیرالمؤمنین«ع»)،‌ ابن عساکر
فصول المهمه، ابن صبّاغ
تذکرة سبط، ابن جوزی
اسدالغالب، ابن اثیر
ینابیع المودة، قندوزی
مناقب، ابن شهر آشوب
الرّیاض النضره، محبّ طبری
اثبات الهداة، محمدحسن حرّ عاملی
تحف‌العقول، حسن‌بن‌علی حرّانی
عیون اخبارالرضا(ع)، شیخ صدوق

پاورقی ها

1 - به کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» از «فوکویاما»، ترجمه موسی غنی‌نژاد رجوع فرمایید.
2 - وصیت‌نامة آیت‌الله مرعشی(ره)
3 - در رابطه با سند دعای ندبه به اطلاع می‌رسانم که مرحوم مجلسی در مجلد 102 بحارالانوار از دو کتاب دعای معروف و معتبر علمای قرن 6 و 7 نقل می‌کند. ابتدا در صفحة 104 همان مجلد از کتاب مصباح‌الزائر سیدبن‌طاووس «متوفای 667» می‌آورد و در صفحة 110 می‌گوید: «محمدبن‌مشهدی(از علمای قرن 4) در مزار کبیر از محمدبن‌علی‌بن‌ابی‌قرّه نقل می‌کند که او می‌گوید: من این دعا را از کتاب ابوجعفرمحمدبن‌حسین‌بن‌سفیان نقل کردم. مرحوم محدث قمی در کتاب هدیة‌الزائرین صفحه 507 ، دعای ندبه را از سه کتاب مزار نقل می‌کند و در این سه مزار، دعای ندبه از کتاب ابن‌ابی‌قرّه نقل شده که او از حسین‌بن‌سفیان بزوفری نقل کرده، شاید او نیز از پدرش که از علماء و راویان بزرگ قرن چهارم و در زمان غیبت صغری بوده نقل کرده و او هم به وسیلة نوّاب اربعه از راه مکاتبه و توقیع با حضرت صاحب‌الامر(عج) در ارتباط بوده و این دعا را هم در کتاب خود نقل کرده و به دست فرزندش رسیده است.
4 - بحارالانوار، ج 52، ص 130.
5 - مفاتیح‌الجنان قسمتی از زیارت مخصوص امام زمان(عج)
6 - سوره انفال، آیه 12.
7 - رجوع شود به تفاسیر ذیل آیه 12 سوره انفال
8 - برای روشن شدن مقام آخرین پیامبر(ص) به بحث مقام منذِر بودن رسول‌خد(ص)ا در تفسیر سوره مبارکة «ق» جلسات 2 و 3 رجوع فرمایید.
9 - بحارالانوار، ج 18، ص 136.
10 - آیات دیگر مثل آیه 26 سوره احزاب و یا آیه 2 سوره حشر نیز به این نکته اشاره دارد.
11 - بحارالانوار، ج 16، ص 308.
12 - اشاره به آیات 33 سوره توبه و امثال آن دارد.
13 - از ابوبصیر نقل شده که امام صادق(ع) در تفسیر آیه «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»، فرمودند: «تا کنون تأویل این آیه محقق نشده و محقق نخواهد شد مگر وقتی که حضرت قائم از پس پردة غیب بیرون آید، و چون ظاهر شود به خدا قسم هیچ منکر به خدا نخواهد ماند مگر آن‌که ظهور و خروج او را اکراه دارد و اگر شخص کافر در زیر سنگی پنهان شده باشد، آن سنگ به صدا در ‌آید و مؤمنی را صدا زند: ای مؤمن بیا که کافری در این‌جا پنهان است. (بحارالانوار ج 52 ص 324)
14 - سوره احزاب، آیه 33.
15 - به کتاب امام شناسی، ج 3، از آیت‌‌الله سیدمحمدحسین‌حسینی‌تهرانی رجوع شود.
16 - امام شناسی، ج 3، ص 144، نقل از غایة‌المرام، ص 287.
17- ابن جریر و طبرانی آورده‌اند كه رسول خدا(ص) فرمود: «اُنْزِلَتْ هذِهِ الْایةُ فی خَمْسَةٍ: فِیَّ وَ فی عَلِیٍّ وَ الْحسن وَ الْحسین وَ فاطِمه» یعنی فرمودند: این آیه در مورد پنج كس نازل شده (در زمان نزول) كه عبارتند از من و علی و حسن و حسین و فاطمه(ع). از طرفی در سوره تحریم خداوند دو تا از زنان پیامبر(ص) را به باد انتقاد می‌گیرد و مفسرین عامه آن را عایشه و حفصه معرفی می‌كنند. حال چطور می‌توان چنین تطهیری را به زنان پیامبر(ص) نسبت داد. در ضمن اصل روایت كِساء به نقل از احمد حنبل همان پنج تن را به عنوان اهل‌البیت معرفی كرده است.
18 - سوره واقعه، آیات 77 تا 79.
19 - سوره شوری، آیه 23.
20 - سوره سبأ، آیه 47.
21 - سوره فرقان، آیه 57.
22 - کفایةالخصام، ص 395، نقل از شرح دعای ندبه آقای علوی طالقانی.
23 - امام باقر(ع) دربارة آیه 7 سوره رعد که می‌فرماید: «اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» فرمودند: «منذر، رسول‌خدا(ص) است و هادی، علی(ع) است، و در هر زمانی امام و پیشوایی از ما، مردم را به آنچه که پیامبر(ص) آورده است هدایت می‌کند. (بحارالانوار، ج 23، ص 5)
24 - سوره مائده، آیه 67.
25 - برای بیشتر روشن شدن این موضوع می‌توانید به بحث «یک قدم تا ظهور ، ص 249» از کتاب «جایگاه و مقام واسطة فیض» رجوع فرمایید.
26 - ترجمه الغدیر، ج 1، ص 307.
27 - برای بررسی بیشتر اصل مسئله و خطبه مربوطه و ارتباط آیه به جریان غدیر از زبان علماء اهل سنت، به كتاب امام‌شناسی از آیت‌الله‌حسینی تهرانی جلد 7 دروس 94 تا 97 و الغدیر، ج 1 رجوع بفرمایید.
28 - الطرائف، ج 1، ص 149، به نقل از مُسند احمدبن‌حنبل.
29 - تفسیر ابوالفتوح، ج 2، ص 193.
30 - ابن اسحاق نقل می‌کند که: عامه مهاجران و تمامی انصار هیچ تردیدی نداشته‌اند که پس از رحلت رسول خدا(ص) علی(ع) صاحب «امر» خواهد بود (الموفقیات، ص580، و شرح نهج‌البلاغه، ابن‌ابی‌الحدید، ص 273).
31 - تفسیر برهان، ذیل آیه 24، سوره ابراهیم(ع) و بحارالانوار، ج 15، ص 19.
32 - بحارالانوار، ج 2، ص 225.
33 - سوره اعراف، آیه 142.
34 - امام شناسی، آیت‌الله تهرانی، ج 10، ص 417. سنائی در همین رابطه می‌گوید:
هشت بستان را کجا هرگز توانی یافتن جز به حبّ حیدر و شبیر و شبّر داشتن
35 - در امالی شیخ طوسی چاپ نجف ج 2 ص 175 هست كه امام‌حسن(ع) در مقابل معاویه در خطبه‌ای غرّا می‌فرماید:
«وَ اُقْسِمُ بِاللهِ لَوْ اَنَّ النّاسَ بَایَعُوا اَبی حِیْنَ فَارَقَهُمْ رَسُولُ‌الله(ص) لَاَعْطَتْهُمُ السَّماءُ قَطْرَهَا وَ الاَرْضُ بَرَكَتَها؛ وَ ما طَمِعْتَ فیها یا مُعاوِیَةُ ! فَلَمّا خَرَجَتْ مِنْ مَعْدِنِها تَنَازَعَتْها قُرَیْشٌ بَیْنَها فَطَمِعَتْ فِیْها الطُّلَقاءُ وَ اَبْناءُ الطُّلَقاءِ اَنْتَ وَ اَصْحابُكَ: وَ قَدْ قالَ رَسُولُ‌اللهِ(ص): ما وَلَّتْ اُمَّةٌ اَمْرَها رَجُلاً وَ فیهِمْ مَنْ هُوَ اَعْلَمُ مِنْهُ اِلاّ لَمْ یَزَلْ اَمْرُهُمْ یَذْهَبُ سَفالاً حَتَّی یَرْجِعُوا اِلی ما تَرَكُوا. فَقَدْ تَرَكَتْ بَنُوا اسرائیلَ هارونَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ اَنَّهُ خَلیفَةُ مُوسی فیهِمْ وَ اتَّبَعُوا السّامِرِیَّ وَ قَدْ تَرَكَتْ هَذِهِ الْاُمَّةُ اَبی وَ بایَعُوا غَیْرَهُ وَ قَدْ سَمِعُوا رَسُولَ‌اللهِ(ص) یَقُولُ: اَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارونَ مِنْ مُوسی اِلاّالنُّبُوَّةَ».
«و قسم یاد می‌كنم به خداوند كه: چون رسول خدا(ص) از دنیا رحلت كرد، و از میان مردم پنهان شد، اگر مردم با پدرم بیعت می‌كردند، هرآینه آسمان رحمت، تمام قطرات باران خود را به آن‌ها عنایت می‌كرد؛ و زمین بركت خود را بر ایشان می‌پاشید؛ و دیگر ای معاویه؛ تو در آن طمعی نداشتی!
ولیكن چون اِمارت و ولایت از معدن خود بیرون رفت؛ برای ربودن آن، قریش با هم به نزاع برخاستند؛ و در این‌حال آزادشدگانِ جدّم رسول خدا در فتح مكه و پسران آزادشدگان در ربودن آن طمع كردند؛ كه تو هستی ای معاویه، و اصحاب تو ! و در حالی كه تحقیقاً رسول‌خدا(ص) گفته بود: هیچ وقت امتی امر زعامت و اِمارت خود را به دست كسی نمی‌سپارد كه در میان آن امت از آن شخص داناتر و اعلم به امور بوده باشد؛ مگر آنكه پیوسته امر آنها رو به سستی و تباهی می‌رود؛ تا آنچه را كه ترك كرده‌اند، دوباره بدان روی آورند. بنی‌اسرائیل هارون، وصیّ موسی را ترك گفتند؛ با آن‌كه می‌دانستند: او خلیفه موسی است در میان آن‌ها؛ و از سامِرِی پیروی كردند؛ و این امت نیز پدرم را ترك گفتند؛ و با غیر او بیعت نمودند؛ با آن‌كه از رسول‌خدا(ص) شنیده بودند كه به علی می‌گفت: نسبت تو با من همانند نسبت هارون است با موسی، بدون نبوت».
36 ـ «غایة‌ المرام‌»، ص‌ 142 و ص‌ 143، حدیث‌ پنجاه‌ و یكم‌ از خاصّه‌.اصل‌ داستان‌ بستن‌ درهای‌ مسجد را احمد بن‌ حنبل‌ در مسند خود با اسنادمتّصل‌ خود از حذیفه‌ چنین‌ آورده‌ است‌ كه‌: چون‌ اصحاب‌ رسول‌ خدا از مكّه‌ به‌مدینه‌ هجرت‌ كردند، خانه‌ای‌ نداشتند كه‌ شب‌ در آنجا بخوابند، و در مسجدمی‌خوابیدند؛ و چه‌ بسا محتلم‌ می‌شدند. پس‌ از این‌، برای‌ خود در اطراف‌مسجد خانه‌هائی‌ بنا كردند و درهای‌ آن‌را به‌ مسجد باز كردند؛ رسول‌ خدا(ص) معاذبن‌‌جبل‌ را به‌ نزد آن‌ها فرستاد، و ابوبكر را صدا زد وگفت‌: خداوند تو را امر می‌كند كه‌ از مسجد خارج‌ شوی‌! گفت‌: سَمْعاً و طاعة‌ً می‌شنوم‌ و اطاعت‌ می‌كنم‌! و ابوبكر درِ خود را بست‌ و از مسجد خارج‌ شد؛ وپس‌ از آن‌ معاذ را به‌ نزد عمر فرستاد و گفت‌: رسول‌ خدا تو را امر می‌كند كه‌ درخانه‌ات‌ را ببندی‌ و از مسجد خارج‌ شوی‌! عمر گفت‌: سَمْعاً و طاعة‌ً و درِ خانة ‌خود را بست‌ و از مسجد خارج‌ شد؛ و سپس‌ به‌ نزد حمزه‌ فرستاد و درِ خانة او را بست‌ و او نیز گفت‌: سَمْعاً وطاعة‌ً لله و لرسوله‌ و در این‌ بین‌ علی‌ّ متردّد بود و نمی‌دانست‌ كه‌ آیا او هم‌ باید خارج‌ شود، و یا باقی‌ می‌ماند؟ و رسول‌ خدا برای ‌علی‌ّ در مسجد خانه‌ای‌ در میان‌ خانه‌های‌ خود بنا كرده‌ بود. رسول‌ خدا به‌ علی‌گفت‌: اسكن‌ طاهراً مطهّراً تو در مسجد ساكن‌ باش‌ كه‌ طاهر و مطهّر هستی‌! پاك‌و پاكیزه‌ شده‌ می‌باشی‌! آنچه‌ را كه‌ رسول‌ خدا به‌ علی‌ گفت‌، به‌ گوش‌ حمزه‌رسید! و به‌ رسول‌ خدا گفت‌: یا محمّد تو ما را بیرون‌ می‌كنی‌ و طفلان‌ علی‌ّ را نگه‌ می‌داری‌؟! رسول‌ خدا گفت‌: اگر امر به‌ دست‌ من‌ بود، من‌ غیر از شما هیچ‌كس‌ را نمی‌گذاردم‌! سوگند به‌ خدا كه‌ این‌ مقام‌ را به‌ علی‌ّ جز خدا كسی ‌نداد؛ ولیكن‌ تو بر خیر هستی‌ هم‌ از طرف‌ خدا و هم‌ از طرف‌ رسول‌ خدا! بشارت‌ باد تو را! پیامبر او را بشارت‌ داد و در روز واقعة‌ اُحُد شهید شد. جا دادن ‌علی‌ در مسجد برخی‌ از مردان‌ را به‌ حَسَد با علی‌ برانگیخت‌ و در درون‌ ناراحت‌ شدند زیرا فضیلت‌ علی‌ بر آن‌ها و بر غیر آن‌ها جمیعاً روشن‌ شد. این ‌ناراحتی‌ اصحاب‌ به‌ گوش‌ پیامبر رسید و به‌ خطبه‌ برخاست‌ و گفت‌: بعضی‌ ازمردان‌ در نفس‌ خود غضبناك‌ شده‌اند كه‌ من‌ علی‌ّ را در مسجد مسكن‌ داده‌ام‌. سوگند به‌ خدا كه‌ نه من‌ او را سكنی‌ داده‌ام‌؛ و نه‌ من‌ دیگران‌ را بیرون‌ كرده‌ام‌؛خداوند به‌ موسی‌ و برادرش‌ وحی‌ فرستاد كه‌: «ان‌ تبوَّا لقومكما بمصر بیوتاً و اجعلوا بیوتكم‌ قبلة‌ً و اقیموا الصَلوة»‌، و به‌ موسی‌ امر كرد كه‌ هیچ‌كس‌ در مسجد او سكنی‌ نكند و نكاح‌ نكند مگر هارون‌ و ذرّیّة‌ او، و أن‌ّ علیّاً بمنزلة‌ هارون‌ من ‌موسی‌، و اوست‌ برادر من‌، نه‌ سایرین‌ از اهل‌ من‌، و در مسجد من‌ جایز نیست‌كه‌ با زنان‌ آمیزش‌ كند مگر علی‌ّ و ذرّیّة‌ او. و كسی‌ كه‌ از این‌ حكم‌ بدش‌ بیاید پس‌ این‌جا شام‌ است‌ و با دست‌ خود اشاره‌ به‌ سوی‌ شام‌ كرد. (غایة‌ المرام‌، ص‌113، حدیث‌ 45، از عامّه‌).
37 - ینابیع المودة، ج 1، باب 6، ص 51 - و به همین مضمون در بحارالانوار، ج 37، ص 260 ثبت شده است.
38 - «طرائف»، طبع مطبعه خیام، ص 133. «مناقب»، ابن مغازلی، ص 261 و «بحار الانوار»، ج 39، ص 33.
39 - بحارالانوار، ج 40، ص 130.
40 - امام شناسی، آیت‌الله تهرانی، ج 11، ص 65، نقل از غایة‌ المرام‌، ج‌ 2، باب‌ 29، ص‌ 520، حدیث‌ اوّل.‌ از عامّه‌: «مناقب‌» ابن‌ مغازلی‌، ص‌ 80، حدیث‌ شمارة‌ 120 و در این‌‌جا راوی‌ را عبدالرّحمن‌ بن‌ بَهمان‌ ذكر كرده‌ است‌. و سیوطی‌ در «اللالی‌ المصنوعة‌» ج‌ 1، ص‌ 330 از طبع‌ بیروت‌ آورده‌ است‌.
41 - «غایة‌ المرام‌»، ج‌ 2، ص‌ 520، حدیث‌ شمارة‌ 2، 4، 5، 8 و 9 از عامّه‌. و «تاریخ‌ دمشق‌» ترجمة‌ الامام‌ أمیرالمؤمنین(ع)‌ ،ج‌ 2، ص‌ 466 و 467 حدیث‌ 985، 986 و 987، «مناقب‌» ابن‌ مغازلی‌، ص‌ 81 تا 83، حدیث‌ 121، 123 و 124.
42 - «غایة‌ المرام‌»، ج2، ص 521، حدیث شماره 11 از عامّه.
43 - «ینابیع‌ المودّة‌» ج‌ 1 ، باب‌ 7 ، ص‌ 55 . در زوائد مسند عبدالله‌ حَنبَل‌، از یحیی‌ بن‌ عیسی‌، از أعمش‌، از عبایة‌ اسدی‌.
44 - «جامع‌ الصغیر»، چاپ‌ چهارم، مطبعة‌ مصطفی‌‌البابی‌‌الحلبی‌ و أولاده‌ ،باب‌ عین‌، ص‌ 66.
45 - «بحار الانوار» ج‌ 40 ، ص‌ 88.
46 - «بحار الانوار»، ج‌ 37 ، ص‌ 272 و ‌ 273 . و متن‌ این‌ حدیث‌ مبارك‌ را در «غایة‌ المرام‌» قسمت‌ اوّل‌ ، ص‌ 115 و ص‌ 116 تحت‌ شمارة‌ 60 از خوارزمی‌ در «فضائل‌» باسند متصل‌ خود از ابراهیم‌ بن‌ عبدالله‌ بن‌ العلاء از پدرش‌ ، از زید بن‌ علی‌ بن‌ الحسین‌ بن‌ علی‌ بن‌ أبیطالب‌، از پدرش‌ از جدّش‌ ، از علی(ع) روایت‌ كرده‌ است‌ . و عبارات‌ آن‌ همین‌ عبارات‌ است‌ و نیز اضافه‌ دارد كه‌ : وإنّ أعدائَك‌ غداً ظِمَاءٌ مُظْمَئونَ مُسْوَدةٌ‌ وجوهُهُم‌ یفتحمونَ مُقمَحونَ ! یُضرَبون‌ بالمَقامِعِ‌ و هی‌ سیاطٌ من‌ نارٍ مُفْتَحِمینَ‌ ! و أنت‌ باب‌ علمی‌ !
و همچنین‌ در «غایة‌ المرام‌» مختصر این‌ حدیث‌ را از خوارزمی‌ در «مناقب‌» ، از ناصر للحق‌ در ضمن‌ حدیث‌ طویلی‌ روایت‌ كرده‌ است‌ . و نیز در «غایة‌ المرام‌» این‌ حدیث‌ را بطوله‌ از كتاب‌ «المناقب‌ الفاخرة‌» با سند متّصل‌ خود از جابربن‌ عبدالله‌ روایت‌ كرده‌است‌ و در پایان‌ حدیث‌ این‌ جملات‌ را اضافه‌ دارد كه‌: یا علیُّ لقد جعل‌َ الله‌ُ نسلَ‌ كلِّ نبیٍّ من‌ صُلبه‌؛ و نسلی‌ من‌ صُلبك‌! فأنت‌ أعزُّ الخلقِ‌ لَدَیَّ؛ و أكرمُهم‌ لَدَیَّ و مُحِبُّوك‌ اكرم‌ عَلَیَّ من‌ اُمّتی‌. و نیز در «غایة‌ المرام‌» ؛ قسمت‌ اوّل‌ ص‌ 127 حدیث‌ شمارة‌ 4 از طریق‌ خاصّه‌ از شیخ‌ صدوق‌ با اسناد متّصل‌ خود از جابربن‌ عبدالله‌ با عین‌ عبارات‌ مذكوره‌ آورده‌ است‌. (امام شناسی، ج 10، ص 78 به بعد).
47 - «مجمع الزوائد»، ج 9، ص 131 و «كفایة الطالب » ص 135.
48 - رواء جمع ریان است یعنی سیراب، و برگ‌های سبز درخت را كه بسیار سبز و با طراوت اند ریّان گویند، و شخص سر حال و فربه و نیز شخص بشاش و خوش چهره را ریّان گویند. مَروییّن از ماده رَوِی یَرْوٰی است یعنی سیراب شد، مرویین اسم مفعول و جمع است یعنی سیراب شدگان.
49 - امام شناسی، آیت‌الله حسینی تهرانی، ج 3، ص 66- «مناقب » خوارزمی ص 75.
50- بنا به روایت اهل سنت پیامبر(ص) فرمودند: در ایمان به موسی(ع) یوشع‌بن‌نوح و در ایمان به عیسی(ع) صاحب یس (مؤمن آل یس) و در ایمان به محمد(ص) علی(ع) از دیگران سبقت گرفتند (کفایة‌الخصام، باب 336، نقل از شرح دعای ندبه، علوی طالقانی).
51 - بحارالانوار، ج32، ص 295.
52 - شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، ج 12، ص 82 و الامام علی فی آراء الْخلفاء، ص 129.
53 - سوره مائده، آیه 54.
54 - در مورد روایت فوق ابن‌ شهراشوب گوید‌: ثعلبی‌ و واحدی‌ با اسناد خودشان‌ از عمار و از عثمان‌ بن‌ صهیب‌‌ از ضحاك‌ موضوع فوق را روایت‌ نموده‌اند و همچنین‌ ابن‌ مردویه‌ با اسناد خودش‌ از جابربن‌ سمره‌ روایت‌ كرده‌ است‌ و نیز طبری‌ و موصلی‌ از عمار و از ابن‌ عدی‌ و از ضحاك‌ روایت‌ كرده‌اند و نیز خطیب‌ در «تاریخ‌ بغداد» از جابر بن‌ سمره‌‌ و احمد بن‌ حنبل‌ از ضحاك‌ روایت‌ كرده‌اند (مناقب، طبع سنگی، ج 2، ص 79).
55 - بحارالانوار، ج 42، ص 237. همچنان که در روایت داریم؛ حضرت رسول اکرم(ص) در خطبه‌ای که در فضیلت ماه رمضان ایراد می‌فرمودند خبر شهادت آن حضرت را دادند که متن روایت چنین است: «عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع) فِی خُطْبَةِ النَّبِیِّ ص فِی فَضْلِ شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ(ع)فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ بَكَی فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْكِیكَ فَقَالَ یَا عَلِیُّ أَبْكِی لِمَا یُسْتَحَلُّ مِنْكَ فِی هَذَا الشَّهْرِ كَأَنِّی بِكَ وَ أَنْتَ تُصَلِّی لِرَبِّكَ وَ قَدِ انْبَعَثَ أَشْقَی الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ شَقِیقُ عَاقِرِ نَاقَةِ ثَمُودَ فَضَرَبَكَ ضَرْبَةً عَلَی قَرْنِكَ فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْیَتَكَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِكَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی فَقَالَ(ص) فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِكَ ثُمَّ قَالَ(ص) یَا عَلِیُّ مَنْ قَتَلَكَ فَقَدْ قَتَلَنِی وَ مَنْ أَبْغَضَكَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَ مَنْ سَبَّكَ فَقَدْ سَبَّنِی لِأَنَّكَ مِنِّی كَنَفْسِی رُوحُكَ مِنْ رُوحِی وَ طِینَتُكَ مِنْ طِینَتِی إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی خَلَقَنِی وَ إِیَّاكَ وَ اصْطَفَانِی وَ إِیَّاكَ وَ اخْتَارَنِی لِلنُّبُوَّةِ وَ اخْتَارَكَ لِلْإِمَامَةِ فَمَنْ أَنْكَرَ إِمَامَتَكَ فَقَدْ أَنْكَرَ نُبُوَّتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَصِیِّی وَ أَبُو وُلْدِی وَ زَوْجُ ابْنَتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی أَمْرُكَ أَمْرِی وَ نَهْیُكَ نَهْیِی أُقْسِمُ بِالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ وَ جَعَلَنِی خَیْرَ الْبَرِیَّةِ إِنَّكَ لَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ أَمِینُهُ عَلَی سِرِّهِ وَ خَلِیفَتُهُ عَلَی عِبَادِهِ» (بحارالانوار، ج 42، ص 190 و 191).
56 - بحارالانوار، ج 11، ص376.
57 - برای بررسی بیشتر موضوع فوق به بحث «نظام اَحسن و آخرالزمان» از کتاب «جایگاه و معنی واسطة فیض» رجوع فرمایید.
58 - برای بررسی این موضوع به جلد 26 بحارالانوار قسمت «ابواب علومهم» رجوع فرمایید.
59 - ابن حجر در صواعِقُ الْمُحْرِقِه ص 98 آورده که رسول خدا(ص) فرمودند: «لَیبْعَثُنَّ اللهُ رَجُلاً مِنْ عترتی ....یمْلَأُ الاَرْضَ عَدْلاً» خداوند مردی از اهل بیت مرا بر می‌انگیزاند ... و زمین را از عدل پر می‌کند.
60 - برای بررسی بیشتر «بقیّة‌الله» و «بقیّة‌الله‌الاعظم»، به نوشتار «معنی و عوامل ورود به عالم بقیّة‌الله» رجوع شود.
61 - برای روشن شدن این مطلب كه امام‌مهدی(عج) هم ‌اكنون موجودند، می‌توانید به كتاب «مبانی معرفتی مهدویت» رجوع بفرمایید.
62 - حضرت امام باقر(ع) در توصیف حضرت ولی‌عصر(عج) و یارانشان می‌فرمایند:«و مثل این‌که من آنان را می‌بینم در حالی که عدة نفراتشان حدود سیصد و خرده‌ای است که به سمت نجف به طرف کوفه سرازیر می‌شوند، دل‌هایشان از نظر نیرو و قدرت همچون پاره‌های آهن سخت و محکم است و جبرئیل از سمت راست و میکائیل از سمت چپ، آن حضرت را یاری می‌کنند، ترس و وحشت به فاصلة یک‌ماه راه، پیشاپیش او و پشت سر او، دشمن را فرا می‌گیرد و خداوند او را با پنج‌هزار فرشتة علامت‌دار کمک و یاری می‌کند(بحارالانوار، ج52، ص 343).
63 - کمال الدین و تمام النعمه، صدوق، ص 376.
64 - نهج‌البلاغه، خطبه 138.
65 - بحارالانوار، ج52، ص352- نعمانی، الغیبة، باب 13، ص231.
66 - بحار الانوار، ج 52، ص 352.
67 - بحارالانوار، ج52، ص176.
68 - از حضرت صادق(ع) هست: «فَاِذا قامَ قائِمُنَا سَقَطَتِ التَّقِیه وَ جَرَّدالسَّیف وَ لَمْ یَأخذ مِنَ النّاسِ وَ لَم یُعْطِهم اِلاّ بالسَّیْفِ» یعنی؛ چون قائم ما قیام كند، دیگر تقیه تمام می‌شود و شمشیر را از غلاف بیرون می‌آورد و حقی را نمی‌ستاند و به صاحب حقی نمی‌رساند مگر با شمشیر(بحارالانوار، ج 24، ص 47).
69 - ینابیع‌الموده، ص 437.
70 - بحار الانوار، ج 52، ص 317.
71 - بحار الانوار، ج 52، ص 318.
72 - برای بررسی بیشتر به کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» صفحات 175 به بعد رجوع فرمایید.
73 - توحید صدوق، چاپ مکتبة‌الصدوق، ص 117.
74 - بحارالانوار، ج 2، ص 287.
75 - کلیات شمس تبریزی، غزل 2225 با اندکی تغییر.
76 - بحارالانوار، ج 23، ص 101.
77 - این سخن در فرهنگ‌های پشت به دین‌كردة غرب مطرح است، ولی متأسفانه عده‌ای از روشنفكران ما با طرح آن خواستند روحانیت و مرجعیت را از صحنه خارج كنند.
78 - نظام ولایت فقیه شروع فرهنگ مباركی است جهت آن ظهور مبارك.
79 - كافی، ج 1، ص 257- بحارالانوار، ج 26، ص 70.
80 - سوره نمل، آیه 40.
81 - سوره رعد، آیه 43.
82 - كتاب الحجه، ج 1، ص 257.
83 - قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِی ابْتَدَعَهُ مِنْ نُورِهِ وَ اشْتَقَّهُ مِنْ جَلالِ عَظَمَتِهِ فَأَقْبَلَ یَطُوفُ بِالْقُدْرَةِ حَتَّی وَصَلَ إِلَی جَلالِ الْعَظَمَةِ فِی ثَمَانِینَ أَلْفَ سَنَةٍ ثُمَّ سَجَدَ لِلَّهِ تَعْظِیماً فَفَتَقَ مِنْهُ نُورَ عَلِیٍّ ع فَكَانَ نُورِی مُحِیطاً بِالْعَظَمَةِ وَ نُورُ عَلِیٍّ مُحِیطاً بِالْقُدْرَةِ ثُمَّ خَلَقَ الْعَرْشَ وَ اللَّوْحَ وَ الشَّمْسَ وَ ضَوْءَ النَّهَارِ وَ نُورَ الْأَبْصَارِ وَ الْعَقْلَ وَ الْمَعْرِفَةَ وَ أَبْصَارَ الْعِبَادِ وَ أَسْمَاعَهُمْ وَ قُلُوبَهُمْ مِنْ نُورِی وَ نُورِی مُشْتَقٌّ مِنْ نُورِهِ فَنَحْنُ الْأَوَّلُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ وَ نَحْنُ السَّابِقُونَ وَ نَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ وَ نَحْنُ الشَّافِعُونَ وَ نَحْنُ كَلِمَةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ خَاصَّةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَحِبَّاءُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ جَنْبُ اللَّهِ وَ نَحْنُ یَمِینُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ وَ نَحْنُ خَزَنَةُ وَحْیِ اللَّهِ وَ سَدَنَةُ غَیْبِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَعْدِنُ التَّنْزِیلِ وَ مَعْنَی التَّأْوِیلِ وَ فِی أَبْیَاتِنَا هَبَطَ جَبْرَئِیلُ وَ نَحْنُ مَحَالُّ قُدْسِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَصَابِیحُ الحِكْمَةِ وَ نَحْنُ مَفَاتِیحُ الرَّحْمَةِ وَ نَحْنُ یَنَابِیعُ النِّعْمَةِ وَ نَحْنُ شَرَفُ الْأُمَّةِ وَ نَحْنُ سَادَةُ الْأَئِمَّةِ وَ نَحْنُ نَوَامِیسُ الْعَصْرِ وَ أَحْبَارُ الدَّهْرِ وَ نَحْنُ سَادَةُ الْعِبَادِ وَ نَحْنُ سَاسَةُ الْبِلَادِ وَ نَحْنُ الْكُفَاةُ وَ الْوُلَاةُ وَ الْحُمَاةُ وَ السُّقَاةُ وَ الرُّعَاةُ وَ طَرِیقُ النَّجَاةِ وَ نَحْنُ السَّبِیلُ وَ السَّلْسَبِیلُ وَ نَحْنُ النَّهْجُ الْقَوِیمُ وَ الطَّرِیقُ الْمُسْتَقِیمُ مَنْ آمَنَ بِنَا آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَنْ رَدَّ عَلَیْنَا رَدَّ عَلَی اللَّهِ وَ مَنْ شَكَّ فِینَا شَكَّ فِی اللَّهِ وَ مَنْ عَرَفَنَا عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّی عَنَّا تَوَلَّی عَنِ اللَّهِ وَ مَنْ أَطَاعَنَا أَطَاعَ اللَّهَ وَ نَحْنُ الْوَسِیلَةُ إِلَی اللَّهِ وَ الْوُصْلَةُ إِلَی رِضْوَانِ اللَّهِ وَ لَنَا الْعِصْمَةُ وَ الْخِلَافَةُ وَ الْهِدَایَةُ وَ فِینَا النُّبُوَّةُ وَ الْوَلَایَةُ وَ الْإِمَامَةُ وَ نَحْنُ مَعْدِنُ الْحِكْمَةِ وَ بَابُ الرَّحْمَةِ وَ شَجَرَةُ الْعِصْمَةِ وَ نَحْنُ كَلِمَةُ التَّقْوَی وَ الْمَثَلُ الْأَعْلَی وَ الْحُجَّةُ الْعُظْمَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی الَّتِی مَنْ تَمَسَّكَ بِهَا نَجَا». (بحارالانوار، ج 25، ص 22 به بعد).
84 - عَنِ الرِّضَا (ع)عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع) قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)؛ مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنِّی وَ لَا أَكْرَمَ عَلَیْهِ مِنِّی قَالَ عَلِیٌّ(ع) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَوْ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ(ع) یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی فَضَّلَ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ عَلَی مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ فَضَّلَنِی عَلَی جَمِیعِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِی لَكَ یَا عَلِیُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّینَا یَا عَلِیُّ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ... وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِوَلَایَتِنَا یَا عَلِیُّ لَوْ لا نَحْنُ مَا خُلِقَ آدَمُ وَ لَا حَوَّاءُ وَ لَا الْجَنَّةُ وَ لَا النَّارُ وَ لَا السَّمَاءُ وَ لَا الْأَرْضُ فَكَیْفَ لَا نَكُونُ أَفْضَلَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ قَدْ سَبَقْنَاهُمْ إِلَی مَعْرِفَةِ رَبِّنَا وَ تَسْبِیحِهِ وَ تَهْلِیلِهِ وَ تَقْدِیسِهِ لِأَنَّ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ أَرْوَاحَنَا فَأَنْطَقَنَا بِتَوْحِیدِهِ وَ تَحْمِیدِهِ ثُمَّ خَلَقَ الْمَلَائِكَةَ فَلَمَّا شَاهَدُوا أَرْوَاحَنَا نُوراً وَاحِداً اسْتَعْظَمُوا أَمْرَنَا فَسَبَّحْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِكَةُ أَنَّا خَلْقٌ مَخْلُوقُونَ وَ أَنَّهُ مُنَزَّهٌ عَنْ صِفَاتِنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِكَةُ بِتَسْبِیحِنَا. وَ نَزَّهَتْهُ عَنْ صِفَاتِنَا فَلَمَّا شَاهَدُوا عِظَمَ شَأْنِنَا هَلَّلْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِكَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّا عَبِیدٌ وَ لَسْنَا بِآلِهَةٍ یَجِبُ أَنْ نُعْبَدَ مَعَهُ أَوْ دُونَهُ فَقَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَلَمَّا شَاهَدُوا كِبَرَ مَحَلِّنَا كَبَّرْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِكَةُ أَنَّ اللَّهَ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ یُنَالَ عِظَمَ الْمَحَلِّ إِلَّا بِهِ فَلَمَّا شَاهَدُوا مَا جَعَلَهُ لَنَا مِنَ الْعِزِّ وَ الْقُوَّةِ قُلْنَا لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ لِتَعْلَمَ الْمَلَائِكَةُ أَنْ لَا حَوْلَ لَنَا وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَلَمَّا شَاهَدُوا مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیْنَا وَ أَوْجَبَهُ لَنَا مِنْ فَرْضِ الطَّاعَةِ قُلْنَا الْحَمْدُ لِلَّهِ لِتَعْلَمَ الْمَلَائِكَةُ مَا یَحِقُّ لِلَّهِ تَعَالَی ذِكْرُهُ عَلَیْنَا مِنَ الْحَمْدِ عَلَی نِعَمِهِ فَقَالَتِ الْمَلَائِكَةُ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَبِنَا اهْتَدَوْا إِلَی مَعْرِفَةِ تَوْحِیدِ اللَّهِ وَ تَسْبِیحِهِ وَ تَهْلِیلِهِ وَ تَحْمِیدِهِ وَ تَمْجِیدِهِ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی خَلَقَ آدَمَ فَأَوْدَعَنَا صُلْبَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ بِالسُّجُودِ لَهُ تَعْظِیماً لَنَا وَ إِكْرَاماً وَ كَانَ سُجُودُهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُبُودِیَّةً وَ لآِدَمَ إِكْرَاماً وَ طَاعَةً لِكَوْنِنَا فِی صُلْبِهِ فَكَیْفَ لَا نَكُونُ أَفْضَلَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ قَدْ سَجَدُوا لآِدَمَ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ وَ إِنَّهُ لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ أَذَّنَ جَبْرَئِیلُ مَثْنَی مَثْنَی وَ أَقَامَ مَثْنَی مَثْنَی ثُمَّ قَالَ لِی تَقَدَّمْ یَا مُحَمَّدُ فَقُلْتُ لَهُ یَا جَبْرَئِیلُ أَتَقَدَّمُ عَلَیْكَ فَقَالَ نَعَمْ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی فَضَّلَ أَنْبِیَاءَهُ عَلَی مَلَائِكَتِهِ أَجْمَعِینَ وَ فَضَّلَكَ خَاصَّةً فَتَقَدَّمْتُ فَصَلَّیْتُ بِهِمْ وَ لَا فَخْرَ فَلَمَّا انْتَهَیْتُ إِلَی حُجُبِ النُّورِ قَالَ لِی جَبْرَئِیلُ تَقَدَّمْ یَا مُحَمَّدُ وَ تَخَلَّفَ عَنِّی فَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ فِی مِثْلِ هَذَا الْمَوْضِعِ تُفَارِقُنِی فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ انْتِهَاءَ حَدِّیَ الَّذِی، وَضَعَنِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ إِلَی هَذَا الْمَكَانِ فَإِنْ تَجَاوَزْتُهُ احْتَرَقَتْ أَجْنِحَتِی بِتَعَدِّی حُدُودِ رَبِّی جَلَّ جَلالُهُ. فَزُخَّ بِی فِی النُّورِ زَخَّةً حَتَّی انْتَهَیْتُ إِلَی حَیْثُ مَا شَاءَ اللَّهُ مِنْ عُلُوِّ مُلْكِهِ فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ فَقُلْتُ لَبَّیْكَ رَبِّی وَ سَعْدَیْكَ تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَیْتَ فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ أَنْتَ عَبْدِی وَ أَنَا رَبُّكَ فَإِیَّایَ فَاعْبُدْ وَ عَلَیَّ فَتَوَكَّلْ فَإِنَّكَ نُورِی فِی عِبَادِی وَ رَسُولِی إِلَی خَلْقِی وَ حُجَّتِی فِی بَرِیَّتِی لَكَ وَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ خَلَقْتُ جَنَّتِی وَ لِمَنْ خَالَفَكَ خَلَقْتُ نَارِی وَ لِأَوْصِیَائِكَ أَوْجَبْتُ كَرَامَتِی وَ لِشِیعَتِهِمْ أَوْجَبْتُ ثَوَابِی فَقُلْتُ یَا رَبِّ وَ مَنْ أَوْصِیَائِی فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ أَوْصِیَاؤُكَ الْمَكْتُوبُونَ عَلَی سَاقِ عَرْشِی فَنَظَرْتُ وَ أَنَا بَیْنَ یَدَیْ رَبِّی جَلَّ جَلَالُهُ إِلَی سَاقِ الْعَرْشِ فَرَأَیْتُ اثْنَیْ عَشَرَ نُوراً فِی كُلِّ نُورٍ سَطْرٌ أَخْضَرُ عَلَیْهِ اسْمُ وَصِیٍّ مِنْ أَوْصِیَائِی أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ آخِرُهُمْ مَهْدِیُّ أُمَّتِی فَقُلْتُ یَا رَبِّ هَؤُلَاءِ أَوْصِیَائِی مِنْ بَعْدِی؟ فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ هَؤُلَاءِ أَوْلِیَائِی وَ أَوْصِیَائِی وَ أَصْفِیَائِی وَ حُجَجِی بَعْدَكَ عَلَی بَرِیَّتِی وَ هُمْ أَوْصِیَاؤُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ وَ خَیْرُ خَلْقِی بَعْدَكَ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأُظْهِرَنَّ بِهِمْ دِینِی وَ لَأُعْلِیَنَّ بِهِمْ كَلِمَتِی وَ لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِی وَ لَأُمَكِّنَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّیَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ السَّحَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّیَنَّهُ فِی الْأَسْبَابِ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِی وَ لَأُمِدَّنَّهُ بِمَلَائِكَتِی حَتَّی تَعْلُوَ دَعْوَتِی وَ تَجْمَعَ الْخَلْقُ عَلَی تَوْحِیدِی ثُمَّ لَأُدِیمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَیَّامَ بَیْنَ أَوْلِیَائِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ». (بحارالانوار، ج 26، ص 335 به بعد).
85 - دعای عرفه امام سجاد(ع) .
86 - امام صادق(ع) فرمودند: «پرچم قائم همان پرچم رسول خدا(ص) است که جبرئیل آن را در جنگ بدر آورده است و به خدا قسم این پرچم از پنبه و کتان و ابریشم و حریر نیست، بلکه از برگ بهشت است... »(بحارالانوار، ج52، ص360) روایت نشان می‌دهد که پرچم هدایت آن حضرت به معنی تجلیات انوار معنوی است که موجب می‌شود دل‌های طالب حقیقت پاکی آن را احساس کنند و به طرف آن حضرت جذب شوند.
87 - بحارالانوار، ج51، ص71.
88 - قال علی(ع): «یا كمیل! ما مِنْ عِلْمٍ اِلاّ وَ اَنَا اَفْتَحُهُ وَ ما مِنْ سِرٍّ اِلاّ والْقائمُ یَخْتِمُهُ»، ای کمیل! هیچ علمی نیست مگر این‌که من آن را گشودم، و هیچ سرّی نیست مگر آن‌که قائم آن را به انتها می‌رساند. (تحف‌العقول ص260)
89 - امام‌صادق(ع) به سدیر می‌فرمایند: قائم ما غیبتی دارد كه طولانی می‌شود.
90 - بحارالانوار، ج44، ص218.
91 - نجم الثاقب، باب اسماء و القاب حضرت مهدی(عج).
92 - بحارالانوار، ج44، ص285.
93 - مناقب ابن‌شهرآشوب، ج 4، ص 85 - بحارالانوار، ج 45، ص 299.
94 - بحارالانوار، ج51، ص 59 - تفسیر نور الثقلین، ج 4، ص 94- الغیبه، ص 181، ج 30.
95 - سوره نمل، آیه 62.
96 - و نیز در روایت داریم که حضرت امام باقر در رابطه با آیه 62 سوره نمل فرمودند: «هذا نَزَلَتْ فِی‌الْقائم»(بحارالانوار، ج 51، ص 59).
97 - بحارالانوار، ج 23، ص 77- کمال‌الدین، ج 2، ص 412.
98 - كمال‌الدین، ج 2، ص 338 - بحارالانوار، ج 52، ص 146.
99 - الکافی، ج 1، ص 372.
100 - امام‌صادق(ع) می‌فرمایند: در دولت مهدی(عج) رودخانه‌ها پر آب می‌شود و چشمه‌سارها به جوشش آمده و لب‌ریز می‌گردد و زمین چند برابر محصول می‌دهد(بحارالانوار، ج52، ص304) – و نیز علی(ع) می‌فرمایند: «لَوْ قَدْ قامَ قائمنا .... لَذَهبَتِ السَّحناءُ مِن قلوبِ العباد». چون قائم ما قیام كند، كینه‌ها از دل‌ها بیرون رود.(بحارالانوار، ج 52، ص 316- خصال، ج 2، ص 254، ح 1051)
101 - بحارالانوار، ج52، ص327.
102 - منتخب الاثر، ص474.
103 - بحارالانوار، ج52، ص372.
104 - کلیات شمس تبریزی، ص 1248.
105 - کلیات شمس تبریزی، ص 1249.
106 - غطارفه، جمع غِطریف و غطراف به معنای سید و بزرگوار و «انجبین» جمع اَنْجَبْ صفت تفضیلی از نجبه به معنای در خور ستایش.
107 - خضارمه و خضارم جمع خِضْرم به معنای سَرور و زیاد بخشنده و منتجَب، اسم مفعول از باب افتعال به معنای برگزیده شده و قماقمه جمع قَمقام به معنی سید و سرور.

108 - كافی، باب مولد ابی‌جعفر(ع)، ح 3 - ج 1، ص 470.
109 - به نوشتار «آخرالزمان، ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی» رجوع بفرمایید.
110 - سوره بقره، آیه 33.
111 - به تفسیر آیت‌الله‌جوادی‌آملی«حفظه‌الله» تحت عنوان «تسنیم» ذیل آیات 30 به بعد از سوره بقره رجوع شود.
112 - اصول کافی، ج 1، ص 10.
113 - صدرالدین حموی گوید: «لَمْ یَخْرُجِ الْمَهْدی حَتّی یُسْمَع مِن شِراكِ نَعْلَیه اَسرارُ التَّوحید». یعنی؛ مهدی خروج و قیام نمی‌كند مگر این‌كه از بند كفش او اسرار توحید شنیده می‌شود.(شرح مقدمه قیصری، سیدجلال‌الدین آشتیانی، ص 509).
قال الصادق(ع) : هنگامی كه قائم ما قیام كند، زمینی باقی نمی‌ماند مگر آن‌كه ندا در آن سر داده می‌شود كه «اشهد ان لا اله الاّ الله و اَنَّ محمّد رسول الله».(بحارالانوار، ج 52، ص 340).
114 - در تفسیر بیان‌السعاده در ذیل سوره نبأ آمده است: «سُئِلَ الباقر(ع) عن تفسیر عَمَّ یتَسائَلون. فقال: هی فی امیرالمؤمنین(ع)»؛ از امام باقر(ع) در رابطه با عَمَّ یتَسائَلون سؤال شد فرمودند: آن در مورد علی(ع) است. و نیز در کتاب کفایة‌الخصام در باب 110 و 111 روایاتی از خاصّه و عامه نقل کرده که مراد از «نباء عظیم» علی(ع) است.(نقل از شرح دعای ندبه از علوی طالقانی، ص 286).
115 - «وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْكِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَكِیمٌ» (و این‌که او در اُمّ الکتاب نزد ما مقامی بلند و حکیمانه‌ای دارد) سوره زخرف، آیه 4 .
116 - بحارالانوار، ج 23، ص 210.
117 - بحارالانوار، ج 23، ص 121.
118 - بحارالانوار، ج 25، ص 298.
119 - اثبات الهداة، ج 3، ص 478، نقل از کتاب «ظهور نور» ص 130.
120 - اشاره به سوره نجم، آیات 8 و 9 دارد، که می‌فرماید: «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّی* فَكَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی».
121 - ظهور نور، از سعادت‌پرور، ص 129، نقل از اثبات الهداة، ج 3، ص 500 ، حدیث 282.
122 - ظهور نور، ص 129، نقل از اثبات الهداة، ج 3، ص550.
123 - بحارالانوار، ج 52 ، ص 158- اثبات الهداة، ج 3، ص 527 ، روایت 436.
124 - برای بررسی بیشتر موضوع ملاقات با حضرت صاحب‌الزمان(عج)، به بخش «ملاقات با امام زمان(عج)، خطرها و غفلت‌ها» از كتاب «جایگاه و معنی واسطة فیض» رجوع فرمایید.
125 - کلیات شمس، غزل 1689.
126 - بحارالانوار، ج 27 ، ص 76.
127 - کلیات شمس تبریزی، غزل شماره 358.
128 - امام صادق(ع) می‌فرمایند: «مَنْ ماتَ مُنْتَظِراً لِهذَاالْاَمْرِ كانَ كَمَنْ كانَ مَعَ الْقائمِ فی فُسْطاطِهِ لابَلْ كانَ كَالضّارِبِ بَیْنَ یَدَیْ رسولِ‌اللهِ بِالسَّیْفِ» هرکس در حالی بمیرد که منتظر امر ظهور مقدس حضرت بقیة‌الله(عج) باشد، مانند کسی است که با حضرت قائم(عج) و در خیمه‌گاه حضرت زندگی کرده، بلکه از این هم بالاتر؛ مثل کسی است که در کنار رسول‌خدا(ص) مبارزه نموده است. (كمال‌الدین، ج 2، ص 338). در روایت دیگر از امام باقر(ع) در جلد اول کافی صفحه 372 هست: «مَا ضَرَّ مَنْ مَاتَ مُنْتظِراً لِاَمْرِنَا اَلاَّ یَمُوتَ فِی وَسَطِ فُسْطاطِ الْمهدی و عَسْكَرِهِ». یعنی؛ «ضرر نكرده كسی كه در حال انتظار امر ما رحلت كرده، از این‌كه میان خیمة مهدی(عج) و لشكر او نمرده است». چون در طول زندگی افق خود را در شرایط ظهور آن حضرت قرار داده است.
129 - سوره احزاب، آیه 33.
130 - برای بررسی اساسی این نکته به کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» رجوع فرمایید.
131 - كمال‌الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ج1، ص 221، باب 22، حدیث 5.
132 - كافی، باب ان‌الارض لا تخلو من حجة - ح 10، ج 1، ص 179.
133 - « اَفْضَلُ الْعِبادَة اِنْتِظارُ الْفَرَجِ » بحارالانوار، ج 52، ص 125. و نیز می‌فرماید: «اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنْ اَعْظَمِ الْفَرَج» بحار الانوار ج 36 ص 386 یعنی منتظر فرج بودن از بالاترین گشایش‌ها است. و یا می‌فرمایند: «اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَج» بحار الانوار ج 52 ص 130 یعنی؛ نفس انتظارِ فرج، خودش یك نحوه فرج و گشایشی را به‌وجود می‌آورد.
134 - قبلاً عرض شدکه؛ امام‌صادق(ع) می‌فرمایند: كسی كه در حال انتظار فرج صاحب‌الامر از دنیا برود، نه‌تنها مثل كسی است كه با امام قائم، در كنار او در اردوگاهش است، بلكه همچون مجاهد جنگاوری است كه در ركاب پیامبر(ص) شمشیر می‌زند.(كمال‌الدین، ج 2، ص 338 و بحارالانوار، ج52، ص 146).
135 - امیرالمؤمنین(ع) خطاب به كمیل می‌فرمایند: «... ای كمیل! گذشتگان شما بی‌تردید به این عالم باز می‌گردند و آینده‌‌گان شما بدون شك در كنار مهدی(عج) بر دشمنان پیروز خواهند شد(اثبات‌الهداة، ج3، ص529، نقل از ظهور نور ص243).
136 - برای معنی واقعی رؤیت و نتایج آن به کتاب «زیارت آل یس؛ نظر به مقصد جان هر انسان» از همین نویسنده رجوع فرمایید.
137 - بحارالأنوار، ج 51، ص 151.
138 - سوره احزاب، آیه 56.
139 - وسائل‌الشیعه، چاپ آل‌البیت، ج 7، ص 197.
140 - پیامبر(ص) فرمودند: «اَلْاَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَین(ع) مَنْ اَطاعَهُمْ فَقَدْ اَطاعَ اللهَ وَ مَن عَصاهُم فَقَدْ عَصَی اللهَ، هُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقی وَ الْوسیلةُ اِلی الله»(تفسیر صافی، ذیل آیه 35 سوره مائده و بحارالانوار ج 36، ص 244)؛ امامان از نسل حسین(ع) هستند، کسی که آنان را فرمان برد، خدا را فرمان برده است و کسی که آن‌ها را نافرمانی کند، خدا را نافرمانی کرده است، آنان ریسمان مطمئن الهی و راه رسیدن به خدا هستند.
141 - کلیات شمس تبریزی، غزل شماره 2224.
142 - بحارالانوار، ج 51، ص 156.
143 - سوره توبه، آیه 72.
144 - برای روشن‌شدن این نكته به کتاب «زیارت آل یس، نظر به مقصد اصلی جان انسان» قسمت «السلام علیكَ حینَ تُصَلّی وَ تَقْنُت» رجوع فرمایید.
145 - کلیات شمس تبریزی، غزل 2246.
146 - سوره مائده، آیه 35.
147 - برای توضیح آن به کتاب «مقام لیلة‌القدری حضرت فاطمه( » رجوع شود.
148 - به بحارالانوار ج 8، ص 18 رجوع شود.
149 - در کتاب «جایگاه و معنی واسطة فیض» بعضی از فرازهای دعای ندبه به تناسب موضوع بحث به نحو مفصل‌تر بحث شده است، ولی در شرح دعای ندبه(همین كتاب) به جهت ارتباط فرازها، از شرح مفصل هر فراز پرهیز شد.
150 - مفاتیح‌الجنان، اعمال ماه رمضان، دعای افتتاح.
151 - سوره یوسف، آیه 84.
152 - سوره یوسف، آیه 87.