فهرست کتاب


دعای ندبه، زندگی در فردایی نورانی

اصغر طاهرزاده

فصل ششم ـ مهدی(عج) و فرهنگ مهدویت

«بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی لَكَ الْوِقَاءُ وَ الْحِمَی»
پدر و مادرم فدای تو و جانم نگهدار و حامی ذات پاك تو باد.
در این فراز می‌گویی آنچنان روحم آمادة فانی‌شدن در شما است که از خدا می‌خواهم اگر بناست بلایی به شما روی آورد، جان خود و پدر و مادرم را فدای شما کنم تا شما زنده بمانید. زیرا وجود مقدس حضرت ولی‌عصر(عج) اصل و اساس جان و قلب هر انسان است و هر اندازه که انسان از نَفْس محدود خود به در آید و آن را در سیر به سوی آن حضرت فانی کند، در واقع به خودِ اصیل خود نزدیک شده است. گفت:
هیزم بُوَد آن چوبی که نسوخت

چون سوخته شد، باشد شرری(104)

پس هنر ما در همین است که انسان کامل را بیابیم و تمام وجود خود را در وجود عالی او فانی کنیم و آن را در وجود او بسوزانیم، چرا که باید همة جان او بشویم، جانِ جان ما اوست و هرچه او بر جان ما حاکم شود ما به عالی‌ترین سعادت دست یافته‌ایم. گفت:
سلطان منی، سلطان منی

واندر دل و جان، ایمان منی

در من بِدَمی من زنده شوم

یک جان چه بود، صد جانِ منی(105)

نظر می‌کنی به مقام آن حضرت از آن جهت که تربیت‌شده و پروردة فرهنگی است بسیار متعالی و می‌گویی:
«یَا ابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبِینَ یَا ابْنَ النُّجَبَاءِ الْأَكْرَمِینَ»
ای فرزند بزرگانِ از مقربان درگاه الهی، ای فرزند اصیل و شریف و بزرگوارترین اهل عالم.
تو ساخته و پرداخته شدة فرهنگی هستی که بهترین انسان‌ها در آن نقش داشته‌اند.
«یَا ابْنَ الْهُدَاةِ الْمَهْدِیِّینَ، یَا ابْنَ الْخِیَرَةِ الْمُهَذَّبِینَ، یَا ابْنَ الْغَطَارِفَةِ الْأَنْجَبِینَ»(106)
ای فرزند هادیان هدایت یافته، ای فرزند بهترین اشخاص پاکیزه سرشت، ای فرزند مهتران و بزرگواران شرافتمند.
«یَا ابْنَ الْأَطَائبِ الْمُطَهَّرِینَ یَا ابْنَ الْخَضَارِمَةِ الْمُنْتَجَبِینَ یَا ابْنَ الْقَمَاقِمَةِ الْأَكْرَمِینَ».(107)
ای فرزند نیكوترین پاكان عالم، ای فرزند جوانمردان و سروران برگزیده‌گان، ای فرزند مهم‌ترین و گرامی ترین خلق.
«یَا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِیرَةِ یَا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِیئَةِ یَا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ یَا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ یَا ابْنَ السُّبُلِ الْوَاضِحَةِ یَا ابْنَ الْأَعْلامِ اللائِحَةِ».
ای فرزند ماه‌های تابان و چراغ‌های فروزان، ای فرزند راه‌های روشن خدا، ای فرزند نشان‌های آشكار حق.
می‌گویی تو فرزند و حاصل همة عوامل پاک عالم هستی، همة خوبی‌ها دست به دست هم داده است تا تو به‌وجود آمدی، زیرا وقتی بخواهد همة خوبی‌ها در یک انسان جمع شود باید تمام عوامل پرورش چنین انسانی در نهایت سلامت و تعادل و تکامل باشند، از عوامل و شرایط مادی بگیر تا عوامل و شرایط معنوی. شما در این فرازهای دعای ندبه، متوجه چنین نکتة دقیقی هستید. از طرفی وقتی مثلاً می‌گویید: تو فرزند سُبل واضحه و راه‌های روشن هستی، مثل آن است که حضرت سجاد(ع) فرمودند: «من فرزند مکه و منی هستم» یعنی فرهنگ جاری در طواف کعبه و وقوف در منی عامل پروریدن من شده است. پس فرزند سُبل واضحه یا راه‌های روشن‌بودن به این معنی است که عصاره و نتیجة سنن الهی و شریعت الهی در جمال آن حضرت متعین گشته است.
«یَابْنَ الْعُلوُمِ الْكامِلَة»
ای عصارة همه علوم كامل و صحیح.
مگر نه این است ‌که هر حقیقتی یک فراز و جنبة نهایی دارد؟ حالا متوجه شدی که جنبة نهایی علوم، آن حضرت است. علوم کامله‌ای که انسان را متوجه حقایق می‌نماید و از حجاب‌های غفلت نجات می‌دهد، زیرا در جای خود ثابت شده که همة مراتب علوم که عامل هدایت انسان‌ها است در اختیار ائمه(ع) است، آن‌ها وارث علم رسول خدا و علم همة پیامبران‌اند.(108)
«یَابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهوُرَة»
ای عصاره تمام سنت‌ها و روش‌های قابل پذیرش.
سنت‌های مشهور، یعنی روش‌هایی که فطرت سالم هر انسانی آن را می‌پذیرد. در این فراز می‌گویی؛ تو نمایش راه‌های صحیح فطری هستی و لذا با نظر به شما متذکر ابعاد عمیق معنوی خود خواهیم شد و حضور شما در نظام اجتماعی بشر موجب سیراب‌شدن انسان از نیازهای فطری‌اش می‌شود.
«یَابْنَ الْمَعالِمِ الْمَأْثوُرَة»
ای عصاره همه نشانه‌های هدایت و آثار ایمان كه در آثار گذشتگان مذكور است.
همین‌طور كه خلفای الهی آرام‌‌آرام در طول تاریخ براساس ظرفیت زمانه، علوم و سنن و معالم الهی را در فرهنگ بشر كاشتند و پایه‌ریزی كردند، در کامل‌‌ترین صحنه تاریخ و همراه با ولیّ‌الله‌الاعظم، همه آن علوم و سنن و معالم، در کامل‌‌ترین شكل به صحنه می‌آید تا قاعدة «هُوَالاَوَّلُ ‌وَالاخِر» محقق شود.
برهان بسیار روشنی است؛ مگر می‌شود كه این تلاش‌ها به انتهایی‌ترین و کامل‌ترین شكل خود نرسد؟(109) آدمیت باید در ظهور نهایی، به حكمِ «یا آدَمُ اَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ»(110) که خداوند فرمود: ای آدم بنمایان اسماء و حقیقت همه هستی را، در عالی‌ترین نحوة ظهور حقایق، به صحنه آید. حال وقتی مقام تعلیم همة اسماء به نحو كامل و تمام، حضرت محمد(ص) و اهل بیت آن حضرت‌اند.(111) در واقع؛ «یا آدَمُ اَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ» خطاب خداوند به حضرت مهدی(عج) است تا تمام آنچه را كه در اول بوده در آخر نمایش دهد. خداوند به حقیقت آدمیت در بهشتِ برزخ نزولی دستور داد. در آن مقام مورد خطاب، مقام آدمیت است كه تمام اسمای حسنای الهی را گرفت. و انسان كامل در آخرین منزل ظهورش؛ عالی‌ترین مظهر نمایش تمام اسمایی است كه در ابتدا پذیرفت و آدمیت در ظهور نهایی حكمِ «یا آدَمُ اَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ» همه اسماء الهی را در صحنه نهایی تاریخ به نمایش می‌گذارد. بالاخره آدم به عنوان حقیقت همة انسان‌ها، تمام اسماء را آموخته است و به دستور خداوند باید آن‌ها را به نمایش بگذارد؛ چون حضرت حق فرمود: «اَنْبِئْهُمْ» یعنی آن‌ها را بنمایان، و آن دستور در آخرالزمان عملی می‌شود و آن هم به دست حضرت مهدی(عج).
روایاتی كه می‌فرماید: «تمام علوم در زمان حضرت ظاهر می‌شود»(112) از همین مقوله است، به‌خصوص علومی ظاهر می‌شود كه امروز در زمرة علوم غیبی و پنهانی است. در زمان امام مهدی(عج) سراسر زمین را «لااله‌الاالله» احاطه می‌كند.(113) همان‌طور كه هرگز نباید نگاه را از صراط مستقیم در طول حیات منحرف كرد، نباید نسبت به مظهر تامّ صراط مستقیم یك لحظه غافل بود. در ادامه می‌گویی:
«یَا ابْنَ الْمُعْجِزَاتِ الْمَوْجُودَةِ یَا ابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ»
ای فرزند معجزات محقق، و موجود، ای فرزند راهنمایان حق و مشهود خلق.
آن حضرت نمایش همة عظمت‌هایی است که خداوند برای راهنمایی بشر، به بشریت ارائه کرده که از همة آن‌ها مهم‌تر خودِ قرآن است. معجزه‌بودن قرآن به آن معنی است که نمی‌شود چنین معارف بلندی از غیر پیامبر خدا(ص) صادر شود، حال حاصل و نمایش آن قرآن وجود مقدس مهدی(عج) است. یعنی اَحدی در حدّ او نیست و او هم ادعایی به‌جز بندة خدابودن و تربیت شده توسط قرآن ندارد و آن حضرت همچون پدران بزرگوارشان دلیل حقانیت اسلام و سیرة پیامبر(ص) می‌باشند، چرا که اگر مکتب دیگری حق بود باید دست‌پرورده‌های آن مکتب برتر از این ذوات مقدس باشند.
«یَابْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیم»
ای عصاره تامّ و نمایش كامل صراط مستقیم.
صراط مستقیم؛ راهی است که رونده خود را به مقصد می‌رساند و به بیراهه نمی‌کشاند. کدام قرائت از اسلام است که به واقع نتیجه‌بخش بوده و پیروان آن را به آنچه اسلام می‌خواسته هدایت کرده است؟ آیا اسلامی که امثال امام خمینی(ره) را تربیت کرده است، اسلام کامل است یا بقیة قرائت‌ها از اسلام؟ حال امام خمینی(ره) خود را خاک پای حضرت مهدی(عج) می‌داند، پس آیا شایسته نیست که نظرمان را بر وجود مبارک آن حضرت بیندازیم و اقرار کنیم که ای نمایش‌دهندة راه مستقیم! برای ما بسیار سخت است از تو فاصله داشته باشیم.

نظر به حجت خدا

«یَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ»
ای فرزند نبأ عظیم.
در متون روایی «نبأ عظیم» را امیرالمؤمنین(ع) معرفی کرده‌اند.(114) در این فراز ابتدا باید جایگاه امیرالمؤمنین(ع) را از زاویة نبأ عظیم‌بودن آن حضرت، متوجه شد و سپس نظر به مقام مقدس حضرت مهدی(عج) نمود و او را به عنوان فرزند و نمایش سنت نبأ عظیم‌بودن علوی مورد خطاب قرار داد.
مقام «نبأ عظیم» بودنِ امیرالمؤمنین(ع) همانی است که قرآن در مورد آن می‌فرماید: «اَلَّذی هم فیه مُخْتَلِفُون» همان کسی که بسیاری در پذیرفتن آنچنان مقامی برای او به اختلاف می‌افتند که او همان یوْمُ‌الْفصل و ملاک حق و باطل و نمایش قیامت در جمال انسان است و جلوة فتح و انکشاف حقایق غیبی است. که برای روشن‌شدن مقام علی(ع) از منظر «نبأ عظیم» بودن آن حضرت لازم است به تفسیر سوره نبأ رجوع فرمایید. حالا از این زاویه به حضرت بقیة‌‌الله(ع) نظر می‌کنی و می‌گویی: «یَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ» ای پروریده شده در فرهنگ نبأ عظیم، و سپس خطاب به آن حضرت ندا می‌کنی:
«یَا ابْنَ مَنْ هُوَ فِی أُمِّ الْكِتَابِ لَدَی اللَّهِ عَلِیٌّ حَكِیمٌ»
ای فرزند كسی كه او در اُمُّ الكتابِ نزد خدای علی و حكیم است.
حضرت امام رضا(ع) می‌فرمایند: «اُمُّ الکتاب» که در قرآن آمده،(115) علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) است.(116) شما در خطاب به حضرت مهدی(عج) متوجه چنین معارف و مقامی هستی. اولاً؛ می‌فهمی هر جلوه کمالی، اَعم از قرآن و یا امام معصوم(ع) یک مقام عالی در نزد خدای‌تعالی دارد که همان «اُمُّ الکتاب» است. ثانیاً؛ با نظر به حضرت صاحب‌الامر(عج) متوجه مصداق عملی و تعین بشری آن مقام شده‌ای.

نظر به حجت کامل خداوند

«یَا ابْنَ الْآیَاتِ وَ الْبَیِّنَاتِ یَا ابْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِرَاتِ یَا ابْنَ الْبَرَاهِینِ الْوَاضِحَاتِ الْبَاهِرَاتِ یَا ابْنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَاتِ یَا ابْنَ النِّعَمِ السَّابِغَاتِ یَا ابْنَ طه وَ الْمُحْكَمَاتِ یَا ابْنَ یس وَ الذَّارِیَاتِ یَا ابْنَ الطُّورِ وَ الْعَادِیَاتِ».
ای فرزند آیات و حقایق هدایتگر، ای فرزند ادلّة روشن حق، ای فرزند برهان‌های واضح و آشكار خداوند، ای فرزند حجت‌های بالغ و رسای الهی، ای فرزند نعمت‌های عام پروردگار، ای فرزند طه و محكماتِ قرآن و یاسین و ذاریات، ای فرزند سوره طور و عادیات.
وقتی پذیرفتیم ربّ و پرورش‌دهندة انسان‌ها همواره بهترین شرایطِ به ثمررسیدن انسان‌ها را فراهم می‌نماید و متوجه شدیم خداوند در راستای همین ربوبیت و پرورش‌دهندگی‌اش یک روز هم بشریت را بدون حجت و راهنما به معنی واقعی کلمه رها نکرده است، می‌فهمیم که حجت حق تمام آنچه برای هدایت کامل انسان نیاز است در بر دارد و لذا مواظب خواهیم بود چشممان از دیدن همة کمالات حجت پروردگار غفلت نکند.
در این فراز از دعا قصة رؤیت خود را اظهار می‌داریم تا به قلب خود بفهمانیم با چه وجود گرانقدری روبه‌روست، او حاصل و فرزند همة کمالاتی است که برای هدایت بشر نیاز است، از دلایل روشن و حجج بالغه بگیر تا تجسم عینی آیات و سوره‌های قرآن مثل طه و یس و ذاریات و غیره. او حجت خدا برای بشریت است، عصارة کمالات همة حقایق عینی و غیبی است و جانِ جانان همة بشریت است. در خطاب به او باید گفت:
ای رهیده جانِ تو از ما و من

ای لطیفة روح اندر مرد و زن

مردوزن چون یک‌شود، آن‌یک تویی

چون‌که یک‌جا محو شد، آنَکْ ‌تویی

پیامبر خدا(ص) فرمودند: «اهل بیت مرا شما به منزلة سر نسبت به بدن و به منزلة دو چشم از سر بدانید که بدن جز به سر و سر هم جز به دو چشم هدایت نمی‌شود».(117) و نیز حضرت باقر(ع) فرمودند: «نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ عَلَی مَنْ دوُنَ السَّماء وَ فَوْقَ الْاَرْضِ»(118) ماییم حجت بالغة خداوند بر هر آن کس که زیر آسمان و روی زمین است. ولی خود ائمه اطهار(ع) ما را متوجه آن حجت نهایی می‌کنند، به طوری که رَیّانِ بن‌الصلت می‌گوید: به امام رضا(ع) عرض کردم؛ «آیا شما صاحب الامر هستید؟» فرمودند: «من صاحب‌الامر هستم، اما نه آن صاحب‌الامری که زمین را بعد از پرشدن ظلم از عدل سرشار می‌سازد، با این ضعف بدنی که در من می‌بینی چگونه می‌توانم آن صاحب‌الامر باشم؟ قائم؛ آن کسی است که وقتی خروج کند، در سن پیران، دارای سیمایی جوان و اندامی قدرتمند است به طوری که اگر دست دراز کند، بزرگ‌ترین درختِ روی زمین را از جا می‌کَند و اگر در بین کوه‌ها فریادی بکشد، صخره‌های کوه‌ها در هم شکسته و از هم می‌پاشد.»(119)
منظور این‌‌که همة کمالات جسمی و روحی در وجود مقدس حضرت صاحب‌الامر(عج) ظاهر می‌گردد و شما در این فرازها نظر به چنین نکته‌ای دارید.
«یَابْنَ مَنْ دَنی فَتَدَلّی فَكانَ قابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنی، دُنُوّا وَ اقْتِرَابا مِنَ الْعَلِیِّ الْأَعْلَی»
ای فرزند معراج، ای فرزندِ مقام قرب به حق، قربی که در نزدیكی با خدا در حدّ نزدیکی دو سر كمان و یا از آن هم نزدیك‌تر شد.(120)
این مقام، مقام معراج محمدی(ص) است. می‌گویی من منتظر توهستم كه فرزند فرهنگ معراج و حامل فرهنگ قرب نهاییِ با حق هستی، تا همة حقایق را در صحنة زمین به نمایش در آوری و زمین را در مدیریت آسمان وارد کنی، چون صعود حضرت تا عالی‌ترین مرتبة نزدیکی به حق میسر است. پس در واقع در مقام جامعیت همة اسماء الهی و با آن جامعیت، مدیریت خود را إعمال می‌کند.
توجه به چنین شخصی که پروریده‌شدة قرآن و فرهنگ نباء عظیم علوی و معراج محمدی(ص) است، اقتضا می‌کند که طالب ارتباط با او باشی که در فراز بعدی قصه همین تقاضا است.