فهرست کتاب


نظریه سیاسی اسلام جلد دوم

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏ تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

5. تفكیك حوزه قرائت‌هاى نسبى از حوزه قرائت‌هاى مطلق

بى‌تردید نقد و بررسى نظریه «نسبیت معرفت» كه مدّتى نبستاً طولانى از طرح آن در كشور ما مى‌گذرد و در باب آن كتابها و مقالات فراوانى نگاشته شده است، زمانى طولانى مى‌طلبد و در این مجال ما به اختصار بدان پاسخ مى‌گوییم: ابتدا این سؤال را مطرح مى‌كنیم كه آیا در نظر معتقدان به نظریه «قبض و بسط شریعت» هر قضیه‌اى كه در دین مطرح مى‌شود، مى‌تواند چند تفسیر، برداشت و قرائت داشته باشد؟ یا تنها برخى از قضایاى دینى داراى تفاسیر و قرائت‌هاى مختلف هستند؟ غالب دلایلى كه آنها بدان تمسّك جسته‌اند، تنها اختلاف برداشت و تفسیر را در برخى از گزاره‌هاى دینى اثبات مى‌كند؛ اما آنها این دلیل خاص را تعمیم مى‌دهند و آن را به كلّ حوزه دین و همه گزاره‌هاى دینى سرایت مى‌دهند و نتیجه مى‌گیرند كه همه گزاره‌هاى دینى قابل قرائت‌ها و برداشت‌هاى متفاوت هستند. از جمله دلایل ایشان اختلاف فتاواى مجتهدان و فقهاء است.
ادعاى آنها این است كه در حوزه اسلام و فقه، فتاواى مجتهدان متفاوت‌اند. یكى مى‌گوید
( صفحه 276 )
نماز جمعه واجب است و دیگرى مى‌گوید واجب نیست. یكى مى‌گوید بازى شطرنج حرام است، اما دیگرى آن را حلال مى‌داند. یكى مى‌گوید فلان موسیقى حرام است و دیگرى مى‌گوید حلال است. پس فتواها و برداشت‌هاى فقهاء و مجتهدان نسبى و متغیّر است و از ثبات برخوردار نیست، تا آنجا كه ممكن است حتّى یك مجتهد دو فتواى متفاوت داشته باشد؛ چنانكه برخى از فقها زمانى فتوایى مى‌دهند و پس از مدّتى از آن فتوى منصرف مى‌شوند و فتواى جدیدى عرضه مى‌كنند. پس این تفاوت فتاوى و برداشت‌ها دلیل آن است كه معرفت و قرائت ما از دین نسبى و قابل تغییر است و امكان ندارد كه معرفت وشناختى از دین ثابت و مطلق باشد.
عرض مى‌كنیم همه و حتّى آن شخص بى‌سوادى كه در روستاى دور افتاده‌اى زندگى مى‌كند مى‌دانند كه فتاواى مجتهدان در حوزه فروع دین و برخى از تكالیف دینى متفاوت است. اما این تفاوت فتاوى دلیل نمى شود كه شما ادعا كنید كه حتّى معرفت پیغمبر(صلى الله علیه وآله)از وحى‌اى كه به او شده مطلق نیست؛ چون معرفت پیغمبر نیز از مقوله معرفت‌هاى بشرى است و خطا بردار است! یعنى وقتى خداوند در قرآن مى‌فرماید: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» و یا «وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ»(62)، گفته شود نمى‌دانیم كه وحى خداوند چیست. ما از طریق فرموده پیامبر كه ادعا كرده خداوند به او وحى كرده است، مطلع شده‌ایم كه به پیامبر وحى شده، اما از ماهیّت وحى الهى اطلاعى نداریم. آنچه را پیامبر به عنوان وحى خداوند به ما ارائه كرده، حقیقت وحى خداوند نیست، بلكه حاصل معرفت و فهم او از وحى است؛ و چون فهم او انسانى و خطا بردار است، احتمال مى‌دهیم كه او در تلقّى و گرفتن وحى اشتباه كرده باشد. خداوند چیز دیگرى را مى‌خواسته بیان كند و او عوضى و اشتباهى فهمیده است و معرفت خود را به عنوان وحى خداوند تلقّى كرده است. حاصل چنین نگرشى این است كه فهم هیچ‌كس از هیچ یك از آیات قران معتبر نیست و در همه آنها احتمال خطا و اشتباه وجود دارد!
آیا این هم قرائت جدیدى از دین است؟ آیا دایره قرائت‌ها تا این قدر گسترده و بى‌حدّ و مرز است؟ مى‌پذیریم كه اختلاف در فتوا وجود دارد، اما آیا وجود خدا نیز قابل تشكیك است و مى‌توان پذیرفت كه به نام اسلام و محتواى وحى قرآنى كسى وجود خدا را اثبات، و دیگرى
( صفحه 277 )
نفى كند و هر دو ادّعا به نام دو معرفت دینى معتبر باشد؟! و آیا در مقابل آنچه همه علماى شیعه و سنّى از همه فرق اسلامى، در طول 1400 سال، گفته‌اند و بیان كرده‌اند، ما مى‌توانیم ادعا كنیم كه آنها اشتباه كرده‌اند و بد فهمیده‌اند و آنها قرائت خودشان را ابراز كرده‌اند، ما نیز قرائت خودمان را داریم؟
پاسخ این سؤال كه تا چه اندازه در دین ممكن است قرائت‌هاى مختلف وجود داشته باشد، این است كه وجود قرائت‌هاى مختلف تنها در حوزه مسائل فرعى دین پذیرفته است، نه مسائل اصلى دین. آن هم در مسائل ظنّى كه امكان اختلاف در آنها وجود دارد، نه مسائل قطعى و اجماعى و اتّفاقى. بعلاوه، در حوزه مسائل فرعى و ظنّى دین تنها نظر متخصّصان و صاحب نظران دینى معتبر است، نه هر كسى كه تازه از راه رسیده است. نظر كسانى معتبر است كه بیش از پنجاه سال نزد اساتیدى چون مرحوم آیت اللّه بروجردى، امام خمینى و علاّمه طباطبایى، رضوان اللّه علیهم، درس خوانده باشند و در این راه سختى‌ها و ناملایمات را بر خود هموار ساخته باشند و برخوردار از تقواى در رفتار، فهم و تحقیق و استنباط باشند و تحت تأثیر هوسها و جوّسازى‌ها قرار نگیرند. در حوزه دین نظر هر هوسباز غربزده تازه از راه رسیده‌اى كه چند صباحى درسى خوانده است و خود را كارشناس دین معرفى مى‌كند معتبر نیست.
نتیجه آن كه اختلاف نظر و وجود قرائت‌هاى مختلف تنها در حوزه مسائل ظنّى و متشابهات دین پذیرفته است، در مسائل قطعى اسلام، محكمات، ضروریات، بیّنات اسلام تنها یك قرائت وجود دارد و آن قرائت خداوند و پیامبر اوست و در آن عرصه مجالى براى اختلاف نظر و تشكیك و ارائه قرائت‌هاى متفاوت نیست، كما این كه در طىّ هزار و چهار صد سال كه از عمر اسلام مى‌گذرد، اختلافى در آنها رخ نداده است. ما شاهد بودیم كه وقتى حضرت امام حكم اعدام سلمان رشدى مرتد را صادر كردند، همه علماى اسلام آن را تأیید كردند و هیچ مخالفتى از سوى آنها بروز نكرد و یك صدا گفتند كه آنچه امام فرموده حكم اسلام است. البته برخى از غربزده‌هاى از راه رسیده كه بهره‌اى از اسلام ندارند با آن حكم مخالفت كردند و گفتند: قرائت ما از اسلام چنین نیست. امّا روشن است كه عقلاى عالم تنها براى نظر كسانى ارزش و اعتبار قائل هستند كه در حوزه معرفتى مربوط، صاحب‌نظر باشند و با روش صحیحِ تحقیقِ متناسب با آن علم، تحقیق و اظهار نظر كنند.
( صفحه 278 )

( صفحه 279 )

جلسه چهلم: معارف دینى اسطوره، یا آیینه حقیقت‌نما

1. مرورى بر مطالب پیشین

بحث ما در زمینه «تبیین نظریه سیاسى اسلام» به اینجا منتهى شد كه ما اگر بخواهیم قوانین و مقرّرات را بر اساس منابع اسلامى تنظیم كنیم و شیوه‌هاى اجرایى‌مان نیز در راستاى اسلام و موافق ارزشهاى اسلامى باشد، باید شناخت عمیق و قابل اعتمادى از كتاب و سنّت كه منابع اصلى اسلام هستند داشته باشیم، تا در مقام قانونگذارى بتوانیم دیدگاه اسلام را ملحوظ داریم و مقرّرات و قوانین موضوعه را در چارچوب قوانین كلّى اسلام تصویب كنیم و همچنین در انتخاب شیوه‌هاى اجرایى از ارزشهاى مطرح‌شده در كتاب و سنّت الهام بگیریم. با این وصف، گاهى در برداشت و استنباط از آیات و روایات اختلاف نظرهایى پیش مى‌آید و از برخى آیات، تفاسیر متفاوتى ارائه مى‌گردد و استنباطهاى متعددى از برخى روایات صورت مى‌پذیرد. برخى در این جهت تا آنجا پیش رفته‌اند كه ارائه نظرهاى متفاوت و اختلاف نظر در همه مسائل دینى را جایز مى‌شمارند و معتقدند كه هر كسى مى‌تواند قرائت خاصّى از اسلام داشته باشد و كسى نباید نظر خود را بر دیگران تحمیل كند. چنانكه كراراً در روزنامه‌ها و مجلّات و سخنرانى‌ها این شعار را مطرح كرده‌اند كه كسى نباید رأى و نظر خود از دین را مطلق بداند، بلكه باید توجه داشته باشد كه دیگران نیز آراء و نظراتى دارند و اسلام تنها یك قرائت ندارد و باید همه قرائت‌هایى را كه از اسلام صورت گرفته، محترم دانست و اذعان داشت كه هر دیدگاه و قرائتى از دین معتبر و محترم است.