فهرست کتاب


نظریه سیاسی اسلام جلد دوم

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏ تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

4. نتیجه عدم برخورد قاطع با توطئه‌گران

در سال گذشته، در گوشه و كنار كشور ما آشوبهاى محدودى رُخ داد كه به دلایلى مسؤولان صلاح دانستند كه با آشوبگران مماشات شود و برخورد قاطعانه انجام نگیرد؛ همین برخورد مسالمت‌جویانه و رأفت‌آمیز و مسامحه آنان باعث گردید كه بار دیگر آشوبى به راه بیفتد كه البته دامنه و خسارات و تبعات آن فراوان و غیر قابل تحمّل گشت. اگر با این آشوبگران و مفسدین فى‌الارض برخورد نشود و كیفر اسلامى در حقّ آنان اجرا نگردد، هیچ تضمینى وجود ندارد كه بار دیگر آشوبگران به بهانه‌اى آشوب دیگرى به راه نیندازند و مجدداً از فضاى دانشگاه سوء استفاده نكنند. البته دانشجویان عزیز و مسلمان ما بسیار هوشیار و موقع‌شناس‌اند و از اغتشاش و آشوب مبرّا هستند. اما هستند كسانى كه از احساسات پاك دانشجویان سوء استفاده مى‌كنند و زمینه را براى آشوب دیگرى فراهم مى‌آوردند.
پس اگر با آشوبگران برخورد قاطع صورت نگیرد و به قول آقایان برخورد خشونت‌آمیز نشود، چه تضمینى وجود دارد كه باز این آشوبها تكرار نگردد. باید توجه داشت كه اگر اسلام احكام جزایى سختى را در مورد دزد و سایر جنایت‌پیشه‌گان و بخصوص محارب در نظر گرفته است، براى این است كه دیگر كسى جرأت نكند دست به جنایت و آشوب بزند و دشمنان و آشوبگران و متخلّفان از كیفر جنایت خود بترسند. چه این كه موضوع ترساندن دشمن و مُجرم حكمت بزرگى دارد كه قرآن نیز بدان اشاره كرده است و باید مسلمانان و سیاستگزاران بدان توجه داشته باشند:
«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَ
( صفحه 255 )
اخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ...»(52)
هر نیرویى در توان دارید، براى مقابله با آنها [=دشمنان] آماده سازید؛ و (همچنین) اسبهاى ورزیده (براى میدان نبرد)، تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید، و (همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را كه شما نمى‌شناسید و خدا آنها را مى‌شناسد.
از جمله مواردى كه خشونت حتّى از ناحیه مردم تجویز شده است، آنجاست كه مردم احساس كنند كه كیان اسلامى در خطر است و توطئه‌اى علیه نظام اسلامى شكل گرفته است و دولت اسلامى به تنهایى قادر به دفاع از نظام اسلامى نیست. چون وقتى دولت اسلامى پى برد كه توطئه‌اى علیه نظام شكل گرفته، وظیفه دارد كه خود اقدام كند، حال اگر اقدام دولت كافى نبود، مردم موظّف‌اند كه به كمك دولت اسلامى بشتابند و از كیان اسلام و نظام دفاع كنند. چنانكه همه شاهد بودند كه پس از آشوبها و اغتشاشهایى كه توسط اوباش و اراذل و عوامل مزدور بیگانه در تیرماه امسال رخ داد و نظام در خطر جدّى قرار گرفت و قواى دولتى به تنهایى قادر به مهار آشوبها و فرو نشاندن آنها نبودند، مردم و بسیجیان عزیز به كمك آنان شتافتند و به سرعت به غائله و فتنه عوامل بیگانه خاتمه دادند؛ و برخى از مسؤولان عالى‌رتبه نظام نیز تصریح كردند كه آن غائله به همّت بسیجیان عزیز فرو نشانده شد.
پس حتّى اگر توطئه‌اى علیه نظام اسلامى در كار بود ـ گرچه عده‌اى از آن غافل بودند و وجود توطئه را احساس نكردند ـ اما دلایل روشن و شواهد قطعى بر وجود توطئه براى ما وجود داشت و راهى بجز اِعمال خشونت براى خنثى‌كردن توطئه وجود نداشت، خشونت واجب و لازم است. چنانكه امام فرمود: در اینجا تقیه حرام است و باید قیام كرد، ولو بلغ مابلغ. وقتى اصل اسلام در خطر است، نه جاى تقیه مداراتى است و نه تقیه خوفى، باید براى دفاع از اصل اسلام بپا خاست، حتّى اگر هزاران نفر كشته شوند. بنابراین، در صورتى كه برخى قصد براندازى نظام و سرنگونى آن را داشتند، ولو دیگران و به هر دلیلى متوجه خطر نشدند و یا صلاح ندیدند كه اقدام كنند، وقتى با دلایل قطعى روشن براى مردم ثابت شد كه كیان اسلام
( صفحه 256 )
و نظام در خطر جدّى قرار گرفته است، واجب است كه خودشان اقدام كنند؛ پس در اینجا نیز اِعمال خشونت جایز است.
معناى سخن ما این نیست كه در همه جا باید دست به خشونت زد. بنده تئوریسین خشونت نیستم، بلكه معتقدم كه رحمت و مهربانى اصل است و تنها به هنگام ضرورت و اضطرار باید دست به خشونت زد. سخن من این است كه وقتى دولت اسلامى وجود دارد، باید بر طبق رأى دادگاه و مقامات ذى‌صلاح دولت اسلامى عمل شود؛ اما اگر كار از دست دولت اسلامى خارج شد و براى حفظ اسلام و نظام راهى جز قیام خشونت‌آمیز مردمى نبود، خشونت واجب است.

5. مواضع غیر مسؤولانه در مقابل طرح بحث خشونت

به دنبال مطالبى كه راجع به خشونت بیان كردم، مطبوعات غرب‌گرا براى نقد عرایض من بسیج عمومى دادند و مقالات فراوانى در روزنامه‌ها ارائه گشت. البته بنده شخصاً از همه كسانى كه در موافقت و یا مخالفت سخنان بنده سخن گفتند و یا مقاله نوشتند، تشكر مى‌كنم و معتقدم كه نه تنها بررسى و نقّادى این مطالب و مباحث، در مطبوعات، زیان ندارد؛ بلكه موجب روشنگرى و آگاهى مردم مى‌گردد و باعث مى‌شود كه مردم بر عقاید خود راسخ‌تر گردند و وظایفشان را بهتر درك كنند. البته به شرطى كه مطبوعات یك سویه قضاوت نكنند و حرف طرفین را كامل و جامع منعكس سازند. ولى متأسفانه گزارشات ناقصى به عرض برخى از مسؤولان رسانده‌اند و قسمت‌هایى از سخنان بنده را گزینش كرده‌اند و در اختیار آنان قرار داده‌اند كه موجب ناراحتى آنان و اقدام به موضع‌گیرى عجولانه آنان علیه ما شده است.
ما از دیگران انتظار نداریم كه سخنان ما را تأیید كنند و همچنین بیم و هراسى از مخالفت آنان نداریم. ما براى انجام وظیفه الهى و شرعى خود سخن مى‌گوییم، حال اگر كسى از سخنان ما خوشش آمد، كه آمد؛ و اگر از سخنان ما خوششان نیامد، ما به وظیفه‌مان عمل كرده‌ایم و كار را به خدا واگذار مى‌كنیم و هراسى از تهدیدها و توهین‌ها نداریم. ولى از كسانى كه منادى «تولرانس» و تحمّل افكار دیگران و خواهان جامعه چندصدایى و پلورال هستند، انتظار
( صفحه 257 )
داشتیم كه بزرگوارانه و با سعه صدر به همه سخنان ما گوش دهند. چه بسا پس از شنیدن همه سخنان ما، همه آنها را تصدیق مى‌كردند و اگر نظر مخالفى نیز داشتند، با دلیل و منطق به مباحث ما پاسخ مى‌گفتند؛ نه این كه با الفاظى كه دور از نزاكت و ادب است علیه ما موضع بگیرند.
متأسفانه، ما براى پاسخگویى به همه كسانى كه در سخنرانى‌ها و روزنامه‌ها و مطبوعات اظهار محبت كردند و به نفع و یا ضرر ما مطلب ارائه دادند و در دو هفته اخیر صدها مقاله ارائه دادند، فرصتى براى ارائه پاسخ كتبى نداریم و همچنین در این مجال نمى‌توانیم به تك تك آنها جواب شفاهى بدهیم. از این رو، از پاسخ به آنها خوددارى مى‌كنیم و امید آن داریم كه همه آنها با قصد قربت و براى رضاى خدا موضع‌گیرى كرده باشند. ما وظیفه خود مى‌دانیم مطالبى را كه لازم و به نفع جامعه اسلامى است، همراه با دلیل و منطق بیان كنیم؛ اگر كسانى خوششان نیامد، انتظار داریم كه با انصاف و منطق به ما پاسخ گویند.

6. بررسى معادل واژه خشونت در قرآن

در اینجا لازم مى‌دانم كه از مباحثى كه راجع به خشونت و فروعات آن ارائه دادیم جمع‌بندى كنم: اصولا واژه «خشونت» كه واژه‌اى عربى است و در زبان و ادبیات فارسى نیز استعمال مى‌گردد، به معناى درشتى و زبرى است، و در مقابل آن واژه «لین» است كه به معناى نرمى مى‌باشد. در قرآن، در مقابل واژه «لین» واژه «خشونت» به كار نرفته است، بلكه واژه «غلظت» به كار رفته است؛ و در واقع، آن دو مترادف هستند. چنانكه ما در فارسى الفاظ مترادف فراوان داریم، در عربى نیز الفاظ مترادف فراوان هستند و در قرآن، از بین آن واژگان مترادف، گاهى تنها یك واژه استعمال شده است و گاهى هر دو واژه به كار گرفته شده است و گاهى از هر یك از واژگان معناى خاصّى اراده شده، مثلا از «قلب» معنایى برداشت شده است و از «فؤاد» معناى دیگرى. گاهى آن واژه‌ها جابه‌جا نیز به كار گرفته شده‌اند. در قرآن در مقابل واژه «لین» كه به معناى نرمى است، واژه «غلظت» به كار رفته است، چنانكه خداوند خطاب به پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى‌فرماید:
( صفحه 258 )
«فَبَِما رَحْمَة مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ...»(53)
به بركت رحمت الهى در برابر آنان [=مردم] نرم (و مهربان)شدى؛ و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو پراكنده مى‌شدند.
در فارسى، غلظت به معناى درشتى به كار نمى‌رود، بلكه در فرهنگ ما «غلظت» عموماً درباره مایعات استعمال مى‌شود و مثلا مى‌گویند فلان شیره غلیظ است؛ اینجا غلظت به معناى سفتى به كار رفته است؛ و برگردان واژه «غلظت» كه در عربى در مقابل «لین» به كار رفته است، در فارسى «خشونت» است كه ما در باره آن بحث كردیم و گفتیم چنانكه برخى مى‌گویند، خشونت مطلقاً و در همه جا مذموم نیست؛ بلكه در مواردى تنها خشونت مذموم نیست، بلكه واجب نیز هست.