فهرست کتاب


نظریه سیاسی اسلام جلد دوم

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏ تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

11. اسلام و لزوم پاسخگویى به شبهات علمى در همه شرایط

البته اگر كسى قصد توطئه و ضربه زدن نداشت حتى اگر نسبت به اصل دین و ضروریّات و احكام اسلام شبهه و سؤال دارد، مى‌تواند مطرح كند و باید با كمال احترام و رعایت حیثیت و شخصیت او به سخنانش گوش داد و با استدلال و منطق به او پاسخ گفت. چرا كه اسلام دین منطق و متّكى بر استدلال و برهان است و در هر شرایطى از مسلمانان و علماء مى‌خواهد كه با كمال متانت، بردبارى، سعه صدر و با استفاده از منطق قوى و با تكیه بر براهین عقلى و الهى به شبهات و سؤالات پاسخ گویند و حقانیّت اسلام را به اثبات برسانند. از این رو، قرآن فرمان مى‌دهد كه حتّى اگر در هنگامه نبرد، فردى از میان سپاه دشمن پرچمى سفید برافراشت و نزد مسلمانان آمد تا در حقانیّت اسلام تحقیق كند و پرسش خویش را مطرح سازد، باید مسلمانان او را در حفاظت و اسكورت خویش قرار دهند كه كسى به او صدمه نزند و با رأفت و مهربانى سخنانش را گوش كنند و با ارائه دلیل و حجّت و برهان، حق را به او بشناسانند؛ پس از آن باز با اسكورت او را به جاى اول خویش هرچند در میان سپاه دشمن باشد باز گردانند:
«وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ كَلاَمَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَ یَعْلَمُونَ.»(49)
و اگر یكى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)؛ سپس او را به محل امنش برسان، زیرا آنها گروهى ناآگاه‌اند.
قرآن مى‌فرماید حتّى اگر كسى كه براى تحقیق و پرسش آمده، اسلام را نپذیرفت و مسلمان نشد، باز با اسكورت او را به محل امن خود باز گردانید و نباید كسى متعرض او شود؛ چون او براى طرح سؤالات خود آمده است و باید امنیّت او حفظ شود و به سؤالات او پاسخ داده شود. در كجاى دنیا و در چه مكتبى چنین برخوردهاى متعالى و انسانى سفارش شده است؟
البته اگر كسى از روى عناد و توطئه براى براندازى نظام اسلامى شبهه‌افكنى كند و در عقاید، اصول و ارزشهایى كه مردم مسلمان سخت بدان پایبند هستند، تشكیك ایجاد كند، باید با او برخورد شود و حساب او با كسى كه سؤال و شبهه دارد و صادقانه مى‌خواهد شبهه و سؤال خود را مطرح كند و پاسخ دریافت كند، متفاوت است.
( صفحه 244 )

12. مقابله با توطئه‌ها و عكس‌العمل بیگانگان

نباید در مقابل فعالیت‌هاى گسترده فرهنگى و تبلیغى دشمنان اسلام و عوامل خودفروخته داخلى آنها و قلم به مزدانى كه اصول و ارزشها و باورهاى دینى مردم را نشانه گرفته‌اند، ساكت نشست. مسلّماً آنان طرح توطئه گسترده‌اى را ریخته‌اند و بر خلاف دگراندیشان كه این نوع فعالیت‌ها را تبادل فرهنگى مى‌نامند و در روزنامه‌ها مى‌نویسند كه توطئه‌اى در كار نیست و ادّعاى وجود توطئه را امر موهومى تلقّى مى‌كنند، آشوب‌ها و جریانات اخیر كه در راستاى همان فعالیت‌ها و سیاست‌هاى فرهنگى دشمن انجام گرفت، حقیقت وجود توطئه را براى مردم ما آشكار ساخت.
آن اقدامات و تظاهرات علیه نظام اسلامى و حمله به مراكز دولتى و ایجاد بلوا و آشوب، حاكى از آن بود كه در وراى آن جریان، توطئه‌اى خطرناك علیه نظام وجود داشت كه مقام معظّم رهبرى نیز خبر دادند كه توطئه‌اى از سوى دشمنان علیه نظام در كار بوده است. با توجّه به این حقیقت بود كه وقتى آشوب‌گران و اراذل و اوباش را سر جاى خود نشاندند و آتش فتنه را فرزندان فداكار این ملّت قهرمان خاموش ساختند، موج حمایت از آنها و محكومیّت نظام اسلامى در دنیا به راه افتاد و حتّى شمار زیادى از نمایندگان پارلمان امریكا رسماً درخواست كردند كه جمهورى اسلامى ایران محكوم شود و قانونى علیه آن وضع گردد؛ چون دولت اسلامى با عوامل و مزدوران خارجى برخورد كرد و اجازه نداد كه آشوبگران هر كارى دلشان مى‌خواست انجام دهند!
هر روزه در گوشه و كنار دنیا اعتصابات و زد و خوردهایى رُخ مى‌دهد و عده‌اى كشته و یا مجروح مى‌گردند. ما شاهدیم كه هر روزه رژیم صهیونیستى مردم مسلمانى را كه خواهان حقوق از دست‌رفته خود هستند به گلوله مى‌بندد و عدّه‌اى را به قتل مى‌رساند، و حتّى در برخى از رژیمهاى وابسته به آمریكا گاهى صدها نفر توسط حكومت به قتل مى‌رسند و كسى آنها را محكوم نمى‌كند و نمى‌گوید سركوب آنان مخالفت با آزادى است. بلكه از آن رژیمها حمایت مى‌شود و مى‌گویند آنها علیه حكومت قانونى قیام كرده بودند و حكومت نیز حق دارد از خود دفاع كند. اما وقتى در ایران سروصدایى به راه مى‌افتد و در دانشگاه به طرز مشكوك یك نفر به
( صفحه 245 )
قتل مى‌رسد كه هنوز قاتل او ـ كه قاعدتاً از عوامل نفوذى دشمن و از خود آشوبگران بوده ـ شناسایى نشده است و یا فرد دیگرى در صحنه تصادفى كشته مى‌شود، و همچنین وقتى عده‌اى آشوبگر و اوباش به راه مى‌افتند و مساجد را آتش مى‌زنند و به ناموس مردم توهین مى‌كنند و نیروهاى انقلابى با آنان برخورد مى‌كنند؛ در كشورهاى غربى، بخصوص در آمریكا، بر علیه نظام ما سروصدا به راه مى‌اندازند و دولت ما را محكوم مى‌كنند و نظام ما را مخالف آزادى و دموكراسى معرفى مى‌كنند. ادّعا مى‌كنند كه تظاهركنندگان به دنبال آزادى و احقاق حقوق خود بوده‌اند، اما دولت ایران آنان را سركوب كرده است و در نتیجه علاوه بر محكومیت دولت ایران، سعى مى‌كنند قانونى براى مبارزه با دولت اسلامى ایران وضع كنند!

13. قرآن و لزوم دشمنى و برائت جستن از دشمنان

نتیجه گرفتیم كه اولا خدایى كه اسلام معرفى مى‌كند هم رحمت دارد و هم غضب، و گرچه رحمتش افزونتر است و بر غضب او پیشى مى‌گیرد، اما چنان نیست كه رحمت خداوند غضب او را نفى كرده باشد چنان كه خداوند بر پاره‌اى از اقوام كه بر گناهان خویش اصرار ورزیدند، غضب كرد و آنان را گرفتار عذاب خود ساخت.
ثانیاً، اسلام احكام تند و خشنى علیه دشمنان و معاندان با اسلام دارد و از مردم مى‌خواهد كه نسبت به دشمنان خدا صریحاً اظهار نفرت و اظهار برائت كنند. جا دارد كه دوستان سوره ممتحنه را مطالعه كنند كه در آن شیوه برخورد مسلمانان با مشركان و كفّار ترسیم شده است و كسانى كه طرح دوستى با دشمنان خدا مى‌ریزند، مورد نكوهش قرار مى‌گیرند و خداوند ما را از این كه پنهانى و مخفیانه با دشمنان اسلام سازش كنیم و نرد دوستى ببازیم، بر حذر مى‌دارد. در آن سوره، خداوند از مسلمانان مى‌خواهد كه از ابراهیم و یاران او پند گیرند و شیوه برخورد او با مشركان و دشمنان خدا را الگوى خویش سازند، نه این كه بر روى دشمنان و منافقان و عوامل آشكار و پنهان دشمن كه كمر به نابودى اسلام و مسلمین بسته‌اند، لبخند بزنند!
«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا عَدُوِّى وَعَدوَّكُمْ أَوْلیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ
( صفحه 246 )
جِهاداً فِى سَبِیلِى وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِى تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ یَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ.»
اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید. شما نسبت به آنان اظهار محبت مى‌كنید، در حالى كه آنها به آنچه از حق براى شما آمده كافر شده‌اند و رسول الله و شما را به جهت ایمان به خداوندى كه پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون مى‌رانند. اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنودى‌ام هجرت كرده‌اید، (پیوند دوستى با آنان برقرار نسازید،) شما مخفیانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى‌كنید؛ در حالى كه من به آنچه پنهان یا آشكار مى‌سازید از همه داناترم و هر كس از شما چنین كارى كند، از راه راست گمراه شده است.
«قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِى إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بَرَءَاءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمْ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدَاً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللّهِ وَحْدَهُ...»(50)
براى شما سرمشق خوبى در زندگىِ ابراهیم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) گفتند: ما از شما و آنچه غیر از خدا مى‌پرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما كافریم و میان ما و شما عداوت و دشمنى همیشگى آشكار شده است، تا آن زمان كه به خداى یگانه ایمان بیاورید.
به ما مى‌گویند كه صحبت از زندگى كنید و دیگر شعار مرگ بر آمریكا سر ندهید. نخیر، باید شعار مرگ بر آمریكا گفت و بالاتر، چون ابراهیم باید صریحاً به آنها بگوییم: تا هنگامى كه در برابر حق خضوع نكنید و سر در مقابل خدا فرود نیاورید و دست از سلطه‌جویى و خوى استكبارى بر ندارید و از مسیرى كه پیش گرفته‌اید باز نایستید و منافع مردم دنیا را به یغما نبرید و ملل آزاده را سركوب نسازید، ما با شما دشمن هستیم. در حالى كه آنها منافع و ثروت كشور ما و سایر كشورها را به یغما برده‌اند و خسارات فراوانى به ما وارد ساخته‌اند به عزّت و حیثیّت ما ضربه وارد كردند و تعداد زیادى از عزیزانمان را كشتند، چگونه با آنها دوست شویم
( صفحه 247 )
و اظهار محبت كنیم؟ آیا دهها و صدها بار تجربه در دنیا كافى نیست كه ما درك كنیم كه آنها بجز به خوى استكبارى و منافع خود به هیچ چیز دیگر نمى‌اندیشند؛ باز هم فریب آنان را بخوریم.
پس اسلام و قرآن به ما دستور مى‌دهند كه نسبت به دشمنان صریحاً اظهار برائت و دشمنى كنیم. حال اگر ما تابع این اسلام و قرآنى هستیم كه میلیونها نسخه از آن در دست مسلمانان وجود دارد و بر برائت از دشمنان تأكید دارد و این اظهار برائت و دشمنى تنها در چارچوبه قوانین جزایى نیست، بلكه فراتر از آن است؛ چگونه مى‌گوییم باید به روى همه لبخند زد و نسبت به همه مهربان بود؟

( صفحه 249 )