فهرست کتاب


نظریه سیاسی اسلام جلد دوم

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏ تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

3. غرب و ادعاى دروغین دفاع از حقوق بشر

بى‌تردید غربى‌ها در تبلیغات خود انگیزه‌هاى خاصّى دارند و براى رسیدن به منافع خود و تحت سلطه در آوردن كشورهاى انقلابى و مبارز، مرتّب دم از دموكراسى و آزادى و حقوق بشر مى‌زنند و هر كس با آنها مخالف باشد، متّهم به ضدیّت با دموكراسى و عدم رعایت حقوق بشر مى‌گردد. با این كه ما شاهدیم كه هیچ عكس‌العملى در برابر استبدادى‌ترین و ضدّ مردمى‌ترین حكومت‌ها نشان نمى‌دهند؛ چون آن حكومت‌ها را تأمین‌كننده منافع و دست‌نشانده خود مى‌دانند.
بطلان و دروغ‌بودن ادعاهاى آنها آن گاه آشكار مى‌گردد كه وقتى در كشورى، بر اساس اصول دموكراسى، انتخاباتى انجام مى‌گیرد و نتیجه آن به نفع مسلمانان و اسلام‌گرایان رقم مى‌خورد و حزبى كه گرایش به اسلام دارد اكثریّت آراء را كسب مى‌كند، در كمال ناباورى انتخابات باطل مى‌گردد؛ و پس از كودتاى خشن نظامى، گروهى از نظامیان حكومت را به دست مى‌گیرند و هر روز دهها نفر از مردم بى‌گناه را مى‌كشند و مسلمانان آزادى خواه را در بند مى‌كشند. اما نه تنها این مدّعیان دروغین حقوق بشر آن حكومت را متّهم به زیر پا نهادن
( صفحه 226 )
حقوق بشر و عدم رعایت آزادى و حقوق اساسى انسانها نمى‌كنند، بلكه بسرعت آن حكومت را به رسمیت مى‌شناسند و اقدامات آن را تأیید مى‌كنند و به حمایت گسترده از آن دست مى‌زنند.
یا وقتى صیهونیست‌هاى اشغالگر سرزمین فلسطین را اشغال مى‌كنند و مردم را از خانه و كاشانه خود بیرون مى‌كنند و هزاران نفر از آنان را به قتل مى‌رسانند و میلیونها نفر را آواره سایر كشورها مى‌كنند، هیچ كدام نمى‌گوید كه رفتار آنها مخالف حقوق بشر است. بلكه دولت‌هاى قدرتمند و ابرقدرت‌ها آن دولت غاصب و اشغالگر را به رسمیّت مى‌شناسند و با این كه آن رژیم، در طول حاكمیّت غاصبانه خود، صاحبان اصلى آن سرزمین را تحت شكنجه و آزار و قتل و غارت قرار داده و مى‌دهد و خانه و كاشانه آنان را ویران مى‌كند، آنان كه دم از حقوق بشر مى‌زنند هیچ اعتراضى نمى‌كنند. تنها هر از چند گاهى سازمان ملل، در راستاى سیاست‌هاى خود و تبلیغ از آنها، بیانیه یا قطعنامه‌اى بى‌روح و غیر مؤثّر صادر مى‌كند و عملا به آن رژیم اشغالگر چراغ سبز نشان مى‌دهند كه اگر به قطعنامه‌ها عمل نكنى، هیچ مشكلى پیش نمى‌آید و برخوردى صورت نمى‌پذیرد. چه این كه ما مى‌نگریم ده‌ها قطعنامه و بیانیه علیه رژیم اشغالگر قدس تصویب شده است و آن رژیم به هیچ یك از آنها عمل نكرده است و با همه آنها مخالفت كرده، در مقابل نه تنها توبیخ و مجازات نشده، بلكه به عنوان جایزه، میلیاردها دلار كمك بلا عوض، سلاحهاى پیشرفته و فوق مدرن، زیر دریایى‌هاى اتمى و تكنولوژى ساخت سلاحهاى اتمى و كشتار جمعى در اختیار او مى‌نهند. آیا هیچ كدام از دولت‌هاى به اصطلاح مدافع حقوق بشر مى‌گوید آن رژیم كه ابتدایى‌ترین حقوق انسانها را زیر پا نهاده است و قراردادها، پیمانها و قطعنامه‌هاى بین‌المللى را به رسمیّت نمى‌شناسد و با آنها مخالفت مى‌كند، مخالف دموكراسى و حقوق بشراست؟

4. برچسب خشونت‌طلبى و توطئه براندازى نظام اسلامى

پس از پیروزى انقلاب، در كشور ما تبلیغات وسیعى علیه خشونت براه انداختند. ابتدا گفتند انقلاب و قیام مردم علیه رژیم قانونى پهلوى خشونت است. پس از پیروزى انقلاب، وقتى
( صفحه 227 )
گروهكهاى منافق كه مردم را همراه و هماهنگ با اهداف غیر اسلامى خود نیافتند، به رویارویى با انقلاب و مردم برخاستند و تعدادى از شخصیت‌ها و رجال دینى و سیاسى را ترور كردند و حتّى به مردم بى‌گناه نیز رحم نكردند تا این كه بالاخره مردم به مبارزه با آنها پرداختند و آنان را از كشور بیرون كردند؛ اما از آن هنگام تاكنون غربى‌ها علیه مردم و حكومت ما تبلیغ مى‌كنند و مى‌گویند رفتار ما با منافقین خشونت‌آمیز بود ! كسى خسارات و ضربه‌هایى را كه منافقین متوجه این كشور و انقلاب كردند به حساب نمى‌آورد و آن همه جنایت و ترورهاى كور و بى‌هدف را محكوم نمى‌كنند، اما وقتى ملّتى براى دفاع از كیان دین و كشور خود بپا مى‌خیزد و تروریست‌ها را سركوب مى‌كند و برخى را به مجازات مى‌رساند و برخى را از كشور بیرون مى‌اندازد، سر و صدا راه مى‌اندازند كه اینها بر خلاف حقوق بشر عمل مى‌كنند!
همچنین وقتى در روزهاى پس از 18 تیرماه عده‌اى آشوبگر و اوباش به راه مى‌افتند و اموال عمومى و بیت‌المال، بانك‌ها، ماشین‌هاى شخصى و دولتى و حتى مساجد را به آتش مى‌كشند و به ناموس مردم توهین كرده، چادر از سر زنان بر مى‌دارند، كسى نمى‌گوید آنان برخلاف حقوق بشر عمل مى‌كنند بلكه آنان را اصلاح‌طلب و طرفدار آزادى و دموكراسى معرفى مى‌كنند! اما وقتى دولت جمهورى اسلامى ایران و بسیجیان فداكار و جان بركف بپا مى‌خیزند و در مقام دفاع از دین و شرف و نظام مطلوبشان برمى‌آیند و آشوبگران و مزدوران بیگانگان را از صحنه خارج مى‌كنند، فریادشان به آسمان بر مى‌خیزد كه در ایران آزادى نیست و نظام ایران دیكتاتورى است!
غربى‌ها به واهى‌بودن ادعاهایشان واقف‌اند و این شیوه‌هاى تبلیغاتى را، بخصوص پس از انقلاب، براى این كه زمینه تغییر نظام اسلامى و سرنگونى آن فراهم آید پیش گرفته‌اند. گرچه ما غافل و بى‌خبریم و از عمق توطئه‌ها و نقشه‌هاى آنان اطلاع نداریم، اما آنان با تجربه‌هاى فراوانى كه كسب كرده‌اند، خوب مى‌دانند براى این كه بتوانند نظامى مردمى را كه ریشه در مردم و فرهنگ دینى آنان دارد، به خیال باطل خود روزى ولو پنجاه سال دیگر سرنگون كنند، از اكنون باید به فعالیت‌هاى گسترده و پیچیده روانى و فرهنگى دست بزنند. هدف آنان این است كه پس از گذشت یكى، دو نسل از انقلاب جوانانى كه انقلاب را درك نكرده‌اند و شاهد مفاسد
( صفحه 228 )
قبل از انقلاب و جنایات رژیم پهلوى نبوده‌اند و دستاوردهاى انقلاب را نشناخته‌اند و نیز تربیت شده امام و یاران امام نیستند، تحت تأثیر تبلیغات آنان قرار گیرند؛ تا زمینه براى سقوط حكومت اسلامى و جایگزین شدن حكومت دست نشانده به اصطلاح دموكرات فراهم آید.

5. زمینه‌سازى براى عدم حضور مردم در صحنه

آنها براى این كه به هدف شوم خود برسند برنامه‌ریزى‌هاى حساب شده‌اى كرده و فعالیت‌هاى فرهنگى ریشه‌دارى انجام مى‌دهند و از ابزارهاى مؤثّرى بهره مى‌جویند. از جمله ابزارهاى فرهنگى كه در دو دهه پس از انقلاب ـ بخصوص در دو، سه سال اخیر ـ از آن استفاده مى‌كنند، مفاهیمى از قبیل تساهل و تسامح و مداراست و آنها را به عنوان ارزش مطلق مطرح مى‌كنند و در مقابل، قاطعیّت و خشونت را مطلقاً محكوم مى‌كنند. دلیل این رویكرد این است كه آنان دریافته‌اند كه آنچه ضامن بقاى نظام اسلامى است عشق و علاقه مردم و بخصوص جوانان و بسیجیان به اسلام و رهبرى است؛ تا آنجا كه حاضرند براى دفاع از این ارزشها ـ كه به قیمت خون صدها هزار شهید به دست آمده ـ جان خود را به خطر افكنند. آنان با تبلیغات و استفاده از ابزارهاى فرهنگى تلاش مى‌كنند كه شجاعت، ایثار، شهامت و نیروى معنوى غیرت و تعصّب دینى را از مردم بگیرند. از این رو، انواع خشونت‌هاى منفى و غیر انسانى و ظالمانه‌اى را كه در دنیا انجام گرفته است و نتایج شوم و دردناكى به بار آورده، به رُخ مردم ما مى‌كشند، تا به آنها چنین القاء كنند كه خشونت چنین آثار بد و زشتى را دارد؛ پس خشونت مطلقاً محكوم و مذموم است. یعنى حتّى اگر كسى به تندى حرف بزند، شعار مرگ بر امریكا سر دهد و یا اگر لازم شد در برابر آشوبگران بایستد و آنان را سر جاى خود بنشاند، رفتارش خشونت است و محكوم و مذموم مى‌باشد.
آنها با تبلیغ علیه خشونت و زدن برچسب خشونت‌طلب به نیروهاى مدافع انقلاب، مى‌خواستند مردم ما در برابر توطئه‌ها و نقشه‌هاى بیگانگان و اقدامات براندازى عوامل سرسپرده آنان اقدامى نكنند و از صحنه خارج شوند، تا به خیال خام خود كودتاى دیگرى چون كودتاى 28 مرداد در سال 1332 به راه اندازند. همان طور كه در این زمینه تجربه داشتند
( صفحه 229 )
و در 28 مرداد آن سال یك مشت اوباش، اراذل بى‌سروپا و عوامل مزدور خود را به صحنه آوردند، تا به مال، جان و ناموس مردم تعرّض كنند و نقشه كودتاى بیگانگان را عملى سازند؛ روزهاى پس از 18 تیرماه امسال [1378] را نیز مناسب براى اجراى كودتا و آشوب دیگرى در این مملكت دیدند. آنها با مطالعات و بررسى‌هاى گسترده و صرف هزینه‌هاى كلان و فریب‌دادن افراد ساده‌لوح، مقدمات آن كار را از قبل تهیه دیده بودند. چنانكه مصاحبه‌ها و اعترافات مزدوران آنها كه صریحاً اعتراف كردند كه از آمریكا كمك فكرى و پول دریافت كرده‌اند، گویاى این حقیقت بود. تا این كه وقتى موقع را مناسب دیدند، مزدوران، اراذل و اوباش را به صحنه آوردند تا آنان با پوشش فعالیت‌ها و حمایت‌هاى گسترده رسانه‌اى، خبرى و مطبوعاتى كه از داخل و خارج صورت مى‌پذیرفت و با برخوردارى از سایر حمایت‌ها و پشتیبانى‌ها و با تعرض به مردم و آتش‌زدن اموال شخصى و دولتى و ایجاد ناامنى و هرج و مرج، نقشه كودتا را عملى سازند.
آرى آنها با تقبیح مطلق خشونت و ترویج این مطلب كه خشونت مذموم و محكوم است، مى‌خواستند مقاومت مردم را بشكنند و انگیزه آنان را براى مقاومت و دفاع از انقلاب ضعیف كنند، تا وقتى نظاره‌گر تحرّكات و اقدامات ضدّ انسانى و ضدّ انقلابى و تخریب اموال مردم و هجمه به امكانات دولتى و بلوا و آشوب از سوى عده‌اى خودفروخته هستند، دم فرو بندند و سكوت كنند و آنان را سر جاى خود ننشانند. اگر هم خواستند اقدامى كنند، اقدام عملى و فیزیكى و خشونت‌آمیز انجام ندهند و تنها آشوب‌گران را دعوت به آرامش و گفتگو كنند و به خواسته‌هاى آنان گوش كنند. به آنان بگویند شما حقّ اعتراض دارید و حق دارید ناراحت باشید، بیایید نماینده‌اى تعیین كنید تا ما بنشینیم و پس از بررسى، خواسته‌هاى شما را تأمین كنیم و با هم كنار بیاییم. قدرى شما از خواسته‌ها و مواضعتان دست بكشید، قدرى هم ما از مواضعمان عقب مى‌نشینیم. طبیعى است كه خواسته‌هاى آنها چیزى جز حذف قوانین و مقرّرات اسلامى، حذف شعارها و شعایر اسلامى و عدم دفاع از اسلام نخواهد بود، و با تأمین این خواسته‌ها به نحو مسالمت‌آمیز كودتاى خزنده‌اى در كشور انجام مى‌گیرد و در نتیجه، به طور كلى ارزشهاى اسلامى از بین مى‌رود و اگر هم نیاز به حمایت‌ها و پشتیبانى‌هاى نظامى
( صفحه 230 )
بیگانگان بود، آنان ـ چنانكه از قبل پیش‌بینى شده بود ـ از طریق مرزهاى شرقى و غربى به كشور ما حمله مى‌كنند و كار را یكسره مى‌سازند و حكومت دست نشانده خود را سركار مى‌آورند.