فهرست کتاب


نظریه سیاسی اسلام جلد دوم

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏ تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

1. مرورى بر مطالب پیشین

گفتیم كه حكومت اسلامى وظیفه دارد احكام و قوانین اسلامى را در جامعه پیاده كند و نظم و امنیّت را بر قرار سازد و كشور را از تهاجمات خارجى و آشوبهاى داخلى حفظ كند. بالطبع در این مسیر باید از قوه قهریه و زور و خشونت استفاده كرد، و گر نه نمى‌شود با لبخند و مدارا و محبت جلوى كسانى را گرفت كه از روى دشمنى و عناد با كشور اسلامى مى‌جنگند و یا كسانى را كه با انگیزه‌هاى شیطانى، در داخل آشوب به پا مى‌كنند، با اظهار دوستى و ملاطفت سر جاى خود نشاند. عرض كردیم همان طور كه اسلام احكام مبتنى بر رأفت، رحمت و مهربانى دارد و دعوت به برادرى، محبت و دوستى مى‌كند؛ همچنین در شرایط خاص و ویژه احكامى توأم با درشتى، تندى و خشونت دارد و دعوت به مبارزه و مجازات مجرمان و آشوبگران نیز مى‌كند. البته چون این بحث فرعى بود و از محورهاى اصلى مباحث ما به شمار نمى‌رفت، در حد اختصار بدان پرداختیم و در ارتباط با آن، حقّ مطلب را ادا نساختیم. اما عكس‌العمل‌هایى كه روزنامه‌ها و مطبوعات به آن بحث نشان دادند، حاكى از آن است كه درباره جایگاه خشونت و محبّت در اسلام لازم است بحث جامع و فراگیرى ارائه گردد و بدین دلیل، در حدّ حوصله این جلسه در همین زمینه مطالبى را عرض خواهم كرد.

2. تبلیغات و فعالیت‌هاى تخریبى دشمنان بر علیه اسلام

از دیرباز دشمنان، اسلام را دین خشونت و دینى كه با زور شمشیر گسترش یافته است معرفى كرده‌اند. چون در اسلام آیین جهاد و مبارزه با دشمنان محترم شمرده شده و در قرآن آیات
( صفحه 224 )
فراوانى درباره جهاد وجود دارد و اساساً جهاد به عنوان یكى از واجبات و فروع دین شمرده شده است. با سوء استفاده از این مطلب، چنین القاء كرده‌اند كه اسلام دین خشونت است و در هنگام گسترش اسلام، مردم بزور و فشار به اسلام گرویدند. در مقابل، عده‌اى تلاش مى‌كنند كه با اتخاذ موضعى انفعالى از اسلام دفاع كنند و مى‌گویند در اسلام خشونت وجود ندارد و اسلام همواره به رحمت و مودّت دعوت كرده است و احكام جهاد و تعبیرات خشن و تندى كه در اسلام درباره جهاد آمده است، مربوط به زمان خاص و شرایط خاصّى بوده است، و امروزه آن مباحث كاربرد ندارد و نباید مطرح شود و در این زمان تنها باید از نرمش، انعطاف، تساهل و تسامح سخن گفت!
ملّت ما آگاه‌اند و مى‌دانند دشمن با چه اغراضى علیه اسلام تبلیغ مى‌كند و تحت تأثیر تبلیغات دشمن قرار نمى‌گیرند. ولى باید توجّه داشت كه مسأله فراتر از این است و به اینجا ختم نمى‌شود و چنانكه همواره دشمنان با استفاده از شیوه‌ها و شگردهاى متنوع و پیچیده علیه اسلام تبلیغ مى‌كردند، امروز نیز با استفاده از شیوه‌هاى تبلیغاتى كه طى قرنها آموختند و كارایى آنها را تجربه كرده‌اند و با استفاده از شیوه‌هاى گوناگون ادبى و هنرى، در تبلیغات مستمرّ خود، شبهاتى را به معارف اسلامى وارد مى‌كنند كه مى‌تواند آثار عمیق و خطرناكى در فرهنگ مردم ما بر جاى بگذارد و عدّه‌اى را نسبت به مبانى دینى خود سست گرداند. این چیزى است كه نظریات روان‌شناختى و تجارب عینى آن را تأیید مى‌كند. ما به عیان مى‌توانیم به محیط اسلامى خودمان و سایر كشورها بنگریم كه چگونه وقتى تبلیغات مستمرّ دشمن با جاذبه‌هاى علمى و ادبى همراه مى‌گردد، نسلى را تحت تأثیر قرار مى‌دهد؛ تا آنجا كه ممكن است نسل جدید كه هدف سم‌پاشى‌ها و تبلیغات ضدّ فرهنگى دشمن قرار گرفته، هویّت ملّى و دینى و اصالت خویش را فراموش كند و تحت تأثیر تبلیغات فاسد دشمن شخصیت مسخ‌شده‌اى را براى خود شكل بخشد.
ما اگر در فرهنگ كنونى رایج بین مرد م خودمان و بخصوص فرهنگ رایج بین روشنفكران بنگریم، آثار تبلیغاتى دشمنان، در طىّ چند قرن گذشته، و نیز مفاهیمى را كه در فرهنگ ما داخل كرده‌اند خواهیم دید. یكى از مفاهیم و ارزشهاى غربى كه وارد فرهنگ ما شده مفهوم
( صفحه 225 )
آزادى و دموكراسى است كه آن را به صورت ارزش مطلق در ادبیات ما وارد ساخته‌اند و چنان روى این مفاهیم تبلیغ كرده‌اند كه آنها را به صورت بتى در آورده‌اند بطورى كه كسى جرأت نمى‌كند علیه دموكراسى سخن بگوید و نقایص و كاستى‌هاى آن را بر شمارد. با این كه دانشمندان غربى خود كتابهاى فراوانى در رد و نقد دموكراسى نوشته‌اند و امروزه نیز برخى از فلاسفه سیاست و جامعه‌شناسان، به مناسبت‌هاى گوناگون، علیه دموكراسى سخن مى‌گویند و در رد و نقد آن كتاب مى‌نویسند، و برخى آن كتابها به زبانهاى گوناگون عالم و از جمله به فارسى ترجمه شده‌اند و در اختیار مردم قرار گرفته‌اند؛ اما دشمنان در طىّ چند قرن تبلیغات خود و بخصوص در قرن بیستم، چنان این مفاهیم را مقدّس جلوه داده‌اند كه در جهان سوّم كسى جرأت نمى‌كند در نقد آنها سخن گوید و اگر ما علیه آزادى و دموكراسى غربى سخن بگوییم، متّهم به ارتجاع و كهنه‌پرستى و استبداد مى‌شویم.

3. غرب و ادعاى دروغین دفاع از حقوق بشر

بى‌تردید غربى‌ها در تبلیغات خود انگیزه‌هاى خاصّى دارند و براى رسیدن به منافع خود و تحت سلطه در آوردن كشورهاى انقلابى و مبارز، مرتّب دم از دموكراسى و آزادى و حقوق بشر مى‌زنند و هر كس با آنها مخالف باشد، متّهم به ضدیّت با دموكراسى و عدم رعایت حقوق بشر مى‌گردد. با این كه ما شاهدیم كه هیچ عكس‌العملى در برابر استبدادى‌ترین و ضدّ مردمى‌ترین حكومت‌ها نشان نمى‌دهند؛ چون آن حكومت‌ها را تأمین‌كننده منافع و دست‌نشانده خود مى‌دانند.
بطلان و دروغ‌بودن ادعاهاى آنها آن گاه آشكار مى‌گردد كه وقتى در كشورى، بر اساس اصول دموكراسى، انتخاباتى انجام مى‌گیرد و نتیجه آن به نفع مسلمانان و اسلام‌گرایان رقم مى‌خورد و حزبى كه گرایش به اسلام دارد اكثریّت آراء را كسب مى‌كند، در كمال ناباورى انتخابات باطل مى‌گردد؛ و پس از كودتاى خشن نظامى، گروهى از نظامیان حكومت را به دست مى‌گیرند و هر روز دهها نفر از مردم بى‌گناه را مى‌كشند و مسلمانان آزادى خواه را در بند مى‌كشند. اما نه تنها این مدّعیان دروغین حقوق بشر آن حكومت را متّهم به زیر پا نهادن
( صفحه 226 )
حقوق بشر و عدم رعایت آزادى و حقوق اساسى انسانها نمى‌كنند، بلكه بسرعت آن حكومت را به رسمیت مى‌شناسند و اقدامات آن را تأیید مى‌كنند و به حمایت گسترده از آن دست مى‌زنند.
یا وقتى صیهونیست‌هاى اشغالگر سرزمین فلسطین را اشغال مى‌كنند و مردم را از خانه و كاشانه خود بیرون مى‌كنند و هزاران نفر از آنان را به قتل مى‌رسانند و میلیونها نفر را آواره سایر كشورها مى‌كنند، هیچ كدام نمى‌گوید كه رفتار آنها مخالف حقوق بشر است. بلكه دولت‌هاى قدرتمند و ابرقدرت‌ها آن دولت غاصب و اشغالگر را به رسمیّت مى‌شناسند و با این كه آن رژیم، در طول حاكمیّت غاصبانه خود، صاحبان اصلى آن سرزمین را تحت شكنجه و آزار و قتل و غارت قرار داده و مى‌دهد و خانه و كاشانه آنان را ویران مى‌كند، آنان كه دم از حقوق بشر مى‌زنند هیچ اعتراضى نمى‌كنند. تنها هر از چند گاهى سازمان ملل، در راستاى سیاست‌هاى خود و تبلیغ از آنها، بیانیه یا قطعنامه‌اى بى‌روح و غیر مؤثّر صادر مى‌كند و عملا به آن رژیم اشغالگر چراغ سبز نشان مى‌دهند كه اگر به قطعنامه‌ها عمل نكنى، هیچ مشكلى پیش نمى‌آید و برخوردى صورت نمى‌پذیرد. چه این كه ما مى‌نگریم ده‌ها قطعنامه و بیانیه علیه رژیم اشغالگر قدس تصویب شده است و آن رژیم به هیچ یك از آنها عمل نكرده است و با همه آنها مخالفت كرده، در مقابل نه تنها توبیخ و مجازات نشده، بلكه به عنوان جایزه، میلیاردها دلار كمك بلا عوض، سلاحهاى پیشرفته و فوق مدرن، زیر دریایى‌هاى اتمى و تكنولوژى ساخت سلاحهاى اتمى و كشتار جمعى در اختیار او مى‌نهند. آیا هیچ كدام از دولت‌هاى به اصطلاح مدافع حقوق بشر مى‌گوید آن رژیم كه ابتدایى‌ترین حقوق انسانها را زیر پا نهاده است و قراردادها، پیمانها و قطعنامه‌هاى بین‌المللى را به رسمیّت نمى‌شناسد و با آنها مخالفت مى‌كند، مخالف دموكراسى و حقوق بشراست؟