فهرست کتاب


نظریه سیاسی اسلام جلد دوم

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏ تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

3. لزوم تعیین نصاب شرایط زمامدارى

نكته‌اى كه جاى تأمل دارد و در مكاتب گوناگون فلسفى مورد توجه قرار گرفته است این است كه هر یك از شرایط داراى مراتب گوناگون هستند كه آن مراتب از نظر ارزشگذارى متفاوت‌اند. مثلا تقوا از دامنه و مراتب گوناگونى برخوردار است. یكى از مراتب آن و در واقع پایین‌ترین مرتبه آن انجام واجبات و ترك گناهان است. از جمله مراتب آن، مرتبه‌اى است كه اولیاى خدا و رهبران بزرگ دینى همچون امام خمینى(رحمه الله)و كسانى كه داراى مقام نزدیك به مقام معصوم هستند از آن برخوردارند، كه به پاس داشتن این مقام حتّى فكر و خیال خود را از ناخالصى‌ها و نگرشهاى غیر الهى پیراسته مى‌كنند.
حال كدام مرتبه را باید به عنوان نصاب و معیار صلاحیت افراد براى احراز مسؤولیت‌ها در نظر گرفت. اگر داشتن عالى‌ترین مراتب تقوا را براى آن مهم در نظر بگیریم، ما با مشكل مواجه مى‌شویم؛ چون این افراد بسیار كم‌شمارند و شاید تعداد آنها براى تصدّى عالى‌ترین مقامات كشورى كفایت كند، اما براى سایر مسؤولیت‌ها كفایت نمى‌كند؛ و اگر پایین‌ترین مرتبه تقوا را كافى بدانیم، در عمل پاسخگو نیست و در موارد زیادى ما مواجه با تخلّف خواهیم شد و در نتیجه به هدف خود نمى‌رسیم. این مسأله در برابر ارائه‌كنندگان متدهاى عملىِ حوزه و
( صفحه 98 )
قلمروهاى گوناگون رفتار انسانى چالشى اساسى قرار داده است. برخى در لزوم برخوردارى افراد، در رده‌هاى گوناگون، از صلاحیت‌هاى اخلاقى معتقد به اصل «همه یا هیچ» هستند. یعنى یا فرد باید عالى‌ترین مرتبه صلاحیت اخلاقى را داشته باشد، یا بالكل باید از لزوم داشتن صلاحیت اخلاقى صرف نظر كرد. در زمینه‌هاى مختلف علوم انسانى و از جمله در زمینه فلسفه اخلاق، گروهى داراى چنین گرایشى هستند.

4. طرد رویكرد ارزشگذارانه كانت در حوزه رفتار

كسانى كه با حوزه معرفتى فلسفه اخلاق آشنایى دارند مى‌دانند كه یكى از مكاتب اخلاقى مطرح و پرطرفدارْ مكتب اخلاقى كانت، فیلسوف معروف آلمانى، است. او معتقد بود كه هر رفتار اخلاقى وقتى داراى ارزش اخلاقى است كه در عالى‌ترین مرتبه و بدون هیچ شائبه و انگیزه جانبى انجام پذیرد و همراه با انگیزه عاطفى، اجتماعى و احساسى نباشد. یعنى اگر انسان خواسته باشد كار خوب و شایسته انجام دهد، باید آن كار را فقط بدان جهت كه نیك و شایسته است انجام بدهد، نه براى نتیجه‌اى كه بر آن مترتب مى‌شود و نه به جهت ارضاى غرایز و حتّى نه به جهت انگیزه عاطفى. بنابراین، مادرى كه نیمه‌هاى شب با شنیدن ناله كودك خود سراسیمه از خواب شیرین برمى‌خیزد و كودك را در آغوش مى‌گیرد و شیر مى‌دهد، گرچه در نظر عموم مردم كار ارزشمندى انجام داده، اما كانت ارزشى براى كار او نمى‌بیند. چون آن مادر به حكم غریزه و از روى دلسوزى و به جهت ارتباط عاطفى شدید با فرزند خود او را شیر مى‌دهد و اگر به او شیر ندهد احساس ناراحتى مى‌كند و در واقع، با شیردادن فرزند خود، نیازهاى عاطفى، روحى و روانى خویش را تأمین مى‌كند.
همچنین اگر كسى كارى را بدان جهت كه نتایج خوبى براى جامعه دارد انجام دهد، براى جلب اعتماد مردم در زندگى اجتماعى راست بگوید؛ عملش فاقد ارزش اخلاقى است. راستگویى وقتى داراى ارزش اخلاقى است كه انسان بدان جهت كه راستگویى خوب است راست بگوید. چنانكه مى‌نگرید، كانت براى ارزش اخلاقى شرایط بسیار دشوارى را لازم مى‌داند كه در نتیجه بندرت و بسختى براى ارزش اخلاقى، در نظریه كانت در فلسفه اخلاق،
( صفحه 99 )
مصداق یافت مى‌شود و بجز رفتار افراد بسیار اندك، رفتار نیك مردم ارزش اخلاقى ندارد؛ چون آن رفتار براى ارضاى عواطف، جلب منافع و چشمداشت به پاداشهاى اجتماعى و سرانجام پاداشهاى اخروى و الهى صورت مى‌پذیرند.
پس كارى برخوردار از خیر اخلاقى است كه همه شرایط را دارا باشد و اگر اندكى از شرایط كاسته شود، هیچ ارزشى ندارد. همچنین در سایر زمینه‌ها و از جمله مباحث سیاسى و حكومتى، گفته مى‌شود كه وقتى حكومتى بر حقّ است كه همه كسانى كه متصدّى حكمرانى مى‌شوند در حدّ اعلى شرایط را دارا باشند؛ در چنین وضعیّتى افراد باید در اندیشه تشكیل حكومت حق باشند.
قبل از انقلاب اسلامى، در جامعه ما نیز برخى از افراد مسلمان و متدیّن اما متحجر و كج‌اندیش چنین رویكردى به حكومت داشتند و مى‌گفتند: وقتى ما باید به فكر تشكیل حكومت اسلامى بیفتیم كه آنقدر افرادى چون سلمان فارسى در جامعه ما وجود داشته باشند كه بتوان براى هر شهرى یكى از آنها را به عنوان فرماندار گمارد و تا وقتى افراد صالح و شایسته‌اى چون سلمان براى تصدّى همه پست‌هاى حكومتى تربیت نشوند، نباید دست به انقلاب و نهضت زد.
آن گروه تنگ‌نظر معتقد بودند تا ظهور حضرت ولىّ عصر (عجل‌الله فرجه‌الشریف) شرایط و زمینه‌هاى انقلاب و نهضت اسلامى فراهم نمى‌گردد و نباید دست به انقلاب زد. باید منتظر بود كه آن حضرت با كمك سیصد و سیزده نفر یاران برجسته و كامل خود دست به انقلاب بزنند و حاكمیّت قسط و عدل را بر پا دارند. آنها بر این تصور بودند كه تا این تعداد افراد ممتاز، از نظر اخلاقى و تقوا، یافت نشوند، حركت و اقدام سیاسى صحیح نیست. باید افراد متّقى و خالص در حدّى یافت شوند كه تمام مشاغل و پست‌هاى حساس به آنها سپرده شود و آنها به نحو صحیح جامعه را اداره كنند و هیچ گونه نقص و خللى در اداره جامعه رُخ ندهد. كوچكترین ایراد و اشكالى كه بر این نگرش وارد مى‌شود این است كه هیچ گاه آن ایده عملى نخواهد شد، و چون تا شمار صالحان و شایستگان و افراد برجسته برخوردار از عالى‌ترین مدارج تقوا و اخلاق به نصاب لازم نرسیده، نباید هیچ اقدام و حركتى براى تغییر
( صفحه 100 )
حكومت و ایجاد حكومت اسلامى انجام گیرد؛ همواره فساد و تباهى در جامعه بیشتر و بیشتر مى‌گردد و گذشته از تحوّلات مثبت اجتماعى و سیاسى، زمینه‌هاى تحوّلات مثبت اخلاقى و ارزشى نیز كاملا مسدود مى‌گردد.

5. رویكرد تشكیكى اسلام در ارزشگذارى و وضع تكالیف

برخلاف نظام ارزشى تك مرحله‌اى و تك بُعدى فوق، در پاره‌اى از نظامها، چه براى رفتار شخصى و فردى و چه براى تحوّلات اجتماعى و سیاسى، مراتب گوناگون و طرحهاى متفاوت ارائه شده است: در درجه اول یك طرح ایده‌آل ارائه مى‌شود و پس از آن طرحهایى با رتبه و امتیازات و شرایط كمتر؛ و در نهایت طرحهاى اضطرارى. در اسلام نیز در موارد و زمینه‌هاى گوناگون نگرش رتبه‌اى و پلكانى وجود دارد. مثلا در اسلام براى انسان مكلّف واجب شده است كه نماز را با همه شرایط، اجزاء و مقدماتش به جا آورد، اما این حكم در همه شرایط و وضعیّت‌هاى استثنایى و اضطرارى كه براى انسان پیش مى‌آید ثابت نمى‌ماند؛ بلكه اختصاص به موردى دارد كه انسان قدرت بر انجام نماز با همه اجزاء و شرایطش را دارد و در وضعیّت‌هاى استثنایى و اضطرارى از میزان شرایط كاسته مى‌شود. بر این اساس، در موردى كه نمازگذار باید غسل كند، امّا آب در اختیار ندارد و یا آب براى بدنش ضرر دارد و یا باید وضو بگیرد، اما آب سرد براى او ضرر دارد و نمى‌تواند وضوء بگیرد، اسلام رویكرد «همه یا هیچ» را نمى‌پذیرد. اسلام نمى‌گوید در صورتى باید نماز خواند كه همه شرایط نماز فراهم باشد و بتوان نماز را با همه مقدّمات و شرایطش به جا آورد و در غیر این صورت نباید نماز خواند، بلكه در چنین مواردى اسلام وظایفى متناسب با وضعیّت‌هاى اضطرارى و ویژه‌اى كه انسان با آنها مواجه است، در نظر گرفته است. در مورد مثال فوق، فرموده است اگر قدرت بر غسل و وضو ندارى، با تیمم نماز بخوان. اگر نمى‌توانى ایستاده نماز بخوانى، نشسته نماز بخوان. اگر نشسته نمى‌توانى نماز بخوانى، خوابیده نماز بخوان. حتّى در صورتى كه انسان ناتوان از هر حركتى است و زبانش را نیز نمى‌تواند حركت بدهد اما بهوش است، اسلام نماز را از او ساقط نكرده، بلكه فرد در آن حالت وخیم و خطرناك نیز نماز به جا مى‌آورد؛ اما نمازى متناسب با آن وضعیّت و حالت.
( صفحه 101 )
غرض این كه در نظام ارزش‌گذارى اسلام، از نظر كیفیّت و كمیّت، براى وظایف سیاسى، اجتماعى و شرعى مراتبى در نظر گرفته شده است كه هر یك، متناسب با قابلیت خود، سطحى از ارزش را دارد. در درجه اول، مرتبه اعلى و ایده‌ال مدّنظر است و فروتر از آن مرتبه دوم و سوم، تا برسد به پایین‌ترین مرتبه كه مربوط به مرحله و وضعیّت اضطرارى و استثنایى است و وظیفه انسان در آن حالت، كمترین چیزى است كه از او ساخته است.