فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

جلسه چهل و هشتم - برکات ارتباط با ارحام

بسم‌الله‌الرحمن‌‌الرحیم
«وَ اجْعَلْ لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْ خَدَمِكَ عَمَلًا تَأْخُذُهُ بِهِ فَإِنَّهُ أَحْرَى أَلَّا یَتَوَاكَلُوا فِی خِدْمَتِكَ وَ أَكْرِمْ عَشِیرَتَكَ فَإِنَّهُمْ جَنَاحُكَ الَّذِی بِهِ تَطِیرُ وَ أَصْلُكَ الَّذِی إِلَیْهِ تَصِیرُ وَ یَدُكَ الَّتِی بِهَا تَصُولُ اسْتَوْدِعِ اللَّهَ دِینَكَ وَ دُنْیَاكَ وَ اسْأَلْهُ خَیْرَ الْقَضَاءِ لَكَ فِی الْعَاجِلَةِ وَ الْآجِلَةِ وَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ السَّلَامُ»
و برای هر یك از خدمتكارانت كارى به عهده بگذار، و آن را بدان كار بگمار تا هر یك وظیفه‌ی خویش بگذارد و كار را به عهده‌ی دیگرى نگذارد، و خویشاوندانت را گرامى بدار كه آنان چون بال تواند كه بدان پرواز مى كنى، و ریشه‌ی تواند كه به آن باز مى گردى، و دست تو كه بدان حمله مى آورى. دین و دنیاى تو را به خدا مى سپارم، و بهترین قضا را از وى براى تو درخواست دارم. امروز و هر زمان، هم در این جهان، و هم در آن جهان، و السلام.

پایه‌های تمدن اسلامی

حضرت پس از ترسیم جایگاه زنان، در ادامه جهت آماده‌کردن فرزندشان برای مدیریت قبیله بنی‌هاشم از یک طرف، و مدیریت جهان اسلام از طرف دیگر می‌فرمایند:
«وَ اجْعَلْ لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْ خَدَمِكَ عَمَلًا تَأْخُذُهُ بِهِ فَإِنَّهُ أَحْرَى أَلَّا یَتَوَاكَلُوا فِی خِدْمَتِكَ »؛
فرزندم!... برای هر یک از افرادی که با آن‌ها قراردادِ کاری بسته‌ای، وظیفه‌ای تعیین کن و آن وظیفه را از او بخواه. که این باعث می‌شود هر یک وظیفه خود را بداند و کار را به عهده دیگری نگذارد.
وقتی در اجتماع اسلامی و با رویکرد به ساختن جامعه‌ای که همه‌ی مناسبات آن باید بر اساس دستورات دین اداره شود، وظیفه‌ی هرکس معلوم شود، نه تنها هرکس در راستای انجام وظیفه‌ی خود تلاش می‌کند بلکه عملاً ارزش کار هر یک معلوم می‌شود و آن مجموعه هر کدام از نتایج کار بقیه نیز بهره‌مند می‌گردند، همان‌طور که قلب انسان از حاصل کار معده‌ی او بهره می‌برد و معده از حاصل کار قلب و کبد برخوردار می‌شود و کبد و معده از حاصل کار ریه، همه مشغول کار خود هستند ولی از حاصل کار همه‌ی اعضاء بهره می‌گیرند. تمدن اسلامی نیز در کامل‌ترین چهره‌ی خود با این نگاه پایه‌گذاری می‌شود و در نتیجه آثار باشکوهی به صحنه می‌آورد که عامل جواب‌گویی به همه‌ی نیازهای بشر خواهد شد. اما آنجایی که هرکس خواست همه‌ی کارها به دست او باشد، هیچ‌گاه از برکات تلاش‌های دقیق بقیه بهره‌مند نمی‌شود و افراد جامعه همچون جزایر پراکنده‌ای خواهند بود که نه‌تنها نتایج کار آن‌ها بستر ظهور تمدن اسلامی نخواهد شد بلکه هیچ‌کس نمی‌داند چه‌کاره است و چه‌کار باید بکند. چون دوچیز فراموش شده، یکی تعهد نسبت به ایجاد تمدن اسلامی و دیگری تقسیم کار و تعهد نسبت به کاری که به دوش هرکس گذاشته شده. و این ممکن نیست مگر در آن فضایی که امیرالمؤمنین(ع) با روحیه‌ی معنوی خود شکل می‌دهند.
زیبایی‌های زندگی وقتی به صحنه می‌آید که هر کس وظیفه خود را بشناسد و بداند جای او در بنای نظام اجتماع کجاست. و هر وقت در طول تاریخ، جامعه در چنین آرایشی قرار گرفته، هرکس در آن جامعه در اوج امیدواری نسبت به آینده با آرامش تمام آب خوش از گلویش پائین ‌رفته است، چیزی که مسلمانان در حدّ متوسطِ آن در طی قرن‌های گذشته در بین خود شکل دادند بدون دخالت حاکمان ولی با نفوذ فرهنگ مدرنیته و پشت پازدن به روابط سنتی خود، همه‌ی آن انضباط‌ها به‌هم ریخت و متأسفانه ما امروز در شرایطی قرار گرفته‌ایم که از یک طرف از گذشته‌ی خود بریده‌ایم و از طرف دیگر به مدرنیته که خود گرفتار گسستگی است نیز نرسیده‌ایم، و این بدترین دوران تاریخی ما است، که از قاجار شروع شد و هنوز هم به سر و سامان نیامده هرچند بحمدالله با انقلاب اسلامی طلیعه‌های بازگشت به سامانی مطابق حیات دینی سر بر آورده است.
آری، اگر در بستری که حضرت مولی‌الموحدین(ع) از اول این نامه شروع فرمودند حرکت کنیم و در تنظیم مناسبات فردی و اجتماعی مطابق آن عمل نماییم، همراه با توصیه‌ی اخیرشان منشأ تمدنی بزرگ خواهیم شد.

مبارک‌ترین اجتماع

حضرت(ع) در آخرین فراز از نامه‌ی خود موضوع را با توجهی خاص به خویشاوندان می‌کشانند، جمعی که خداوند به طور تکوینی برای هر کس قرار داده تا از طریق توجه و ارتباط با آن‌ها مواظب باشد هویت اجتماعی و تاریخی‌اش گم نشود. می‌فرمایند:
«وَ أَكْرِمْ عَشِیرَتَكَ فَإِنَّهُمْ جَنَاحُكَ الَّذِی بِهِ تَطِیرُ وَ أَصْلُكَ الَّذِی إِلَیْهِ تَصِیرُ وَ یَدُكَ الَّتِی بِهَا تَصُولُ»
عشیره‌ و خویشانت را بزرگ بدار و برای آ‌ن‌ها احترامی خاص قائل شو، زیرا آن‌ها بال‌های تواند که به کمک آن‌ها پرواز می‌کنی و تحرک تو به آن‌ها است. آن‌ها اصل و ریشه تو هستند که به آن‌ها باز می‌گردی و دست قدرت‌مند تو هستند که تو به کمک آن‌ها صولت و ابهت داری و می‌توانی با رقیبانت مقابله کنی.
یکی از هسته‌های توحیدی که می‌تواند منشأ برکات برای افراد و جامعه باشد، آشنایان و خویشاوندانی هستند که به طور طبیعی به عنوان یک جمعِ مستحکم در کنار هم‌دیگر قرار دارند. چنین اجتماعاتی در عین این که نسبت به اعضاء خود و سرنوشت آن‌ها متعهدند و مواظب‌اند که افراد طایفه آسیب اخلاقی و اقتصادی نبینند، نسبت به جامعه بزرگ‌ترِ خود یعنی شهر و کشور نیز احساس تعهد بیشتر می‌کنند، چون می‌دانند بر اساس آن جمعی که دارند می‌توانند نقش‌آفرین باشند.
یکی از ملاک‌هایی که نشان می‌دهد جامعه در تعادل است یا نه، عمق ارتباطی است که افراد با هم‌دیگر دارند. در جامعه‌ی گسسته، ارتباط‌ها سطحی و سرد و زودگذر است، مثل ارتباط مسافر و راننده است، رفاقت‌ها در جوامع گسسته در راستای هدفی موقت و سطحی است، مثل ارتباط دو رفیق که با همدیگر فیلم رد و بدل می‌کنند تا هر کدام مشغول تماشا کردن فیلمی باشند که رفیق او برای او آورده است. ارتباط‌هایی غیر منسجم و ناپایدار مثل ارتباط قطعه سنگ‌های داخل موزائیک است که در عین این که کنار هم هستند، هر کدام یک سازی می‌زنند و هیچ کدام هم ریشه ندارند، مثل آدم‌های غربتی، که از ریشه‌ی خود جدا شده‌اند و لذا احتمال انجام هر کار غیر مسئولانه‌ای از آن‌ها می‌رود.