فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

الگوهای خطرناک

خطرناک‌ترین مرحله برای هر ملت وقتی است که شخصیت‌هایی که به خنده و سرگرمی مشهورند جهت آموزش و هدایت و تربیت جامعه پا به میدان گذارند، در این حالت است که حکیمان و اولیاء الهی منزوی گشته و مردم بدون آن که بفهمند از برکات وجودی آن‌ها محروم خواهند ماند. کسانی در این جامعه مدّ نظر افراد جامعه قرار می‌گیرند و مورد احترامند که کارشان برطرف‌کردن به اصطلاح، «رنج کم‌خندیدن جامعه» است. بی‌محتوا‌ترین افراد الگوی فکری و رفتاری جامعه را به آن‌ها پیشنهاد می‌کنند. چون نگرانی مردم آن نیست که چرا به جای «اندیشیدن»، «می‌خندند». نگرانی آن‌ها این است که چرا کم سرگرمند و کم می‌خندند. زیرا «اندیشیدن» یکسره کنار گذاشته شده است. بی‌محتواترین شخصیت‌ها در فرهنگ خنده و سرگرمی با ارزش‌ترین شخصیت‌‌ها می‌شوند.
ممکن است عزیزان تصور کنند همیشه در جوامع عد‌ه‌ای اهل حکمت و تفکر‌اند و عده‌ای هم اهل شوخی و بزله و حالا هم همان‌طور است. غافل از این که اصلاً قضیه در حال حاضر این نیست، امروزه موضوعِ خنده و سرگرمی به عنوان یک فرهنگ و تمدن در میان است، تمدنی که خود را تا مرز سقوط کشانده و به دیگر جوامع نیز هجوم آورده است، بحران بی‌محتوایی ملت‌ها در میان است و این غیر از شرایطی است که با چند نفر افراد شوخ و بذله‌گو روبه‌رو باشیم، در فرهنگ خنده و سرگرمی جهتی برای اندیشه و تفکرِ ملت باقی نمی‌ماند تا جامعه را جلو ببرد. انبوهی از مردمی خواهیم داشت که نسبت به سرنوشت خود بی‌تفاوتند، دوست دارند کف بزنند و هورا بکشند. مردمی که به قول مهاتماگاندی اگر هزاران نفرشان بر سر ما تف کنند بهتر از این است که ما را تأیید نمایند. جامعه غربی چنین جامعه‌ای شده است.
عرض شد فرهنگ خنده، اندیشه را از جامعه می‌گیرد ولی خندیدن با اندیشه تضادی ندارد اما اگر مقصد یک تمدنی خنده شد دیگر در این تمدن اندیشیدن یک‌سره کنار می‌رود، این غیر از آن است که در عین داشتن فرهنگی متین، نشاط و شادی هم داشته باشیم. با بحثی که شد نگاهی به آشنایان و رفقا بیندازید، ملاحظه خواهید کرد آن‌ها دو نوع شخصیت‌‌اند؛ یک عده آدم‌های اندیشمند و بانشاط، و یک عده کسانی‌اند که جز خنده به چیز دیگر فکر نمی‌کنند. از نظر حضرت امیرالمؤمنین(ع) این نوع دوم، مشکل‌زا است، باید مواظب بود انسان‌های نوع دوم عنان فکر جامعه را در دست نگیرند و به عنوان الگوی جوانان مطرح شوند. امام‌الموحدین(ع) می‌فرمایند: «إِیَّاكَ أَنْ تَذْكُرَ مِنَ الْكَلَامِ مَا یَكُونُ مُضْحِكاً»؛ مواظب باش که در سخن‌گفتن، خنده مقصدت نباشد. «وَ إِنْ حَكَیْتَ ذَلِكَ عَنْ غَیْرِكَ»؛ حتی اگر این سخنانِ خنده‌دار و سرگرم‌ کننده را از غیر خودت بگیری و نقل کنی.
ممکن است عزیزان فکر کنند اگر از فرهنگ خنده و سرگرمی که مردم فعلاً طرفدار آن هستند فاصله بگیریم نتوانیم افراد زیادی را جذب کنیم. از خود بپرسید آیا کسانی که به دنبال خنده‌اند، دنبال حرف حسابی می‌آیند یا دنبال هوس خود؟‌ شما می‌خواهید چه کسانی را جذب کنید، آیا می‌دانید آن‌هایی‌که به دنبال خنده‌اند اگر میلشان را تغذیه نکنید می‌روند و اگر هم میل آن‌ها را تغذیه کنید، خدمتی به آن‌ها نکرده‌اید؟ موضوع مثل آتش است که برای باقی ماندن دائم هیزم می‌خواهد، باید دائم به میل آن‌ها رفتار کنید تا یک وقت از دست ما ناراحت نشوند. هوس طوری است که باید دائم جوابش را بدهی و هرگز سیر نمی‌شود، فرهنگ خنده یکی از مظاهر هوس است. ما می‌خواهیم مردم را بخندانیم که چه شود؟ ما در نظام اسلامی آمده‌ایم مردم را متعالی کنیم تا با نشاط باشند و از ابدیتی سعادتمند‌انه بهرمند گردند.
باید متوجه تذکر حضرت مولی‌الموحدین(ع) به فرزندشان باشیم و آثار تخریبی فرهنگ قهقهه و خنده و سرگرمی را بشناسیم، در ضمن فراموش نکنیم فرهنگ غرب با غفلت از این گونه توصیه‌ها، زندگی مخصوص به خود را شکل داده و بالتبع سعی در ساختن وسایلی نمود که ساختار اصلی‌اش تولید سرگرمی و خنده است. با ساختن انواع ماشین‌ها به کارها سرعت بخشیدند و لذا اوقات زیادی برایشان باقی ماند، برای پرکردن آن اوقات، وسایلی مثل تلویزیون و سینما و امثال آن‌ها به سرعت جای خود را در زندگی آن‌ها باز کرد و هر روز به صورتی جدیدتر قدرت سرگرم‌کردن بیشتر را در خود پدید می‌آورد. هرگز نباید از این موضوع که خاستگاه اصلی وسایلی مثل تلویزیون و کامپیوتر برای سرگرمی است و نه حرف جدّی، غفلت کرد، تا بفهمیم چرا این نوع دستگاه‌ها جهت کارهای سطحی و سرگرم‌کننده این‌چنین خوب جواب می‌دهند و افرادی که بخواهند در این راستا از این وسایل استفاده کنند با اندک فعالیتی به مقصد خود می‌رسند ولی اگر شما بخواهید با همین دستگاه‌ها و تکنیک‌ها اهداف عالی‌تری را دنبال کنید، به‌خوبی جواب نمی‌دهند. همان‌طور که شما برای اهداف خود مسجد و حوزه و حسینیه را بستری مناسب می‌بینید که خیلی زود جواب می‌دهد، ولی اگر همان سخنرانی انجام‌شده در مسجد را از تلویزیون پخش کنید به آن شکلی که در فضای مسجد انسان را متأثر می‌نماید اثر گذار نیست، وسایلی مثل تلویزیون و کامپیوتر و سایت‌های اینترنتی برای بعضی برنامه‌های دینی جواب‌گوست و نه برای همه‌ی معارفی که دین به بشر توصیه کرده است. البته این نکته آخر بحث مفصلی را می‌طلبد، ولی این نکته را متذکر می‌شود که تکنیک‌هایی مثل تلویزیون و کامپیوتر از طریق فرهنگی ساخته شده که به دنبال سرگرمی و خنده است، نباید از این نکته غافل شد. تعجب نکنید چرا مسؤلان تلویزیون بحث عالمان و حکیمانی چون آیت‌الله‌جوادی«حفظه‌الله» را در زمان‌‌هایی پخش می‌کنند که اوقات فعّال رادیو و تلویزیون نیست. چون این وسیله برای چیز دیگری ساخته شده و در بستر همان فرهنگ و اهداف خاص آن فرهنگ خود را می‌نمایاند و در همان راستا انتظارها را فراهم می‌کند. باید برای ارائه‌ی دین به شرایط و روش‌هایی ماوراء وسایل موجودِ غربی نیز فکر کرد.(234)
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

جلسه چهل و هفتم - مشورت با زنان

بسم‌الله‌الرحمن‌‌الرحیم
«وَ إِیاكَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ فَإِنَّ رَأْیهُنَّ إِلَى أَفْنٍ وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى وَهْنٍ وَ اكْفُفْ عَلَیهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِكَ إِیاهُنَّ فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَیهِنَّ وَ لَیسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِكَ مَنْ لَا یوثَقُ بِهِ عَلَیهِنَّ وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا یعْرِفْنَ غَیرَكَ فَافْعَلْ وَ لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ وَ لَا تَعْدُ بِكَرَامَتِهَا نَفْسَهَا وَ لَا تُطْمِعْهَا فِی أَنْ تَشْفَعَ لِغَیرِهَا وَ إِیاكَ وَ التَّغَایرَ فِی غَیرِ مَوْضِعِ غَیرَةٍ فَإِنَّ ذَلِكَ یدْعُو الصَّحِیحَةَ إِلَى السَّقَمِ وَ الْبَرِیئَةَ إِلَى الرِّیبِ»؛
بپرهیز از مشورت با زنان كه زنان سست رأی هستند، و در تصمیم گرفتن ناتوان، و در پرده شان نگاه دار تا دیده شان به نامحرمان نیفتد که در پرده بودن، آنان را از - هر گزند - نگاه دارد، و برون رفتنشان از خانه بدتر نیست از آن‌که بیگانه كه بدو اطمینان ندارى، را نزد آنان در آرى. و اگر توانى چنان كنى كه جز تو را نشناسند، روا دار، و كارى كه برون از توانایى زن است به دستش مسپار، كه زن گل بهارى است، لطیف و آسیب پذیر، نه پهلوانى است كارفرما و در هر كار دلیر، و مبادا گرامى داشتِ - او را - از حد بگذرانى و یا او را به طمع افكنى و به میانجى دیگرى وادار گردانى. و بپرهیز از غیرت ورزیدن نابجا كه آن درستكار را به نادرستى كشاند، و پاكدامن را به بدگمانى خواند.
حضرت مولی‌الموحدین(ع) در این فراز از نامه سی و یک به فرزندشان حضرت امام حسن(ع) موضوع حذر از مشاوره با زنان خاصی را در میان می‌گذارند و می‌فرمایند: «إِیاكَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ»؛ سپس علت آن را این‌طور بیان می‌کنند که «فَإِنَّ رَأْیهُنَّ إِلَى أَفْنٍ وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى وَهْنٍ» چون داوری و قضاوتشان سست و اراده‌هایشان ضعیف است.
خواهش می‌کنم ابتدا بدون هیچ قضاوتی سعی بفرمائید در فضای بحث قرار گیرید تا جایگاه و خاستگاه سخن حضرت روشن شود و بتوانید نتیجه‌ی لازم را از آن رهنمود ببرید. همین‌جا تأكید كنم با توجه به این‌که تمام صحبت‌های حضرت دارای نتایج حكیمانه ‌است، این فراز هم دارای نتایج حكیمانه‌ای است که از طریق آن انسان را از بیراهه‌ها آزاد می‌کنند.
حضرت پس از سخن مذکور که إن‌شاءالله به شرح آن خواهیم پرداخت، می‌فرمایند: «وَ اكْفُفْ عَلَیهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِكَ إِیاهُنَّ فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَیهِنَّ»؛ آنان را در پرده نگه‌دار تا چشمشان به نامحرم نیفتد و برای آن‌ها پایدارتر و ماندنی‌تر است که در نهایت حجاب و دور از چشم نامحرم باشند. «وَ لَیسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِكَ مَنْ لَا یوثَقُ بِهِ عَلَیهِنَّ» و برون رفتن آنان از خانه بدتر از آن نیست که نامحرمِ غیر مطمئن را وارد زندگی آنان نمایی «وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا یعْرِفْنَ غَیرَكَ فَافْعَلْ»؛ و در حفظ حرمت آن‌ها تا آنجا بکوش که اگر می‌توانی كاری كنی كه جز تو كسی را نشناسند، این كار را بكن. «وَ لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا»؛ چیزی كه از حدّ آنها سنگین‌تر است بر آن‌ها حمل نكن. «فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ»؛ زیرا زنان چون گل بهاری لطیف و آسیب‌پذیر هستند و نه قهرمان. «وَ لَا تَعْدُ بِكَرَامَتِهَا نَفْسَهَا وَ لَا تُطْمِعْهَا فِی أَنْ تَشْفَعَ لِغَیرِهَا»؛ مبادا در گرامی‌‌داشتن او زیاده‌روی کنی و یا او را به طمع افکنی که بخواهد برای دیگران شفاعت کند. «وَ إِیاكَ وَ التَّغَایرَ فِی غَیرِ مَوْضِعِ غَیرَةٍ»؛ و بر حذر باش از غیرت نشان‌دادنِ بی‌جا «فَإِنَّ ذَلِكَ یدْعُو الصَّحِیحَةَ إِلَى السَّقَمِ وَ الْبَرِیئَةَ إِلَى الرِّیبِ»؛ که این كار سالم را بیمار، و پاکدامن را به‌سوی بدگمانی کشاند.
هنر این است که سخنان حکیمانه‌ی معصومین(ع) را تا آن‌جا که ممکن است در همان سطحی که مطرح است بفهمیم، نه این‌كه وقتی نمی‌توان موضوع را فهمید، صورت مسئله را پاك كنیم. برای فهم این فراز مقدماتی نیاز است، و مسلّم در بستری که قرآن به زن نظر دارد این سخنان مطرح است و با دقت بیشتر روشن می‌شود این سخنان تبیین سخن خدا است.

مرد و زن دارای حقیقتی واحد

قرآن می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیرًا وَنِسَاء»؛(235) ای مردم، تقوای پروردگاری را پیشه کنید كه شما را از نَفْس واحد خلق كرد و از همان نَفْس واحد، زوجش را نه زنش را آفرید و سپس از آن دو، زنان و مردان زیادی را گسترانید. چنانچه ملاحظه می‌فرمائید طبق آیه فوق یك نَفْس است كه زن و مرد از آن خلق شده‌اند. پس زن و مرد از یك مقام و یك حقیقت هستند. هر كدام را از همان پاره‌ای كه همسرش را آفریده‌، آفریده است. پس وقتی‌ كه نفس واحدی در كار است مسلم برتری یکی بر دیگری در كار نیست. و امام معصوم(ع) به این نکته کاملاً واقف هستند و باید ما این حرف‌ها را از گوش‌مان بیرون كنیم كه در اسلام زن و مرد از نظر ارزش درجه‌ای متفاوت دارند. این‌ها حرف‌های اسلام و مسلمین واقعی نیست. حضرت امام خمینی«ره» در وصیت‌نامه الهی سیاسی خود می‌فرمایند:
«ما مفتخریم که بانوان ما و زنان پیر و جوان و خرد و کلان، در صحنه‌های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند. و آنان که توان جنگ دارند در آموزش نظامی ‌که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی‌ از واجبات مهم است شرکت و از محرومیت‌هایی که توطئه‌ی دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آن‌ها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی از آخوندهای بی‌اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده‌اند».
چنانچه ملاحظه می‌فرمایید از نظر دانشمند اسلامی و یک اسلام‌شناس واقعی مثل حضرت امام‌خمینی«ره» اولاً؛ حضور فعال زنان در صحنه‌های فرهنگی و نظامی یک افتخار محسوب می‌شود. ثانیاً؛ مقابله‌ی زنان را در مقابل توطئه‌هایی که می‌خواهند آن‌ها را منزوی کنند یک کار بزرگ و ضروری می‌دانند.
قرآن در آیه 21 سوره روم می‌فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیهَا...»؛ یعنی؛ از نشانه‌های حضور حضرت حق این‌که از جان خودِ شما، همسران شما را آفرید تا در کنار آن‌ها آرامش یابید، همان‌طور که در سوره آل‌عمران آیه 164 می‌فرماید: خداوند، رسولی از جان خودتان برایتان مبعوث کرد «لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَی‌الْمُؤْمِنِینَ اِذْبَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ اَنْفُسِهِمْ...». یعنی؛ همان‌طور كه رسول‌خدا(ص) جان مؤمنین است و در مقام یگانگی با روح مؤمنین قرار دارد، همسران شما نیز در این حدّ با جان شما یگانه‌اند.
پس به عنوان یك اصل باید فراموش نکنیم که زن و مرد از یک نَفْس واحد خلق شده‌اند و هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارند.
امام صادق(ع) می‌فرمانید: «... خداوند تبارک و تعالی آنگاه که آدم را از خاک آفرید و به ملائکه فرمان داد تا او را سجده کنند، خوابی عمیق بر او چیره ساخت، سپس مخلوقی جدید بیافرید... که وقتی به حرکت آمد، آدم از حرکت او به ‌خود آمد، چون بدان نگریست، دید زیباست و همانند خود اوست، جز این‌ که زن است ... آدم در این هنگام گفت: خداوندا این مخلوق زیبا کیست که من نسبت به او چنین احساسِ انس می‌کنم؟ خداوند گفت: این بندة من حَوّا است.»(236)
در همین روایت امام سخنان كسانی را که می‌گویند: خداوند حَوّا را از دندة پائین آدم آفرید، رد می‌کنند، بلكه روشن می‌نمایند كه آدم دید «همانند خود اوست».
ارزش مساوی شخصیت زن و مرد
پس از طرح اصل اول مبنی بر این که زن و مرد از نفس واحدی خلق شده‌اند و هر دو دارای گوهر واحدی هستند، اصل دومی‌ را می‌توان مطرح کرد که خداوند می‌فرماید: اگر هر کدام از آن‌ها عمل صالحی را انجام دهند بدون هیچ تبعیضی نتیجه کار خود را می‌برند، که این نشانه‌ی آن است که در اصلِ شخصیت و فهم حقیقت مساوی‌اند. به عنوان مثال اگر یك آدم مست و یک آدم هوشیار پول به گدا بدهند هر دو یك ارزش ندارد، زیرا آدم مست اصلاً در حالت انتخاب طبیعی نیست و لذا بخشش او یک بخشش اختیاری به حساب نمی‌آید. پس اگر آن دو یك عمل را انجام دهند چون در حین انجام بخشش، یک شخصیت و یک انگیزه ندارند عمل آن‌ها ارزش یكسان ندارد. حال اگر دو شخصیت یك عمل را انجام دهند و خداوند بفرماید ارزشِ عملِ هر دوی آن‌‌ها مساوی است نتیجه می‌گیریم كه این دو شخصیت در حقیقت و ذات خود، از نظر ارزش مساوی‌اند. خداوند در قرآن می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ»؛(237) هركس از زن و مرد عمل صالحی را انجام دهند، در حالی که مؤمن باشند، به هر کدام حیات طیب و پاك می‌دهیم. حیاتی که آلوده به خیالات دنیایی و امیال حیوانی نباشد. طبق این آیه خداوند می‌فرماید: زن و مرد هر كدام که باشند، در صورتی كه مؤمن بوده و عمل صالحی انجام دهند، عملشان برای ما یك اندازه ارزش دارد. نتیجه می‌گیریم كه ارزش شخصیتشان نزد خداوند یکسان است و در ادامه می‌فرماید: «وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ»؛(238) و حتماً با مقیاس قرار دادن بهترین عمل، بقیه اعمالشان را نیز پاداش می‌دهیم. پس با توجه به این اصل، از این دو آیه این را فهمیدیم كه زن و مرد در شخصیت و مقام، از نظر اسلام یك میلیاردیم ‌فرق ندارند. البته اگر کسی عكسِ آن را هم بگوید و بخواهد زن را برتر از مرد بداند به همان انحراف دچار است که کسی بگوید مردان برتر از زنان‌اند. نكته سومی كه نباید مورد غفلت قرار گیرد این‌كه پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند: «اَلْجَنَّةُ تَحْتَ اَقْدامِ الْاُمَّهاٰت»؛(239) بهشت زیر پای مادران است. این‌جا نفرمود بهشت زیر پای زنان است. چون موضوع وظایف مادری نسبت به فرزند، یک موضوع تربیتی و معنوی است و از این جهت ارزش خاص خود را دارد و لذا نفرمود بهشت زیر پای پدران است. حال اگر مادران نقش مادریشان را از دست دهند و با غفلت از مسئولیت مادری و تربیتی صرفاً در تأمین نیازهای اقتصادی با پدران هم‌تراز شوند، عملاً افراد جامعه در مسیری می‌افتند که در انتها بی‌بهشت می‌شوند، چون مادران تربیت آن‌ها را که منجر به بهشت می‌شد خوب انجام ندادند، نکته‌ای که در روایت فوق مورد نظر است امتیازی است که زنان از جهت مادربودن دارند و بهره‌هایی که جامعه از این جهت از زنان خواهد برد.