فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

جلسه چهل و یکم - چگونگی زدودن غم‌ها

بسم‌الله‌الرحمن‌‌الرحیم
«اِطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیقِینِ مَنْ تَرَكَ الْقَصْدَ جَارَ وَ الصَّاحِبُ مُنَاسِبٌ وَ الصَّدِیقُ مَنْ صَدَقَ غَیبُهُ وَ الْهَوَى شَرِیكُ الْغِنَی وَ رُبَّ بَعِیدٍ أَقْرَبُ مِنْ قَرِیبٍ وَ قَرِیبٍ أَبْعَدُ مِنْ بَعِیدٍ وَ الْغَرِیبُ مَنْ لَمْ یكُنْ لَهُ حَبِیبٌ مَنْ تَعَدَّى الْحَقَّ ضَاقَ مَذْهَبُهُ وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى قَدْرِهِ كَانَ أَبْقَى لَهُ»
اندوه هایی كه به تو روى آرد از خود دور گردان، با دل نهادن بر شكیبایى و یقین. آن‌کس كه از میانه‌روی و تعادل روی گرداند به ستم گرایید. یار به منزلت خویشاوند است، و دوست كسى است كه در نهان به آیین دوستى پایبند است، و هواى نفس را با رنج پیوند است. بسا نزدیك كه از دور دورتر است، و بسا دور كه از نزدیك نزدیك تر. و غریب كسى است كه او را دوستى نیست. آن كه پاى از حق برون نهد راه بر او تنگ شود. هركس اندازه‌ی خود بداند آن برایش باقى می‌ماند.

شکوفایی گنجی پنهان

حضرت به فرزندشان فرمودند:
«اِطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیقِینِ».
غم‌هایی را که بر جانت وارد می‌شود از طریق شکیبایی و صبر در راه حق و یقین به پیروزی حق، از خود دور گردان.
در واقع حضرت راه خارج شدن از غم‌ها را به انسان نشان می‌دهند. این‌طور نیست که فكر كنیم ای كاش این حادثه‌ها در مسیر ما واقع نمی‌شد، بسیاری از این حادثه‌ها جزء نظام عالم است و باید همین‌طور در عالم جاری باشد، تو باید طوری عمل كنی كه در مقابل این حادثه‌ها خاكستر نشوی و غمِ پیش‌آمدن این حادثه‌ها وجود تو را ویران نكند.
حال باید از خود پرسید چطور با غم‌هایی كه به‌طور طبیعی در زندگی هر انسانی وارد می‌شود برخورد کنیم تا نه‌تنها از جانب آن‌ها ضربه نخوریم بلکه نتایجی بزرگ نصیب خود نماییم. حضرت برای چنین نتیجه‌ای می‌فرمایند با غم‌ها: «بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیقِینِ»؛ برخورد کن. یعنی اولاً: عزم و تصمیمی در خود به‌وجود آور که باید در مقابل پیش‌آمدهای به ظاهر ناگوار، صبر و شکیبایی از خود نشان دهی. زیرا با این‌کار گنج بزرگی که در درون هر انسانی نهفته است ظاهر می‌گردد و آن گنج صبرِ در مقابل غم‌هایی است که در هر زندگی پیش می‌آید، ولی به جهت برخورد غلط با آن‌ها بسیاری از انسان‌ها و زندگی‌ها را متلاشی می‌کند. ثانیاً: «حُسن یقین» عامل دیگری است که در کنار عامل اول تو را از فرو افتادن در طوفان غم‌ها می‌رهاند، زیرا در حُسن یقین انسان خوب می‌داند مدیریت عالمِ هستی در دست حکیمی توانا است که با ربوبیت خود بستر تعالی انسان‌ها را فراهم می‌کند و لذا هیچ غمی آنچنان نیست که تو مجبور باشی خود را در مقابل آن خم کنی. با به کار گرفتن چنین رهنمودی انسان با خودِ برتر خود روبه‌رو می‌شود و به باوری از خود می‌رسد که هرگز قبل از هجوم غم‌ها خود را تا این حدّ توانا نمی‌یافت.
حضرت(ع) راه شکست غم را به ما آموختند تا ما در مقابل غم نشکنیم. بعد از «شکیبایی» در مقام غم‌ها آنچه بسیار مهم است «حُسْنُ الْیقِینِ» است و آن تقویت این عقیده است که معتقدیم مدیر عالم، حكیم و قادر است و مطمئناً چیزی از دست او در نرفته است، پس این حادثه که فعلاً ما با آن روبه‌رو شده‌ایم در مدیریت رب‌العالمین جایی دارد و دریچه‌ی پرورش جنبه‌ی الهی ما خواهد بود. اگر ما از این زاویه به حادثه‌های ناگوار بنگریم از زاویه‌ی «حُسْنُ الْیقِینِ» به آن حادثه نگریسته‌ایم.

عالم؛ بستر تعالی انسان

یك اصلی كه باید همیشه مدّ نظر ما باشد این كه آیا انسان محور عالم است و عالم باید هماهنگ انسان باشد یا عالم اصالت دارد و انسان باید خود را فدای حادثه‌های عالم بداند؟ اگر بنا باشد كه یكی به گرد دیگری بگردد عالم به گرد آدم باید بگردد و یا آدم به گرد عالم؟ خداوند در قرآن می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً»؛(196) خداوند همانی است که آنچه در زمین است برای شما خلق کرد. پس طبق این آیه عالم برای انسان خلق شده و لذا حادثه‌های عالم طوری است که در اصل و اساس در خدمت انسان هستند و برای نفع رسانی به انسان می‌باشند. عمده آن است که انسان‌ها طوری موضع‌گیری ‌کنند که از چنین بستری بهره‌برداری نمایند و شروط بهره‌برداری را به وجود آورند. خداوند شروط را این‌طور مطرح می‌نمایند که: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ یكْسِبُونَ»؛(197) و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعا بركاتى از آسمان و زمین برایشان مى گشودیم، ولى تكذیب كردند، پس آنان را به كیفر آنچه انجام دادند، گرفتیم.
یعنی اگر انسان‌ها در موضع ایمانی قرار بگیرند آسمان و زمین آن‌چنان مدیریت می‌شوند كه در خدمت انسان‌ها خواهند بود، وگرنه ممكن است بارانی ببارد ولی بر دشت نبارد، بر بیابان بی‌آب و علفی ببارد كه انسان‌ها نتوانند استفاده كنند. این آیه در راستای تجزیه و تحلیل حادثه‌ها، آیه‌ی كلیدی است. می‌گوید: اگر انسان‌ها ایمان بیاورند بركات آسمان و زمین در خدمت آن‌ها قرار می‌گیرد. چون آسمان و زمین با همه لوازمشان خلق شده‌اند تا بستر پروریدن انسان‌ها باشند، نه این که انسان خلق شده باشد كه در خدمت آسمان و زمین باشد. انسان خلق شده است كه در بندگی و عبودیتِ خداوند محكم بشود و در این راستا نورانی گردد.
اگر بپذیریم چنانچه انسان در مسیر کمال قدم برداشت زمین و آسمان در خدمت او است. حالا اگر غمی به سراغش آمد و حادثه‌ای خلاف میل او ظاهر شد، حضرت می‌فرمایند با عزائم صبر و حسن یقین آن غم می‌رود چون در بستر عالم هستی به‌وجود آمده و آن عالم بستر تعالی ما است و نه بستر سرکوب ما. لذا آن حادثه و آن غم با صبر و حُسن یقین به چیزی تبدیل می‌شود که مطلوب ما است. در قرآن داریم؛ «وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَونَ بِالسِّنِینَ وَنَقْصٍ مِّن الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یذَّكَّرُونَ»؛(198) و در حقیقت ما فرعونیان را به خشكسالى و كمبود محصولات دچار كردیم باشد كه متذکر شوند و به هوش آیند. پس معلوم است بعضی حادثه‌ها به جهت کارهای غلط انسان‌ها است تا تغییر جهت دهند و به مسیر صحیح قدم گذارند.
آری این جهان آن‌چنان است كه اگر كسی در مسیر بندگی خدا نباشد با او سر سازگاری ندارد، چون فلسفه خلقت عالم برای تعالی انسان‌ها است. وقتی عالم با آدمِ بد سر ناسازگاری گذاشت هر گوشه‌ی آن را بخواهد به نفع خود تغییر دهد گوشه‌ی دیگر ناسازگاری را آغاز می‌کند. مثل آدمی است كه بناست بمیرد. حالا آن مرگ یا با نارسایی کلیه شروع می‌شود یا با نارسایی قلب، وقتی قلب خواست از کار بیفتد اگر آن را شوک بدهند تا به حالت عادی برگردد، کلیه می‌رود که از کار بازایستد، چون بالأخره این روح می‌خواهد این بدن را ترک کند، دیگر یا از کلیه می‌میرد یا از مغز یا از قلب. اگر جهت روح به طرف عالم غیب رفت و خواست بمیرد هر عضوی را بخواهند به تعادل بیاورند یك عضو دیگر شروع می‌کند بمیرد. قرآن می‌‌فرماید فرعونیان به جهت كارهای غیر دینی‌شان گرفتار قحطی‌های متناوب شدند. حالا اگر بخواهند از این گرفتاری‌ها نجات پیدا كنند باید خود را تغییر دهند.
اگر انسان خود را در مقابل حادثه‌های عالم خم كرد دیگر نمی‌تواند ماوراء عالم زندگی کند، برعكس، باید با صبر و حسن یقین جهت حادثه‌ها را به نفع خود تغییر دهد. عملاً حضرت می‌فرمایند نمی‌خواهد با غم‌ها درگیر شوی، اگر می‌خواهی غم‌ها را رفع كنی، در مسیر ایمان همراه با صبر و حُسن یقین قرار بگیر، حادثه‌ها آن‌چنان تغییر می‌كنند كه دیگر برای شما غم محسوب نمی‌شوند. و در زیر فشار آن‌ها فرسایش پیدا نمی‌كند. چون هیچ‌كاری در این عالم بی‌دلیل نیست.