فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

نمونه‌هایی از حُسن یقین

روحی که نسبت به حقایق عالیه به یقین رسید دیگر هیچ حادثه‌ای حتی جنگ او را اندوهگین نمی‌کند. به قول یكی از دوستان می‌فرمود ما تلاش می‌کنیم با هزار دلیل ثابت كنیم این مشکلات امتحان الهی است و حق است، بعضی‌ها آنچنان قبول كرده‌اند که اصلاً معطل این حرف‌ها نیستند، به دنبال اعمالی هستند مطابق آن یقینی که به‌دست آورده‌اند. می‌گوییم به این دلایل این آیه می‌فرماید کافران را فرصت می‌دهیم تا باطن آلوده‌ی آن‌ها ظاهر شود و خداوند در این فرصت آن‌ها را در رفاه و عیش قرار می‌دهد، ولی به این معنی نیست که از کار آن‌ها راضی است(195) و چون قرآن چنین می‌فرماید و قرآن هم حق است، پس حتماً این وضعی که اهل کفر دارند روی حساب است. ما بسیار به قلبمان فشار می‌آوریم كه بفهمیم قرآن این مطلب را می‌گوید، قرآن هم كه حق است پس این وضع روی حساب است، ولی می‌بینید بعضی از این جوانان عزیز آنچنان این مطالب را پذیرفته‌اند که گویا قرآن بر قلب آن‌ها نازل شده است. گاهی آن مطلبی را که می‌خواهیم به این قلب چموشمان تحمیل كنیم كه ای بی‌غیرت رزق دست خدا است، در به‌دست‌آوردن آن حرص نزن، بعضی‌ها به راحتی قبول كرده‌اند و لذا آن غمی که نکند رزق آن‌ها به مشکل بیفتد به سراغشان نمی‌آید. این‌ها را می‌گویند «حُسْنِ الْیَقِینِ». حضرت می‌فرمایند: اگر غمی به سراغ تو آمد مواظب باش آن غم خود را در ذهن و قلب تو جای ندهد و مثل خوره روح و روان تو را بخورد، با «صبر پایدار» و «حُسن یقین» آن را از خود دور گردان. اولاً؛ متوجه باش که آن غم ماندنی نیست، پس زندگی را برای خود سیاه مبین. ثانیاً؛ متوجه باش خدایی حکیم در این عالم مدیریت می‌کند که نمی‌گذارد حادثه‌ها هر طور خواستند بر تو ببارند و تو را از پای در آورند. با اطمینان به حکمت الهی نگذار غم در روحت خانه کند. مثلاً می‌گوید بگذار كنكور قبول شوم تا وضع آینده‌ام روشن شود دیگر غصه نمی‌خورم، غافل از این که خدای تو، تو را آنچنان دست حادثه‌ها نداده که اگر کنکور قبول نشوی دیگر گرفتار سرنوشت شوم ‌شوی. نمی‌گویم كنكور قبول نشو، می‌گویم طوری باش که این حادثه‌ها تو را گرفتار غم و حزن نکنند. راه نجات از غم‌هایی كه وارد قلبت می‌شود همان دو توصیه حضرت است وگرنه درست از همان راهی که می‌خواستیم از غم‌ها راحت شویم با غم‌های قوی‌تری روبه‌رو می‌شویم که نمونه‌هایش را عرض کردم. برای یک عده‌ای خانه و همسر و فرزند که برای آرامش بود وسیله غمزدگی می‌شود. ماشین بخر، خانه بخر، كنكور قبول بشو، زن بگیر، شوهر بكن، هر كاری می‌خواهی بكن. اما این‌ها را راه دفع غم‌ها مدان، راه دفع غم‌ها صبر در دین و یقین به حكم خداست. حرف حضرت(ع) ابعاد عمیقی دارد که إن‌شاءالله در جلسه‌ی بعد عرض خواهم کرد.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

جلسه چهل و یکم - چگونگی زدودن غم‌ها

بسم‌الله‌الرحمن‌‌الرحیم
«اِطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیقِینِ مَنْ تَرَكَ الْقَصْدَ جَارَ وَ الصَّاحِبُ مُنَاسِبٌ وَ الصَّدِیقُ مَنْ صَدَقَ غَیبُهُ وَ الْهَوَى شَرِیكُ الْغِنَی وَ رُبَّ بَعِیدٍ أَقْرَبُ مِنْ قَرِیبٍ وَ قَرِیبٍ أَبْعَدُ مِنْ بَعِیدٍ وَ الْغَرِیبُ مَنْ لَمْ یكُنْ لَهُ حَبِیبٌ مَنْ تَعَدَّى الْحَقَّ ضَاقَ مَذْهَبُهُ وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى قَدْرِهِ كَانَ أَبْقَى لَهُ»
اندوه هایی كه به تو روى آرد از خود دور گردان، با دل نهادن بر شكیبایى و یقین. آن‌کس كه از میانه‌روی و تعادل روی گرداند به ستم گرایید. یار به منزلت خویشاوند است، و دوست كسى است كه در نهان به آیین دوستى پایبند است، و هواى نفس را با رنج پیوند است. بسا نزدیك كه از دور دورتر است، و بسا دور كه از نزدیك نزدیك تر. و غریب كسى است كه او را دوستى نیست. آن كه پاى از حق برون نهد راه بر او تنگ شود. هركس اندازه‌ی خود بداند آن برایش باقى می‌ماند.

شکوفایی گنجی پنهان

حضرت به فرزندشان فرمودند:
«اِطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیقِینِ».
غم‌هایی را که بر جانت وارد می‌شود از طریق شکیبایی و صبر در راه حق و یقین به پیروزی حق، از خود دور گردان.
در واقع حضرت راه خارج شدن از غم‌ها را به انسان نشان می‌دهند. این‌طور نیست که فكر كنیم ای كاش این حادثه‌ها در مسیر ما واقع نمی‌شد، بسیاری از این حادثه‌ها جزء نظام عالم است و باید همین‌طور در عالم جاری باشد، تو باید طوری عمل كنی كه در مقابل این حادثه‌ها خاكستر نشوی و غمِ پیش‌آمدن این حادثه‌ها وجود تو را ویران نكند.
حال باید از خود پرسید چطور با غم‌هایی كه به‌طور طبیعی در زندگی هر انسانی وارد می‌شود برخورد کنیم تا نه‌تنها از جانب آن‌ها ضربه نخوریم بلکه نتایجی بزرگ نصیب خود نماییم. حضرت برای چنین نتیجه‌ای می‌فرمایند با غم‌ها: «بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیقِینِ»؛ برخورد کن. یعنی اولاً: عزم و تصمیمی در خود به‌وجود آور که باید در مقابل پیش‌آمدهای به ظاهر ناگوار، صبر و شکیبایی از خود نشان دهی. زیرا با این‌کار گنج بزرگی که در درون هر انسانی نهفته است ظاهر می‌گردد و آن گنج صبرِ در مقابل غم‌هایی است که در هر زندگی پیش می‌آید، ولی به جهت برخورد غلط با آن‌ها بسیاری از انسان‌ها و زندگی‌ها را متلاشی می‌کند. ثانیاً: «حُسن یقین» عامل دیگری است که در کنار عامل اول تو را از فرو افتادن در طوفان غم‌ها می‌رهاند، زیرا در حُسن یقین انسان خوب می‌داند مدیریت عالمِ هستی در دست حکیمی توانا است که با ربوبیت خود بستر تعالی انسان‌ها را فراهم می‌کند و لذا هیچ غمی آنچنان نیست که تو مجبور باشی خود را در مقابل آن خم کنی. با به کار گرفتن چنین رهنمودی انسان با خودِ برتر خود روبه‌رو می‌شود و به باوری از خود می‌رسد که هرگز قبل از هجوم غم‌ها خود را تا این حدّ توانا نمی‌یافت.
حضرت(ع) راه شکست غم را به ما آموختند تا ما در مقابل غم نشکنیم. بعد از «شکیبایی» در مقام غم‌ها آنچه بسیار مهم است «حُسْنُ الْیقِینِ» است و آن تقویت این عقیده است که معتقدیم مدیر عالم، حكیم و قادر است و مطمئناً چیزی از دست او در نرفته است، پس این حادثه که فعلاً ما با آن روبه‌رو شده‌ایم در مدیریت رب‌العالمین جایی دارد و دریچه‌ی پرورش جنبه‌ی الهی ما خواهد بود. اگر ما از این زاویه به حادثه‌های ناگوار بنگریم از زاویه‌ی «حُسْنُ الْیقِینِ» به آن حادثه نگریسته‌ایم.