فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

جایگاه رزق در زندگی

از آن جهت كه انسان متوجّه جایگاه رزق خود در زندگی نیست، باعث عمل‌كردهای غلط و در نتیجه آبرو‌ریزی برای خود می‌شود که حضرت با توجه‌دادن ما به موضوع رزق ما را از این ورطه می‌رهانند. سپس فرمودند: باید دنیا را وسیلة اصلاح امور آخرت خود قرار دهی و رزق حقیقی تو آن است كه وسیلة آبادانی آخرتت قرار بگیرد. این‌جاست كه احساس می‌شود باید با موضوع و جایگاه رزق در زندگی بیشتر آشنا شد.
بنده‌ای كه راهی كوی دوست است، اگر از بندهای اسارت آزاد شود، دلدادگی با حق برایش آسان است. اساساً در مسیر سیر و سلوك مجموعه‌ای از افكار و اعمال و گرایش‌های غلط نمی‌گذارند انسان، سالك ‌واقعی باشد و به سوی مقصد حقیقی سیر كند. اگر افكار ما صحیح باشد و گرایش‌های ما متعادل گردد و اعمال ما درست شود، به خودی خود روح و قلب ما با حق مراوده خواهد داشت. پس باید روشن شود، چه كنیم كه افكار و اعمال و گرایش‌های ما مانع سیر و سلوكمان نشود؟
امام علی(ع) در دستوراتی كه به فرزندشان می‌دهند در واقع می‌خواهند از آن طریق بندهای توقّف در دنیا و عوامل محرومیت از حق را در انسان از بین ببرند. یكی از بندهای بسیار محكم كه انسان را در دنیا متوقف می‌كند و از بهره‌ای كه باید در زندگی ببرد باز می‌دارد، گرفتارشدن در رزق است و مسلّم خداوندی كه ما را برای بندگی خلق كرده - و از طرفی گرفتار رزق‌شدن، ما را از بندگی خدا باز می‌دارد- بنا ندارد ما را در زندگیِ دنیا گرفتار رزقمان كند.
حضرت می‌فرمایند: چه بخواهی و چه نخواهی خدا رزق تو را تأمین كرده است و آن رزق به دنبال توست تا تو را بیابد و خود را به تو برساند، پس به جای این‌كه همة زندگی را برای طلب رزق خود خرج کنی، سیر بندگی را مدّنظر داشته باش. در جایی می‌فرمایند: «رِزْقُكَ یَطْلُبُكَ فَاَرِحْ نَفْسَكَ مِنْ طَلَبِهِ»(186) روزیِ تو، تو را طلب می‌كند، خود را نسبت به طلب آن در زحمت مینداز.

وظیفة انسان بندگی است

پیامبران و اولیاء الهی در مقام عبودیتِ محض بوده‌‌اند. كنار این عبودیت، هر وقت پیش می‌آمد كار هم می‌كردند. اگر می‌بینید امیر‌المؤمنین(ع) نخلستان درست می‌كردند، این نخلستان‌ها را برای كمك به انسان‌ها احداث می‌نمودند، ولی می‌بینید كه هیچ‌وقت هم دغدغة رزق نداشتند. خداوندی كه می‌فرماید شما را برای بندگی آفریدم - و اگر گرفتار رزق شویم از بندگی باز می‌مانیم - پس حتماً دنیایش را طوری نیافریده است كه ما گرفتار رزق شویم، چون خداوند حكیم است و كار لغو نمی‌كند و تكلیفی كه از طاقت بنده بیرون باشد، از حكیم صادر نمی‌شود. یعنی هیچ‌وقت حكیم پای مرغ‌ها را نمی‌بندد و به آن‌ها بگوید به لانه بروید! اگر گرفتار رزق دنیا شدن لازمة زندگی‌ دنیا باشد و در نتیجه به جهت این گرفتاری نتوانیم به بندگی بپردازیم - و آن‌وقت از طرفی فرموده است ما شما را برای بندگی خلق كردیم- پس چه موقع بندگی كنیم؟ پس معلوم می‌شود دنیا را طوری آفریده است كه با اندك فعالیت، رزق حقیقی ما برسد و نباید نگران رزق خود باشیم و از وظیفة اصلی خودمان، كه همان بندگی خدا است، غافل گردیم.

غم‌های پوچ

حضرت علی(ع) در جای دیگر در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: حالا كه متوجّه‌ هستی رزق حقیقیِ تو به سوی تو می‌آید. «فَلا تَحْمِلْ هَمَّ سَنَتِكَ عَلی هَمِّ یَوْمِكَ، كَفاكَ كُلُّ یَومٍ عَلَی مَا فِیهِ»؛(187) پس غمِ به‌دست‌آوردن رزقِ یك سال خود را بر امروزت تحمیل مكن، كه رزقِ همان روزی كه تو در آن هستی، تو را بس است.
اگر می‌خواهید در زندگی كاری بزرگ‌تر از دنبال نان‌دویدن داشته باشید، باید این مسئله را كه می‌فرماید غمِ رزق یك‌سالة خود را بر امروزت تحمیل نكن، برای خود حل كنید. هستند عدّه‌ای كه در عین دینداری معمولی، اسیر رزقند. اگر شما می‌خواهید كاری بزرگ‌تر از كار انسان‌های معمولی انجام دهید و به بزرگی‌ها و اسرار عالم خلقت دست پیدا كنید، باید بتوانید از این انحراف‌ مهم آگاه شوید و حقیقتاً این جمله حضرت را مبنای كار خود قرار دهید كه «لا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِكَ الَّذی لَمْ یَاْتِكَ عَلَی یَوْمِكَ»؛ غم آن روزی را كه نیامده است بر روح و روان خود تحمیل نكن. امیر‌المؤمنین(ع) رمز و راز بزرگیِ خودشان را برای ما روشن می‌كنند، و ما با غفلت از این موضوع، زندگی‌مان را از دست می‌دهیم. در واقع می‌فرمایند: یا خودت را بشناس! یا تفكّرت را بده دست من، كه خودت را به تو بشناسانم، تا بفهمی چه مشغولیات پوچی را بر زندگی خود تحمیل كرده‌ای. آری؛ «كَفاكَ كُلُّ یَومٍ عَلَی ما فیه» رزق همان روزی كه تو در آن هستی، تو را بس است، برای زندگی‌ و جهت انجام وظیفه‌ات در این دنیا به مسائل مهم‌تری فكر كن، هر چه دقیق‌تر برای آینده برنامه‌ریزی بكن، ولی خود را اسیر آرزو‌های بلند منما. مهم این است كه امروزت را از ترس به‌دست نیاوردن رزق، از دست ندهی، آن هم رزق فردایی كه هنوز نیامده است. ما انتظار داریم خداوند رزق فردایمان را كه نیامده امروز بدهد، در حالی كه او بنا دارد رزق فردا را، فردا بدهد و بنا به فرمایش رسول‌خدا(ص) اگر بنده هم عجله كند، خداوند عجله نمی‌كند «فَاِنَّ اللهَ عَزّ وَجَلَّ لا تَعْجَلُ بِعَجَلَةِ اَحَدٍ»(188) خداوند عزّوجل با عجلة بنده، عجله نمی‌كند، و همان موقعی كه باید رزق بنده‌اش را برساند، می‌رساند.
حضرت امام الموحدین(ع) در ادامة کلام 379 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «وَ لَنْ یَسْبِقَكَ اِلی رِزْقِكَ طالِبٌ، وَ لَنْ یَغْلِبَكَ عَلَیْهِ غالِبٌ وَ لَنْ یُبْطِئَ عَنْكَ ما قَدْ قُدِّرَ لَك»؛ بر آنچه رزق تو است كسی نمی‌تواند سبقت بگیرد و هیچ شخصِ غالبی در این امر بر تو چیره نمی‌شود كه رزق تو را از تو بگیرد و آنچه برایت مقدّر شده تأخیر نپذیرد.
حتماً برایتان پیش آمده كه در برهه‌ای از زندگی رزقتان از طریق خاصی به شما می‌رسید، به ناگاه آن طریق از شما دور می‌شود، فكر می‌كنید حالا صدمه می‌خورید، ولی بعد متوجه می‌شوید هیچ مشكلی پیش نیامد، و طریق دیگری جلو شما باز ‌شد و از این به بعد راهِ ‌یافتنِ رزقتان، از طریق جدید ممكن ‌گردید. بعضی‌ها فكر می‌كنند از طریق به تنگنا انداختن رزق ما می‌توانند به ما صدمه بزنند. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: چنین قدرتی را خداوند در اختیار كسی قرار نداده است، حتّی آنچه برایت مقدّر شده درست همان وقتی كه مقدّر شده می‌رسد و تأخیر نمی‌افتد.
سپس حضرت در ادامه توصیه به فرزندشان می‌فرمایند:
«اِسْتَدِلَّ عَلَی ما لَمْ یَكُنْ بِمَا قَدْ كانَ، فَاِنَّ الْاُمُورَ اَشْباهٌ»
دلیل بگیر و برای خود روشنگری كن ،آن چیزی را كه هم اكنون نداری و قبلاً داشتی، مثل آن چیزی است كه از اول نداشتی، چرا كه امور شبیه هم‌اند.
چون هر دوی آن‌ها فعلاً در دست تو نیست، و هیچ‌كدام از آنِ ما نیست. عمده آن است كه انسان نظر و ذهن خود را نسبت به نداشتن‌های خود منصرف كند. راه‌كار علی(ع) راه‌كار بسیار خوبی است كه از نداشتن‌هایی كه از اول نبوده و تو نگران آن نیستی، نتیجه بگیر نسبت به نداشتن‌هایی كه از دست داده‌ای، و آن‌ها را مثل اوّلی‌ها قلمداد كن. به اصطلاح مردم بگو: «گیرم كه از اول نداشتم» چون فرقی بین آن دو نوع نداشتن نیست، بیخود ذهن خود را مشغول نداشتن‌هایی كرده‌ای كه از دست داده‌ای و لذا روح خود را لگدمال این فکرِ بیخود می‌كنی و از امكان تعالی در دنیا محروم می‌شوی و بعد می‌گویی چرا ما مثل علماء و عرفای بزرگ قلبی كه بتواند با خداوند اُنس داشته باشد نداریم؟! آن بزرگان اول سخنان ائمه(ع) را محور زندگی خود قرار دادند و به راحتی از خیلی چیزها گذشتند تا به اُنس با خدا رسیدند و با این كار عملاً همه‌چیز را به‌دست آوردند. در شهدا چنین خصلت‌هایی احساس می‌شد كه به راحتی از دنیا و آن‌چه در آن است گذشتند. باور بفرمایید در چهرة بعضی از آنها گذشتن از دنیا كاملاً پیدا بود، چشمشان افق دیگری را می‌دید، آیا این‌ها اگر غصة دنیایِ از دست رفته‌شان را می‌خوردند، چشمشان تا این‌جاها باز می‌شد؟ مادر یكی از شهدا می‌گفت: آنچنان فرزندم نظرش به جایی غیر از دنیا بود كه هرچه به او نگاه می‌كردم او را شهید می‌دیدم، اصلاً نمی‌توانستم او را متعلق به خودم و دنیا ببینم.
امیرالمؤمنین(ع) بنا دارند افق دید و قلب ما را تا آنجا پیش ببرند كه خود را دنیایی نبینیم و به جای آن‌كه خدمت‌گذار دنیا شویم، دنیا را خدمت‌گذار خود نماییم و به آبادانی قیامتِ خود بپردازیم، آن حضرت حقایقی را دیدند و به ما هم نشان دادند، هنر ما گرفتن بصیرت از آن حضرت است.
چنانچه مستحضرید قبلاً فرمودند كه باید خود را از دغدغه این كه فكر كنی تو مسئول رزقت هستی آزاد كنی و زندگی خود را در بستر دنیا جهتی قیامتی بدهی. آقایانی كه ازدواج كرده‌اند این نکته را تصدیق می‌كنند كه از وقتی ازدواج كردند راحت‌تر به نیازهای زندگی‌شان دست یافتند. می‌گویند: چندین سال كار می‌كردیم ولی تا ازدواج نكرده بودیم چیزی در بساط نداشتیم ولی بعد از ازدواج، نمی‌دانیم چطور شد صاحب زندگی شدیم. اصلاً این حرف‌ها نیست كه رزق و امکانات زندگی در دست ما باشد، همان جمله بزرگان كه می‌فرمایند: «مهمان رزق خود را با خود می‌آورد» در همه جا درست است و لذا نباید نسبت به این موعظه‌ی مهم سرسری گذشت و عمر خود را لگدمال حرصِ طلب رزق بکنیم. ولی از آن طرف هم نباید به اسم آن که «رزق انسان‌ها از قبل تعیین شده» تدبّر و تعقل در امور را تعطیل کنیم و در زندگی خود و شرایط تولد فرزندان تعقل نکنیم، چون همان خدایی که ما را نسبت به رزقِ خود مطمئن فرموده عقل هم به ما داده تا بررسی كنیم و ببینیم شرایط تربیت و تأمین چند فرزند را به ما داده ‌است. آری نمی‌توان پذیرفت «فرزند كمتر، زندگی بهتر» ولی عكسش را هم نباید تأکید کنیم.
سؤال: اگر رزق فقط خوراك و پوشاك و مسكن است پس فرزندان و وسایل نقلیه و پست و مقام چگونه‌اند؟
جواب: این‌ها می‌توانند مقدمات رزق باشند البته به شرطی که درست از آن استفاده شود وگرنه به جای این که بستر کمال باشند عامل گرفتاری در دنیا می‌شوند. ما در قرآن داریم: «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا»؛(189) مال و فرزند - قدرت- زینت زندگی دنیایی‌اند. قبل از این آیه به پیامبر(ص) فرمود: «وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ مُّقْتَدِرًا»؛ ای پیغمبر قصه حیات دنیا را برایشان بگو، قصه زندگی دنیا مثل آبی است که از آسمان فرو می‌آید و با گیاهان زمینی ترکیب می‌شود و پس از تر و تازه‌شدن، خشك می‌شوند و باد آن‌ها را به این طرف و آن طرف می‌برد تا پودر گردند و تمام شوند. بعد می‌فرماید مال و فرزند، زینت این دنیا هستند. حالا طبق این آیه دنیا خودش هیچی است، پس زینتِ هیچی هم هیچی است.
«رزق» غیر مال است، «رزق» مثل عمر است، فرصت است برای کمال و بندگی. مال و فرزند، ابزار است كه ما از طریق آن‌ها امتحان بدهیم، بعضی‌ها در راستای داشتن فرزند بد امتحان می‌دهند همان‌طور که بعضی از طریق مال بد امتحان می‌دهند. یكی مال دارد و شیفته‌ی آن می‌شود، دیگری مال دارد و آن را وسیله‌ای قرار می‌دهد تا حق را به مستحقِ آن برساند. یكی فرزند دارد و تكلیفش را نسبت به فرزند انجام می‌دهد، دیگری هم عمرش را می‌گذارد روی فرزند. این‌ها از طریق مال و فرزند عملاً شخصیت خود را نمایاندند آن‌وقت عنایت داشته باشید اگر طبق آیات و روایات مطرح شده، رزقِ همه انسان‌ها معین شده است پس آن‌هایی كه در داشتن فرزند به مشكل می‌افتند، اگر فرزند هم نداشتند به مشكل می‌افتادند. چون آنچه به عنوان وظیفه باید انجام می‌دادند انجام ندادند. یك وقت انسان خود را به هلاكت می‌اندازد، یك وقت رزقش را ضایع می‌كند، یك وقت است رزق انسان محدود است، بین این‌ها باید فرق گذاشت و هر کدام را درست ارزیابی کرد. حتی در یک خانواده افراد از نظر گشایش رزق متفاوتند. این دیگر در دست پدر خانواده نیست. وقتی برای این فرزند می‌خواهد تصمیم ‌بگیرد خیلی عجیب گشایشی در کار هست. در همان مورد برای آن دیگری که تصمیم می‌گیرد آن گشایشی نیست، چون شرایط امتحان انسان‌ها متفاوت است، نه این که خداوند خواسته باشد یکی را به زحمت بیندازد. موضوع مشکل داشتن و نداشتن، به فرزند داشتن و نداشتن ربط ندارد، به رعایت وظایف و یا کوتاهی نسبت به انجام وظایف مربوط است. چقدر آدم سراغ دارید كه در عین ثروتمندبودن باز همان قدر مشكل دارند كه اگر فقیر بودند همان مشکلات را داشتند. این ترس‌ها بیشتر از روی بی‌توكلی است و ریشه‌اش را باید جای دیگر پیدا کرد. کشورهای غربی طوری زندگی را برای خود تعریف کردند که وجود فرزند در زندگی برایشان مزاحم شد و لذا از نظر جمعیت حالا گرفتار رشد منفی شده‌اند، و تعداد آدم‌هایی كه می‌میرند بیشتر از کودکانی است كه متولد می‌شوند. از مردمی که شرایط زندگی بدون فرزند را برای خود شکل داده‌اند، با پول و جایزه می‌خواهند تا فرزند بیاورند و این رشد منفی را جبران کنند، غافل از این که آن‌ها تعریفی از زندگی برای خود کرده‌اند که کار را به این‌جاها رسانده و جایگاه رزق را در هستی گم کرده‌اند. مگر اصلاً مردم غرب به معنی واقعی زندگی، زندگی می‌كنند؟ آیا این همه افسردگی نشانه ناکامی در زندگی حقیقی آن‌ها نیست؟
ما متأسفانه خیلی چیزها را از دور نگاه می‌کنیم. اروپا را با دوربین‌های اروپایی‌ها می‌بینیم و آفریقایی‌ها را هم با دوربین اروپایی‌ها می‌نگریم. ولی وقتی به آیات الهی و روایات معصومین(ع) مطمئن هستیم مبنی بر این‌که رزق هرکس تعیین شده است، نگاهمان به غرب و آفریقا تغییر می‌کند، دیگر قحطی‌زدگی که یک فقر فرهنگی است را با فقر اقتصادی تفکیک می‌کنیم. و این مربوط به مردم آفریقا نیست، هرجا تا حالا قحطی شده است، بیش از قحطی غذا، قحطی‌زدگی نقش‌آفرین بوده است. شایع کردند به جهت خشک‌سالی برنج کمیاب خواهد شد، آن‌هایی که گرفتار ضعف فرهنگی بودند برنجِ چند سال خود را یک‌ماهه خریدند و از ترس آن‌که بعداً فرصت خوردن برنج نداشته باشند بیش از برنامه‌ی غذایی برنج خوردند. حالا اگر همه‌ی مردم کشور در چنین فقر فرهنگی بودند، کشور ما از آفریقا هم بدتر می‌شد، و دیگر هیچ‌کس به فکر هیچ‌کاری نبود مگر این‌که کیسه‌ی برنجی به‌دست بیاورد و بخورد که عقب نیفتد.
اجازه بدهید با توجه به این‌که موضوع رزق در کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» به طور مفصل مورد بحث قرار گرفته است، بحث رزق را به همین‌جا ختم کنیم.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»