فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

تحلیل‌های غلط نسبت به فقر و ثروت

حضرت پس از توجه‌دادن به این نکته که رزق حقیقی به دنبال انسان می‌دود و او را طلب می‌کند می‌فرمایند:
«ما اَقْبَحَ الْخُضُوعَ عِنْدَ الْحاجَة»؛
چقدر زشت است در موقع نیاز، انسان خود را خوار كند.
چون آن رزقی كه بناست برای تو بیاید، كه می‌آید و آن رزقی هم كه برای تو مقدّر نشده كه نمی‌آید، پس چرا خود را در مقابل اهل دنیا، خوار و ذلیل می‌كنی؟ با توجه به این‌كه وقتی خود را در مقابل صاحبان ثروت سبك و ذلیل می‌كنی، رزقت اضافه نمی‌شود، چه جای چنین كاری؟! در ادامه می‌فرمایند:
«وَالْجَفا عِنْدَ الْغِنا»؛
و چه زشت است ستمكاری به هنگام بی‌نیازی!
چون فكر كرده‌ای آنچه به تو رسیده است خودت به دست آورده‌ای، نمی‌فهمی ‌كه آنچه به‌عنوان رزق فعلاً در اختیار توست، خداوند این چنین مقدّر كرده تا در این شرایط امتحان بدهی، فكر می‌كنی تو خودت آن ثروت را به‌دست آورده‌ای و مال تو است.
ظلم و تكبّر در موقع ثروتمندی از آن‌جا ناشی می‌شود كه انسان تصوّر كند خودش این ثروت‌ها را به دست آورده است و هر كاری دلش بخواهد می‌تواند با آن‌ها انجام دهد، ولی وقتی فهمید قاعده‌ای در عالم جاری است و طبق آن قاعده و سنّت به او چنین ثروتی رسیده است، طور دیگری با ثروتش عمل می‌كند.
در جامعه در رابطه با ثروت دو نوع بینشِ باطل داریم: یكی فقیری كه فكر می‌كند به نفعش بوده است كه بیشتر داشته باشد و دیگر ثروتمندی كه فكر می‌كند دارایی‌اش برایش بزرگی و كمال آورده. برای اصلاح چنین افكار غلطی قرآن می‌فرماید: «فَاَمّا الْاِنْسانُ اِذا مَاابْتَلیهُ رَبُّهُ»(185) وقتی پروردگارِ انسان، بخواهد او را امتحان كند، دو نوع برخورد با او دارد، «فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبّی اَكْرَمَنِ»؛ یا او را با ثروت محترم می‌دارد و او می‌گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت «وَ اَمّا اِذا مَاابْتَلیهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبّی اَهانَنِ»؛ و یا او را با محدود كردن ثروت، امتحان می‌كند و او می‌گوید: پروردگارم مرا سبك شمرد. خداوند پس از طرح این دو بینش می‌فرماید: «كَلّا!»؛ این چنین نیست! «بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتیم وَ لا تَحاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكین»؛ بلكه شما با ثروتتان باید وسیله اكرام یتیمان و اطعام مسكینان را فراهم كنید و نكردید، با این تصوّر كه فكر كرده‌اید خداوند شما را ثروتمند كرده تا شما را بزرگ بدارد. این فرهنگ، فرهنگ غلطی است كه فقر را نشانة خواری و غنا را نشانة بزرگی می‌داند. اگر می‌خواهید دریچة معارف اهل‌البیت(ع) به روی قلبتان باز شود، باید از این نوع تحلیل‌های تاریكِ دنیایی ‌فاصله بگیرید.

جایگاه دارایی‌ها

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در این فراز باب گرانقدری را نسبت به ثروت باز نمودند كه می‌فرمایند: «چه زشت است خواری در هنگام نیاز، و ظلم هنگام ثروت» و سپس در ادامه در جمله‌ای فوق‌العاده نورانی می‌‌فرمایند:
«اِنَّ لَكَ مِنْ دُنْیاكَ، ما اَصْلَحْتَ بِهِ مَثْواكَ وَ اِنْ جَزِعْتَ عَلی ما تَفَلَّتَ مِنْ یَدَیْكَ فَاجْزَعْ عَلَی كُلِّ ما لَمْ یَصِلْ اِلَیْكَ»؛
فرزندم! دنیای تو برای تو همانی است كه قیامتت را اصلاح كند و اگر به جهت آنچه از دستت رفته نگران و ناراحت هستی، پس نگران باش برای همة آنچه در دست نداری.
به ما تذکر می‌دهند آن مقدار از ثروتِ دنیا از تو است كه می‌توانی به كمك آن قیامت خود را اصلاح كنی، بقیّه‌اش مال تو نیست و آن‌قدری هم که بتوانی با آن قیامت خود را آباد کنی برایت حتمی ‌است و به تو خواهد رسید.
اگر بفهمیم رزقی به دنبال ماست و ما را می‌یابد، پس دیگر در هنگام نیاز جا ندارد خود را خوار كنیم. حتّی وقتی سعی می‌كنیم مدرك بالاتر بگیریم باید قصد ما این باشد كه زمینه خدمت بیشتر را برای خود فراهم كنیم، ولی اگر برای به‌‌دست‌آوردن رزقِ بیشتر، امیدمان به مدرك بود، حتماً ناكام می‌شویم. مگر تا حالا دیپلم شما به شما رزق داد كه حالا امید دارید فوق‌لیسانس شما به شما رزق بدهد؟ امامِ من و شما به ما گفته‌اند رزقمان تأمین است، حالا وظیفه‌ است لیسانس داشته باشی، یا فوق‌لیسانس آن موضوع دیگری است.
اگر تحت تأثیر تهدیدهای اهل دنیا نگران از دست‌رفتن رزقمان قرار گرفتیم، نسبت به حرف امام معصوم غفلت کرده‌ایم، و واقعاً نهایت دانایی و شعور است اگر متوجه باشیم هیچ‌كس نمی‌تواند رزقی كه خداوند برای ما مقدّر فرموده ‌است، از دست ما برباید.
حضرت در جمله‌ی اساسیِ فوق جایگاه رزق را در زندگی تعیین كردند تا زندگی ما بازیچة رزق ما نشود، بلكه رزق وسیله و ابزار وظیفه اصلی ما که همان آبادانی قیامت است، قرار گیرد.
ملاحظه می‌كنید كه حضرت در جمله فوق می‌خواهند ما را متوجّه آن رزقی بكنند كه فعلاً در دست داریم و ما را نسبت به دو حالت وَهمیِ گذشته و آینده، آزاد نمایند؛ نسبت به آنچه از دست داده‌ایم، و نسبت به آنچه به دست نیاورده‌ایم، و ذهن ما را نسبت به هر دوی آن‌ها آزاد كنند تا بتوانیم به وظیفة اصلی خود بپردازیم و متوجّه باشیم آنچه در دست داریم برای آباد كردن قیامت كافی است.

جایگاه رزق در زندگی

از آن جهت كه انسان متوجّه جایگاه رزق خود در زندگی نیست، باعث عمل‌كردهای غلط و در نتیجه آبرو‌ریزی برای خود می‌شود که حضرت با توجه‌دادن ما به موضوع رزق ما را از این ورطه می‌رهانند. سپس فرمودند: باید دنیا را وسیلة اصلاح امور آخرت خود قرار دهی و رزق حقیقی تو آن است كه وسیلة آبادانی آخرتت قرار بگیرد. این‌جاست كه احساس می‌شود باید با موضوع و جایگاه رزق در زندگی بیشتر آشنا شد.
بنده‌ای كه راهی كوی دوست است، اگر از بندهای اسارت آزاد شود، دلدادگی با حق برایش آسان است. اساساً در مسیر سیر و سلوك مجموعه‌ای از افكار و اعمال و گرایش‌های غلط نمی‌گذارند انسان، سالك ‌واقعی باشد و به سوی مقصد حقیقی سیر كند. اگر افكار ما صحیح باشد و گرایش‌های ما متعادل گردد و اعمال ما درست شود، به خودی خود روح و قلب ما با حق مراوده خواهد داشت. پس باید روشن شود، چه كنیم كه افكار و اعمال و گرایش‌های ما مانع سیر و سلوكمان نشود؟
امام علی(ع) در دستوراتی كه به فرزندشان می‌دهند در واقع می‌خواهند از آن طریق بندهای توقّف در دنیا و عوامل محرومیت از حق را در انسان از بین ببرند. یكی از بندهای بسیار محكم كه انسان را در دنیا متوقف می‌كند و از بهره‌ای كه باید در زندگی ببرد باز می‌دارد، گرفتارشدن در رزق است و مسلّم خداوندی كه ما را برای بندگی خلق كرده - و از طرفی گرفتار رزق‌شدن، ما را از بندگی خدا باز می‌دارد- بنا ندارد ما را در زندگیِ دنیا گرفتار رزقمان كند.
حضرت می‌فرمایند: چه بخواهی و چه نخواهی خدا رزق تو را تأمین كرده است و آن رزق به دنبال توست تا تو را بیابد و خود را به تو برساند، پس به جای این‌كه همة زندگی را برای طلب رزق خود خرج کنی، سیر بندگی را مدّنظر داشته باش. در جایی می‌فرمایند: «رِزْقُكَ یَطْلُبُكَ فَاَرِحْ نَفْسَكَ مِنْ طَلَبِهِ»(186) روزیِ تو، تو را طلب می‌كند، خود را نسبت به طلب آن در زحمت مینداز.