فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

جلسه سی و نهم - رزق حقیقی و غیر حقیقی

بسم‌الله‌الرحمن‌‌الرحیم
«...وَاعْلَمْ یا بُنَیَّ! اَنَّ الرِّزْقَ رِزْقانِ: رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُكَ فَإِنْ اَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ اَتاكَ ما اَقْبَحَ الْخُضُوعَ عِنْدَ الْحاجَة وَالْجَفا عِنْدَ الْغِنی اِنَّ لَكَ مِنْ دُنْیاكَ، ما اَصْلَحْتَ بِهِ مَثْواكَ وَ اِنْ جَزِعْتَ عَلی ما تَفَلَّتَ مِنْ یَدَیْكَ فَاجْزَعْ عَلَی كُلِّ ما لَمْ یَصِلْ اِلَیْكَ اسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ یَكُنْ بِمَا قَدْ كَانَ فَإِنَّ الْأُمُورَ أَشْبَاهٌ »
ای فرزندم...! بدان كه رزق، دو رزق است: رزقی كه تو به دنبال آن هستی و رزقی كه آن به دنبال تو است، رزقِ نوع دوم طوری است كه اگر هم به سوی آن نروی، به سوی تو می‌آید. چه زشت است فروتنی به هنگام نیاز و ستم‌كاری به هنگام بی‌نیازی. دنیای تو برای تو همان قدر است كه قیامتت را اصلاح كند و اگر به جهت آنچه از دستت رفته نگران و ناراحت هستی، پس نگران باش برای همة آنچه در دست نداری. از آنچه نبوده است بر آنچه بوده دلیل بگیر، که کارها شبیه یکدیگرند.

دستورات دین، عامل جهت‌گیری به سوی عالم غیب

بعد از آن‌كه حضرت امیر‌المؤمنین(ع) به فرزندشان توصیه كردند، از عواملی كه تو را گرفتار خودت می‌كند برحذر باش. می‌فرمایند: نگرانی از رزق یكی از عوامل گرفتاری انسان به خودش و غفلت از خدا است، و در این فراز به این نكته می‌پردازند.(183)
روح انسان در ذات خود، توان ارتباط با عالم غیب را داراست، چون جنسش مجرد است، به اصطلاح «روح انسان فعّال است، نه منفعل» و استعداد ارتباط با عالم غیب در آن هست، مشكل انسان گرایش‌ها و توجّهاتش به عالم مادون است كه مانع این ارتباط شده است. هر اندازه روح انسان اسیر حرص‌ها، غضب‌ها و شهوات شد، به همان اندازه ارتباطش با عالم غیب بریده می‌شود. درست است كه جنس روح، جنس ارتباط با عالم غیب است، ولی جهتش اگر جهت ارتباط با عالم غیب نباشد، از ارتباط با عالم غیب محروم می‌شود. تمام دستورات دین برای آن است كه این جهت‌گیری را اصلاح كند و وقتی از این زاویه به دستورات دین بنگریم بصیرت‌های بسیاری برای نجات از حیله‌های شیطان و قدم در سلوك الی‌الله، در آن دستورات نهفته است.
وقتی حضرت(ع) می‌فرمایند:
«... وَاعْلَمْ یا بُنَیَّ! اَنَّ الرِّزْقَ رِزْقانِ: رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُكَ»
فرزندم...! بدان كه رزق، دو رزق است: رزقی كه تو به دنبال آن هستی و رزقی كه آن به دنبال تو است.
عنایت داشته باشید این حرف، حرف امام معصوم است، اگر عقل معمولی یا بهتر بگویم «وَهْم» آن را تصدیق نكرد، باید آن وَهْمِ عقل‌نما را عوض كرد. سخن امام معصوم از عقل قدسی نشأت گرفته است، یعنی عقلی كه قواعد كلّ هستی را می‌بیند. حالا اگر رسیدیم به این‌كه این حرف، حرفِ امام معصوم است، نباید بر اساس «وَهْمِ» خودمان آن را تحلیل كنیم. ما معتقدیم در روش تحقیق ، باید تك‌تك حرف‌هایی را كه امام معصوم زده بگیریم و بر روی آن‌ها دقّت كنیم و ببینیم منظور آن حضرت چه بوده است. حالا اگر بیاییم تمام عمرمان را صرف این نکته بكنیم كه آیا این حرف‌ها راست است یا نه، پس چه وقت به آن عمل كنیم؟!
خداوند در قرآن می‌فرماید: «ما مِنْ دابَّةٍ فِی‌الْاَرْضِ اِلاّ عَلَی‌اللهِ رِزْقُها»؛(184) هیچ جنبنده‌ای نیست جز این‌كه رزقش بر خدا واجب است. یعنی آن رزقِ حقیقی كه خداوند برای جنبنده‌ها تقدیر كرده، طوری است كه خداوند برای خود واجب كرده است كه آن را به موجودات برساند. در همین رابطه حضرت می‌فرمایند: آن رزقی كه خدا تقدیر كرده است تو را می‌جوید تا به تو برسد. البته اگر بخواهید از این آیه و روایات این‌طور نتیجه بگیرید كه ما نباید تلاش بكنیم، خودِ رزق می‌آید، با حرف خدا و امامان معصوم(ع) بازی می‌كنید. آری؛ آن رزق مقدّر را كسی نمی‌تواند از تو بگیرد، تلاش اضافه هم آن را اضافه نمی‌كند، ولی این در صورتی است كه تو در شرایطی طبیعی و در تعادل انسانی قرار داشته باشی. حضرت دارند با عقل آدم‌ها‌ حرف می‌زنند. می‌گویند: خودت را ذلیل رزقت نكن، نفرمودند اصلاً تحرّك نداشته باش و برنامه‌ریزی نكن و از حالت یك انسان معمولی هم خارج شو.

تحلیل‌های غلط نسبت به فقر و ثروت

حضرت پس از توجه‌دادن به این نکته که رزق حقیقی به دنبال انسان می‌دود و او را طلب می‌کند می‌فرمایند:
«ما اَقْبَحَ الْخُضُوعَ عِنْدَ الْحاجَة»؛
چقدر زشت است در موقع نیاز، انسان خود را خوار كند.
چون آن رزقی كه بناست برای تو بیاید، كه می‌آید و آن رزقی هم كه برای تو مقدّر نشده كه نمی‌آید، پس چرا خود را در مقابل اهل دنیا، خوار و ذلیل می‌كنی؟ با توجه به این‌كه وقتی خود را در مقابل صاحبان ثروت سبك و ذلیل می‌كنی، رزقت اضافه نمی‌شود، چه جای چنین كاری؟! در ادامه می‌فرمایند:
«وَالْجَفا عِنْدَ الْغِنا»؛
و چه زشت است ستمكاری به هنگام بی‌نیازی!
چون فكر كرده‌ای آنچه به تو رسیده است خودت به دست آورده‌ای، نمی‌فهمی ‌كه آنچه به‌عنوان رزق فعلاً در اختیار توست، خداوند این چنین مقدّر كرده تا در این شرایط امتحان بدهی، فكر می‌كنی تو خودت آن ثروت را به‌دست آورده‌ای و مال تو است.
ظلم و تكبّر در موقع ثروتمندی از آن‌جا ناشی می‌شود كه انسان تصوّر كند خودش این ثروت‌ها را به دست آورده است و هر كاری دلش بخواهد می‌تواند با آن‌ها انجام دهد، ولی وقتی فهمید قاعده‌ای در عالم جاری است و طبق آن قاعده و سنّت به او چنین ثروتی رسیده است، طور دیگری با ثروتش عمل می‌كند.
در جامعه در رابطه با ثروت دو نوع بینشِ باطل داریم: یكی فقیری كه فكر می‌كند به نفعش بوده است كه بیشتر داشته باشد و دیگر ثروتمندی كه فكر می‌كند دارایی‌اش برایش بزرگی و كمال آورده. برای اصلاح چنین افكار غلطی قرآن می‌فرماید: «فَاَمّا الْاِنْسانُ اِذا مَاابْتَلیهُ رَبُّهُ»(185) وقتی پروردگارِ انسان، بخواهد او را امتحان كند، دو نوع برخورد با او دارد، «فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبّی اَكْرَمَنِ»؛ یا او را با ثروت محترم می‌دارد و او می‌گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت «وَ اَمّا اِذا مَاابْتَلیهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبّی اَهانَنِ»؛ و یا او را با محدود كردن ثروت، امتحان می‌كند و او می‌گوید: پروردگارم مرا سبك شمرد. خداوند پس از طرح این دو بینش می‌فرماید: «كَلّا!»؛ این چنین نیست! «بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتیم وَ لا تَحاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكین»؛ بلكه شما با ثروتتان باید وسیله اكرام یتیمان و اطعام مسكینان را فراهم كنید و نكردید، با این تصوّر كه فكر كرده‌اید خداوند شما را ثروتمند كرده تا شما را بزرگ بدارد. این فرهنگ، فرهنگ غلطی است كه فقر را نشانة خواری و غنا را نشانة بزرگی می‌داند. اگر می‌خواهید دریچة معارف اهل‌البیت(ع) به روی قلبتان باز شود، باید از این نوع تحلیل‌های تاریكِ دنیایی ‌فاصله بگیرید.