فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

خوش‌بینی به‌جای بدبینی

حضرت در راستای ایجاد فضای عدم خشونت در ادامه می‌فرمایند:
«وَ مَنْ ظَنَّ بِكَ خَیراً فَصَدِّقْ ظَنَّهُ»
و آن‌کس که نسبت به تو گمان نیک دارد گمانش را تصدیق کن.
اگر کسی آمد و اظهار کرد شما آدم خوبی هستی، شما حق ندارید در ذهن خود نسبت به او سوء ظن پیدا کنید و گمان کنید که می‌خواهد كلاه سرتان بگذارد. نگو شاید حیله‌گرانه رفتار کند. اگر او قصد حیله داشته باشد خداوند حیله‌‌اش را خنثی و او را رسوا می‌کند. ما وظیفه نداریم رابطه‌ها را بر مبنای بدبینی شکل دهیم، هزاران انرژی صرف می‌كنید كه معلوم کنید دروغ می‌گوید یا راست. همین وقت‌کشی‌ها می‌شود بطلان زندگی؛ در حالی که وظیفه ما خوش‌بینی است. ظرائف زیادی در این توصیه حضرت نهفته است، این درست برعکس تئوری ماکیاولی است که می‌گوید همه آدم‌ها را پست و زبون بپندارید و فکر کنید همه در حال توطئه برای شما هستند.
شما حتماً تجربه کرده‌اید آن‌هایی که گرفتار خط و خطوط سیاسی می‌شوند دائماً شیطان در آن‌ها نسبت به افراد سایه ذهنی درست می‌کند و لذا هیچ‌کس را آن‌طور که هست نمی‌بیند. هر حركتی را توطئه‌ای ضد خود به حساب می‌آورند، طرف آمده احوالش را بپرسد می‌گوید حتماً یك نقشه‌ای دارد. حضرت(ع) درست عكس این را به ما توصیه می‌کنند که: «وَ مَنْ ظَنَّ بِكَ خَیراً تَصَدَّقْ ظَنَّهُ» اگر كسی به تو گمان خیر دارد گمان او را تصدیق كن. نگو نكند توطئه‌ای در کار است. وظیفه ما این است که اجازه ندهیم شیطان ما را نسبت به گمان خیر او بد بین کند. آری یك وقت هست خود آدم می‌فهمد كه این دارد دروغ می‌گوید. این‌جا دیگر نباید به فهم و عقل خود پشت کنیم. صحبت آن است که آدم مسلمان نباید تحت تأثیر بدبینی‌ها زندگی خودش را لگدمال كند. این سالم‌تر است از این كه بگویید شاید دروغ می‌گوید. نگذار محیط دوستی و رفاقت با احتمالات و گمان‌های بد ضایع شود. و نیز ممکن است که حضرت بخواهند بفرمایند اگر کسی گمان نیک به تودارد تو با اعمالت کاری کن که گمان او تصدیق شود.

دوستی‌های پایدار

در ادامه می‌فرمایند:
«وَ لَا تُضِیعَنَّ حَقَّ أَخِیكَ اتِّكَالًا عَلَى مَا بَینَكَ وَ بَینَهُ فَإِنَّهُ لَیسَ لَكَ بِأَخٍ مَنْ أَضَعْتَ حَقَّهُ»؛
حق برادرت را با اعتمادی که بین شما هست ضایع مگردان، زیرا در آن صورت کسی را که حقش را ضایع کرده‌ای برادرت نخواهد بود.
فضای بحث را فراموش نفرمایید، بنا است ارتباط بین انسان‌ها سالم باشد تا بتوانند به کمک اسلام در صعود روحانی خود موفق گردند. در همان رابطه در این فراز می‌فرمایند: تو حق نداری حق برادرت را به اعتماد این كه بین شما و او ارادت هست ضایع کنی. اگر چنین کردی برادر او محسوب نمی‌شوی و فقط ادعای برادری او را داری.
بعضی مواقع حق دوستی دوستان را رعایت نمی‌کنیم و از این طریق صمیمیت‌ها را پاس نمی‌داریم. بنا نیست اگر دوست شما به شما اعتماد کرد در رعایت حقوق او سهل‌انگاری کنید و حق او را به چیزی نگیرید، با این اطمینان که می‌دانید او سخت نمی‌گیرد. حضرت می‌فرمایند: مواظب باش به صِرف این‌كه شما همدیگر را قبول دارید نمی‌شود حق همدیگر را ضایع كنید. بگوییم چون ما را قبول دارد سهمش را به او ندهیم. حضرت می‌فرماید: «فَإِنَّهُ لَیسَ لَكَ بِأَخٍ مَنْ أَضَعْتَ حَقَّهُ»؛ اصلاً تو دوست آن كسی نیستی كه حق او را ضایع می‌كنی، هر چند به اسم دوستی این‌کار انجام گیرد. ولی خارج از این ادعاها اگر دوستش بودی حق او را ضایع نمی‌كردی. نمی‌شود به صِرف ارادت بین دو نفر یكی حق آن یكی را ضایع كند هر چند در رودربایستی به روی خود نیاورد.
اگر خواستید ارتباط‌ها سالم بماند باید حقوق رفقا را رعایت کنید. مثلاً می‌خواهیم به مسافرت برویم از اول باید خرج‌ها را تقسیم كنیم، نمی‌شود یکی بیشتر خرج کند و یکی کمتر، با این کار احساس امنیت بین رفقا ضعیف می‌شود. وقتی اسلام می‌فرماید اگر می‌خواهی به یك مسلمان پولی قرض بدهی اولاً: نوشته بگیر. ثانیاً مدت آن را مشخص كن. می‌فرمایند: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَاینتُم بِدَینٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ»؛ ای مؤمنان چون قرضی را در مدّتی معین به کسی دادید آن را بنویسید. و نباید بگوییم ما که همدیگر را قبول داریم چرا برای پس‌دادن قرض زمان تعیین کنیم و رسید بگیریم. به نظر می‌رسد آفت ارتباط‌ها همین رودربایستی‌ها است که امنیت بین دوستان را از بین می‌برد، به طوری که همه دلواپس باشند در این مسافرت بارشان روی دوش همدیگر بیفتد، در حالی که اگر متوجه باشیم نباید به برادر خود ظلم کنیم از اول همه مواظب‌اند چیزی به کسی تحمیل نشود و رعایت سهم هرکس مدّ نظر قرار می‌گیرد. چه اشکال دارد که اول هرکس سهم خود را بدهد تا فشار روحی بر روی افرادی که سهم خود را نداده‌اند نباشد! عمده آن است که تمام سعی خود را بکنیم تا حق برادران و دوستان ضایع نشود و در عمل هم دوست همدیگر باشیم و نه دشمن همدیگر وگرنه در عین ادعای دوستی در عمل به همدیگر دشمنی می‌کنیم و طعم دوستی واقعی را نمی‌چشیم، زیرا شیرینی دوستی وقتی خود را می‌نمایاند که سخت مواظب باشیم کوچک‌ترین حقی از برادر و دوست ما در رابطه با ما ضایع نگردد، یکی از دوستان ما که در تهران ساکن بود و در سفرهای دیدار از تبعیدی‌ها در قبل از انقلاب با هم بودیم، بعد از انقلاب، اصفهان آمد سری بزند، یك ظرف شامپو که شاید یك پنجم محتوای آن باقی بود را با خود آورده بود و گفت آن روز كه رفتیم سر تبعیدی‌ها شما این را در ماشین ما جا گذاشتید. این مقدار شامپو ارزشی نداشت ولی از آن نظر که احترام به حق برادر خود گذاشته بود بسیار با ارزش بود.
رعایت حقوق افراد منشأ بسیاری از برکات و موفقیت‌ها در زندگی می‌شود، خطر آن جا است که دوستان به بهانه دوستی نسبت به حقوق همدیگر سهل‌انگاری کنند. آدم از خود می‌پرسد چرا این خانواده مشكل دارد، وقتی انسان دقت می‌کند می‌بیند به جهت خویشاوندی و دوستی حقوق هم را رعایت نمی‌كنند، ده سال است پولی را از رفیقش گرفته است و عین خیالش نیست. نه این كه می‌خواهد بخورد، نه! حساس نیست، حقوق افراد را مال خودش می‌داند. این عدم حساسیت، نسبت به حقوق رفقا و آشنایان چیز بسیار خطرناكی است، چرا نباید متوجه باشیم مالِ دوستان و برادران، مالِ ما نیست پس نباید نزد ما باشد و باید در اولین فرصت به آن‌ها باز گردانده شود؟ بزرگ و کوچک هم ندارد، نباید از محبت دیگران سوء استفاده کنیم و در تضییع حق آن‌ها جسور شویم. در مورد رعایت حقوق پیامبر(ص) آیه آمد كه شما حق ندارید وقت و بی‌وقت بروید مزاحم آن حضرت شوید. فرمود: «إِنَّ الَّذِینَ ینَادُونَكَ مِن وَرَاء الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا یعْقِلُونَ»؛(181) كسانى كه تو را از پشت اتاق‌هایت به فریاد مى خوانند بیشترشان نمى فهمند. به مسلمانان فرمود: نروید پشت در خانة پیامبر(ص) و داد بزنید كه پیامبر(ص) بیرون بیا كارت داریم. می‌فرماید این کارها از بی‌عقلی است و این حق شما نیست كه طلب كارانه با حضرت برخورد كنید. سپس می‌فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَیهِمْ لَكَانَ خَیرًا لَّهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»؛(182) اگر صبر کنند تا از خانه بیرون بیایی برای آن‌ها بهتر است و خداوند غفور و رحیم است. یعنی این کار آن‌ها‌ موجب تجلی نور اسم غفور و رحیم بر زندگی فردی و اجتماعی آن‌ها خواهد شد. اگر انسان حقوق بقیه را رعایت كند مشمول مغفرت و رحمت الهی می‌شود.

مسئولیت‌های گسترده

حضرت در ادامه‌ی توصیه خود می‌فرمایند:
«وَ لَا یكُنْ أَهْلُكَ أَشْقَى الْخَلْقِ بِكَ»
این‌طور نباشد كه اهل تو به جهت انتساب به تو بدترین خلق باشند.
طوری زندگی نكن كه مایه‌ی آبروریزی خانواده‌ات شوی. و یا به عبارت دیگر طوری عمل نكن كه وظیفة خودت را نسبت به اهل خود درست انجام نداده باشی و آن‌ها از افراد منحرف جامعه باشند. توصیه‌ای که بزرگان دین دارند این است که ما باید نسبت به تربیت فرزندان طایفه‌مان همت لازم را انجام دهیم تا آن‌ها در جامعه آدم‌های بدی نباشند و این خدمت بزرگی به جامعه و آن افراد خواهد بود. در راستای سیاق بحث كه می‌فرمود حق آشنایان و برادران خود را ضایع نکن، این‌جا هم می‌فرمایند: طوری عمل كن كه وابستگان تو به‌ عنوان افراد شقی در جامعه جلوه نكنند، حالا یا به جهت این كه در تربیت آن‌ها کوتاهی کنی، یا به جهت این كه با کارهای خود آبرویشان را ببری. خلاصه مواظب باش كه چوب تو را اهل تو نخورند زیرا نسبت به آبروی آن‌ها مسئول هستی و نسبت به تعالی آن‌ها نیز وظیفه‌ای به عهده داری.
گاهی یکی از افرادِ یک صنف مثل صنف معلمان طوری عمل می‌كند كه مردم نسبت به بقیة معلمان بدبین می‌شوند، این فرد باید متوجه باشد او نسبت به آبروی همکاران خود مسئول است. به عبارت دیگر ما مسئول حریم جمعی خودمان نیز هستیم. اگر می‌خواهید رهنمود حضرت امیرالمؤمنین(ع) را عمل کنید باید حوزه اعمال خود را گسترده‌تر از موقعیت فردی خود بنگرید، شما به عنوان افراد مذهبی اگر كاری كردید که سایر همفکران شما زیر سؤال رفتند مسئول هستید و وظیفه‌تان را نسبت به آن‌ها رعایت نکرده‌اید، حضرت می‌فرمایند وقتی می‌خواهی مواظب خود باشی تا این‌جاها باید مواظب باشی. سپس می‌فرمایند:
«وَ لَا تَرْغَبَنَّ فِیمَنْ زَهِدَ عَنْكَ»
رغبت نكن در كسی كه می‌خواهد از تو دور باشد.
یک‌جا فرمودند تلاش کن با آشنایان قطع رابطه نکنی، در جای دیگر فرمودند اگر شرایط طوری بود که چاره‌ای جز قطع رابطه نمانده طوری رابطه را قطع کن که اگر طرفِ مقابل متوجه عیب خود شد، جای برگشت باشد، حالا این‌جا می‌فرمایند: اگر کسی نمی‌خواهد با تو ارتباط داشته باشد، تو در ایجاد رابطه اصرار نداشته باش كه تازه معلوم شود جدایی شما با همدیگر شدید است. یك وقت حس می‌كنید طرف می‌خواهد از شما كناره گیری بكند خیلی ظریف بگذارید کناره‌گیری کند، بدون آن‌که کناره‌گیری او معلوم شود. شما بی سر و صدا و بدون طعنه و کنایه از كنار قضیه رد شوید تا قهر او ظاهر نشود، ممکن است فردا معلوم شود این کناره‌گیری اشتباه بوده و می‌خواهد بی سر و صدا برگردد. عرض کردم آن جا می‌فرماید اگر برادر تو با تو تندی کرد تو تندی و خشونت نكن كه کار به جبهه‌گیری بكشد. این جا می‌فرمایند اگر فردی مایل نبود ارتباط داشته باشد به او نچسب، زیرا باید در ارتباط با همدیگر تعادلی در بین باشد و لذا در ادامه می‌فرمایند:
«وَ لَا یكُونَنَّ أَخُوكَ أَقْوَى عَلَى قَطِیعَتِكَ مِنْكَ عَلَى صِلَتِهِ»؛
این‌طور نباشد که تلاش برادر تو در قطع ارتباط شدیدتر باشد از انگیزه تو جهت ارتباط.
اگر بناست برادر تو قطع رابطه کند تو شروع كننده نباش. زیرا اگر امنیت ارتباط بین دوستان از بین رفت همه چیز از بین رفته است. بسیاری مواقع وحشت بی‌ارتباطی با مؤمنین قلب آسودة شما را از آرامش خارج می‌کند. اگر كسی مزة قلب آسوده را بچشد حاضر است خود را به هر آب و آتشی بزند تا آن را از دست ندهد، حتی حاضر است خود را به هر زحمتی بیندازد تا قلب رمیده‌ی خود را به آرامش برگرداند. در شرح حال آن عالم بزرگوار شوشتر داریم كه؛ «یك كلمه ناخوشایند پشت سر ملامحسن فیض كاشانی گفته بود، از شوشتر حرکت کرد و به كاشان آمد. وقتی مرحوم فیض‌کاشانی از پشت در خانه گفت كیستی؟ گفت «یاٰ مُحْسِنُ قَدْ اَتاٰکَ الْمُسییء» ای محسنْ گناه‌كاری سراغ تو آمده است، این‌كه من یك كلمه پشت سر تو حرف زدم مرا ببخشید». چرا آن عالم این قدر بی‌تاب است، چون می‌داند قلب تیره چقدر دردسر دارد. همچنان‌که می‌داند قلب زلال چه نعمت بزرگی است. لذا نمی‌گذارد راحتی قلب از بین برود. حضرت می‌فرماید، فرزندم! اگر برادرت قطع رابطه‌ای را دنبال می‌کند تو در بریدن رابطه جلو نیفت. سپس فرمودند:
«وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَى الْإِسَاءَةِ أَقْوَى مِنْكَ عَلَى الْإِحْسَانِ»
و این طور نباش که انگیزه‌ی بدی کردن او بیشتر و شدیدتر باشد از انگیزه‌ی احسان کردن تو.
یك طوری نباشد که با دیدن کارهای ما انگیزه‌ی برخورد بد با ما در او قوی باشد نسبت به احسانی که باید در مقابل بدی او انجام دهی. جدایی نباید با بدی و بد اخلاقی همراه باشد، حتی اگر در راستای این جدایی همچنان از او بد اخلاقی صادر شود باید بیش از آن از تو خوش‌ خلقی ظاهر شود. این‌طور نباشد که اگر فهمیدی به عنوان یک اخلاق غیر صحیح او می‌خواهد از تو فاصله بگیرد تو زودتر شروع کنی به فاصله‌گرفتن، بگویی تو می‌خواستی فردا با من قهر كنی، من امروز با تو قهر می‌كنم. آری این‌طور نباشد.