فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

نیازهای وَهمی

وقتی ارتباط با غنی مطلق یعنی خداوند بیشتر شد محرومیت‌های دنیوی برای ما محرومیت حساب نمی‌شود. حضرت امام الموحدین(ع) می‌فرمایند: وقتی زندگی برای تو رام است زندگی را برای خود سخت مکن و خود را برای وسعت‌دادن به زندگی به مخاطره نینداز. فرهنگ غرب چیزی‌هایی را كه لازمه زندگی نبود به عنوان نیازهای زندگی وارد زندگی ما کرد. به قول یكی از دوستان این تابلوهای تبلیغاتی چیزهایی را كه نیاز مردم نیست به عنوان نیاز به مردم معرفی می‌كنند. تا مردم احساس کنند واقعاً بدون آن‌ها نمی‌توانند زندگی کنند. چون آنچه نیاز طبیعی ماست ما بدون هیچ تبلیغی به دنبال آن هستیم، به‌همین جهت هیچ‌وقت تبلیغ نمی‌کنند که مردم نان بخورند زیرا آنچه نیاز طبیعی ماست ذهن ما متوجه آن‌ هست، نیازی به تبلیغ ندارد. پس معلوم است با تبلیغات می‌خواهند ذهن ما را متوجه چیزهایی بکنند که نیاز ما نیست. یکی از ظلم‌های وسایل ارتباط جمعی دنیا، تبلیغات سرمایه‌داران است به ملت ها و بازی کردن با وَهم و خیال مردم ساده. انتقاد کارشناسان تعلیم و تربیت اسلامی به مجموعه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی همین است كه شما چرا همطراز با فرهنگ تبلیغات جهانی شدید. تبلیغات جهانی برای حیات سرمایه‌داری، مصرف بیشتر را به مردم پیشنهاد می‌كند. چون نظام سرمایه‌داری بدون مصرف زیاد امکان ادامه حیات ندارد. مصرف بیش از اندازه را باید با تبلیغات کاذب به روان مردم تحمیل كرد. فرهنگ تبلیغاتی آنچنان تمام زوایای روحی جامعه را اشغال کرده که اگر بنده فرمایش امیرالمؤمنین(ع) را طرح کنم می‌گویند این ما را به انزوا می‌خواند در حالی که سؤال این است که آیا این بحث‌ها ما را به انزوا دعوت می‌كند یا می‌خواهد ما را از موانع رسیدن به یک زندگی پاک نجات دهد. همان کاری که قرآن در وصف رسالت انبیاء مطرح می‌کند که پیامبران آمدند تا بارهای سنگینی که انسان‌ها بر دوش خود نهاده بودند و زنجیرهایی که بر خود بسته بودند، را از آن‌ها بردارد. «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی كَانَتْ عَلَیْهِمْ»؛(167) حضرت در همان فکر و فرهنگ می‌فرمایند فرزندم «وَ لَا تُخَاطِرْ بِشَیْ ءٍ رَجَاءَ أَكْثَرَ مِنْهُ» مواظب باش خود را به امید این كه از دنیا بیشتر به‌دست بیاوری، به مشکلات میندازی و بر دوش خود بارهای سنگینی قرار نده که نتوانی به نحو صحیح زندگی کنی.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

جلسه سی و ششم - عوامل رفع لجاج با برادران

بسم‌الله‌الرحمن‌‌الرحیم
«وَ إِیَّاكَ أَنْ تَجْمَحَ بِكَ مَطِیَّةُ اللَّجَاجِ، احْمِلْ نَفْسَكَ مِنْ أَخِیكَ عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى الصِّلَةِ وَ عِنْدَ صُدُودِهِ عَلَى اللَّطَفِ وَ الْمُقَارَبَةِ وَ عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى الْبَذْلِ وَ عِنْدَ تَبَاعُدِهِ عَلَى الدُّنُوِّ وَ عِنْدَ شِدَّتِهِ عَلَى اللِّینِ وَ عِنْدَ جُرْمِهِ عَلَى الْعُذْرِ حَتَّى كَأَنَّكَ لَهُ عَبْدٌ وَ كَأَنَّهُ ذُو نِعْمَةٍ عَلَیْكَ، وَ إِیَّاكَ أَنْ تَضَعَ ذَلِكَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ أَوْ أَنْ تَفْعَلَهُ بِغَیْرِ أَهْلِهِ. لَا تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدِیقِكَ صَدِیقاً فَتُعَادِیَ صَدِیقَك وَ امْحَضْ أَخَاكَ النَّصِیحَةَ حَسَنَةً كَانَتْ أَوْ قَبِیحَةً، وَ تَجَرَّعِ الْغَیْظَ فَإِنِّی لَمْ أَرَ جُرْعَةً أَحْلَى مِنْهَا عَاقِبَةً وَ لَا أَلَذَّ مَغَبَّةً»
و بپرهیز از آن‌كه ستیزه جویى چون اسبی سركش تو را به گرداب هلاكت در آرد. چون برادرت از تو ببُرد خود را به پیوندِ با او وادار، و چون روى برگرداند مهربانى پیش آر، و چون بخل ورزد از بخشش دریغ مدار، و هنگام دورى‌كردنش از نزدیك‌شدن، و به وقت سختگیرى اش از نرمى‌كردن و به هنگام گناهش از عذرخواستن، کوتاه میا. چنان‌كه گویى تو بنده اویى و او ولی نعمت تو. و مبادا این نیكى را آن‌جا كنى كه نباید، یا در باره آن كس كه نشاید. دشمن دوستت را دوست مگیر تا دوستت را دشمن نباشى، و در پندى كه به برادرت مى دهى- نیك بود یا زشت- باید با اخلاص باشى. خشم خود را اندك‌اندك بیاشام كه من جرعه اى شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانى گواراتر از آن ندیدم.
چنان‌چه مستحضرید در جلسات گذشته حضرت به فرزندشان فرمودند: هر امری عاقبتی دارد و به امور دنیا به صورت ابدی ننگر و بدان که به زودی آن‌چه براساس اعمالت برای تقدیر تو شده است به سراغت می‌آید، و زندگی یك تجارت و مخاطره است و از مخاطره‌ها آن چنان فرار نكن كه تعادل بندگی از تو ستانده شود، و بسیار اتفاق می‌افتد كه چیز كمی پر بركت‌تر از چیز‌های زیاد است. در یاری کسی كه شخصیتاً انسان پستی است خیری نیست، همچنان‌که در دوستی کسی كه قابل اطمینان نیست و متهم به بدی است، خیری نمی‌باشد.

اوقات فراغت فرصت ارتباط با خدا

در ادامه فرمودند: «سَاهِلِ الدَّهْرَ مَا ذَلَّ لَكَ قَعُودُه»؛ زندگی را در شرایطی كه رام توست، آسان بگیر. «وَ لَا تُخَاطِرْ بِشَیْ ءٍ رَجَاءَ أَكْثَرَ مِنْهُ»؛ و خود را برای بیشترداشتن به خطرها مینداز. با این‌که در باره‌ی جمله‌ی اخیر در جلسات گذشته بحث شد و ما مجبوریم از آن بگذریم ولی شما مواظب باشید در سراسر زندگی از آن غافل نباشید. هرکس که گرفتار هلاکت در امور زندگی شد، با غفلت از این نکته شد. آری روزگار را در شرایطی که رام تو است آسان بگیر، و خود را برای بیشترداشتن به مخاطره‌ها نیفكن. شاید دیده‌ا‌ید آدم‌هایی را كه نمی‌توانند كاری نداشته باشند آن وقت فكر می‌كنند حتماً باید یک مشغله جدید در امور دنیایی برای خود درست کنند. به جای این‌که مشغله نداشتن را یك نعمت و فرصت الهی بدانند تا خود را تعالی بخشند، برای فرصت‌ها نقش معنوی قائل نیستند. حضرت نمی‌گویند اگر زندگی‌ات نمی‌گذرد تلاش نكن، می‌فرمایند اگر زندگی‌ات به راحتی می‌گذرد آن را آسان بگیر و خود را برای بیشترداشتن به مخاطره نینداز. نمی‌دانم زندگی خودتان را ارزیابی كرده‌اید یا نه که گاهی به لطف خدا فرصتی پیدا شده‌است تا روح‌تان به آسمان وصل شود، مثلاً فرصت یك سجده طولانی برایتان پیدا شده، می‌بینید بدون داشتن آن نوع دغدغه‌هایی که عموم مردم دارند، شرایط ارتباط با خدا برایتان پیش آمده است. حضرت می‌فرمایند از این فرصت استفاده کن و مواظب باش این فرصت را خراب نکنی. در حالی‌که اگر شیطان بر قلب و روان انسان حاکم باشد می‌گوید حالا که فرصت داری خوب است بروی سربه‌سر بقیه بگذاری، چون طرف نمی‌تواند از فرصتِ پیش‌آمده درست استفاده کند. مثل بعضی‌ها که نمی‌توانند ساکت و آرام باشند، مثلاً گربه از آن گوشه دارد می‌رود به دنبالش می‌گذارد تا آن را بترساند، چون فكر می‌كند باید یك كاری بكند لذا سربه‌سر گربه می‌گذارد. بشر گاهی نمی‌داند كه فرصت‌ها نعمت است. امام سجاد(ع) در دعای مكارم الاخلاق عرضه می‌دارند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِی صِحَّةً فِی عِبَادَةٍ، وَ فَرَاغاً فِی زَهَادَةٍ، وَ عِلْماً فِی اسْتِعْمَالٍ، وَ وَرَعاً فِی إِجْمَالٍ». پس از سلام و صلوات بر محمّد وآل او(، سلامتی برای بندگی، و فراغت برای دوری از دنیا، و علمی برای عمل، و ورعی در عین اجمال و میانه‌روی، نصیب من بگردان.
حضرت تقاضا می‌کنند: «فَرَاغاً فِی زَهَادَةٍ» خدایا! فرصت و فراغتی عطا فرما جهت دوری از دنیا و اُنس بیشتر با خودت. از بهترین نعمت‌های خدا در طول هفته روز جمعه است، که طبق روایات فراغت و فرصتی است برای زهد و هر چه بیشتر آزادشدن از امور دنیایی. جمعه برای یگانه‌شدن با خدا و دورشدن از دنیاست. ترسیمی كه دین برای جمعه - به عنوان یکی از اقات فراغت- می‌كند، می‌گوید روز یاد خدا است، «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ»؛(168) اى مؤمنین چون براى نماز جمعه ندا داده شد، به سوى ذكر خدا بشتابید و داد و ستد را واگذارید، که این براى شما بهتر است. بعد می‌فرماید: «وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِیرًا» در آن فرصتْ بسیار یاد خدا کنید. طبق مستحباتی که دین برای آن روز تعیین فرموده معلوم می‌شود باید در آن فرصت در جهت تعالی روح نهایت استفاده را نمود. برای شب جمعه یک سلسله دستور و اذکار توصیه می‌فرماید، ظهر جمعه توصیه به اقامه نماز جمعه دارد، عصرش دعاهای خیلی خوبی را توصیه می‌فرماید، چون این روز یك فراغتی است برای زهد بیشتر نسبت به دنیا و ارتباط با عالم معنا. بعضی‌ها هم می‌گویند چه كار كنیم جمعه بی‌كاریم. این‌ها دائم باید به کاری از کارهای دنیا مشغول باشند، نمی‌توانند این ذهن را بالا ببرند و لذا مجبورند آن را در سایه‌ها مشغول كنند، می‌گویند: امروز جمعه است، چه كار كنیم، هیچ كاری هم که نیست، بالأخره به بهانه‌ای یک کاری برای خود می‌تراشند تا از شرّ فراغت آن روز راحت شوند. هرکس در هر سنی یک طور برای خود کار می‌سازد، بنده در سنی هستم كه بیشتر چوبِ از بین‌بردن فراغت‌هایم را دارم می‌خورم. به بعضی از دانشجویان عرض می‌کنم مشکل این است كه شما اکنون خود را می‌بینید ولی من می‌بینم شما از 35 سالگی به بعد با خلأهایی روبه‌رو می‌شوید كه اگر حالا برای خود فكری نكنید آن خلأها شما را از پا درمی‌آورد. و این فراغت‌ها را برای به‌دست‌آوردن کمالاتی قرار داده‌اند که به کمک آن‌ها می‌توانید در آینده ادامه حیات دهید و با خلأهای روحی روبه‌رو نگردید.
حال با این دید دوباره به توصیه حضرت توجه کنید که می‌فرمایند: «سَاهِلِ الدَّهْرَ»؛ روزگار را آسان بگیر، «مَا ذَلَّ لَكَ قَعُودُه»؛ در شرایطی که برای تو آرام است و می‌توانی امورات خود را به راحتی بگذرانی. یعنی وقتی كه زندگی برای تو رام است همان‌طور که هست آن را بپذیر، «وَ لَا تُخَاطِرْ بِشَیْ ءٍ رَجَاءَ أَكْثَرَ مِنْهُ»؛ و خود را برای توسعه افراطی به مخاطرات و مشغله‌ها نینداز، آخر ما در این دنیا آمده‌ایم برای این‌که چیزی غیر از آنچه هستیم بشویم، تا بتوانیم در مقام انس ابدی با خداوند قرار گیریم. گفت:
پر گشاده روح بالا، بال ها

تن زده اندر زمین چنگال ها

زمینِ بیشترداشتن كه ادامه همان بودن قبلی است، متعالی‌شدن روح كو؟ می‌گوید اگر اموراتت می‌گذرد، به خود سخت نگیر، به فکر بیشترداشتن نباش، این‌که اموراتت به‌راحتی می‌گذرد را فرصت بگیر. به آسمان وجودت برس، آسمانی بشو، حرف بنده در شرح این فراز تمام شد ولی مطمئن باشید مطلب تمام نشد، در عمل متوجه اساسی‌بودن آن خواهید شد.