فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

کم‌ترین تلاش، کافی‌ترین بهره

تا زندگی در بستر طبیعی خود حرکت می‌کند ما با کمترین انرژی می‌توانیم بهره مورد نیاز خود را از آن ببر‌یم ولی اگر انتظارات خود را از حدّ طبیعی بیشتر کردیم دیگر باید با هزار مشکل دست و پنجه نرم کنیم. مثل استفاده از اسب یا شتر در رفع حوائج‌ است که اگر به آن‌ها سخت نگیریم با اندک غذایی که به آن‌ها می‌دهیم رام ما می‌باشند ولی اگر انتظارات ما از آن‌ها بیشتر شد از ما رمّ می‌کنند، حالا ما بدو و اسب یا شتر بدو، در آخر هم باید پای پیاده بارهایمان را به دوش بکشیم. دنیا هم در بستر طبیعی‌اش همین‌طور با ما برخورد می‌کند، اگر سخت نگیری و به همان اندازه‌ای که در اختیار تو است و روزگار تو با آن می‌گذرد، بسنده کنی به راحتی زندگی را در همه ابعادش به ثمر می‌رسانی و آنچنان نیست که با مخاطره‌هایی روبه‌رو ‌شوی که تو را از پا در آورد. نمونه‌هایی از این نوع زندگی‌ را که در عمل مطابق توصیه حضرت عمل کرده‌اند بسیار دیده‌اید که چقدر راحت دارند از پل صراط دنیا به سوی بهشت طی طریق می‌نمایند.
بعضی‌ از مؤمنین طوری زندگی را می‌شناسند که گویا در دنیا هیچ نیازی ندارند و همواره سعی می‌کنند زندگی خود را با آنچه در اختیار دارند تنظیم کنند. این افراد را مقایسه کنید با آن‌هایی که اگر رنگ ساختمانشان مورد پسندشان نبود دیگر نمی‌توانند در آن ساختمان زندگی کنند. بر عکسِ این‌ها، عده‌ای هم به نحوی زندگی در دنیا را برای خود تعریف کرده‌اند که اصلاً چیزی به نام رنگ اطاق در منظرشان نیست و خیلی راحت دارند از پل صراط دنیا می‌گذرند. بعضی هم از فرط داشتن امکاناتِ افراطی، با اندک ناملایماتی که برایشان پیش می‌آید زندگی برایشان تنگ می‌شود. اگر ما توصیه حضرت را دقیقاً مدّ نظر خود قرار ندهیم و زندگی خود را به امید داشتن امکانات بیشتر به خطر بیندازیم و در زندگی سخت‌ بگیریم، هر اندازه هم زندگیمان وسعت پیدا بكند باز هم از آن راضی نیستیم و با تصورات خود کلاف سردرگمی برای خود می‌سازیم که هرگز از آن در نمی‌آییم. و اگر دقت کنید نمونه‌های خوبی از زندگی‌های ساده و بی‌درد سر در روبه‌روی خود دارید. نگو اگر من به جای او بودم نمی‌توانستم زندگی بكنم، ببین او چقدر راحت می‌تواند در این شرایطِ به ظاهر سخت به راحتی زندگی كند، بعد از خودت بپرس چرا او می‌‌تواند و من نمی‌توانم، علت آن را در عدم توجه به سخن حضرت باید جستجو کرد و این‌که ما زندگی را برای خود غلط تعریف کرده‌ایم. این‌طور نیست که فكر كنید افرادی که زندگی را برای خود ساده می‌گیرند افراد مهمی نیستند و شما مهم هستید و نباید مثل آن افراد ساده زندگی کنید. باید متوجه بود که خداوند یك نوری به او داده که به راحتی می‌تواند سخن حضرت را عمل کند و آن نور را به بنده و امثال بنده نداده است.

نیازهای وَهمی

وقتی ارتباط با غنی مطلق یعنی خداوند بیشتر شد محرومیت‌های دنیوی برای ما محرومیت حساب نمی‌شود. حضرت امام الموحدین(ع) می‌فرمایند: وقتی زندگی برای تو رام است زندگی را برای خود سخت مکن و خود را برای وسعت‌دادن به زندگی به مخاطره نینداز. فرهنگ غرب چیزی‌هایی را كه لازمه زندگی نبود به عنوان نیازهای زندگی وارد زندگی ما کرد. به قول یكی از دوستان این تابلوهای تبلیغاتی چیزهایی را كه نیاز مردم نیست به عنوان نیاز به مردم معرفی می‌كنند. تا مردم احساس کنند واقعاً بدون آن‌ها نمی‌توانند زندگی کنند. چون آنچه نیاز طبیعی ماست ما بدون هیچ تبلیغی به دنبال آن هستیم، به‌همین جهت هیچ‌وقت تبلیغ نمی‌کنند که مردم نان بخورند زیرا آنچه نیاز طبیعی ماست ذهن ما متوجه آن‌ هست، نیازی به تبلیغ ندارد. پس معلوم است با تبلیغات می‌خواهند ذهن ما را متوجه چیزهایی بکنند که نیاز ما نیست. یکی از ظلم‌های وسایل ارتباط جمعی دنیا، تبلیغات سرمایه‌داران است به ملت ها و بازی کردن با وَهم و خیال مردم ساده. انتقاد کارشناسان تعلیم و تربیت اسلامی به مجموعه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی همین است كه شما چرا همطراز با فرهنگ تبلیغات جهانی شدید. تبلیغات جهانی برای حیات سرمایه‌داری، مصرف بیشتر را به مردم پیشنهاد می‌كند. چون نظام سرمایه‌داری بدون مصرف زیاد امکان ادامه حیات ندارد. مصرف بیش از اندازه را باید با تبلیغات کاذب به روان مردم تحمیل كرد. فرهنگ تبلیغاتی آنچنان تمام زوایای روحی جامعه را اشغال کرده که اگر بنده فرمایش امیرالمؤمنین(ع) را طرح کنم می‌گویند این ما را به انزوا می‌خواند در حالی که سؤال این است که آیا این بحث‌ها ما را به انزوا دعوت می‌كند یا می‌خواهد ما را از موانع رسیدن به یک زندگی پاک نجات دهد. همان کاری که قرآن در وصف رسالت انبیاء مطرح می‌کند که پیامبران آمدند تا بارهای سنگینی که انسان‌ها بر دوش خود نهاده بودند و زنجیرهایی که بر خود بسته بودند، را از آن‌ها بردارد. «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی كَانَتْ عَلَیْهِمْ»؛(167) حضرت در همان فکر و فرهنگ می‌فرمایند فرزندم «وَ لَا تُخَاطِرْ بِشَیْ ءٍ رَجَاءَ أَكْثَرَ مِنْهُ» مواظب باش خود را به امید این كه از دنیا بیشتر به‌دست بیاوری، به مشکلات میندازی و بر دوش خود بارهای سنگینی قرار نده که نتوانی به نحو صحیح زندگی کنی.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

جلسه سی و ششم - عوامل رفع لجاج با برادران

بسم‌الله‌الرحمن‌‌الرحیم
«وَ إِیَّاكَ أَنْ تَجْمَحَ بِكَ مَطِیَّةُ اللَّجَاجِ، احْمِلْ نَفْسَكَ مِنْ أَخِیكَ عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى الصِّلَةِ وَ عِنْدَ صُدُودِهِ عَلَى اللَّطَفِ وَ الْمُقَارَبَةِ وَ عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى الْبَذْلِ وَ عِنْدَ تَبَاعُدِهِ عَلَى الدُّنُوِّ وَ عِنْدَ شِدَّتِهِ عَلَى اللِّینِ وَ عِنْدَ جُرْمِهِ عَلَى الْعُذْرِ حَتَّى كَأَنَّكَ لَهُ عَبْدٌ وَ كَأَنَّهُ ذُو نِعْمَةٍ عَلَیْكَ، وَ إِیَّاكَ أَنْ تَضَعَ ذَلِكَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ أَوْ أَنْ تَفْعَلَهُ بِغَیْرِ أَهْلِهِ. لَا تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدِیقِكَ صَدِیقاً فَتُعَادِیَ صَدِیقَك وَ امْحَضْ أَخَاكَ النَّصِیحَةَ حَسَنَةً كَانَتْ أَوْ قَبِیحَةً، وَ تَجَرَّعِ الْغَیْظَ فَإِنِّی لَمْ أَرَ جُرْعَةً أَحْلَى مِنْهَا عَاقِبَةً وَ لَا أَلَذَّ مَغَبَّةً»
و بپرهیز از آن‌كه ستیزه جویى چون اسبی سركش تو را به گرداب هلاكت در آرد. چون برادرت از تو ببُرد خود را به پیوندِ با او وادار، و چون روى برگرداند مهربانى پیش آر، و چون بخل ورزد از بخشش دریغ مدار، و هنگام دورى‌كردنش از نزدیك‌شدن، و به وقت سختگیرى اش از نرمى‌كردن و به هنگام گناهش از عذرخواستن، کوتاه میا. چنان‌كه گویى تو بنده اویى و او ولی نعمت تو. و مبادا این نیكى را آن‌جا كنى كه نباید، یا در باره آن كس كه نشاید. دشمن دوستت را دوست مگیر تا دوستت را دشمن نباشى، و در پندى كه به برادرت مى دهى- نیك بود یا زشت- باید با اخلاص باشى. خشم خود را اندك‌اندك بیاشام كه من جرعه اى شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانى گواراتر از آن ندیدم.
چنان‌چه مستحضرید در جلسات گذشته حضرت به فرزندشان فرمودند: هر امری عاقبتی دارد و به امور دنیا به صورت ابدی ننگر و بدان که به زودی آن‌چه براساس اعمالت برای تقدیر تو شده است به سراغت می‌آید، و زندگی یك تجارت و مخاطره است و از مخاطره‌ها آن چنان فرار نكن كه تعادل بندگی از تو ستانده شود، و بسیار اتفاق می‌افتد كه چیز كمی پر بركت‌تر از چیز‌های زیاد است. در یاری کسی كه شخصیتاً انسان پستی است خیری نیست، همچنان‌که در دوستی کسی كه قابل اطمینان نیست و متهم به بدی است، خیری نمی‌باشد.