فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

تلاش‌های یک بُعدی

در ادامه می‌فرمایند:
«لَیْسَ كُلُّ طَالِبٍ یُصِیبُ وَ لَا كُلُّ غَائِبٍ یَئُوبُ»؛
فرزندم! نه آنچنان است که هر خواهنده و طالب و تلاش‌گری به مطلوب خود برسد، و نه آنچنان است که هر غائبی که از صحنه رفته است باز گردد.
پس باید دنیا را از این زاویه نگاه كرد که اگر تصور کنی با حرص و تلاشِ بیشتر ثمره‌ی بیشتری از دنیا به‌دست می‌آوری، این طور نیست. همچنان که اگر از فرصت‌ها درست استفاده نکنی و به این امید باشی که دوباره آن فرصت‌ها برمی‌گردند، نه این‌چنین هم نیست، آنچه رفته است برنمی‌گردد.
نقطه ضعف انسان‌ها این است که با حرص زیاد به دنبال دنیا می‌دوند و نگران از دست‌رفتن فرصت‌ها برای تعالی ابعاد معنوی خود نیستند. تصور می‌کنند فرصت اصلاح خود همیشه باقی است فعلاً باید در به‌دست‌آوردن هر چه بیشتر اموال دنیایی تلاش کرد. غافل از این‌که فرصتِ محدود زندگی دنیایی بستری است برای تعالی روح و قلب، و لذا اموال دنیایی را مقصد خود می گیرند و از مقصد اصلی باز می‌مانند. حضرت جهت نجات از این نقطه ضعف می‌فرمایند: فکر نکن با این تلاش‌‌های دنیایی همه آنچه می‌خواهی به دست می‌آوری، این طور نیست. پس حرص نزن و به همان اندازه‌ از دنیا که بدون حرص و بدون از دست‌دادن سایر فرصت‌ها پیش می‌آید، راضی باش و بیشترین همّت خود را در راستای تعالی قلب و عقل خود به کار ببند که اگر فرصت تعالی خود را از دست دادی دیگر آن فرصت بر نمی‌گردد.

غفلت از فساد حقیقی

«وَ مِنَ الْفَسَادِ إِضَاعَةُ الزَّادِ وَ مَفْسَدَةُ الْمَعَادِ»؛
از نمونه‌های فساد، بر باد دادن توشه و خراب کردن قیامت است.
مسلم انسان‌ها نگران هستند که زندگی و حاصل تلاش‌های آن‌ها فاسد شود، می‌فرمایند: نوع مشخص فساد این است كه توشه آبادانی آخرت را که همان اصلاح نفس و تقوا است از دست بدهی و در نتیجه معاد و زندگی ابدی خود را خراب كنی، و به واقع بدترین ضررها همین ضرر است كه انسان حیات ابدی خود را خراب نماید و همه فکر و ذکرش آن باشد که در دنیا ضرر نکند و لذا در ادامه می‌فرمایند:
«وَ لِكُلِّ أَمْرٍ عَاقِبَةٌ سَوْفَ یَأْتِیكَ مَا قُدِّرَ لَكَ»؛
و بدان که هر امری یك پایان و نهایتی دارد، به زودی آنچه برای تو مقدر شده به تو خواهد رسید.
آنچه باعث می‌شود نتوانید برای قیامتتان برنامه‌ریزی کنید طلب دنیای بیشتر است، در حالی که هر چیزی انتهایی دارد و به آن‌ انتها و نتیجه می‌رسد و حرص ما آن نتیجه را تغییر نمی‌دهد، و به همین جهت حضرت تأکید می‌کنند به زودی آن‌چه برایت تقدیر شده به تو می‌رسد و خداوند تو را از جمع بندگانش خارج نکرده که در دنیا بدون سهم بمانی و لذا نیاز نیست روحیه‌ی تجارت‌منشی پیشه کنی، با همان روحیه بندگی و انجام وظایف نسبت به خلق و خالق آنچه بناست به تو برسد، می‌رسد. در ادامه در همین رابطه حضرت می‌فرمایند:
«التَّاجِرُ مُخَاطِرٌ وَ رُبَّ یَسِیرٍ أَنْمَى مِنْ كَثِیرٍ»
تجارت بدون خطر نمی‌شود و چه بسیار كم و قلیلی كه دارای بركت و رشد است، نسبت به زیادی که بی برکت است.
پس معلوم نیست با غفلت از تقدیر الهی از خطراتِ از دست‌دادن مال و سرمایه مصون باشی.

زندگی ماوراء تمدن غربی

آیا حضرت(ع) با تذکرات فوق می‌خواهند ما را به ترك دنیا و فعالیت‌های اقتصادی دعوت كنند یا می‌خواهند از حرص بی‌جا و جانکاه منصرف‌ نمایند؟ ابتدا لازم است این نکته روشن شود که از نظر فرهنگ اسلامی زندگی فقط آن شکلی نیست که فرهنگ غرب به نمایش گذارده است. آیا این تمدن، تمدنی است مطابق با نیازهای حقیقی انسان تا كسی اشکال کند در صورت پیروی از توصیه‌های امام‌الموحدین(ع) ما از اروپا و آمریكا عقب می‌افتیم؟ آیا از خود نباید بپرسیم مگر آن‌ها از زندگی حقیقی عقب نیفتادند؟ شهید رجایی«ره» در زمان دفاع هشت ساله می‌فرمود: «آمریكا از اسلحه‌های خودش نمی‌ترسد، آمریكا از ایمان ما می‌ترسد، كاری كنید آن چه آمریكا ندارد و ما داریم را از دست ندهیم.» تجربه هم نشان داد آنجا که ایمان و توکلِ رزمندگان به خدا در صحنه بود با کم‌ترین اسلحه بیشترین نتیجه به‌دست ‌آمد و از آن طریق هیبت دشمن در هم شکسته شد. ای کاش عزیزان برنامه‌ریزی می‌کردند و فراز و فرود دفاع مقدس هشت‌ساله را از این نظر هم بررسی می‌فرمودند تا ببینند چگونه رزمندگانی که در ابتدای جنگ مهم‌ترین اسلحه سنگینشان «آرپی چی هفت» بود، به جهت توکلی که به خدا داشتند چه نتایج درخشانی به‌دست آوردند، به طوری‌که در همان ابتدای جنگ سرنوشت جنگ را به نفع نیروهای اسلام تغییر دادند. اکثر کشورهای غربی و عربی دست به دست هم دادند تا صدام حسین را به عنوان پیروز از جنگ بیرون بیاورند ولی نتوانستند. یعنی همان دو سه ساله اول جنگ کشورهای عربی متوجه شدند اگر ایران را به خودش واگذارند تمام معادلات نظامی منطقه را به نفع خودش تغییر می‌دهد. هیبت نظام اسلامی در جنگ و در همان سال‌های دوم و سوم جنگ نشان داده شد. می‌خواهم نتیجه بگیرم كه فرمایش آقای رجایی«ره» بسیار صحیح بود كه ما برای نجات خود چیزی ماوراء ابزارها داریم البته و صد البته اسلام انزوای مسلمین را هرگز نمی‌خواهد. هیچ وقت، امیرالمؤمنین(ع) طوری سخن نمی‌گویند كه نتیجه‌اش این بشود كه مثلاً ما برویم یك گوشه بنشینیم سرمان را هم زیر بیندازیم و ذکر بگوییم و در معادلات جهانی نقشی نداشته باشیم، ولی حضرت(ع) به ما طوری راه را نشان می‌دهند که متوجه باشیم اصلِ تعالی انسانی در هیچ برنامه‌ای نباید مورد غفلت قرار گیرد وگرنه با همان بحران‌هایی روبه‌رو می‌شویم که امروز جهان با آن روبه‌رو است. وظیفه بنده است که عرض کنم؛ اولاً: آن چه شما با نگاه به غرب به عنوان تنها راه زندگی و تمدن و پیشرفت می‌شناسید، یک خطای تاریخی است و تحت تأثیر همین خطا است که می‌خواهیم با همان ملاک‌های آمریکایی از آمریکا عقب نیفتیم. مسلّم در شرایط موجود هیچ وقت نظام اسلامی آن قدر قدرت زرهی و قدرت تسلیحاتی ندارد که با آمریکا برابری کند ولی آنچنان هم نیست که به کمک سرمایه‌ی ایمان نتواند خود را حفظ نماید و بی‌تأثیر و منفعل باشد. ثانیاً: باید به تمدن و فرهنگی غیر از فرهنگ غربی فکر کرد که نه تنها امکان زندگی بهتری را به انسان‌ها می‌دهد، بلکه شرایطی فراهم می‌کند که بتوان هرچه بیشتر سخنان امیرالمؤمنین(ع) را در آن شرایط عملی نمود. به من و شما انتقاد می‌کنند؛ شما راه‌هایی را پیشنهاد نکنید که ملت ما عقب بیفتند! معلوم نیست ملاک این عقب افتادن چیست؟! مگر فرهنگ غرب جلو افتاده است؟ گاهی به ما اشکال می‌کنند كه شما مسلمان‌ها طرفدار پیشرفت نیستید. عنایت داشته باشید که منظور آن‌ها از پیشرفت، پیشرفت غربی آن هم همراه با فکر و فرهنگ كفر آلود آن‌ها است و نه پیشرفت تکنولوژیک آن‌ها، زیرا خود افرادی که به ما اشکال می‌کنند که شما می‌خواهید جامعه را عقب بیندازید هرگز خودشان در راستای رشد تکنیکی جامعه قدمی بر نمی‌دارند و سراپا گرفتار تقلید و مصرفند. می‌خواهم عرض کنم این مسئله ذهنتان را خراب نكند که اگر در منظر ما تمدنی غیر از تمدن غربی ظاهر شد گمان شود در آن صورت عقب می‌افتیم. آن نوع زندگی كه امام الموحدین(ع) توصیه می‌كنند طوری است که ما را به‌طور طبیعی از بسیاری از نیازهای كاذب نجات می‌دهد و آنچنان وارد زندگی می‌شویم که هرگز از نشاط و تحرك انسانی محروم نمی‌گردیم. با چنین توجهی به سخن حضرت توجه فرمایید که؛ فرزندم! فرصت ها را از دست نده وگرنه گرفتار غصه‌های گلوگیر می‌شوی، از سخنان بعدی حضرت(ع) برمی‌آید که از دست ندادن فرصت به معنی آن است که آبادانی قیامت خود و استعدادهایی که در ابدیت نیاز داری، را از دست نده.