فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

وقتی دنیا مسیر باشد و نه مقصد

حضرت در ادامه می‌فرمایند: «وَ أَنَّكَ فِی سَبِیلِ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ» تو داری همان مسیری را می‌روی كه گذشتگان رفته‌اند. و به همان شکل دنیا را ترک می‌کنی که آن‌ها ترک کردند، جوان و پیر هم ندارد. هر كس بیشتر این نکته را بفهمد شعور بیشتری دارد، نه هر كس بیشتر پیر شده بیشتر متوجه این نکته شده است. هرکس با چشم بصیرت می‌تواند ببیند كه مسیرش همان مسیر حركت گذشتگان است كه امروز نیستند. این نوع نگاه؛ بصیرت ما را نسبت به دنیا روشن می‌كند و نمی‌گذارد دنیا حجاب ما شود و از ارتباط با خدا و توجه به ماوراء دنیا محروم شویم. از نردبان باید گذشت تا به بام رسید، بعد که به بام رسیدیم دیگر باید نردبان را رها کنیم. گفت:
چون رسی بر بام‌‌های آسمان

سرد باشد جستجوی نردبان

هرکس توانست در این دنیا از دنیا نردبان بسازد و جان خود را در ارتباط با خدا بالا ببرد دیگر نگاهش به دنیا همانند نگاهی می‌شود که حضرت امیرالمؤمنین(ع) پیدا کردند و می‌خواهند ما را متوجه آن نگاه بکنند.
مولوی در رابطه با این که باید از دنیا جهت آبادانی آخرت بهره گرفت؛ می‌گوید:
روز مرگ این حسّ تو باطل شود

نور جان دارى كه یار دل شود

در لحد كاین چشمْ را خاك آکند

هستت آن چه گور را روشن كند

آن زمان كه دست و پایت بر دَرَد

پَرّ و بالت هست تا جان بر پرد

آن زمان كاین جانِ حیوانى نماند

جان باقى بایدت بر جا نشاند

جدایی از حرص

پس از آن که جایگاه دنیا را روشن کردند حال می‌فرمایند:
«فَخَفِّضْ فِی الطَّلَبِ وَ أجْمِلْ فِی الْمُكْتَسَبِ»
پس طلب خود را از دنیا كم كن و در به‌دست‌آوردن آن بدون آن‌که حرص بزنی، میانه‌رو باش.
در دنیا از دنیا كم بخواه، اما در دنیا خدا را زیاد بخواه، حال كه حقیقت دنیا را شناختی راه نجات همین است و در موقعی كه همه‌ی افراد چهاراسبه می‌تازند كه مبادا از دنیا عقب بمانند، تو اگر این مطلب را فهمیدی نجات می‌یابی و با آن‌ها همراهی نمی‌کنی. مثلاً طرف فرزندش را در فلان مدرسه غیر انتفاعی بالای شهر ثبت نام كرد تا حتماً به زعم خود در کنکور قبول شود، اگر شما هم دنیا را نشناخته باشی خودت را به هزار فلاكت می‌اندازی كه فرزندت از فرزند او عقب نیفتد، اما اگر دنیا را شناخته باشی و این که دنیا محل برآوردن آرزوها نیست، بدون هیچ حرصی مسیر عادی زندگی‌ات را طی می‌كنی. عمده آن است که باید برسیم به این نكته كه از دنیا كم بخواهیم. به ما می‌گویند این‌ها حرف‌های صوفی‌ها است. آیا اگر کسان دیگری از توصیه‌های امیرالمؤمنین(ع) استفاده کردند ما که آن حضرت را امام خود می‌دانیم نباید از توصیه‌های آن حضرت استفاده کنیم؟
حضرت قبل از این نکته، سه نكته را فرمودند و بعد این نتیجه را گرفتند؛ فرمودند: اولاً: در دنیا به آرزویت نمی‌رسی، ثانیاً: اجلت را نمی‌توانی تغییر دهی، ثالثاً: تو در حال حاضر همان راهی را داری می‌روی که گذشتگان رفتند، پس از دنیا كم بخواه و حرص نزن. شما آن سه نکته را دائماً در منظر خود داشته باشید تا ببینید حرف حضرت در رابطه با عدم حرص نسبت به دنیا چه اندازه کارساز و صحیح است. اتفاقاً امروزه كه همه در ولع دنیا داری هستند، هنر ما باید به نور امیرالمؤمنین(ع) این باشد که از طریق آن حضرت نجات پیدا كنیم. حالا که روان اکثر انسان‌ها را ظلمات گرفته، هنر نهج‌البلاغه آن است که می‌تواند افراد را نجات دهد.
آری می‌فرمایند: «وَ أَجْمِلْ فِی الْمُكْتَسَبِ» در به‌دست‌آوردن آنچه كه باید به‌دست آوری میانه‌رو باش. نه آن چنان از تلاش در زندگی جدا شو كه فقرت تو را بشكند، و نه آن چنان حرص بزن كه همة روحت گرفتار طلب دنیا گردد. هر كس باید برای خودش این مطلب را حل كند كه اگر چه اندازه از این دنیا داشته باشد كافی است؟! به خود بگوید چقدر از این دنیا كه داشته باشم می‌توانم ادامة حیات معنوی بدهم؟! آیا این صحیح است كه بگوییم هر اندازه که توانستیم به‌دست ‌می‌آوریم و سیری نداشته باشیم؟ این‌كه همة عمر ما را می‌برد. مثلاً طرف حساب کند اگر یك خانه با سه اتاق داشته باشد برایش كافی است و می‌تواند به حیات معنوی‌اش ادامه دهد. پس دیگر ربطی به او ندارد كه فلانی خانه‌ای با هشت اتاق دارد. باید بنشینیم و برای خودمان ترسیم كنیم كه از این زندگی اگر چقدرداشته باشیم برای حیات ابدیمان می‌تواند مقدمة خوبی باشد. به ما چه ربطی دارد كه بقیه بیشتر می‌خواهند. وقتی آدم‌ها حدّ و مرز داشتن دنیا را برای خود تعیین کردند، اولاً: تا ابد انرژی‌هایشان صرف طلب دنیای بیشتر نمی‌شود. ثانیاً: امکان به‌دست آوردن دنیا از بقیه گرفته نمی‌شود. حضرت اول فرمودند طلب و درخواستت را از این دنیا كم كن، بعد در راستای چگونگی آن فرمودند میانه‌رو باش، نه افراط و نه تفریط.

حرص‌های محرومیت‌آفرین

بعد برای روشن شدن مطلب و توجه به قواعد عالم می فرمایند: «فَإِنَّهُ رُبَّ طَلَبٍ قَدْ جَرَّ إِلَى حَرَبٍ»؛ چه بسیار طلب ها و درخواست ها و دنبال دنیا رفتن‌ها كه تو را به محرومیت می‌كشاند. یعنی باعث می‌شود كه حتی زندگی‌ات ربوده شود. پس در برنامه‌ریزی میانه‌رو باش. طلبت را از دنیا كم كن و این را بدان که قاعدة دنیا این است كه در بسیاری مواقع طلبِ افراطی و درخواست بیشترْ تو را نسبت به آنچه هم باید داشته باشی محروم می‌کند. پس به گونه‌ای زندگی كن كه تمام وجودت طلب دنیا نباشد وگرنه ممکن است سرنوشت تو مانند سرنوشت آن‌هایی باشد که خواستند زیاد داشته باشند، ولی از همه چیز محروم شدند. چون نیاز ما را در راستای طلبِ بدون حرص تقدیر کرده‌اند. در راستای همین قاعده در ادامه می‌فرمایند:
«وَ لَیْسَ كُلُّ طَالِبٍ بِمَرْزُوقٍ وَ لَا كُلُّ مُجْمِلٍ بِمَحْرُومٍ»؛
فرزندم! این چنین نیست كه هركس به دنبال رزق خود بدود آنچه را بخواهد بیاید و این‌چنین هم نیست که اگر کسی میانه‌روی کرد از داشتن مایحتاجش محروم شود.
به تعبیر دیگر، برنامه‌ی جهان را خداوند این‌چنین نریخته كه هر طالبی به هرچه می‌خواهد برسد، و این‌گونه هم نیست تا آن‌هایی هم كه در دنیا میانه‌روی پیشه می‌كنند از آن‌چه نیاز آن‌ها است محروم شوند.
گاهی خداوند به انسان كمك می كند و یك زندگی در حدّ کفاف به او می‌دهد. ولی بعد چون خداوند دائم انسان را در شرایط مختلف امتحان كند، دریچه‌هایی از دنیاداری را برای او باز می‌كند. این جا است که انسان باید سخت مواظب باشد و بداند بیشتر به دنبال دنیا دویدن موجب بیشتر به دست آوردن آن نیست، بلکه روی‌آوردن دنیا به آن فرد شرایطی است تا شخصیت او مشخص شود. به تعبیر قرآن: «...لِنَنظُرَ كَیْفَ تَعْمَلُونَ»؛(123) برای این‌که ببینیم در این شرایط چگونه عمل می‌کنید. چون خداوند در شرایط جدید می‌خواهد ما را امتحان کند، نه این‌که بخواهد دنیای بیشتر به ما بدهد و لذا بسیاری از انسان‌ها با تلاش‌های افراطی در زندگی دنیا به دنبال محرومیتشان می‌دوند. و به همین جهت است كه اگر در هر شرایطی میانه روی پیشه كنید و خود را در به دست آوردن دنیای بیشتر حقیر نکنید، ضرر نمی‌كنید.