فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

فرار از دنیا به دنیا

در جلسه قبل تا حدّی این موضوع مورد بررسی قرار گرفت که امام(ع) فرمودند: دنیا، اهلش را بازی می‌دهد، آن‌ها هم بازی می‌خورند. توجه به این نکته از موضوعات مهم آسیب‌شناسی جامعه است. انسان گاهی تعجب می‌كند بعضی افراد چیزهایی را قبول می‌كنند كه اصلاً هیچ عقل عادی در شرایط عادی نمی‌تواند آن‌ها را قبول کند، اینجاست که می‌فهمیم چطور دنیا اهلش را به‌راحتی بازی می‌دهد.
اگر كسی دنیا برایش جدی شد و مرگ را ندید و از موقت‌بودن حیات دنیا غافل شد واقعاً بصیرت خود را از دست می‌دهد و با اندک خیالی تحریک می‌شود. آری! این سخن، سخن بزرگی است که بفهمیم؛ «دنیا اهلش را بازی می‌دهد و آن‌ها هم بازی می‌خورند». دیدن این مسئله، بصیرت می‌خواهد حال که ما آن بصیرت را نداریم لااقل دست خود را بدهیم به دست امیرالمؤمنین(ع) كه آن بصیرت را در اوج خود دارند. کسی که نسبت به دنیا و بازی‌های پیچیده آن بصیرت لازم را ندارد باید هنر آن را داشته باشد که دستش را بدهد به کسی که در دنیا با بصیرت حرکت می‌کند. گفت:
دست کورانه به حبل الله زن

جز بر امر و نهی یزدان بر متن

عزیزان! مطمئن باشید اگر با دنیا دوست شدید، اگر مرگتان را نتوانستید تحلیل كنید، اگر افق‌های بلند روحتان را به كرانه‌های فوق دنیا سیر ندادید؛ بین در و دیوار دنیا آنچنان له می‌شوید كه هیچ چیز ماوراء دنیا را نمی‌توانید بفهمید. حساب كنید كسی را که در وسط دریا در چنگال امواج گرفتار است. این فرد جز به آزادشدن از چنگالِ امواج به چیز دیگری نمی‌تواند فكر كند و از آن طرف تمام اطراف او را دریا فرا گرفته. اگر كسی در چنگال دنیا قرار گرفت دنیا او را از چنگالی به چنگالی می‌سپارد و خود آن بیچاره هم از چنگالی به چنگال دیگر دنیا پناه می‌برد. و لذا اصلاً نمی‌تواند به بالاتر از آن فكر كند، چون افق خود را دنیا قرار داده است.

بصیرت همه‌جانبه

در قیامت مؤمنان طوری هستند که در غرفه‌های(116) بهشت در مقامی بس بلند و بلندمرتبه قرار دارند، این به جهت آن است که در زندگی دنیایی بالاتر از دنیا نشستند، بر اریكه‌های تفكر توحید و عمل صالح مستقر شدند، چیزی که در منظر اهل دنیا نمی‌گنجد.
همان‌طور که مؤمنین در زندگی دنیایی با افقی توحیدی، بر دنیا و بر اهل آن می‌نگرند، آن بینش برتر و بلندمرتبه‌ی توحیدی در قیامت - که هر چیز در آن عالم صورت و جسم می‌یابد - به صورت تخت و غرفه جلوه می‌کند، چون این‌ها در دنیا هم که بودند فوق دنیا زندگی می‌کردند، بر دنیا بودند و نه در دنیا. اما عده‌ای روز قیامت در جهنم هستند. این‌ها همان افرادی هستند كه حالا در چنگال دنیا گرفتارند.
امامی معصوم با بصیرتی کامل به نصیحت نشسته و می‌خواهد عصارة بصیرت و حیات خود را از طریق فرزندش به بشریت بفرماید.
توجه به حیات ابدی و عبرت‌گرفتن از غافلانِ به قیامت و گرفتار‌شدگان دنیا چیزی نیست كه گفته شود تمام می‌شود، شما هر روز در نماز می‌گویید «مَالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» چون در هر روز نیاز هست که به قیامت توجه کنید. زیرا لازم است که انسان، دنیا را نسبت به قیامت و در مقایسه با حیات ابدی ببیند و تجزیه و تحلیل كند؛ با گفتن «مَالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» خود را در محضر خداوند، به حیات ابدی می‌كشاند. حضرت فرمودند: اهل دنیا، دنیا را پروردگار خود پنداشتند، هم دنیا آن‌ها را به بازی گرفت و هم از دنیا بازی خوردند. آخرت را که ماوراء دنیا بود، فراموش کردند. و توجه به این نکته نیاز هر روز ما است. حال در ادامه می‌فرمایند:

چگونگی نزدیکی به قیامت

«رُوَیْداً یُسْفِرُ الظَّلَامُ كَأَنْ قَدْ وَرَدَتِ الْأَظْعَانُ یُوشِكُ مَنْ أَسْرَعَ أَنْ یَلْحَقَ»؛
کمی تأمل کن، بگذار تا پردة تاریك حجاب دنیا كنار برود. آنگاه گویا قافلة جهانیان به قیامت رسیده و گویا محمل‌ها و شترها وارد محشر شده‌اند و آن‌کس که بشتابد کاروان را دریابد.
هر چه بیشتر به زندگی ابدی فکر کنیم نسبت به زندگی دنیایی بیدارتر و بیناتر خواهیم بود، این مسئله به پیری یا جوانی هم ربطی ندارد، عوامل غفلت از قیامت را باید از ذهن بیرون كرد. این‌طور نیست که فکر کنیم وقتی پیر شدیم احساس نزدیک بودن به حیات ابدی را به‌دست خواهیم آورد. خیر! این‌طور نیست. وقتی نسبت به قیامت هوشیار شدید بصیرتتان نسبت به دنیا و عیب‌ها و حیله‌های آن ظاهر می‌شود و در بصیرتی در راستای بصیرت امامتان حضرت امیرالمؤمنین(ع) قرار می‌گیرید و آنچه حضرت می‌فرمایند را حس می‌كنید. می‌فرمایند: گویا محمل‌ها و شترهای سیركننده به محشر در آن‌جا وارد شده‌اند. انسان بصیر همین حالا خود را آن جا حس می‌كند، كسانی که هنوز در انتخاب راه صحیح دچار مشكل هستند خود را در قیامت نمی‌یابند، از طرفی انسان به اندازه‌ای كه خود را در قیامت ‌یافت به بهترین انتخاب‌ها دست می‌زند.
تنها چیزی كه از بابت آن باید برای خودمان نگران باشیم نشناختن حد زندگی دنیا است. باید حد زندگی دنیا را درست بشناسیم تا خود را لگدمال امیال دنیایی نكنیم. برای رسیدن به این بصیرت و واردشدن در چنین احساسی، پیری یا جوانی فرق نمی‌كند، هركس در این مسیر حرکت کند می‌رسد، نه هركس پیر بشود وارد چنین احساسی می‌شود. می‌فرمایند: «یُوشِكُ مَنْ أَسْرَعَ أَنْ یَلْحَقَ» كسی كه سرعت بگیرد تا به قیامت برسد، می‌رسد. كسی كه دائماً تلاش خود را در قیامت بیابد و جهت قلب خود را در امور زندگی متوجه قیامت کند، خود را در قیامت می‌یابد، چون قیامت یک عالَم برتر است که هم‌اکنون موجود است و امام رضا(ع) فرمودند: هرکس معتقد باشد هم‌اکنون قیامت نیست از ما نیست.(117) و در همین راستا پیامبر(ص) می‌فرمایند: «اَلْانَ قِیامَتی قائِم»(118) كمی به این جمله فكر كنید؛ می‌فرمایند: «همین حالا قیامتِ من قائم است» یعنی من همین حالا خودم را در قیامت می‌یابم. امیرالمؤمنین(ع) هم می‌فرمایند: «لَوْ کُشِفَ الْغِطاءُ مَازْدَدْتُ یقیناً»؛(119) اگر پرده ها عقب برود چیزی به یقین من اضافه نمی‌شود. یعنی من فوق حجاب دنیا با قیامتی که هم‌اکنون موجود است مرتبط هستم و به آن یقین دارم. پس وقتی قیامت هم‌اکنون موجود است می‌توان همین حالا با آن زندگی کرد. آیا فقط با مردن باید به قیامت نزدیك ‌شویم یا با انصراف از دنیا این کار ممکن است؟ حضرت فرمودند: تو حدّ دنیا را بشناس، زیاد به ‌یاد مرگ باش، آرام‌آرام توجه نفس به عالم برتر، تو را از هم‌اکنون وارد آن عالم می‌کند. تعبیر حضرت بسیار زیبا است. می‌فرمایند: «یُوشِكُ مَنْ أَسْرَعَ أَنْ یَلْحَقَ» کسی که به سوی قیامت سرعت بگیرد تا به آن برسد، به آن می‌رسد. ولذا نسبت به زندگی موقت دنیا از یک طرف و نسبت به قیامت ابدی از طرف دیگر بصیر می‌گردد و ابدیت خود را با عمق جان می‌یابد. و به عبارت دیگر واقعیت‌شناس می‌شود و خیال‌ها او را نمی‌ربایند. در ادامه می‌فرمایند: