فهرست کتاب


فرزندم این‌چنین باید بود[جلد دوم](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)

اصغر طاهرزاده

انقلاب اسلامی؛ صراطی به سوی بهشت

حبّ دنیا مانع می‌شود که بعضی‌ها انقلاب اسلامی را به عنوان ظهور حکم الهی در نظام اجتماعی بپذیرند و لذا به همان اندازه بر صراط متوقفند. شما چه بخواهید و چه نخواهید انقلاب اسلامی یك پل صراط نوارنی است، کسانی که جایگاه دینی آن را می‌شناسند به خوبی از طریق این پل به بهشت نزدیك می‌شوند ولی عده‌ای از آن محروم می‌شوند. فراموش نفرمائید پل صراط راهی است به سوی بهشت كه از متن جهنّم رد می‌شود و جهنّم، باطن دنیا است. و لذا کسی که توانست در این دنیا از دنیا بگذرد و با سیر به سوی انوار الهی برای خود پل بسازد، در آن دنیا هم می‌تواند از صراطی که به سوی بهشت است عبور کند و انقلاب اسلامی کمک می‌کند تا انسان‌ها در این دوران به خوبی از ظلمات دنیای مدرن، به سوی زندگی معنوی سیر کنند. همین‌طور که اسلام در این دنیا به معنی واقعی یک پل متعالی است که رونده‌ را به سوی نور راهنمایی می‌کند.
اشخاصی که گرایششان به دنیا زیاد است از انقلاب اسلامی نمی‌توانند استفاده کنند و در پرتو نور آن، زندگی دنیایی را طی نمایند و لذا نمی‌توانند پل صراط را در آن دنیا طی کنند و در آن متوقف می‌شوند. انقلاب اسلامی به طور مستمر انوار خود را برای رونده به سوی عالم معنا ظاهر می‌کند و روز به روز نورانی‌تر می‌شود. به طوری‌که هم‌اكنون نورانی‌تر از اوّل انقلاب بواطن و استعدادهای خود را نمایانده است. گاهی می‌بینیم فلان شخصی كه برای انقلاب سر و دست می‌شكست و اهل جبهه و مبارزه بود الآن چپ كرده است، خروج این افراد را از انقلاب به جهت نورانیت انقلاب اسلامی بدانید که هرکس را به هر اندازه‌ای که اهل توجه به عالم معنی نیست از خود بیرون می‌اندازد و به عبارت دیگر انقلاب اسلامی نخاله‌هایش را دارد بیرون می‌ریزد.
زلالی این انقلاب مثل زلالی كربلا است، عظمت كربلا به زیاد بودن افرادش نبود، به زلال‌بودن افرادش بود. آیا نهضت اباعبدالله(ع) قبل از رسیدنِ خبر شهادت مسلم‌بن‌عقیل و در آن هنگام که هنوز عبیدالله‌بن‌زیاد به کوفه نیامده بود و کوفیان طرف امام حسین(ع) بودند بزرگ‌تر بود، یا در كربلا و با هفتاد و دو تن؟ دیدید که آن افراد زیاد نتوانستند کاری بکنند و با اندک تهدیدِ عبیدالله همه در رفتند، مطمئناً هیچ نهضتی به بزرگی نهضت كربلا نیست، چون هیچ نهضتی به زلالی كربلا نیست، پس ملاك پیروزی انقلاب اسلامی هم به زلالی آن است. هر چه زلال‌تر باشد در دوران معاصر نقش‌‌آفرین‌‌تر است؛ پس اگر كسی برفرض بگوید عده‌ای چشمگیر با انقلاب كج تابیده‌اند باید متوجّه بود که اهل دنیا با هر حقیقتی کج می‌تابند، اهل دنیا نمی‌توانند بر روی پل صراط به سوی بهشت سیر کنند، بر روی آن متوقف می‌شوند و گرفتار جهنّم می‌گردند. وقتی سوختند، اگر سرمایه‌ای از حقیقت داشته باشند پس از سالها توقف، به سوی بهشت حرکت می‌کنند.

علی(ع)؛ صراط مستقیم

امام می‌فرمایند: فرزندم! باید از دنیا عبور کنی و از گردنه‌ی بلند آن بگذری، چرا که باطن همین دنیا جهنّم است ولی روی جهنم پلی قرار دارد كه اسمش اسلام است و از طریق اسلام امکان گذر کردن و درست طی کردن مسیر فراهم است. بعضی‌ها در دنیا اسلامی زندگی می‌كنند، این افراد همان‌هایی هستند كه از پل صراط می‌گذرند، چون اصل اسلام پل صراط به سوی بهشت است. بعضی‌ها در این دنیا علوی زندگی می‌كنند. در روایت داریم: «عَلِی صِراطٌ مستقیم»؛((43 علی(ع) صراط مستقیم است. پس کسی‌که پیرو آن حضرت باشد در مسیری قرار می‌گیرد که آن مسیر به بهشت ختم می‌شود یا در مورد آیه: «وَمَن یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»؛((44 و آن‌کس که به عدل امر می‌کند، و او بر صراط مستقیم است. از ابن عباس داریم که رسول خدا(ص) فرمودند: «اِنَّه عَلِی»(45) آن‌کس که بر صراط مستقیم است، علی(ع) است.
در روایت داریم:
پیامبر اكرم (ص) فرمود: «یَا عَلِیُّ إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ أَقْعُدُ أَنَا وَ أَنْتَ وَ جَبْرَئِیلُ عَلَى الصِّرَاطِ وَ لَمْ یَجُزْ أَحَدٌ إِلَّا مَنْ كَانَ مَعَهُ كِتَابٌ فِیهِ بَرَاةٌ بِوَلَایَتِكَ»؛(46)
یا علی روز قیامت من و تو و جبرئیل بر صراط می نشینیم و هیچ‌كس از آن عبور نخواهد كرد مگر این‌که نوشته اى داشته باشد كه در او برات ولایت تو باشد.
چون علی(ع) مجسمه‌ی عبور به سوی بهشت و انوار الهی است و لذا هر کس او را اسوه‌ی خود نگیرد در راه می‌ماند. و لذا رسول خدا(ص) برای این‌که ما در سیر الی‌الله نمانیم ما را متوجّه علی(ع) می‌کنند.
متأسفانه اگر بشنویم فلان مرتاض سی‌سال ریاضت كشیده و حالا می‌خواهد یک خبری غیبی برای ما بگوید، با هزار تلاش و سختی می‌رویم تا خبر غیبی او را بشنویم. در صورتی‌که این جمله پیامبر خدا(ص) آنچنان از رازِ درست زندگی کردن پرده برمی‌دارد كه اگر تمام مرتاضان دنیا همه عمر بشریت را ریاضت بكشند نمی‌توانند این‌چنین رازگشایی کنند، ولی گفت:
ماهیان ندیده غیر از آب

پرس‌پرسان زهم كه آب كجاست

فرهنگ عمومی جامعه زمانی می‌تواند به مقصد اصلی توجّه کند كه بفهمد جایگاه این‌گونه روایات در زندگی کجاست. پیامبر(ص) می‌فرمایند: ای علی! وقتی قیامت را برپا می‌كنند تو را بر سر پل صراط قرار می‌دهند، هر كس را تو برات عبور از آتش دهی، رد می‌شود. یعنی حیات صحیحی كه به بهشت برسد، حیات علوی است. عدّه‌ای که حقیقت این روایات را نمی‌فهمند می‌گویند آن روزی كه علی(ع) نبود تکلیف مردم چه می‌شود؟ فکر می‌كنند جسم آن حضرت مطرح است. علاوه بر روایتی که از قول رسول خدا(ص) داریم که: «اَوَّلُ ما خَلَقَ الله نُوری»؛((47 اولین چیزی که خداوند خلق فرمود نور من بود، علی(ع) هم فرمودند: «کُنْتُ وَصیاً وَ آدَمُ بَینَ‌ ‌الْماٰءِ وَ الطّین»؛((48 من وصی پیامبر بودم در حالی‌که آدم هنوز بین آب وگل بود و خلق نشده بود. همچنان‌که در روایت داریم اوّلین كسانی كه در هستی، قبل از زمین و آسمان خلق شده‌اند، پنج‌تن(ع) بودند. پیام این روایات و جایگاه آن‌ها را باید فهمید. وقتی فهمیدیم كه حضرت نوح(ع) به پنج‌تن متوسل می‌شدند، متوجه می‌شویم که در این روایات مقام ائمه(ع) مطرح است نه جسم و بدن آن‌ها. مسلّم کامل‌ترین رهنمودهای الهی در آخرین دین ظهور خواهد كرد. و کامل‌ترین دین با حاملان آن در عالم غیب بوده‌اند، منتها ظهور آن احتیاج به زمینه داشت، و لذا ادیان الهی یکی بعد از دیگری ظهور کردند تا زمینه‌ی ظهور كامل‌ترین دین فراهم شد. پس همان‌طور که اوّلین دین در عالم غیب، دین اسلام است، آخرین دین در عالم عین نیز دین اسلام است، و این یک قاعده است که فیلسوفان تحت عنوان «النهایات تَرْجع الی‌البدایات» مطرح می‌کنند که آنچه در نهایت و در عالم عین ظاهر می‌شود برگشت دارد به ابتدا و آنچه در عالم غیب در ابتدا بوده است.
اوّلین ولایت در علم غیب، ولایت علی(ع) است، آخرین ولایت که ظهور تامّ و تمام ولایت است، در ولایت علی(ع) ظهور می‌کند، حال كسی كه مرتبط با عالم غیب و حقایق عالم است هیچ وقت از ولایت امیر‌المؤمنین(ع) محروم نیست.

خصوصیات اهل جهنم

حضرت امام‌الموحدین(ع) می‌فرمایند: باید سیر و صعود خود را اصلاح كنی، زندگی چیزی جز سیر نیست، کلّ زندگی گذر از یك گردنه است. فرزندم! قبل از آن‌كه به منزل نهایی و به محلی که باید در آن نزول كنی وارد شوی، با عقاید پاک و اخلاق و اعمال پاک، بستر سیر و محل نزول خود را مناسب زندگی ابدی خود گردان. «عقیده»، «اخلاق» و «عمل پاك» به انسان جهت می‌دهد.
كسی می‌تواند از ساعت وسط دریا دست بردارد که جهت دلش جای دیگر باشد، و كسی که دلش را در توجه به امثال ساعت مشغول کرده است به ساحل هم که آمده هنوز دلش در وسط دریا پیش ساعتش می‌باشد. چه كسی در امثال آن اتّفاقات می‌تواند دلش را به ساحل بیاورد؟ كسی كه عقیده‌اش این باشد كه كمال حقیقی، در ارتباط با خدا به‌دست می‌آید. حالا ساعتش كه در دریا افتاد، خودش از دست نرفته‌است، آن چیزی که آن فرد را به ساحل می‌كشد عقیده به خداست و دل‌بستن به آنچه نزد اوست. در حالی که اگر كسی چنین عقیده‌ای نداشته باشد، ساعتش كه در دریا افتاد، دل خود را نمی‌تواند به ساحل بكشاند، تن به ساحل می‌آید امّا خودش نمی‌آید، خودش را دیگر ندارد. جهنّم جای كسانی است كه به جهت حبّ دنیا از درون آتش گرفته‌اند.
جمله حضرت خیلی عجیب است، دوباره نگاه كنیم! حضرت می‌فرمایند: فرزندم! قبل از فرود آمدن در قیامت چیزهایی را برای خودت پیش بفرست، تا تو را از دنیا به سوی قیامت بکشند.
امام صادق(ع) می‌فرمایند: «مردی از اباذر پرسید چرا ما از مرگ کراهت داریم؟ فرمود: چون شما دنیا را آباد و آخرت را خراب کردید، پس کراهت دارید از این‌که از آبادانی به سوی خرابی انتقال یابید».(49)
وقتی معنی دنیا از یک طرف و معنی قیامت از طرف دیگر برایمان روشن شد، به راحتی می‌توانیم از دنیا بگذریم. صفت گذشت یك مَلَكه است که با توجّه به قیامت به‌وجود می‌آید. اگر گذشت داشته باشید و ساعتتان وسط دریا افتاد، آن صفت به راحتی شما را از قعر دریا به ساحل می‌كشاند. اگر این صفت را داشتید، می‌توانید با دل خود، و نه فقط با تن‌ خود به ساحل بیایید، می‌توانید بگویید حالا دیگر رفت که رفت. لذا می‌فرمایند:«وَ وَطِّئِ الْمَنْزِلَ قَبْلَ حُلُولِكَ»؛ منزل خود را قبل از فرود آمدن در آن، آراسته و پیراسته گردان.
ما یك منزلی داریم که آن منزلِ جان است، منزل تن را با یک فرش می‌توان آماده‌ی زندگی کرد. امّا از خود باید پرسید جانمان را كجا بگذاریم که امکان ادامه‌ی زندگی در حیات ابدی برایمان فراهم باشد. تجربه کرده‌اید که گاهی جان انسان مکان و قرار ندارد؛ مثلاً اگر شما حسود باشید محل قرارِ جانتان كجاست؟ جان انسان در آن حالت مثل اسپند روی آتش، دائم در تلاطم است، جان را كجا بگذاریم تا به راحتی بتواند با خدای خود زندگی را ادامه دهد؟