جوان و انتخاب بزرگ

اصغر طاهرزاده

خود حقیقی، دریچه‌ی ارتباط با حقایق

باز گردید به بحثی که در رابطه با مَن و تن داشتیم: وقتی شما در آینه نگاه می‌كنید می‌گویید خودم را دارم می‌بینم، سؤال ما این است كه خودتان كدامید؟ آن‌ کسی كه در آینه است و یا آن‌كه بیرون آینه است و تصویرش در آینه می‌باشد؟ شاید فوراً کسی بگوید این‌كه در آینه است من هستم و به آن اشاره کند، بعد كه كمی فكر كرد و جوابش را اصلاح نمود، خواهد گفت: خودم این هستم ‌كه بیرون از آینه است و آنچه در آینه است تصویر من است. وقتی بیشتر فكر کند می‌گوید: خودم آن‌ کسی هستم ‌كه می‌فهمد آن چه در آینه است تصویر یک جسمی است که در بیرون آینه قرار دارد.
آری وقتی در آینه نگاه می‌کنید می‌فهمید شما یك خودی دارید که بدنش بیرون آینه است و عكس بدنش در آینه است و انسان می‌فهمد كه خودش، خودش است. روی این جواب‌ها خوب فكر كنید كه راستی خودمان كدام هستیم؟!
ملاحظه می‌کنید كه هر چه در خود عمیق‌تر فكر کنیم شناخت كامل‌تری از خود به دست می‌آوریم و به همان اندازه در شناخت حقایق هستی نیز عمیق‌تر و كامل‌تر می‌شویم و برعكس، هر چه از خودِ حقیقی دور و نسبت به آن جاهل باشیم، از حقایق هستی و از توحید خداوند بیشتر دور می‌شویم. در همین رابطه امیرالمؤمنین«ع» می‌فرمایند: «لَاتَجْهَلْ نَفْسَكَ فَإِنَّ الْجَاهِلَ مَعْرِفَةَ نَفْسِهِ جَاهِلٌ بِكُلِّ شَیْ ءٍ»19 به خود جاهل مباش زیرا که جهل به خود، جهل به همه‌چیز است.
وقتی معلوم شد درست‌نشناختن خود برابر است با نشناختن همه‌‌چیز، حالا اگر انسان برای خودش، یک خودِ دروغینی بسازد، در این صورت بدون آن‌که خود بداند به همه‌چیز جاهل است و همه‌چیز را دروغین می بیند، و اگر خودش را درست بشناسد، همه چیز را درست می بیند. انسانی كه خود را گم کرد، خودش برای خودش دروغ می شود. امیرالمؤمنین«ع» می‌فرمایند: «عَجِبْتُ لِمَنْ یَجْهَلُ نَفْسَهُ كَیْفَ یَعْرِفُ رَبَّهُ»20 در تعجبم از کسی که به خود جاهل است چگونه می‌تواند پروردگار خود را بشناسد. و نیز می‌فرمایند: «اَعظمُ الْجهلِ جَهْلُ الانْسانِ اَمْرَ نَفْسِه»21 بالاترین جهل و نادانی، جهل انسان به خودش است.
در این جلسه ما می‌خواستیم كه با شما عزیزان صحبتی دوستانه در رابطه با شناخت «مَن» داشته باشیم و در این قدم اوّل با هم به این سؤال فكر كنیم كه «مَن كو؟!» تا از این طریق پنجره‌ای به سوی «شناخت خودِ حقیقی» گشوده باشیم. امید است كه قدم‌های بعدی را شما بتوانید به لطف الهی با استفاده از كتاب‌هایی كه در رابطه با خودشناسی یا معرفت نفس نوشته شده، بردارید.22
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

تأثیر حرکات ورزشی بر روح

برای روشن‌شدن تأثیر حركات ورزشی بر روح و برای این‌كه روشن شود انسان‌ها می‌توانند با ورزش، روح خود را رشد بدهند، در ابتدا مثالی می‌زنم تا موضوع برای شما قابل لمس باشد.

هركس بدنش را در اختیار بگیرد، زنده‌تر است

وقتی من دستم را بالا می‌آورم، این دست مرا چه كسی بالا می‌آورد؟! معلوم است كه خود من این کار را می‌کنم ولی اگر من بمیرم، نمی‌توانم دستم را بالا بیاورم، چون «مَن» پس از مرگم به بدنم احاطه ندارم، به همین خاطر این بدن حركت ندارد؛ پس انسانِ زنده به كسی می‌گویند كه بتواند بدنش را در اختیار خودش بگیرد. حال براساس این قاعده انسانِ زنده‌تر به كسی می‌گویند كه بدنش را بیشتر و بهتر بتواند در اختیار خودش بگیرد. بعضی‌ها که بدنشان از نظر ظاهری، شكل و تركیب مناسبی ندارد به جهت آن است که بدنشان تا حدّی در اختیار روحشان نیست.
روح انسان همیشه زیباست و قرآن در آن رابطه می‌فرماید: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّیها»23، یعنی «سوگند به روح و آن‌همه تعادل و زیبایی‌» و وقتی قرآن در مورد انسان می‌فرماید: «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ»24 بنا به فرمایش علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» نظر به روح انسان دارد که اَحْسَنُ المخلوقین است.25 پس روح همه‌ی انسان‌ها زیباست و اگر زمینه‌ی ظهور فرمان‌های روح در بدن فراهم شود، همه‌ی بدن‌ها - در عین تنوّع- زیبا خواهند بود. ولی اگر به‌عنوان مثال در دوران جنینی به جهت شرایط نامناسب جنین در شکم مادر، روح نتواند بدن مناسب خود را بسازد، وقتی کودک متولّد می‌شود، بدنش مناسب روحش نیست، در حالی‌که اگر در دوران جنینی شرایط جنین مناسب بود و مادر از نظر روحی و جسمی و از نظر تغذیه، شرایط مناسبی داشت، روحِ جنین، بدنی مطابق خود می‌ساخت و در نتیجه بدنِ متناسبی برای خود به‌وجود می‌آورد و آن بدن می توانست نمایش روح خود باشد و چون اصلِ خلقتِ روح زیبا و متعادل است، بدن هم زیبا و متعادل می‌شد.