فهرست کتاب


اخلاق اسلامی

آیت الله دستغیب

دانشمند نیز در دانشش به خدا نیازمند است

علم به هر اندازه هم که زیاد شود، شخص را بی نیاز نمی کند. مجتهد و دکتر و مهندس شدن، ذات انسان را از نیاز خارج نمی کند، تو همان نیازمند نخستین هستی؛ نیاز جزء ذات انسان است؛ تا انسان هستی نیازمندی، این معنا را باید فراموش نکرد.
جای علم هم حافظه است و حافظه را کی نگه می دارد تا خدا نخواهد؟ پنجاه سال قبل یکی از فضلا مطول درس می داد، بلایی به سرش آمد، از خواب که برخاست سوره حمد را فراموش کرده بود، حالت نسیان به او عارض شد، وقتی وارد جلسه درس شد مثل اینکه اصلا درس نخوانده، مکتب نرفته، حتی «بسم الله» را نیز فراموش کرده بود.
این معلومات را حافظه چون ضبط صوت نگه می دارد و از ادله تجرد نفس قوه حافظه است که نقوش نامتناهی را نمی شود در ماده نگه داشت. الفبایی که در کلاس اول خوانده در حافظه مانده است، اگر این حافظه را گرفتند حتی الفبا را نیز فراموش می نماید. پس عالم هم اکنون نیازمند است حتی در علمش.

طبیبی که پسرش را اشتباها کشت

طبیب هنگام طبابتش اگر حافظه اش نگه داشته شود، می تواند از آنچه خوانده بهره ببرد و نسخه بدهد، اما اگر خدا نخواهد چطور؟
در سی سال قبل یا بیشتر، طبیبی پسرش تب کرد، به خیال طبیب، فرزندش مالاریا گرفته است. معالجه کرد در حالی که پسرش تب حصبه داشت و مداوایش با مالاریا منافات داشت. پس از چند روز، جوان مرد. هیچ کس از پدر مهربانتر نمی شود آن وقت پدر برای فرزند جوان عزیز خودش چگونه سعی می کند تا تشخیص صحیح بدهد و دوای درست تجویز کند اما تمامش از خداست.
طبیبی متدین داشتیم به رحمت خدا رفت برای من تعریف می کرد: بعضی دواها را می دهم در حالی که صد در صد یقین دارم که مؤثر است لیکن بعد می بینم اثر مثبت نداشته و بعضی اوقات برخی داروها که احتمال تأثیر می دهد می بینم صد در صد مؤثر بوده است. معلوم می شود اثر هم از خداست. پس طبیب هم مانند مجتهد نیازش به جمیع شؤونش باقی است لذا نباید علم موجب کبر شود و خودش را بی نیاز ببیند (...إن الإنسن لیطغی أن رءاه استغنی...).(141)
«انسان هر وقت خودش را بی نیاز دید طغیان می کند و سرکشی می نماید»، یعنی به خیال خودش نه واقع «ان راه» این گونه تصور می کند که بی نیاز شده است. این تصور واهی باید جلوگیری شود.

دانشمند باید متواضع باشد

مجتهد یا طبیب یا مهندس باید تواضعش را از دست ندهد، خودش را با آن عامی فرق نگذارد. همانطور که میلیونر نباید فرقی برای خودش با آن فقیر قایل شود، این یک میلیون مال، تو را بی نیاز نکرده است چه بی نیازی؟ اگر سرطان گرفت، آیا مال، او را نجات می دهد؟ آیا پولهایی که محمد رضا به خارج فرستاد، او را نافع شد؟
ناگفته نماند که این مطلب راجع به خود شخص است یعنی آقایی که مجتهد شد، نباید به خودش بنازد و به دیگران به چشم حقارت بنگرد و توقع اکرام و احترام داشته باشد اما وظیفه دیگران است که او را گرامی دارند. صاحب هر علمی را باید گرامی داشت مخصوصا علم دین که روایت مفصلی در این زمینه رسیده است و گرامی داشتنش او گرامی داشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است همانطوری که اهانت به عالم، اهانت به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.