فهرست کتاب


اخلاق اسلامی

آیت الله دستغیب

اهمیت دادن به خدمات دولت اسلامی

برای نمونه عرض کنم: در ظرف مدت کمی که از عمر دولت اسلامی می گذرد، چه خدمات گرانبهایی که شده و با این همه ناملایمات و مزاحمات از قبیل «محاصره اقتصادی» و مخصوصا «جنگ تحمیلی» و عوارض نابسامان آن از قبیل: آواره های جنگی و جبران کمبودها در هر زمینه، مع الوصف با تلاش شبانه روزی مسؤولین امر، مثل اینکه خبری نشده و زندگی عادی جریان دارد.
آن وقت این گروههای منحرف و ضد انقلاب، از چپ و راست می تازند و مثل اینکه مسؤولین هیچ کاری نکرده اند و همه خدمات را نادیده گرفته و عیبهایی می تراشند. با عنوان کردن انحصارطلبی، ارتجاع و این قبیل عناوین و اتهامات، می خواهند هر طور شده دولت و روحانیت مبارز را از صحنه به دور کنند و مملکت را تحویل آمریکا یا شوروی بدهند.
من خوب آگاهی دارم که بسیاری از مسؤولین جز چند ساعتی، بقیه شبانه روز، سرگرم فعالیت و خدمت به مردم هستند بدون اینکه حقوق گزافی داشته باشند. درآمد یک نفر کاسب معمولی، از حقوق ماهیانه وزرای فعلی شاید بیشتر باشد، بجای تشکر و قدردانی از این افراد دلسوز و خدمتگزار، می آیند دولت اسلامی را تضعیف می نمایند. این است همان تعصب جاهلانه که حق را محو و پایمال می کند.

انصاف، مقابل حمیت جاهلیت است

در روایت شریف آمده است که: «سید الاعمال ثلاثة» و در روایت دیگری آمده: «هیچ کس مکلف نشده است شدیدتر از سه تکلیف: اول انصاف...».(118)
بشر اگر اهل انصاف نباشد حیوانی است که حق را هر جا دید، نادیده می گیرد؛ مثلا یک نفر آدم درستی است که خلاف میل تو از او سر زده است، همه حقها را نادیده پنداری و همین یک اشتباه یا خلاف به نظر خودت را بگیری، در حالی که اگر از دسته یا گروه خودت بود و کاری جالب از او سر می زد، با بوق و کرنا آن را به مراتب بزرگتر می کردی و اگر دروغ هم بود آن را به گروه خودت می چسباندی.
پس هر فردی از ما، بین خود و خدا چنین بنا بگذاریم که حق را نادیده نگیریم هر چند از طرف دشمنان ما باشد همانطوری که از خود یا بستگانمان اگر بود، نادیده نمی گرفتیم.
پس ضد حمیت جاهلیت، انصاف است که شخص باید حق را دنبال کند و در برابر ستم و تجاوز، از هر کس که باشد خشمگین شود و در این زمینه، شخصیت خود و نفسانیت را کنار بگذارد.

جلسه دهم: رعایت اعتدال در هنگام خشم

خلاصه بحث ما درباره خشم این شد که خشم در انسان صفت طبیعی است که آن را خداوند قرار داده است، عدل در آن لازم و پسندیده و افراط و تفریط آن ناپسند و مذموم است. عدل در خشم، خشم در برابر باطل و منکر است اما خشم ناروا خشمهایی است بی مورد، خشمهای زاید بر حد [گفته شده ] کما و کیفا.
اما به حسب کم و مورد؛ مثلا خشم در برابر امور غیراختیاری و توقعهایی که انجام می گیرد و از آن جمله خشم نسبت به محسود است، معمولا نسبت به همکار و رقیب که مورد حسد است، هر وقت مال یا مقام یا نعمتی به طرف برسد، شخص خشمناک می شود که بسیار ناپسند است و آرزو می کند آن مقام و نعمت از او گرفته شود. امروز صحبت ما راجع به خشم زاید بر حد است.