فهرست کتاب


اخلاق اسلامی

آیت الله دستغیب

پیغمبر(ص) توقع احترام نداشت

توقع احترام از خلق غلط است و نباید در شخص باشد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نخستین شخص عالم وجود، با آن عظمت، آن هم در برابر امتش، وقتی وارد مجلس شد، همه به احترام ورودش برخاستند. حضرت فرمود: من راضی نیستم. یعنی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم توقع احترام ندارد، خودش را از دیگران برتر نمی داند.
البته وظیفه امت، احترام اوست، نهایت تجلیل از مقام شامخ اوست، اما ایشان می خواهد بفهماند که توقع احترام از دیگران داشتن و امتیازی برای خود نسبت به سایرین قایل بودن، صحیح نیست. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خودش را از امتش برتر نمی داند بلکه خدمتگزار آنان می داند و از آنان پاداشی نمی خواهد، از طرف خدا خدمتگزار است، لذا پاداشش نیز بر خداست(102) و احترام و دوستی بستگانش نیز که به آن امر شده، برای خود مسلمین است و به نفع خود آنان است.(103)

پیروی روحانیین از روش پیامبر(ص)

لذا آقایان روحانیین محترم و طلاب عزیز نیز باید روش پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را دنبال کنند، به گفته یکی از بزرگان که می فرمود: «اهل علم باید وقتی از منزل بیرون می روند انتظار داشته باشند به آنان سنگ بزنند، اهانت کنند، وقتی اذیت نشدند، سپاسگزار باشند نه اینکه توقع سلام و احترام و دست بوسی داشته باشند». شما پیرو پیغمبری هستید که در حالاتش مکرر خوانده و شنیده اید چقدر اهانتها و شکنجه ها دید، چقدر به پایش استخوان و سنگ زدند، شکمبه شتر و خاکستر بر سر و رویش می ریختند، حالا من و شما بگوییم من عالم هستم، سید هستم حتما باید به من احترام کنند و اگر نکردند، ناراحت یا خشمگین گردم. نوع قهرها و کینه توزیها از همین جا ناشی می شود که امور برطبق خواسته نفسانی انسان واقع نگردیده است.

روش پیغمبر و ائمه در توقع نداشتن

شما نباید توقع داشته باشید که مردم خدمتگزار شما باشند بلکه خودتان را خدمتگزار مردم بدانید و هیچگونه امتیازی نخواهید، همان روش پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام را دنبال کنید.
مروی است که در یکی از غزوات، وقتی اصحاب می خواستند طعام تدارک نمایند، گوسفندی کشتند و هر کس دنبال کاری رفت، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم دنبال جمع آوری چوب و هیزم رفت، عرض کردند: ما خدمتگزار شما هستیم یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم شما گوشه ای استراحت بفرمایید ما خودمان هیزم جمع می کنیم، مضمون روایت شریف این است که فرمود: «من از خدای خود خجالت می کشم که خودم را بر شما امتیاز بدهم».
حضرت سجاد علیه السلام وقتی می خواست برای حج عمره برود با قافله ای می رفت که اهل مدینه نباشد، قبلا تحقیق می فرمود که اهل قافله او را نشناسند، آنگاه همراهشان می رفت و خودش را با آنان یکی قرار می داد که هیچگونه امتیازی برایش قایل نشوند. در یکی از این سفرها شخصی حضرت را شناخت و عرض کرد: ای فرزند پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم چرا خودتان را معرفی نمی فرمایید که به شما خدمت کنند. حضرت او را از معرفی کردن خودش منع فرمود.