فهرست کتاب


اخلاق اسلامی

آیت الله دستغیب

تشکیل خانواده و برکات معنوی آن

از این گذشته، تشکیل خانواده برای تربیت روحی انسان، ضروری است و انسان با تحمل زحمت همسرداری و بچه داری، تکامل می یابد. همانطور که اشاره کردم دستور شرع، طبق طبیعت و غریزه است. کسانی که راه افراط و تفریط را می پیمایند، علاوه بر اینکه از دستور شرع، سرپیچی نموده اند، خود را مبتلا به ناملایمات روحی و بدنی نموده و از برکات زندگی خانوادگی و تکامل معنوی که خداوند در این امر قرار داده است، محروم نموده اند.

نه ستم کنید و نه زیر بار ستم بروید

خشم نیز در برابر افراط و تفریط حد وسطی دارد. حد وسط خشم نیز لازم و ضروری است، زیرا کمال انسانی در آن است. هر گاه مال یا ناموس یا آبرو یا جان انسان مورد تهدید قرار گرفت، باید بی تفاوت نباشد. خشم صحیح اینجاست، مال حلالی که از راه صحیح به دست آورده ای، تا بتوانی نباید بگذاری آن را از تو بگیرند.
قرآن مجید می فرماید: «نه ستم کنید و نه زیر بار ستم بروید».(99) نه به کسی، بی جا سیلی بزن، نه بگذار بی جا به تو سیلی بزنند.
جمله ای از «انجیل» نقل می کنند که من به هیج وجه باور نمی کنم این وحی آسمانی باشد و شکی نیست که تورات و انجیلهای فعلی، تحریف شده و در آن دست برده اند و ساختگی است. از قول عیسی علیه السلام نقل کرده اند که: «اگر کسی به طرف راست صورت تو سیلی زد، طرف چپت را بگیر تا به آن نیز بزند ».
این بر خلاف قسط و حتی طبیعت انسانی است. نه بکشد و نه بگذارد او را بکشند. نه بزند و نه بگذارد او را بزنند، نه بی جا جنگ کند و نه جنگ را بپذیرد به این معنا که بگذارد هر گونه تجاوزی به او بنمایند مانند این جنگ تحمیلی که صدام ملعون بر ملت مسلمان ایران به دستور ارباب آمریکائیش تحمیل کرده است، در برابرش ساکت بودن، خلاف دستور شرع و طبع بشری است. ما جنگ را شروع نکردیم بلکه به ما تحمیل کردند. صلح تحمیلی را نیز نمی پذیریم بلکه به دستور شرع مقدس «با کسانی که با شما می جنگند، بجنگید»(100). رفتار می نماییم نه اینکه تسلیم جنگ شویم هر چه بر سرمان بزنند، هر چه سرزمینمان، شهرهایمان را بگیرند، هم کیشان و هموطنانمان را آواره نمایند، تسلیم باشیم و دفاع نکنیم، بلکه اینجا جای خشم است، همان حد وسطی که عرض کردم هست.

انسانهای بی تفاوت مرده اند

اگر کسی بی تفاوت باشد و بگوید: خوب، آمدند که آمدند، بردند که بردند، کشتند که کشتند، چنین افرادی مشمول فرمایش مولا امیرالمؤمنین علیه السلام هستند که می فرماید: «کسی که در برابر منکر، حرکتی نکند، جلو منکر را نگیرد و اگر نمی تواند لااقل به دلش خشمگین نباشد، او مرده زندگان است.»(101) کسی که در ایران باشد و در برابر «صدام» خشمگین نباشد، نمی شود او را انسان و زنده نامید، لااقل باید بر این معلون خشمگین باشد، اگر نمی تواند به جبهه جنگ و خط مقدم برود، لااقل از کمکهای پشت جبهه خودداری ننماید.
این گروهکهایی که در برابر تجاوز بعث عراق، موضع دوستانه و در برابر ملت ستمدیده ایران، موضع خصمانه گرفته اند معلوم هستند آنانی که دم از خلق می زنند و خود را فدایی یا مجاهد آنان می خوانند، چگونه از پشت، به خلق خنجر می زنند و به شعار دادن اکتفا و عملا منافع آمریکا را تأمین می نمایند.
افراط و تفریط در خشم را قبلا عرض کردم، «تفریطش»، بی تفاوتی نسبت به تجاوز به مال، جان، ناموس و آبروست، «افراطش» نیز زیاده روی در به کار بردن آن، یا بی جا به کار بردنش می باشد، جایی که موردش نباشد یا جایی که موردش هست، زاید از حدش خشم کردن، از این دو مورد (خشم بی مورد و خشم زاید بر حدش) باید پرهیز کرد و مثالهایی برای این دو را در هفته قبل عرض کردم که فراموش نشود. مخصوصا یادآور شدم که از موجبات خشم بی جا باید پرهیز کرد که یکی از آنها توقعهای بی مورد است، از دیگران انتظار دارد با او به بهترین نحو معامله و رفتار نمایند، وقتی هم که مطابق خواسته اش واقع نمی شود، خشمگین می گردد؛ مثلا توقع دارد وقتی وارد محفلی شد، همه جلوش برخیزند و احترامش کنند، وقتی یکی دو نفر بلند نشدند، خشمگین می شود؛ و گاه کینه آنان را به دل می گیرد، از همان اول این چه توقعی است که داری؟