فهرست کتاب


اخلاق اسلامی

آیت الله دستغیب

بدن در آخرت آثار مادی ندارد

البته بدن در قیامت با این بدن فعلی، تفاوتهایی دارد از جمله آنکه در بهشت فضولات و کثافاتی که لازمه بدن مادی است وجود ندارد، بول و غایط و مو و ناخن نیست، فضولات وجود ندارد، از آن جمله خستگی در اثر کار و فعالیت که در این بدن است در آنجا نیست، بیماری ندارد، بدن، همین بدن است لیکن تشکیل و ترکیب بندی آن طوری است که این آثار ترکیب مادی را ندارد و ما هر چه بخواهیم آن طور تصور کنیم فعلا برایمان میسر نیست؛ چون این آثار لازمه جدا شدنی بدن مادی است و غیر آن را نمی توانیم تصور کنیم.
طبق آن تشبیهی که کرده اند، وقتی بچه در شکم مادر است، هر چه بخواهند به او تفهیم کنند که بیرون شکم مادر، عالم وسیعی است که دارای میوه ها و خوراکیها، گیاهها و حیوانات و غیره می باشد، باز برایش امکان ندارد بتواند آن را درک کند. وضع آدمی هم در شکم عالم طبیعت نسبت به عالم فوق طبیعت، چنین است، هر چه بخواهند به او بگویند عالم پس از مرگ چه توسعه ای دارد و چه دستگاهی است! نمی تواند بفهمد.
چونکه بگذشتی از این بالا و پست - گلبنی بینی در آن صحرا که هست
زیر هر برگ گلی خوش اختری - زیر هر اختر جهان دیگری
همانطوری که قرآن می فرماید: «هیچ کس نمی داند چه پاداشهای مهمی که مایه روشنی چشمهاست برای آنها نهفته شده، این پاداش کارهایی است که انجام می دادند».(69)
اینجا درباره رابطه آیات با معاد باید صحبت شود.

منکرین هیچگونه برهانی ندارند

(إنه علی رجعه ی لقادر) کسانی که منکر معادند، تنها استبعاد محض است، هیچگونه برهانی بر نبودن معاد ندارند، صرف اشکال تراشی است. چنانکه نسبت به مبدأ تعالی چنین است (تنها نمی دانم، چطور و چگونه استخوان پوسیده دوباره زنده می شود، از کجا و این مشکل است) دلیل بر نبودن معاد نیست.
بزرگترین برهان برای معاد: (إنه علی رجعه ی لقادر)(70) است. کسی که از قطره ای نطفه این دستگاه عظیم را ایجاد کرده، از مشت خاکی نیز می تواند، بلکه به فرموده قرآن مجید: (و هو اهون علیه)؛ «بر او آسانتر است» رجوع آسانتر از ایجاد نخستین است. در آیه دیگری، نکته لطیف تر بیان می فرماید: «آری قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب کنیم».(71)
«طنطاوی» مفسر مصری می نویسد: «تا قرن اخیر، نکته لطیف این آیه را نمی فهمیدند و از جمله اعجازهای قرآن است، متوجه نبودند که بند انگشت و دارای خطوط ویژه است، 5/4 میلیارد بشر فعلی، هر کس بند انگشتش با دیگران متفاوت است، لذا از مدتها قبل، ضرب انگشت به جای امضا مرسوم شد و سپس «اداره انگشت نگاری» برای کشف جرم و تشخیص مجرمین، معین گردید.

اختلاف چهره ها و حنجره ها

در یک وجب صورت نیز می بینید دو نفر وجود ندارد که از هر جهت یکی باشند، حتی دوقلوها هم مابه الامتیاز دارند. یا حنجره و صداها را می بینند یکی نیست، از طرز صدا، طرف شناخته می شود وگرنه با اشتباه شدن افراد، نظام عالم به هم می خورد، چه مظلومهایی که به جای ظالم گرفته و توبیخ می شدند و چه کلاهبرداریها که می شد! و خلاصه نمی شد زندگی اجتماعی برقرار گردد، لذا می بینید خالق حکیم، چگونه مراعات این جهات را در آفرینش کرده است.
این سرای نخستین را می بینید که قدرتش چه می کند، چرا یادآور عالم بعد نمی شوید(72) که ظهور قدرتش اتم و اکمل و اشرف است؟ عالمی که وسیعتر، بهتر و پایدارتر است.(73)
مبدأ و معاد، ضروری، بدیهی و مطابق با حکم عقل و وجدان است.