فهرست کتاب


اخلاق اسلامی

آیت الله دستغیب

احاطه علمی، نشانه تجرد روح است

جسم، هیچ وقت بر مثل خودش محیط نخواهد شد، این آدمی چیست که می تواند به تمام عالم احاطه پیدا کند، آیا این بدن می تواند محیط شود؟ چه نیرویی است که بواطن مواد و خواص آنها و کیفیت حرکت آنها را ادراک می کند؟ این ادراکات، بزرگترین شاهدی است بر تجرد روح، این برگ درخت از برگهای دیگر، بی اطلاع است، در بدن، این انگشت از انگشت دیگر، بی اطلاع است، ذرات بدن بر یکدیگر احاطه ندارند، معلوم می شود آدمی غیر از این بدن است. در ما قدرتی است که از سر تا پا را فرا گرفته و به همه اجزای بدن احاطه دارد، بلکه احاطه به همه جا دارد، البته بالقوه، آیا کسی می تواند علم خود را انکار بکند؟ این علم مادی است یعنی ماده به تو داده، یا آن کس که تو را آفریده است؟ ادراک، بزرگترین دلیل بر این است که انسان مادی نیست و روح آدمی مجرد است که به غیب و ماورای طبیعت نیز راه پیدا می کند البته اگر مانع را برطرف کند.
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند - بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
بنابراین، باید از التفات به اصل آفرینش خود، پی به علم و قدرت بی نهایت خداوند، آفریننده خود و دیگران برد که روح و علم و سایر چیزها از شعاع علم اوست، پس خداوند قادر، می تواند دوباره همین بدن را بیافریند.

بدن در آخرت آثار مادی ندارد

البته بدن در قیامت با این بدن فعلی، تفاوتهایی دارد از جمله آنکه در بهشت فضولات و کثافاتی که لازمه بدن مادی است وجود ندارد، بول و غایط و مو و ناخن نیست، فضولات وجود ندارد، از آن جمله خستگی در اثر کار و فعالیت که در این بدن است در آنجا نیست، بیماری ندارد، بدن، همین بدن است لیکن تشکیل و ترکیب بندی آن طوری است که این آثار ترکیب مادی را ندارد و ما هر چه بخواهیم آن طور تصور کنیم فعلا برایمان میسر نیست؛ چون این آثار لازمه جدا شدنی بدن مادی است و غیر آن را نمی توانیم تصور کنیم.
طبق آن تشبیهی که کرده اند، وقتی بچه در شکم مادر است، هر چه بخواهند به او تفهیم کنند که بیرون شکم مادر، عالم وسیعی است که دارای میوه ها و خوراکیها، گیاهها و حیوانات و غیره می باشد، باز برایش امکان ندارد بتواند آن را درک کند. وضع آدمی هم در شکم عالم طبیعت نسبت به عالم فوق طبیعت، چنین است، هر چه بخواهند به او بگویند عالم پس از مرگ چه توسعه ای دارد و چه دستگاهی است! نمی تواند بفهمد.
چونکه بگذشتی از این بالا و پست - گلبنی بینی در آن صحرا که هست
زیر هر برگ گلی خوش اختری - زیر هر اختر جهان دیگری
همانطوری که قرآن می فرماید: «هیچ کس نمی داند چه پاداشهای مهمی که مایه روشنی چشمهاست برای آنها نهفته شده، این پاداش کارهایی است که انجام می دادند».(69)
اینجا درباره رابطه آیات با معاد باید صحبت شود.

منکرین هیچگونه برهانی ندارند

(إنه علی رجعه ی لقادر) کسانی که منکر معادند، تنها استبعاد محض است، هیچگونه برهانی بر نبودن معاد ندارند، صرف اشکال تراشی است. چنانکه نسبت به مبدأ تعالی چنین است (تنها نمی دانم، چطور و چگونه استخوان پوسیده دوباره زنده می شود، از کجا و این مشکل است) دلیل بر نبودن معاد نیست.
بزرگترین برهان برای معاد: (إنه علی رجعه ی لقادر)(70) است. کسی که از قطره ای نطفه این دستگاه عظیم را ایجاد کرده، از مشت خاکی نیز می تواند، بلکه به فرموده قرآن مجید: (و هو اهون علیه)؛ «بر او آسانتر است» رجوع آسانتر از ایجاد نخستین است. در آیه دیگری، نکته لطیف تر بیان می فرماید: «آری قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب کنیم».(71)
«طنطاوی» مفسر مصری می نویسد: «تا قرن اخیر، نکته لطیف این آیه را نمی فهمیدند و از جمله اعجازهای قرآن است، متوجه نبودند که بند انگشت و دارای خطوط ویژه است، 5/4 میلیارد بشر فعلی، هر کس بند انگشتش با دیگران متفاوت است، لذا از مدتها قبل، ضرب انگشت به جای امضا مرسوم شد و سپس «اداره انگشت نگاری» برای کشف جرم و تشخیص مجرمین، معین گردید.