فهرست کتاب


اخلاق اسلامی

آیت الله دستغیب

فهم انسان زاییده ماده نیست

آدمی شعور دارد یا نه؟ هر انسانی می فهمد که شعور دارد، آیا سازنده تو شعور نداشته است؟ هر بشری از نطفه به وجود آمده آیا ماده به او شعور داده؟
ذات نایافته از هستی بخش - کی تواند که شود هستی بخش؟
خشک ابری که بود زآب تهی - ناید از وی صفت آب دهی
نطفه و ماده به تو شعور داده؟ آیا کسی می تواند چنین ادعایی بکند؟ چاره ای ندارد جز اینکه بگوید مبدئی که عین علم و حیات است به من شعور داده است همانطوری که خود بدن که حادث است نخست نبوده و سپس بوجود آمده، شعور و ادراک نیز حادث است، شعور هم، دهنده و عطا کننده دارد. این فهم و ادراک از کجا آمده؟ آیا می شود نسبت به ماده داد و گفت تکامل ماده و انتخاب احسن طبیعت است؟ آیا عقلت این حرف را می پسندد؟ ادراکی که بشر دارد می تواند کهکشانها و فلکیات را دریابد و احاطه به خیلی از جهات هستی پیدا کند که خود برهانی بر تجرد روح است.

احاطه علمی، نشانه تجرد روح است

جسم، هیچ وقت بر مثل خودش محیط نخواهد شد، این آدمی چیست که می تواند به تمام عالم احاطه پیدا کند، آیا این بدن می تواند محیط شود؟ چه نیرویی است که بواطن مواد و خواص آنها و کیفیت حرکت آنها را ادراک می کند؟ این ادراکات، بزرگترین شاهدی است بر تجرد روح، این برگ درخت از برگهای دیگر، بی اطلاع است، در بدن، این انگشت از انگشت دیگر، بی اطلاع است، ذرات بدن بر یکدیگر احاطه ندارند، معلوم می شود آدمی غیر از این بدن است. در ما قدرتی است که از سر تا پا را فرا گرفته و به همه اجزای بدن احاطه دارد، بلکه احاطه به همه جا دارد، البته بالقوه، آیا کسی می تواند علم خود را انکار بکند؟ این علم مادی است یعنی ماده به تو داده، یا آن کس که تو را آفریده است؟ ادراک، بزرگترین دلیل بر این است که انسان مادی نیست و روح آدمی مجرد است که به غیب و ماورای طبیعت نیز راه پیدا می کند البته اگر مانع را برطرف کند.
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند - بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
بنابراین، باید از التفات به اصل آفرینش خود، پی به علم و قدرت بی نهایت خداوند، آفریننده خود و دیگران برد که روح و علم و سایر چیزها از شعاع علم اوست، پس خداوند قادر، می تواند دوباره همین بدن را بیافریند.

بدن در آخرت آثار مادی ندارد

البته بدن در قیامت با این بدن فعلی، تفاوتهایی دارد از جمله آنکه در بهشت فضولات و کثافاتی که لازمه بدن مادی است وجود ندارد، بول و غایط و مو و ناخن نیست، فضولات وجود ندارد، از آن جمله خستگی در اثر کار و فعالیت که در این بدن است در آنجا نیست، بیماری ندارد، بدن، همین بدن است لیکن تشکیل و ترکیب بندی آن طوری است که این آثار ترکیب مادی را ندارد و ما هر چه بخواهیم آن طور تصور کنیم فعلا برایمان میسر نیست؛ چون این آثار لازمه جدا شدنی بدن مادی است و غیر آن را نمی توانیم تصور کنیم.
طبق آن تشبیهی که کرده اند، وقتی بچه در شکم مادر است، هر چه بخواهند به او تفهیم کنند که بیرون شکم مادر، عالم وسیعی است که دارای میوه ها و خوراکیها، گیاهها و حیوانات و غیره می باشد، باز برایش امکان ندارد بتواند آن را درک کند. وضع آدمی هم در شکم عالم طبیعت نسبت به عالم فوق طبیعت، چنین است، هر چه بخواهند به او بگویند عالم پس از مرگ چه توسعه ای دارد و چه دستگاهی است! نمی تواند بفهمد.
چونکه بگذشتی از این بالا و پست - گلبنی بینی در آن صحرا که هست
زیر هر برگ گلی خوش اختری - زیر هر اختر جهان دیگری
همانطوری که قرآن می فرماید: «هیچ کس نمی داند چه پاداشهای مهمی که مایه روشنی چشمهاست برای آنها نهفته شده، این پاداش کارهایی است که انجام می دادند».(69)
اینجا درباره رابطه آیات با معاد باید صحبت شود.