فهرست کتاب


اخلاق اسلامی

آیت الله دستغیب

مؤمنین، جوان به بهشت می روند

هر چند اصل قیامت از روی دلیل عقل ثابت است، اما کیفیت و خصوصیات آن را کسی نمی داند و هیچکس به آن آگاه نیست، جز از طریق وحی و آنچه در روایات اهل بیت علیهم السلام رسیده باشد. در این زمینه روایاتی وارد شده که بهشتیان، جوان محشور می شوند، مردها در سن 32 سالگی و زنها 16 سالگی و در همین سن هم می مانند، در بهشت پیری نیست، آنجا عالم دیگری است که با این عالم قابل قیاس نیست.
ضمنا سنین 32 و 16 سالگی اشاره به کمال بهجت و سرور است، کمال جوانی و قدرت که هیچ نوع فتور و سستی در آن راه ندارد، در این سنین است.
اما پاسخ قسمت دوم از این سؤال که به چه شکلی وارد محشر می شویم؟
این را نیز باید از طریق وحی و روایات ائمه علیهم السلام آگاه گردید.

بر صورتهایی مانند سیرتها محشور می شوند

در «تفسیر قمی» در ضمن تفسیر آیه شریفه: «در صور دمیده می شود پس شما گروه گروه می آیید».(50) روایت کرده است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می پرسند که این آیه راجع به کفار است یا مسلمین؟ حضرت می فرماید:
«راجع به مسلمین است که ده صف وارد محشر می شوند، برخی به صورت میمون و بعضی خنزیر و گروهی وارونه؛ پاره ای کور و گروهی زبانشان را می جوند و از آن چرک جاری است و...(51) گروهی نیز محشور می شوند در حالی که صورتهایشان چون ماه در شب چهارده، نورافشانی می نمایند مانند ملک می باشند و بر فراز اجتماع محشر، در حرکتند».
درباره زنهای بهشتی می فرماید: «جمال زن بهشتی نسبت به جمال حورالعین؛ مانند جمال حور است نسبت به زنان دیگر».(52)
خلاصه هر کس بر طبق سریره اش محشور می شود تا باطنش چطور باشد، اگر خوی «ملک» پیدا کرد، فردای قیامت جمالی برتر از ملائکه دارد و اگر درنده ای شد و خوی خشم و شهوترانی را در خودش پرورش داد، مصداق همان روایت مشهور است که می فرماید:
«مردمان به صورتهایی وارد محشر می شوند که بوزینه ها و خوکها نسبت به آنان زیبایند از منظره خودشان به قدری وحشت دارند که آرزو می کنند زودتر آنان را در گودال جهنم جا دهند تا مردم آنان را در این منظره نبینند. چقدر ناراحت هستند که دوزخ آسایشگاه نسبی برای آنان است».(53)
بلی کسی که خوی درندگی داشته باشد، چنین است، سگ با دندان می گزد اما او با زبان و قلم می درد و نیش می زند، باکی ندارد که با زبان و نوشته اش آبروی کسی را بریزد و یا دلی را به درد آورد. خلاصه در قیامت، شکل هر کسی مانند باطنش و ملکاتش می باشد تا سریره اش چه باشد، اگر باطنش انسان باشد در بهترین شکلها و اگر حیوان باشد در بدترین صورتها محشور می گردد.
اما پاسخ قسمت سوم از این سؤال که پرسیدند: «گناهانی که در جوانی کرده ایم آیا عدالت است در حال پیری عقوبت آن را تحمل کنیم؟!».
اگر عرض مرا دقت کرده باشید، پاسخ این سؤال نیز روشن شده است. گوشت و پوست، آلت فعل نفس است. «من» گناه می کنم و «من» باید معذب باشم، روح و ذات، مرتکب گناه شده و بدن، تنها وسیله و آلت بوده است، لذا در «من» جوانی و پیری، فرقی نمی کند هر چند صد ساله باشد، در بیست سالگی، من، من است و گناه بیست سالگی و پنجاه سالگی و هفتاد سالگی همه اش گناه من است و تکلیف خداوندی هم بر روی گوشت و پوست نیست بلکه بر ذات آدمی است که اراده می کند و با اراده کردنش می جنبد، منتها با این بدن.

عقاب آخرتی غیر از عقوبت دنیوی است

از جمله معارف راجع به معاد این است که انسان بداند که عقاب عالم آخرت مانند عقاب در دنیا نیست؛ مثلا کسی را می آورند و در زندان می اندازند، ناخنهایش را مثل زمان طاغوت می کشند؛ آنجا وضع دیگری است، نمی شود با عقوبتهای دنیوی مقایسه کرد. بحث تجسم اعمال را نمی خواهم عنوان کنم. و همچنین آتشی که از خود شخص زبانه می کشد(54) و خلاصه هر چه بخواهیم جهنم و عذابهای آن را در ذهن خود تصور کنیم، از عهده آن بر نخواهیم آمد، همین اندازه به طور سربسته باید بدانیم که آنجا مثل اینجا نیست و کیفیت و خصوصیات آن هم از ضروریات مذهب نیست که دانستن و اعتقاد به آن لازم باشد.
خلاصه پاسخ این شد که عقوبت برای روح است و بدن مرتبا تحلیل می رود، بدنی که سلولهایش عوض می شود، بدل ما یتحلل می رسد، بدن امسال غیر از بدن سال گذشته است و خلاصه عقوبت، ربطی به بدن ندارد علاوه بر اینکه بدن هم باقی نمی ماند.