فهرست کتاب


اخلاق اسلامی

آیت الله دستغیب

پاکی از خوی حیوانی و خودشناسی

تهذیب به معنای «پاک کردن» است پاک کردن از چه؟ از خویهای حیوانی، از عادات حیوانی که اگر انسان از خویهای حیوانی پاک شد، خودش را می شناسد و می فهمد که حقیقتش روح است و مال عالم دیگری است و به آنجا باید برود. نسبت به خود احساس مسؤولیت می کند، تقوا را رعایت می کند، مقید و مسؤول و متعهد می شود.
تا وقتی خویهای حیوانی باقی است، آدمی خودش را نیز حیوانی می داند، حقیقتا هم حیوان است. حرص و بخل، کینه و نفاق، علو و خشم...اینها همه خویهای حیوانی است. هر بشری که این عادات در او باشد، محال است حقیقت خودش را بشناسد و بفهمد که مال این عالم نیست، بلکه برای عالم دیگری آفریده شده، مانند مادیگراها و کمونیستها که در اثر خویهای حیوانی، خودشان را با حیوانات یکی دانسته و مرز حیات را مرگ می دانند.

دیگران برای تو و تو برای خدا هستی

انسان مادیگرا صریحا می گوید همانطور که حیوانات آزادند، بشر نیز باید آزاد باشد! چقدر در شناسایی خویش تنزل کرده است! که خود را با حیوان یکی می پندارند در حالی که چهارپایان برای بشر آفریده شده اند.(43) بلکه خداوند آنچه در زمین است، برای بشر آفریده و مسخر او گردانیده است.(44) مرتبه انسان فوق ماده و مادیات و طبیعت است. تمام مواد برای بشر، و بشر هم برای خداست(45) و برای رسیدن به ملکوت علیا و مقامات عالیه ای که برایش تدارک شده است، نعمتهایی که از حقیقتش کسی آگاه نیست.(46)
برای تهذیب نفس، نخست باید به یقین دانست که انسان غیر این بدن است تا وقتی انسان نفهمیده که نفس ناطقه ای دارد و آن نیز از عالم مجردات است؛ چگونه در صدد شناختن عیبها سپس مداوای آنها برمی آید؟! لذا برای تجرد نفس، بیاناتی به زبان ساده عرض می شود.

چرا بدن مرده احساس ندارد؟

آنکه ادراک دارد، روح و نفس ناطقه است، این گوشت و پوست و رگ و استخوان، مرکب و آلت برای «روح» هستند، چشم و گوش و زبان، وسیله دیدن و شنیدن و گفتن روح هستند، نه اینکه از خود این اعضا کاری برآید وگرنه چرا موقعی که شخص می میرد، بدنش احساس ندارد. اگر این زبان گوشتی، نطق داشت، زبان الاغ و شتر که چند برابر زبان بشر است، پس باید نطق آنها بیشتر باشد، پس خود این زبان گوشتی، چیزی نیست که قدرت بیان داشته باشد بلکه تنها یک وسیله است.
«چشم»، جز مختصر پیه، چیزی نیست که اشیاء را تشخیص بدهد، یا گوش جز ماده، چیزی نیست که شنوایی داشته باشد، بلکه «نفس» است که می گوید، می بیند، می شنود، می چشد و می بوید و این زبان و چشم و گوش فقط وسیله اند.