فهرست کتاب


اخلاق اسلامی

آیت الله دستغیب

آرزو دارم گلی گر نیستم خاری نباشم

آدم باید سعی کند تا دیگری راحت باشد نه اینکه راحتی خود بطلبد هر چند دیگری در زحمت واقع شود. سعی کند باری از دوش دیگری بردارد نه اینکه باری بر دوش دیگران بگذارد. افتاده را بلند کند نه یک نفر را بیندازد، سعی کند به دیگری آبرو دهد نه اینکه آبروی کسی را بریزد. بکوشد گرسنه ای را سیر کند نه اینکه نان کسی را ببرد. از میان صفت ملائکه و حیوان، انسان هر کدام را می تواند دنبال کند.
حیوان نمی خواهد به دیگری خدمت کند، اما ملائکه کارش خیررسانی و رحمت است.
خلاصه در اینجا هر طور خودت را ساخته باشی در آنجا هم همان طور خواهی شد. اگر در اینجا خود را گرگ، روباه و بهیمه ساخته باشی، قهرا در آنجا نیز به همین صورت خواهی شد، اگر اینجا ملک شدی، آنجا هم ملک هستی و تا ملک صفت نشوی، جایت در ملکوت علیا و بهشت نیست.
انسان تا با ملائکه سنخیت پیدا نکند، فوج فوج ملائکه به زیارتش نمی آیند(41) شب اول قبر و بعدش در عوالم دیگر، حشر انسان به همان صورتی خواهد بود که سنخیت پیدا کرده است.

بشیر و مبشر، همان نکیر و منکرند

شنیده اید شب اول قبر دو ملک برای بازپرسی مرده می آیند، آنان به نام «نکیر و منکر» مشهورند، «منکر» از ماده «نکر» به ضم نون به معنای ناخوشایند و به معنای ضرر زننده و ناراحت کننده است. «نکیر و منکر» برای کیست؟ برای کسی که آدم نشد و مرد. اما برای کسی که آدم شد، دیگر «نکیر و منکر» نیستند بلکه بشیر و مبشرند که مژده می دهند.
در دعای «ماه رجب» است که: «وادرعنی منکرا و نکیرا و ارعینی مبشرا و بشیرا؛ خدایا! شب اول قبر، نکیر و منکر را به من منما بلکه بشیر و مبشر را به من بنما».
پس دو ملک بیشتر نیست، برای شخص مؤمن که اینجا خود را اصلاح کرده «بشیر و مبشرند» و برای غیر آنان «نکیر و منکرند». دست خودت هست، کسی در آنجا سر و سامان آماده ندارد.(42)
در این زمینه اشعار جالبی منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام رسیده است، پس از مرگ، هر کس سر و سامانش همان است که در اینجا ساخته، تا چه خانه ای برای خودش ساخته باشد، دو وجب در دو وجب یا تا چشم کار می کند، اگر سعه وجودی پیدا کرده باشد، هیچگونه ضیق و تنگی برایش نیست، سعه آدمی پس از مرگ، تابع سعه صدرش در این عالم است.

جلسه سوم: موضوع نبوت و شریعت، انسان است

در این هفته، امام خمینی - اطال الله عمره - برای بار چندم تکرار فرمود که دانشگاهیان و جوانان عزیز باید مهذب شوند، طلبه ها نیز باید مهذب شوند که اگر تهذیب نباشد، مضر و مفسدند. برای اجتماع نفعی نخواهند داشت، غیر از دانشگاهی و طلبه، هر کس فاسد شد، فسادش کم است لیکن طبیب و مهندس یا مجتهد اگر مهذب نشده از دانشگاه یا مدرسه، بیرون آمدند علاوه بر اینکه فاسد مفسد هم می باشند همان طوری که هر صدمه ای که ملت ما دیده از دست همین دانشگاه رفته ها یا مدرسه دیده ها به او رسیده است. و اما توده ملت که این مراحل را طی نکرده اند، اگر مهذب نشوند فاسدند، ولی به اندازه دو دسته مفسد نیستند.
اساس و موضوع دین و شریعت همه پیغمبران، «انسان» است، موضوع قرآن، تزکیه و تهذیب انسان است؛ اینکه انسان خودش را بشناسد و آفات نفسش را دریابد و در پی اصلاح آن برآید.