تفسیر سوره صاد

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 38. صاد آیه 79-83

آیه
قَالَ رَبِ ّ فَأَنظِرْنِی إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ
قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ
إِلَی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
قَالَ فَبِعزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ
إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ
ترجمه
ابلیس گفت: «پروردگارا! پس مرا تا روزی که (خلایق) برانگیخته (و زنده) می شوند مهلت ده».
(خداوند) فرمود: تو از مهلت یافتگانی، تا روز و زمانی معیّن.
ابلیس گفت: به عزّت تو سوگند که همه (ی مردم) را گمراه خواهم کرد.
مگر بندگان تو آنان که خالص شده اند.
نکته ها
حضرت علی علیه السلام می فرماید: دلیل مهلت دادن خداوند به ابلیس پر شدن پیمانه و تکمیل آزمایش او بود.**نهج البلاغه، خطبه 1.***
پیام ها
1- ابلیس بخاطر تکبّر عفو نخواست، بلکه مهلت برای انتقام خواست. «انظرنی... اغوینّهم»
2- ابلیس با تمام تکبّر و کفر از بیان درخواست خود مأیوس نشد. «ربّ فانظرنی»
3- عمر به دست خداست. «ربّ فانظرنی»
4- در دعا گفتن «ربّ» مؤثّر است. (هم اولیای خدا و هم ابلیس در دعاهای خود این کلمه را بکار برده اند). «ربّ فانظرنی»
5 - ابلیس، هم معاد را می دانست «الی یوم یبعثون» هم توحید را می دانست «ربّ» هم نبوّت را می دانست. «عبادک منهم المخلصین» پس مشکل او ندانستن اصول دین نبود بلکه تکبّر و لجاجت بود.
6- خداوند دعای بدترین خلق خود را نیز اجابت می کند. «ربّ فانظرنی... فانک من المنظرین»
7- غیر از ابلیس بعضی دیگر نیز عمر طولانی دارند. «من المنظرین»
8 - هر طول عمری نشانه مهر ومحبّت خدا وعامل خوشبختی نیست. «من المنظرین»
9- سنّت خداوند آن است که مرگ را به همه بچشاند و لذا طول عمر ابلیس تا قیامت تضمین نشد بلکه تا روز خاصی اجابت شد. «الی یوم الوقت المعلوم»
10- خطر وسوسه های ابلیس جدّی است. (او سوگند یاد کرده که همه را به نحوی گمراه کند). «فبعزّتک لاغوینّهم»
11- گاهی یک گناه، مقدّمه ی گناهان بزرگتری می شود. (گناه سجده نکردن بر آدم، مقدّمه ای برای گناه اغفال مردم می شود). «لاغوینّهم»
12- اخلاص در عبودیّت، شرط مصونیّت از دام های ابلیس است. «الاّ عبادک منهم المخلصین»

سوره 38. صاد آیه 84-88

آیه
قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقُّ أَقُولُ
لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنکَ وَمِمَّن تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ
قُلْ مَآ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَآ أَنَاْ مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ
وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ
ترجمه
(خداوند) فرمود: به حقّ سوگند و حقّ می گویم: که جهنّم را از تو و تمام کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد.
(ای پیامبر! به مردم) بگو: من از شما (به خاطر رسالتم) هیچ پاداشی طلب نمی کنم و من اهل تکلّف نیستم.
او جز تذکّری برای جهانیان نیست.
و خبرش را پس از مدّتی خواهید دانست.
نکته ها
رابطه میان گوینده و گفتار چهار نوع است:
الف) هم گوینده باطل است، هم سخن باطل است.
ب) گوینده بر باطل است، ولی سخن حقّی می گوید.
ج) گوینده بر حقّ است ولی حرفش باطل است.
د) هم گوینده حقّ است و هم کلام او حقّ است.
خداوند، هم خودش حقّ است و هم سخنش حقّ است. «قال فالحقّ و الحقّ اقول»
در آغاز این سوره، سخن از ذکر به میان آمد، «ص والقران ذی الذکر» در پایان سوره نیز از ذکر این گونه یاد شده است: «ان هو الا ذکر للعالمین»
مراد از تکلّف که پیامبر آن را از خود نفی می کند، آن است که من سخنانم روشن و منطقی است و چیزی را بر شما تحمیل نمی کنم. «ما انا من المتکلّفین»
چنانکه در ذیل آیه 67 این سوره: «قل هم نبأ عظیم» گفتیم، بر اساس روایات مراد از «نبأ عظیم» خبر ولایتِ علیّ بن ابی طالب علیهما السلام است که آیه پایانی سوره نیز همانند آنجا، از ضمیرِ «هو» استفاده کرده و می فرماید: این خبر پس از مدّتی آشکار گشته و از آن آگاه می شوید. «ان هو الا ذکر للعالمین و لتعلمنّ نبأه بعد حین»
جالب آنکه در آیات دیگر نیز مزد رسالت پیامبر، مودّت اهل بیت ذکر شده و در این آیات نیز پس از نفی مزد مادّی بر رسالت، به این امر توجّه شده است.
پیام ها
1- خداوند جز حقّ نمی گوید. (مقدّم شدن کلمه ی «حقّ» بر «اقول» نشانه ی آن است که او جز حقّ نمی گوید). «و الحقّ اقول»
2- در برابر تأکید اهل باطل، شما نیز با جدّیت سخن بگویید. شیطان گفت: «لاغوینّهم...» خداوند فرمود: «لأملئنّ جهنّم»
3- در قیامت، رهبران کفر و پیروانشان در یک جا جمع خواهند شد. «جهنّم منک و ممّن تبعک»
4- شیطان جسم دارد زیرا پر شدن جهنّم در صورتی است که ابلیس دارای جسم باشد. «لأملئنّ»
5 - مبلّغ باید بی توقّعی خود را به مردم اعلام کند. «قل ما اسئلکم علیه من اجر»
6- شرط توفیق در تبلیغ، توقّع نداشتن از مردم است. «قل ما اسئلکم»
7- پیامبران، نه تنها توقّع مادّی، بلکه هیچ گونه انتظاری از مردم نداشتند. «من اجر»
8 - یکی از شرایط توفیق در تبلیغ، نداشتن تکلّف است. (مؤمن، در عمل و سخن و معاشرت، خود و دیگران را به زحمت نمی اندازد). «ما انا من المتکلّفین» تصنع و تکلّف و ظاهرسازی عملی ناپسند و مذموم است.
9- کسی می تواند جهان را آزاد کند که خود گرفتار قیود و عادات و رسوم ساختگی نباشد. «ما انا من المتکلّفین ان هو الا ذکر للعالمین»
10- رسالت قرآن جهانی و فرا ملّیتی است. «ذکر للعالمین»
11- قرآن کتاب بیداری و هشیاری است. «ذکر للعالمین»
12- انسان بدون قرآن در معرض انواع غفلت ها و نسیان هاست. «ان هو الا ذکر للعالمین»
13- بشر در آینده از اخبار مهم قرآن (پیرامون تحقّق وعده ها و پیروزی متّقین و صالحین) آگاه خواهد شد. «لتعلمنّ نبأه بعد حین»