تفسیر سوره صاد

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 38. صاد آیه 55-61

آیه
هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِینَ لَشَرَّ مََابٍ
جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ
هَذَا فَلْیَذُوقُوهُ حَمِیمٌ وَغَسَّاقٌ
وَ آخَرُ مِن شَکْلِهِ أَزْوَاجٌ
هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَکُمْ لَا مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُواْ النَّارِ
قَالُواْ بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَباً بِکُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ
قَالُواْ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَاباً ضِعْفاً فِی النَّارِ
ترجمه
این (پاداش بهشتیان) و البتّه برای طغیانگران بازگشت گاه بدی است.
دوزخی که در آن وارد می شوند، چه بد آرامگاهی است.
این آب داغ و چرکابی است که باید آن را بچشند.
و (جز این ها) کیفرهای دیگری از همان نوع برای آنان است.
(به سران دوزخی گفته می شود:) این ها گروهی (از پیروان شما) هستند که همراه شما وارد می شوند، (آنها می گویند:) خوش آمدی برای آنان نیست، زیرا که آنان وارد دوزخ شدند.
(آنان به رهبران و پیش کسوتان خود) گویند: بلکه خوش آمد بر شما مباد که شما این عذاب را برای ما پیش فرستادید، پس چه جایگاه بدی است.
گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، پس در آتشِ عذابِ او دو برابر بیفزا».
نکته ها
«مِهاد» از «مَهد» به معنای جایگاه و آرامگاه است.
«حمیم» یعنی آب جوشان و «غسّاق» یعنی چرکابی که از پوست دوزخیان می چکد.
«مقتحم» ورود در کار ترسناک را گویند.
«شَکل» به معنای مثل و مانند و «ازواج» به معنای انواع است. یعنی انواع دیگری از همین گونه عذاب دارند.
پیام ها
1- سرلوحه ی خوبی ها، تقوا و سرلوحه ی بدی ها، طغیان و سرکشی است. «ان للمتّقین لحسن مأب - انّ للطاغین لشرّ مأب»
2- طغیان عامل بد عاقبتی است. «للطاغین لشرمأب»
3- عذاب های دوزخ متنوّع و گوناگون است. «و اخر من شکله ازواج»
4- در قیامت پیروان فساد، از پیشگامان خود تنفّر دارند. «انتم قدّمتموه لنا»
5 - انسان، دوزخِ خود را از پیش می فرستد. «قدّمتموه لنا»
6- دعوت دیگران به گناه، سبب سلب مسئولیّت از گناهکار نیست. با این که می گویند: «انتم قدّمتموه لنا» شما این عذاب را برای ما فراهم کردید، ولی خودشان نیز در دوزخ گرفتارند.
7- در نظام تربیتی اسلام، تشویق و تهدید در کنار هم است. (آیاتِ پاداش متّقین و کیفر طاغین)
8 - کسانی که در دنیا و در مدار ایمان، به یکدیگر دعا نکنند، در آخرت و در دوزخ به یکدیگر نفرین خواهند کرد. «ربّنا من قدّم لنا»
9- تنها دعایی که از دوزخیان مستجاب می شود، دعای افزودن عذاب برای پیش کسوتان کفر است. «زده عذاباً ضعفا» «لکل ضعف»**اعراف، 39 .***
10- ردّ و بدل کردن ناسزا یکی از برخوردهای دوزخیان است. (گروهی می گویند: «لا مرحبا بکم» ولی جواب می شنوند: «بل انتم لا مرحبا بکم»)

سوره 38. صاد آیه 62-64

آیه
وَقَالُواْ مَا لَنَا لَا نَرَی رِجَالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ
أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِیّاً أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ
إِنَّ ذَلِکَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ
ترجمه
و گویند: چرا مردانی را که ما آنان را از اشرار می شمردیم (در این جا) نمی بینیم؟
آیا ما (به ناحقّ) آنان را به مسخره می گرفتیم (و امروز اهل بهشتند، یا آنکه در جهنّم هستند) و چشمان ما به آنها نمی افتد.
همانا مجادله ی اهل آتش یک واقعیّت است.
نکته ها
در روایات معتبر آمده است که: گروهی از شیعیان نزد اهل بیت علیهم السلام شکایت کردند که گروهی ما را رافضی می خوانند و از مشرکان و کفّار بدتر می دانند. امام علیه السلام سوگند یاد کردند که شما مشمول شفاعت ما می شوید و آنان در دوزخ سراغ شما را خواهند گرفت، سپس این آیه را تلاوت کردند: «و قالوا مالنا لا نری رجالا کنّا نعدّهم من الاشرار».**تفاسیر اطیب البیان، نورالثقلین و کنزالدقائق.***
سیمایی از تخاصم مجرمان
در قیامت، هر کس دنبال شریک جرم می گردد که گناهش را به دوش او بیندازد:
بعضی گویند: جامعه ما را منحرف کرد. «لولا انتم لکنّا مؤمنین»**سبأ، 31.***
بعضی گویند: دوست بد ما را منحرف کرد. «لقد اضلّنی عن الذکر»**فرقان، 29.***
بعضی گویند: شریک، ما را منحرف کرد. «الاخلاّء یومئذ بعضهم لبعض عدوّ»**زخرف، 67.***
بعضی گویند: بزرگان فاسد ما را منحرف کرده اند. «اطعنا سادتنا و کبرائنا فاضلّونا»**احزاب، 67.***
بعضی گویند: شیطان ما را منحرف کرد. «فلا تلومونی و لوموا انفسکم»**ابراهیم، 22.***
پیام ها
1- برخی کسانی که در دنیا از بدان محسوب شده، تحقیر می شوند، در بهشت کامیاب خواهند بود. «لا نری رجالاً نعدهم من الاشرار»
2- در دوزخ، افراد یکدیگر را می شناسند و هوش و حواس دارند. «مالنا لا نری رجالاً»
3- زود قضاوت نکنیم، شاید افراد به ظاهر پست امروز، عالی مقام های قیامت باشند. «نعدّهم من الاشرار»
4- قیامت روز اقرار است. «اتخذناهم سخریّا»
5 - بهشتیان در مجلس انس بر تخت ها تکیه زده اند ولی دوزخیان با یکدیگر جرّوبحث دارند. «متّکئین فیها»، «انّ ذلک لحقّ تخاصم اهل النار»

سوره 38. صاد آیه 65-70

آیه
قُلْ إِنَّمَآ أَنَاْ مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
رَبُّ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا الْعَزِیزُ الْغَفَّارُ
قُلْ هُوَ نَبَؤٌاْ عَظِیمٌ
أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ
مَا کَانَ لِیَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَی إِذْ یَخْتَصِمُونَ
إِن یُوحَی إِلَیَّ إِلَّا أَنَّمَآ أَنَاْ نَذِیرٌ مُبِینٌ
ترجمه
بگو: من فقط بیم دهنده ام و هیچ معبودی جز خداوند یکتای قهار و مقتدر نیست.
پروردگار آسمان ها وزمین وآنچه میان آن دو است، نفوذناپذیر وبسیار آمرزنده.
بگو: او خبر بزرگی است، که شما از او رویگردانید.
برای من نسبت به عالم بالا هیچ آگاهی نبود، آن گاه که (درباره او با یکدیگر) مجادله می کردند.
به من چیزی وحی نمی شود مگر از آن رو که من هشدار دهنده ای آشکارم.
نکته ها
«قهّار» به معنای قدرت قاهره ای است که همه ی قدرت ها، مقهور و محکوم او هستند.
در روایات می خوانیم که: «نبأ عظیم» علیّ بن ابی طالب است و خود حضرت فرمود: «انا النبأ العظیم»**کافی، ج 8، ص 30 .*** چنانکه در دعای ندبه نیز خطاب به حضرت مهدی علیه السلام می گوییم: «یابن النباء العظیم»
این معنا با ضمیر «هو» که در مورد انسان به کار می رود، نه اشیا، سازگارتر است.
مراد از «ملاء اعلی» همان «افق اعلی» است که در سوره ی نجم می خوانیم: «و هو بالافق الاعلی» و هدف معراج، بالا بردن سطح علمی پیامبر بود. «لنریه من آیاتنا»
بنابراین شاید آیات مذکور این مطلب را دنبال می کنند که:
ای پیامبر! به مردم بگو: علیّ بن ابیطالب خبر بزرگی است که برخی از شما مسلمانان از او اعراض می کنید (و به سراغ دیگری می روید).
من از عالم بالا بی خبر بودم آنگاه که مردم بر ولایت او مخاصمه می کردند ولی در سفر معراج، امامت علی بن ابیطالب مطرح و تثبیت شد و فکر نکنید امامت او نظر شخصی من است، هر چه هست وحی الهی است.
البتّه این معنا با استمداد از روایات متعدّد و رهنمود تفسیر اطیب البیان استفاده شد ولی تفاسیر دیگر این آیه را مقدّمه ی آیات بعد در مورد آفرینش آدم دانسته اند.
پیام ها
1- وظیفه و جایگاه پیامبر باید به مردم اعلام شود. «قل»
2- جایی که غفلت همه را فراگرفته، باید از زاویه ی انذار سخن گفت. «انّما أنا منذر»
3- انسان با خطرها و آسیب هایی روبرو است که بواسطه انذار انبیا می تواند رهائی یابد. «أنا منذر»
4- نقش هشدار و انذار در تربیت، بیش از نقش بشارت است. «أنا منذر»
5 - انذار، زمانی مؤثّر است که از سرچشمه ی قدرت باشد. «أنا منذر - الواحد القهّار»
6- اقتدار، در سایه ی وحدت است. «الواحد القهّار» (در قرآن شش مورد کلمه ی قهار آمده که در کنار همه ی آنها کلمه ی واحد است).
7- همه هستی تحت یک مدیریّت و اراده است. «الواحد القهّار ربّ السموات والارض»
8 - خداوند تمام هستی را پرورش می دهد و همه را رو به کمال می برد. «رب السموات والارض و ما بینهما»
9- مربّی باید هم قدرت داشته باشد و هم رحمت. «ربّ... العزیز الغفّار»
10- اقبال یا اعراض مردم نشانه ی حقّانیّت یا بطلان امری نیست. «هو نبؤ عظیم انتم عنه معرضون»
11- در تبلیغ و هدایت مردم از روش های روشن و بدون ابهام استفاده کنید. «نذیر مبین»