تفسیر سوره صاد

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 38. صاد آیه 45-48

آیه
وَاذْکُرْ عِبَادَنَآ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ أُوْلِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصَارِ
إِنَّآ أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِکْرَی الدَّارِ
وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیَارِ
وَاذْکُرْ إِسْمَاعِیلَ وَالْیَسَعَ وَذَا الْکِفْلِ وَکُلٌّ مِّنَ الْأَخْیَارِ
ترجمه
و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که دارای قوّت و بصیرت بودند یاد کن.
همانا ما آنان را با خلوص ویژه ای که یادآور سرای قیامت بود خالص کردیم.
و آنان در پیشگاه ما از برگزیدگان و نیکانند.
و اسماعیل و یَسَع و ذوالکفل را که همه از نیکانند، یاد کن.
نکته ها
در این آیات نام شش نفر از انبیا (ابراهیم، اسحاق، یعقوب، اسماعیل، الیسع و ذوالکفل) آمده و برای آنان شش صفت ذکر شده است: بندگی خدا، قدرت، بصیرت، خلوص، برگزیدگی و نیکی.
«مصطفین» جمع «مصطفی» به معنای برگزیده است. «اخیار» جمع «خیّر» به معنای اهل خیر و نیکی است.
«الیسع» که نام او دو بار در قرآن آمده یکی از پیامبران الهی است.
در روایتی از امام رضاعلیه السلام آمده است که این پیامبر همانند حضرت عیسی مرده زنده می کرد.
امام جواد علیه السلام در پاسخ عبدالعظیم حسنی فرمود: ذوالکفل بعد از سلیمان جزء 313 نفر از پیامبران مرسل و برجسته بود که مثل داود قضاوت می کرد و جز برای خدا خشم نکرد.** بحار، ج 12، ص 348.***
پیام ها
1- تاریخ پاکان و پیامبران و بزرگان را زنده نگاه داریم. «واذکر عبادنا»
2- سرچشمه ی همه ی کمالات پیامبران، عبودیّت است. «عبادنا» قبل از کمالات دیگر ذکر شده است.
3- رهبر باید دارای قدرت و بصیرت باشد. «اولی الایدی والابصار»
4- نشانه ی لطف خاص خداوند به بنده اش آن است که او همواره یاد قیامت باشد. «اخلصناهم... ذکری الدّار»
5 - آخرت اندیشی و دوری از دنیاطلبی از خصوصیات رهبران الهی است. «انا اخلصناهم بخالصة ذکری الدّار»
6- یاد قیامت، مایه نزدیک شدن انسان به اخلاص است. «اخلصناهم... ذکری الدّار»
7- آخرت اندیشی به انسان بصیرت می دهد. «اولی الا یدی والابصار... انا اخلصناهم...»
8 - بالاترین ارزش، آبرو داشتن نزد خداست. «عندنا لمن المصطفین»
9- کسی که بنده ی خالص و نیک خدا باشد، خداوند نام او را گرامی می دارد. (شما به فکر نام نیک نباشید) «واذکر - واذکر...»
10- یکی از راه های دعوت به خیر، تجلیل از اهل خیر است. «واذکر...»

سوره 38. صاد آیه 49-54

آیه
هَذَا ذِکْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِینَ لَحُسْنَ مََابٍ
جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ
مُتَّکِئِینَ فِیهَا یَدْعُونَ فِیهَا بِفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ وَشَرَابٍ
وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ
هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِیَوْمِ الْحِسَابِ
إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَالَهُ مِن نَّفَادٍ
ترجمه
این یاد (ما در دنیا از آنان) است و البتّه برای پرهیزکاران بازگشتگاهی نیکو (در قیامت) خواهد بود.
باغ های جاودانه ای که درهایش به روی آنان گشوده است.
در آن جا (بر تخت ها) تکیه می زنند (و) میوه های فراوان و نوشیدنی در آن جا طلب می کنند.
و در کنارشان همسرانی است که به شوهرانشان چشم دوخته و هم سالند.
این است آن چه برای روز حساب به شما وعده داده می شود.
این رزق ماست که برای آن پایانی نیست.
پیام ها
1- نقل تاریخ نباید سرگرمی باشد بلکه باید هدفدار و وسیله ی هوشیاری باشد. «واذکر... هذا ذکر»
2- ذکر، ابعاد مختلفی دارد: قرآن ذکر است، «نحن نزّلنا الذکر»**حجر، 9.*** نماز ذکر است، «اقم الصلاة لذکری»**طه، 14.*** تاریخ بزرگان نیز ذکر است. «هذا ذکر» (تاریخ بزرگان وسیله یادآوری و درس آموزی است).
3- تقوا وسیله ی خوش عاقبتی است. «للمتّقین لحسن مآب» (کلمه «مآب» به معنای مرجع و بازگشت است).
4- برای جذب مردم، به کلّی گویی اکتفا نکنید. (تنها به «حسن مآب» اکتفا نشده، بلکه به دنبال آن آمده است: «جنّات عدن...»)
5 - شناخت تاریخ گذشته و توجّه به جاذبه های آینده، در گرایش مردم به حقّ مؤثّرند. «واذکر... حسن مأب جنّات عدن»
6- انواع نعمت در بهشت جمع است. تعدّد باغ ها «جنّات» ابدیّت «عدن» سهل الوصول بودن «مفتحة لهم الابواب» وفور و کثرت «فاکهة کثیرة»
7- نشانه همسر خوب آن است که به غیر شوهر چشم ندوزد. «قاصرات الطرف»
8 - نعمت های بهشتی، هم حساب و کتاب دارد «یوم الحساب» و هم دائمی است. «ماله من نفاد»
9- معاد، جسمانی است. (تکیه کردن بر تخت، خوردن میوه، نوشیدن شراب و داشتن همسر، همه و همه نشانه آن است که معاد جسمانی است). «متکئین، فاکهة، شراب، قاصرات الطرف»

سوره 38. صاد آیه 55-61

آیه
هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِینَ لَشَرَّ مََابٍ
جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ
هَذَا فَلْیَذُوقُوهُ حَمِیمٌ وَغَسَّاقٌ
وَ آخَرُ مِن شَکْلِهِ أَزْوَاجٌ
هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَکُمْ لَا مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُواْ النَّارِ
قَالُواْ بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَباً بِکُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ
قَالُواْ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَاباً ضِعْفاً فِی النَّارِ
ترجمه
این (پاداش بهشتیان) و البتّه برای طغیانگران بازگشت گاه بدی است.
دوزخی که در آن وارد می شوند، چه بد آرامگاهی است.
این آب داغ و چرکابی است که باید آن را بچشند.
و (جز این ها) کیفرهای دیگری از همان نوع برای آنان است.
(به سران دوزخی گفته می شود:) این ها گروهی (از پیروان شما) هستند که همراه شما وارد می شوند، (آنها می گویند:) خوش آمدی برای آنان نیست، زیرا که آنان وارد دوزخ شدند.
(آنان به رهبران و پیش کسوتان خود) گویند: بلکه خوش آمد بر شما مباد که شما این عذاب را برای ما پیش فرستادید، پس چه جایگاه بدی است.
گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، پس در آتشِ عذابِ او دو برابر بیفزا».
نکته ها
«مِهاد» از «مَهد» به معنای جایگاه و آرامگاه است.
«حمیم» یعنی آب جوشان و «غسّاق» یعنی چرکابی که از پوست دوزخیان می چکد.
«مقتحم» ورود در کار ترسناک را گویند.
«شَکل» به معنای مثل و مانند و «ازواج» به معنای انواع است. یعنی انواع دیگری از همین گونه عذاب دارند.
پیام ها
1- سرلوحه ی خوبی ها، تقوا و سرلوحه ی بدی ها، طغیان و سرکشی است. «ان للمتّقین لحسن مأب - انّ للطاغین لشرّ مأب»
2- طغیان عامل بد عاقبتی است. «للطاغین لشرمأب»
3- عذاب های دوزخ متنوّع و گوناگون است. «و اخر من شکله ازواج»
4- در قیامت پیروان فساد، از پیشگامان خود تنفّر دارند. «انتم قدّمتموه لنا»
5 - انسان، دوزخِ خود را از پیش می فرستد. «قدّمتموه لنا»
6- دعوت دیگران به گناه، سبب سلب مسئولیّت از گناهکار نیست. با این که می گویند: «انتم قدّمتموه لنا» شما این عذاب را برای ما فراهم کردید، ولی خودشان نیز در دوزخ گرفتارند.
7- در نظام تربیتی اسلام، تشویق و تهدید در کنار هم است. (آیاتِ پاداش متّقین و کیفر طاغین)
8 - کسانی که در دنیا و در مدار ایمان، به یکدیگر دعا نکنند، در آخرت و در دوزخ به یکدیگر نفرین خواهند کرد. «ربّنا من قدّم لنا»
9- تنها دعایی که از دوزخیان مستجاب می شود، دعای افزودن عذاب برای پیش کسوتان کفر است. «زده عذاباً ضعفا» «لکل ضعف»**اعراف، 39 .***
10- ردّ و بدل کردن ناسزا یکی از برخوردهای دوزخیان است. (گروهی می گویند: «لا مرحبا بکم» ولی جواب می شنوند: «بل انتم لا مرحبا بکم»)