تفسیر سوره صاد

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 38. صاد آیه 44،43

آیه
وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِکْرَی لِأُولِی الْأَلْبَابِ
وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِّعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
ترجمه
و ما بر اساس رحمت خویش خانواده اش را (که در اثر بیماری سخت و طولانی، از او جدا شده بودند) به او بخشیده و برگرداندیم و همانند آنها را به آنان افزودیم (و بستگانش را توسعه دادیم) تا برای خردمندان پندی باشد.
(و او را از بن بست تعهّدی که کرده بود نجات دادیم. او سوگند یاد کرده بود که به خاطر تخلف همسرش ضربه ای شلاق به او بزند لیکن چون همسرش وفادار بود به او گفتیم:) دسته ای از شاخه های نازک گیاه به دست خود بگیر و با آن بزن تا (بدن همسرت آزرده نشود) و سوگند را مشکن. ما ایّوب را صابر یافتیم، چه بنده ی خوبی که بسیار توبه و انابه دارد.
نکته ها
«ضغث» به دسته ای از شاخه ها و چوب های نازک گویند. «حنث» به معنای شکستن عهد و سوگند است.
چنانکه در روایات آمده است: همسر ایّوب، زنی فداکار بود که در تمام دوران بیماری او را رها نکرد و از او پرستاری نمود. روزی شیطان در شکل یک انسان بر او ظاهر شد و گفت: من همسرت را درمان می کنم به شرط آنکه بپذیرد من عامل بهبودی اش بوده ام.
وقتی این پیشنهاد را به ایّوب گفت، او بر آشفت و گفت: تو فریب شیطان را خورده ای و چنین امری را پذیرفته ای، آنگاه سوگند یاد کرد که همسرش را تنبیه کند.
پیام ها
1- در سختی ها، هرگز از رحمت خدا مأیوس نشوید. «وهبناله اهله... رحمة منّا»
2- خاندان گسترده یک نعمت الهی است. «و مثلهم معهم»
3- گشایش ها لطف الهی است نه امتیاز و استحقاق ما. «رحمة منّا»
4- تنها خردمندان از فراز و نشیب ها، درس عبرت می گیرند. «ذکری لاولی الالباب»
5 - راه تخفیف کیفرها را باید از خداوند فراگیریم. «خذ بیدک ضغثاً»
6- حتّی حسن سابقه و فداکاری و از خاندان نبوّت بودن، مانع عمل به قانون نیست. «فاضرب به و لا تحنث»
7- در شرایط سخت، به سراغ حل مسأله بروید ولی قانون شکنی نکنید. «فاضرب به ولا تحنث»
8 - حرمت عهد و سوگند را حفظ کنیم. «لا تحنث»
9- صبر تلخ است ولیکن عاقبت میوه ی شیرین دهد. «وهبنا له - وجدناه صابراً»
10- انابه و تضرع به درگاه خداوند سرچشمه ی صبر است. «صابراً - انّه اوّاب»

سوره 38. صاد آیه 45-48

آیه
وَاذْکُرْ عِبَادَنَآ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ أُوْلِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصَارِ
إِنَّآ أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِکْرَی الدَّارِ
وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیَارِ
وَاذْکُرْ إِسْمَاعِیلَ وَالْیَسَعَ وَذَا الْکِفْلِ وَکُلٌّ مِّنَ الْأَخْیَارِ
ترجمه
و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که دارای قوّت و بصیرت بودند یاد کن.
همانا ما آنان را با خلوص ویژه ای که یادآور سرای قیامت بود خالص کردیم.
و آنان در پیشگاه ما از برگزیدگان و نیکانند.
و اسماعیل و یَسَع و ذوالکفل را که همه از نیکانند، یاد کن.
نکته ها
در این آیات نام شش نفر از انبیا (ابراهیم، اسحاق، یعقوب، اسماعیل، الیسع و ذوالکفل) آمده و برای آنان شش صفت ذکر شده است: بندگی خدا، قدرت، بصیرت، خلوص، برگزیدگی و نیکی.
«مصطفین» جمع «مصطفی» به معنای برگزیده است. «اخیار» جمع «خیّر» به معنای اهل خیر و نیکی است.
«الیسع» که نام او دو بار در قرآن آمده یکی از پیامبران الهی است.
در روایتی از امام رضاعلیه السلام آمده است که این پیامبر همانند حضرت عیسی مرده زنده می کرد.
امام جواد علیه السلام در پاسخ عبدالعظیم حسنی فرمود: ذوالکفل بعد از سلیمان جزء 313 نفر از پیامبران مرسل و برجسته بود که مثل داود قضاوت می کرد و جز برای خدا خشم نکرد.** بحار، ج 12، ص 348.***
پیام ها
1- تاریخ پاکان و پیامبران و بزرگان را زنده نگاه داریم. «واذکر عبادنا»
2- سرچشمه ی همه ی کمالات پیامبران، عبودیّت است. «عبادنا» قبل از کمالات دیگر ذکر شده است.
3- رهبر باید دارای قدرت و بصیرت باشد. «اولی الایدی والابصار»
4- نشانه ی لطف خاص خداوند به بنده اش آن است که او همواره یاد قیامت باشد. «اخلصناهم... ذکری الدّار»
5 - آخرت اندیشی و دوری از دنیاطلبی از خصوصیات رهبران الهی است. «انا اخلصناهم بخالصة ذکری الدّار»
6- یاد قیامت، مایه نزدیک شدن انسان به اخلاص است. «اخلصناهم... ذکری الدّار»
7- آخرت اندیشی به انسان بصیرت می دهد. «اولی الا یدی والابصار... انا اخلصناهم...»
8 - بالاترین ارزش، آبرو داشتن نزد خداست. «عندنا لمن المصطفین»
9- کسی که بنده ی خالص و نیک خدا باشد، خداوند نام او را گرامی می دارد. (شما به فکر نام نیک نباشید) «واذکر - واذکر...»
10- یکی از راه های دعوت به خیر، تجلیل از اهل خیر است. «واذکر...»

سوره 38. صاد آیه 49-54

آیه
هَذَا ذِکْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِینَ لَحُسْنَ مََابٍ
جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ
مُتَّکِئِینَ فِیهَا یَدْعُونَ فِیهَا بِفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ وَشَرَابٍ
وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ
هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِیَوْمِ الْحِسَابِ
إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَالَهُ مِن نَّفَادٍ
ترجمه
این یاد (ما در دنیا از آنان) است و البتّه برای پرهیزکاران بازگشتگاهی نیکو (در قیامت) خواهد بود.
باغ های جاودانه ای که درهایش به روی آنان گشوده است.
در آن جا (بر تخت ها) تکیه می زنند (و) میوه های فراوان و نوشیدنی در آن جا طلب می کنند.
و در کنارشان همسرانی است که به شوهرانشان چشم دوخته و هم سالند.
این است آن چه برای روز حساب به شما وعده داده می شود.
این رزق ماست که برای آن پایانی نیست.
پیام ها
1- نقل تاریخ نباید سرگرمی باشد بلکه باید هدفدار و وسیله ی هوشیاری باشد. «واذکر... هذا ذکر»
2- ذکر، ابعاد مختلفی دارد: قرآن ذکر است، «نحن نزّلنا الذکر»**حجر، 9.*** نماز ذکر است، «اقم الصلاة لذکری»**طه، 14.*** تاریخ بزرگان نیز ذکر است. «هذا ذکر» (تاریخ بزرگان وسیله یادآوری و درس آموزی است).
3- تقوا وسیله ی خوش عاقبتی است. «للمتّقین لحسن مآب» (کلمه «مآب» به معنای مرجع و بازگشت است).
4- برای جذب مردم، به کلّی گویی اکتفا نکنید. (تنها به «حسن مآب» اکتفا نشده، بلکه به دنبال آن آمده است: «جنّات عدن...»)
5 - شناخت تاریخ گذشته و توجّه به جاذبه های آینده، در گرایش مردم به حقّ مؤثّرند. «واذکر... حسن مأب جنّات عدن»
6- انواع نعمت در بهشت جمع است. تعدّد باغ ها «جنّات» ابدیّت «عدن» سهل الوصول بودن «مفتحة لهم الابواب» وفور و کثرت «فاکهة کثیرة»
7- نشانه همسر خوب آن است که به غیر شوهر چشم ندوزد. «قاصرات الطرف»
8 - نعمت های بهشتی، هم حساب و کتاب دارد «یوم الحساب» و هم دائمی است. «ماله من نفاد»
9- معاد، جسمانی است. (تکیه کردن بر تخت، خوردن میوه، نوشیدن شراب و داشتن همسر، همه و همه نشانه آن است که معاد جسمانی است). «متکئین، فاکهة، شراب، قاصرات الطرف»