تفسیر سوره صاد

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 38. صاد آیه 42،41

آیه
وَاذْکُرْ عَبْدَنَآ أَیُّوبَ إِذْ نَادَی رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَ عَذَابٍ
ارْکُضْ بِرْجِلِکَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ
ترجمه
و بنده ی ما ایّوب را یاد کن، آن گاه که پروردگارش را ندا داد که: شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است.
(به او گفتیم:) پای خود را بر زمین بزن (تا از زیر پای تو چشمه ای جاری کنیم) این چشمه ی آبی خنک برای شستشو و نوشیدن است.
نکته ها
«نُصب» به معنای رنج و سختی است، «رَکض» کوبیدن پا بر زمین است و «مغتسل» به آب یا محل شستن گویند.
چنانکه در روایات آمده است: حضرت ایّوب دارای اموال و فرزندان و امکانات بسیار بود و همواره خدا را سپاس می گفت. شیطان به خداوند عرضه داشت که اگر ایّوب را شاکر می بینی به خاطر نعمت فراوانی است که به او داده ای، اگر این نعمت ها از او گرفته شود او بنده ی شکرگزاری نخواهد بود.
خداوند به شیطان اجازه داد بر دنیای ایّوب مسلّط شود. او ابتدا اموال و گوسفندان و زراعت های ایّوب را دچار آفت و بلا کرد امّا تأثیری در ایّوب نگذاشت. سپس بر بدن ایّوب سلطه یافت و او چنان بیمار گشت که از شدّت درد و رنجوری اسیر بستر گردید، امّا با این حال از مقام شکر او چیزی کاسته نشد.
چون ایّوب از این امتحان سخت الهی به خوبی پیروز برآمد، خداوند دوباره نعمت های خود را به او بازگرداند و سلامت جسمش را بازیافت.**تفسیر نمونه.***
خداوند برای بازگرداندن سلامتی به جسم ایّوب، به او فرمان می دهد که با کوبیدن پا بر زمین، به قدرت الهی چشمه ای از آب جاری سازد و با شستشوی بدن خود در آن آب، جسمش را از هر بیماری پاک گرداند.
تحمّل سختی از سوی انبیا برکاتی دارد، از جمله:
الف) مردم درباره آنان گرفتار غلوّ نمی شوند.
ب) آنان مقام ویژه ای در اثر صبر، دریافت می نمایند.
ج) اگر الگوها و بزرگان نیز سختی ببینند، فقرا و ضعفا و بیماران تحقیر نمی شوند.
د) مردم، راه برخورد با مشکلات را از آنان می آموزند.
بر اساس روایات، برخی مردم گمان کردند که حضرت ایّوب، گناهی را مرتکب شده که گرفتار چنین بلایی شده است و لذا او را شماتت می کردند. در حالی که بلا برای اولیا مایه ی رشد و کسب درجه است.**بحار، ج 12، ص 351 .***
در این سوره، داستان متفاوت دو پیامبر الهی مطرح شده است: یکی حضرت سلیمان، پیامبری که بالاترین قدرت و امکانات را داشت. دیگری حضرت ایّوب، پیامبری که سخت ترین تلخی ها را برای مدّتی طولانی چشید.
امّا قرآن هر دو پیامبر را با عبارت «نعم العبد» ستایش می کند. زیرا رفاه و رنج، هیچکدام نتوانست آنها را از مدار بندگی خدا خارج سازد.
آری، غوّاص و صیّاد ماهر چه در دریای شور و چه در دریای شیرین کار خود را به بهترین وجه انجام می دهد و شوری و شیرین آب در صیّادی و غوّاصی او اثری ندارد.
پیام ها
1- تاریخ مردان بزرگ نباید فراموش شود. تاریخ انبیا حتّی برای پیامبر اسلام سازنده است زیرا آشنائی با مشکلات دیگران مایه تقویت صبر و شکیبایی است. «واذکر عبدنا ایوب»
2- ایّوب بنده حقیقی خداوند بود. «عبدنا»
3- شکوه کردن از مشکلات، نزد خدا مانعی ندارد. «نادی ربّه انّی مسّنی الشیطان»
4- شیطان بر روح و اعتقاد اولیای خدا سلطه ای ندارد امّا می تواند در مورد جسم آنان، نقش ایذایی داشته باشد. «مسّنی الشیطان بنصب»
5 - رنج ها و مصیبت ها میدانی مناسب برای وسوسه شیاطین است. «بنصب» (بنابراین معنی که: شیطان به سبب رنج ها با من تماس می گیرد.)
6- دعا جلوه ای از عبودیّت است. «عبدنا ایوب اذ نادی ربّه»
7- برای رفع گرفتاری ها و مشکلات، دعا کنیم. «نادی ربّه انّی مسّنی الشیطان»
8 - دعای انبیا مستجاب می شود و به دنبال سختی ها گشایش است. «ارکض برجلک»
9- همه جا چشیدن سختی ها نشانه ی دوری از خدا نیست. (گاهی اولیای خدا سخت ترین شرایط را تحمّل می کنند، در حالی که با زدن پا بر زمین چشمه ی آب خنک برایشان جاری می شود.) «هذا مغتسل بارد»
10- شستشو با آب سرد برای سلامتی نقش مهمی دارد. «مغتسل بارد و شراب» (آب شستشو نیز باید تمیز و قابل آشامیدن باشد).
11- طبیعت مسخّر خداوند است و خداوند آن را مسخّر اولیای خود می کند. «ارکض برجلک هذا مغتسل بارد و شراب»

سوره 38. صاد آیه 44،43

آیه
وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِکْرَی لِأُولِی الْأَلْبَابِ
وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِّعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
ترجمه
و ما بر اساس رحمت خویش خانواده اش را (که در اثر بیماری سخت و طولانی، از او جدا شده بودند) به او بخشیده و برگرداندیم و همانند آنها را به آنان افزودیم (و بستگانش را توسعه دادیم) تا برای خردمندان پندی باشد.
(و او را از بن بست تعهّدی که کرده بود نجات دادیم. او سوگند یاد کرده بود که به خاطر تخلف همسرش ضربه ای شلاق به او بزند لیکن چون همسرش وفادار بود به او گفتیم:) دسته ای از شاخه های نازک گیاه به دست خود بگیر و با آن بزن تا (بدن همسرت آزرده نشود) و سوگند را مشکن. ما ایّوب را صابر یافتیم، چه بنده ی خوبی که بسیار توبه و انابه دارد.
نکته ها
«ضغث» به دسته ای از شاخه ها و چوب های نازک گویند. «حنث» به معنای شکستن عهد و سوگند است.
چنانکه در روایات آمده است: همسر ایّوب، زنی فداکار بود که در تمام دوران بیماری او را رها نکرد و از او پرستاری نمود. روزی شیطان در شکل یک انسان بر او ظاهر شد و گفت: من همسرت را درمان می کنم به شرط آنکه بپذیرد من عامل بهبودی اش بوده ام.
وقتی این پیشنهاد را به ایّوب گفت، او بر آشفت و گفت: تو فریب شیطان را خورده ای و چنین امری را پذیرفته ای، آنگاه سوگند یاد کرد که همسرش را تنبیه کند.
پیام ها
1- در سختی ها، هرگز از رحمت خدا مأیوس نشوید. «وهبناله اهله... رحمة منّا»
2- خاندان گسترده یک نعمت الهی است. «و مثلهم معهم»
3- گشایش ها لطف الهی است نه امتیاز و استحقاق ما. «رحمة منّا»
4- تنها خردمندان از فراز و نشیب ها، درس عبرت می گیرند. «ذکری لاولی الالباب»
5 - راه تخفیف کیفرها را باید از خداوند فراگیریم. «خذ بیدک ضغثاً»
6- حتّی حسن سابقه و فداکاری و از خاندان نبوّت بودن، مانع عمل به قانون نیست. «فاضرب به و لا تحنث»
7- در شرایط سخت، به سراغ حل مسأله بروید ولی قانون شکنی نکنید. «فاضرب به ولا تحنث»
8 - حرمت عهد و سوگند را حفظ کنیم. «لا تحنث»
9- صبر تلخ است ولیکن عاقبت میوه ی شیرین دهد. «وهبنا له - وجدناه صابراً»
10- انابه و تضرع به درگاه خداوند سرچشمه ی صبر است. «صابراً - انّه اوّاب»

سوره 38. صاد آیه 45-48

آیه
وَاذْکُرْ عِبَادَنَآ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ أُوْلِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصَارِ
إِنَّآ أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِکْرَی الدَّارِ
وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیَارِ
وَاذْکُرْ إِسْمَاعِیلَ وَالْیَسَعَ وَذَا الْکِفْلِ وَکُلٌّ مِّنَ الْأَخْیَارِ
ترجمه
و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که دارای قوّت و بصیرت بودند یاد کن.
همانا ما آنان را با خلوص ویژه ای که یادآور سرای قیامت بود خالص کردیم.
و آنان در پیشگاه ما از برگزیدگان و نیکانند.
و اسماعیل و یَسَع و ذوالکفل را که همه از نیکانند، یاد کن.
نکته ها
در این آیات نام شش نفر از انبیا (ابراهیم، اسحاق، یعقوب، اسماعیل، الیسع و ذوالکفل) آمده و برای آنان شش صفت ذکر شده است: بندگی خدا، قدرت، بصیرت، خلوص، برگزیدگی و نیکی.
«مصطفین» جمع «مصطفی» به معنای برگزیده است. «اخیار» جمع «خیّر» به معنای اهل خیر و نیکی است.
«الیسع» که نام او دو بار در قرآن آمده یکی از پیامبران الهی است.
در روایتی از امام رضاعلیه السلام آمده است که این پیامبر همانند حضرت عیسی مرده زنده می کرد.
امام جواد علیه السلام در پاسخ عبدالعظیم حسنی فرمود: ذوالکفل بعد از سلیمان جزء 313 نفر از پیامبران مرسل و برجسته بود که مثل داود قضاوت می کرد و جز برای خدا خشم نکرد.** بحار، ج 12، ص 348.***
پیام ها
1- تاریخ پاکان و پیامبران و بزرگان را زنده نگاه داریم. «واذکر عبادنا»
2- سرچشمه ی همه ی کمالات پیامبران، عبودیّت است. «عبادنا» قبل از کمالات دیگر ذکر شده است.
3- رهبر باید دارای قدرت و بصیرت باشد. «اولی الایدی والابصار»
4- نشانه ی لطف خاص خداوند به بنده اش آن است که او همواره یاد قیامت باشد. «اخلصناهم... ذکری الدّار»
5 - آخرت اندیشی و دوری از دنیاطلبی از خصوصیات رهبران الهی است. «انا اخلصناهم بخالصة ذکری الدّار»
6- یاد قیامت، مایه نزدیک شدن انسان به اخلاص است. «اخلصناهم... ذکری الدّار»
7- آخرت اندیشی به انسان بصیرت می دهد. «اولی الا یدی والابصار... انا اخلصناهم...»
8 - بالاترین ارزش، آبرو داشتن نزد خداست. «عندنا لمن المصطفین»
9- کسی که بنده ی خالص و نیک خدا باشد، خداوند نام او را گرامی می دارد. (شما به فکر نام نیک نباشید) «واذکر - واذکر...»
10- یکی از راه های دعوت به خیر، تجلیل از اهل خیر است. «واذکر...»