تفسیر سوره صاد

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 38. صاد آیه 26

آیه
یَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُم بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِ ّ وَ لَا تَتَبِّعِ الْهَوَی فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُواْ یَوْمَ الْحِسَابِ
ترجمه
ای داود! همانا ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم، پس میان مردم به حقّ داوری کن و از هواها و هوس ها پیروی نکن که تو را از راه خدا منحرف می کند. البتّه کسانی که از راه خدا منحرف می شوند برایشان عذاب سختی است به خاطر آن که روز قیامت را فراموش کردند.
پیام ها
1- خداوند تدبیر امور بندگانش را به انبیا سپرده است. «یا داود انّا جعلناک خلیفة»
2- تدبیر امور مردم، حقّ خداست که به هر کس بخواهد واگذار می کند. «انّا جعلناک»
3- دین از سیاست جدا نیست. «یا داود انّا جعلناک خلیفة»
4- حکومت بر مردم، نعمت بزرگی است که شکر آن، اجرای عدالت در میان مردم است. «جعلناک خلیفة... فاحکم بین الناس بالحقّ»
5 - محور قضاوت باید حقّ باشد. «فاحکم بین الناس بالحقّ»
6- رهبران و داوران جامعه باید از هوای نفس دور باشند. «خلیفة... فاحکم... لا تتبع الهوی»
7- در مدیریّت حتّی المقدور نیروها را حفظ کنید. (خداوند به خاطر یک ترک اولی، اولیای خود را از گردونه ی اجتماع خارج نمی کند). «فاستغفر ربه... فغفرنا... یا داود انّا جعلناک»
8 - قضاوت از شئون حکومت است و باید الهی باشد. «شددنا ملکه - انّا جعلناک خلیفة - فاحکم»
9- حکومت دینی، سابقه ای بس طولانی دارد. «شددنا ملکه - جعلناک خلیفة - فاحکم»
10- رفتار خلیفه ی خدا باید پرتوی از افعال الهی باشد. «واللّه یقضی بالحقّ»**غافر، 20.***، «فاحکم بین الناس بالحقّ»
11- هر چه در برابر حقّ قرار گیرد، هوی و هوس است. «فاحکم بین الناس بالحقّ ولا تتبع الهوی»
12- خطر قضاوت، دوری از حقّ و توجّه به هواهای نفسانی است. «فاحکم... بالحق ولا تتبع الهوی»
13- همه انسان ها حتّی انبیا در معرض دام هوس هستند که از طریق هشدارهای الهی مصون می مانند. «لا تتبع الهوی»
14- هوی پرستی ممنوع است، خواه تمایلات فردی و شخصی باشد یا گروهی و حزبی. «لا تتبع الهوی»
15- هوی پرستی با انحراف مساوی است. «لا تتبع الهوی فیضلّک»
16- خطرات گام به گام پیش می آید (گام اول هوی پرستی، گام دوم انحراف از راه خدا، گام سوم فراموش کردن حساب و قیامت و در نتیجه عذاب شدید). «لا تتبع الهوی فیضلّک... لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب»
17- ایمان به معاد کافی نیست، باید انسان یاد معاد باشد. (در مورد بعضی افراد قرآن می فرماید: «لا یؤمن بیوم الحساب»**غافر، 27.*** ایمان به معاد ندارد ولی در این آیه می خوانیم: ایمان هست ولی معاد را فراموش می کند. «نسوا یوم الحساب»
18- هوی پرستی و فراموش کردن روز قیامت، خطراتی است که حاکمان جامعه را تهدید می کند. «جعلناک خلیفة... لا تتبع الهوی... نسوا یوم الحساب»

سوره 38. صاد آیه 28،27

آیه
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَآءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا بَاطِلاً ذَلِکَ ظَنُّ الَّذِینَ کَفَرُواْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ مِنَ النَّارِ
أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کَالْفُجَّارِ
ترجمه
و ما آسمان و زمین و آن چه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم، این، پندار کسانی است که کفر ورزیدند، پس وای از آتش (دوزخ) بر کسانی که کافر شدند!
آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند همانند فسادگران در زمین قرار می دهیم، یا اهل تقوا را مانند فاجران قرار می دهیم؟
پیام ها
1- در جهان بینی الهی، آفرینش هدفدار است. «ما خلقنا... باطلا» و در بینش غیر الهی، آفرینش بی هدف است. «ذلک ظن الّذین کفروا»
2- چون نظام هستی بر اساس حقّ است پس داوری نیز باید بر اساس حقّ باشد تا نظام قانون با نظام آفرینش همسو باشند. «فاحکم... بالحقّ... و ما خلقنا... باطلا»
3- در تمام هستی، هیچ ذرّه ای بیهوده خلق نشده است. «ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما باطلا»
4- کفّار برای اعتقادات خود دلیل ندارند بلکه تکیه گاهشان ظن و گمان است. «ظن الّذین...»
5 - چون آفرینش هدفدار است، هرگز رها نمی شود و تا روز قیامت و رسیدن مؤمن و مفسد به پاداش و کیفر ادامه دارد. «و ما خلقنا... باطلا... فویل للّذین کفروا من النار»
6- دلیل معاد، حکمت و عدالت الهی است. حکمت: هیچ چیزی بیهوده خلق نشده است. امّا عدالت: آیا ما فجّار و متّقین را یکسان قرار می دهیم؟ «ما خلقنا... باطلا - ام نجعل المتّقین کالفجّار»
7- تقوا، کناره گیری و گوشه نشینی نیست، بلکه به میدان آمدن و کار کردن است، البتّه کار نیک. «الّذین آمنوا و عملوا الصالحات... المتّقین»
8 - فساد، تنها قتل و جنایت نیست، بلکه گناه نوعی فساد است. «کالمفسدین... کافجار»
9- اگر کسی صالحان و مفسدان را به یک چشم بنگرد، گویا هستی را باطل شمرده است. «ام نجعل الّذین آمنوا... کالمفسدین»

سوره 38. صاد آیه 29

آیه
کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُواْ آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ
ترجمه
(این) کتاب مبارکی است که به سوی تو فرو فرستادیم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان پند گیرند.
نکته ها
«مبارک» به چیزی گفته می شود که فایده و خیر آن، رشد و فزونیِ زیاد و ثابت داشته باشد. قرآن از منبع مبارک است. «تبارک الّذی» در شب مبارک نازل شده است. «فی لیلة مبارکه» در مکان مبارک نازل شده «ببکة مبارکا» و خودش نیز مبارک است. «کتاب... مبارک»
سیمای قرآن در این آیه ترسیم شده است:
الف) متن آن نوشته شده است. «کتاب»
ب) از سرچشمه ی وحی و علم بی نهایت الهی است. «انزلناه»
ج) گیرنده ی آن شخص معصوم است. «الیک»
د) محتوایش پر برکت است. «مبارک»
ه) هدف از نزول، تدبّر در آن است. «لیدّبروا»
و) علم و آگاهی به نکات و معارف آن، مقدّمه ی حرکت معنوی و قرب به خداست. «لیتذکّر»
ز) کسانی این توفیق را خواهند داشت که خردمند باشند. «اولواالالباب»
اهمّیت قرآن و تدّبر در آن
* کسی که در آیات قرآن تدبّر نکند سزاوار تحقیر الهی است. «أفلا یتدبّرون القرآن ام علی قلوب اقفالها»**محمّد، 24 .***
* عالم ربانی کسی است که سروکارش با تحصیل و تدریس قرآن باشد. «... کونوا ربانیین بما کنتم تعلمون الکتاب و بما کنتم تدرسون»**آل عمران، 79 ***
* کتاب آسمانی را باید با جدّیت گرفت. «خذ الکتاب بقوّة»**مریم، 12.***
* کسانی که قرآن را مهجور کردند، در قیامت مورد شکایت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله قرار می گیرند. «و قال الرسول یا ربّ ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا»**فرقان، 30.***
* امام سجّاد علیه السلام فرمود: اگر قرآن داشته باشم و تنها باشم احساس غربت نمی کنم. «لو مات من بین المشرق و المغرب لما استوحشت بعد ان یکون القرآن معی»**کافی، ج 2، ص 602.***
* حضرت علی علیه السلام فرمود: قرآن دریایی است که هیچ کس به قعر آن نمی رسد. «بحراً لا یدرک قعره»** نهج البلاغه، خطبه 198.***
* امام خمینی قدس سره به شدّت تأسّف می خورد که چرا تمام عمر خود را صرف تدّبر در قرآن نکرده است،** صحیفه نور، ج 20، ص 20.*** همان گونه که مرحوم ملاّصدرا در تفسیر سوره ی واقعه این تأسّف را دارد.
پیام ها
1- قرآن، مبارک است. (تلاوت، تدّبر، تاریخ، استدلال، داستان، الگوهای، معارف، اخبار غیبی، تشبیهات، اوامر و نواهی آن، همه و همه پر از راز و رمز است). «کتاب... مبارک»
2- گرچه قرآن، مبارک است، امّا برای تدبّر است، نه فقط تبرّک جستن به ظاهر آن. (برای حفظ منزل، مسافر و عروس از خطرات) «کتاب... مبارک لیدبّروا»
3- تدّبر در قرآن مقدّمه ی تذکّر است وگرنه چه بسا انسان اسرار و لطایف علمی قرآن را درک کند ولی مایه ی غرورش شود. «یدّبّروا - یتذکّر»
4- تدّبر باید در همه ی آیات قرآن باشد نه تنها در آیات الاحکام. «لیدّبروا آیاته»
5 - شرط تدبّر و بهره گیری و پندپذیری، عقل و خرد است. «لیدّبروا... و لیتذکّر اولواالالباب»
6- کسانی که از قرآن متذکّر نمی شوند، بی خردند. «لیتذکّر اولواالالباب»
7- قرآن، مطابق عقل و خرد است، لذا اهل خرد با تدبّر در آن به احکام و رموزش پی می برند. «لیتذکّر اولوا الالباب» (در قرآن، امری مخالف عقل یافت نمی شود)
8 - معارف قرآن پایان ناپذیر است. این که به همه دستور تدبّر می دهد نشان آن است که هر کس تدبّر کند به نکته ی تازه ای می رسد و اگر علما و دانشمندان گذشته همه ی اسرار قرآن را فهمیده باشند، تدّبر ما لغو است. «لیدبّروا آیاته»