تفسیر سوره صاد

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 38. صاد آیه 22،21

آیه
وَهَلْ أَتَاکَ نَبَؤُاْ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُواْ الْمِحْرَابَ
إِذْ دَخَلُواْ عَلَی دَاوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُواْ لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَی بَعْضُنَا عَلَی بَعْضٍ فَاحْکُم بَیْنَنَا بِالْحَقِ ّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَآ إِلَی سَوَآءِ الصِّرَاطِ
ترجمه
و آیا ماجرای آن دادخواهان که از دیوار محراب (داود) بالا رفتند به تو رسیده است؟
آن گاه که (ناگهانی) بر او وارد شدند و او از (مشاهده ی) آنان به هراس افتاد. شاکیان گفتند: نترس، ما دو نفر درگیر شده ایم و یکی از ما بر دیگری تعدّی نموده است، پس بین ما به حقّ داوری کن و ستم روا مدار و ما را به راه راست راهنمایی فرما».
نکته ها
«خصم» به معنای نزاع و درگیری است و به هر یک از طرفین دعوا نیز گفته می شود.
کلمه ی «سور» به معنای دیوار بلند است و «تسوّروا» به معنای بالا رفتن از دیوار است.
کلمه ی «محراب» به دو معناست؛ گاهی به معنای بالای مجلس و بهترین جای منزل است که بزرگان می نشینند و گاهی به معنای محلّ عبادت و جایگاه امام جماعت است.
«شطط» به معنای تجاوز و افراط و زیاده روی و ستم است.
امام رضاعلیه السلام فرمود: خداوند دو فرشته را (در قیافه دو دادخواه) نزد داود فرستاد و آن دو از در بر او وارد نشدند بلکه از دیوار محراب بالا رفته و ناگهان نزد او آمدند.**عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 94، باب 14 حدیث 1 به نقل از تفسیر راهنما.***
شاید بتوان از این ماجرا استفاده کرد که برای آزمایش یا آموزش، فضاسازی و فیلم سازی و تغییر فیافه و ایجاد صحنه های هیجانی، دوست یا دشمنی فرضی، تغییر لباس و صدا و کارهای هنری جایز باشد واللّه العالم.
در آیات پیشین، قرآن کمالات بسیاری را برای حضرت داود بیان نمود که آخرین آنها، فصل الخطاب، یعنی قضاوت قاطعانه بود.
در این آیات به صحنه ای اشاره می کند که خداوند برای داود پیش آورد تا او را آزمایش کند و در نهایت آموزش دهد که چگونه داوری کند. در این صحنه که بر اساس برخی روایات، توسط برخی فرشتگان انجام شده است، دو نفر به گونه ای غیر منتظره بر داود وارد می شوند، چنانکه او گمان می برد قصد سوئی نسبت به او دارند، امّا می گویند: ای داود نترس، ما دو نفر شاکی هستیم که میان ما اختلاف شده و از تو داوری می خواهیم.
فرشته بودن این دو نفر را این نکته تقویت می کند که در داستان حضرت ابراهیم و حضرت لوط نیز، فرشتگان به گونه ای بر آنان ظاهر شدند که این دو پیامبر ترسیدند و سپس فرشتگان گفتند: نترسید.
در قضاوت، عدالت جایگاه محوری دارد، لذا در این آیات، با سه عبارت مختلف، بر عدالت در قضاوت تأکید شده است: «فاحکم بیننا بالحقّ»، «لا تشطط»، «اهدنا الی سواء الصراط»
پیام ها
1- قبل از بیان سخن، در مخاطبین انگیزه ی شنیدن ایجاد کنیم. «هل اتاک نبأ»
2- خداوند، پیامبر را به مطالعه تاریخ گذشته دعوت می کند. «هل اتاک نبأ الخصم»
3- صحنه های هیجانی و غوغایی و دلهره آور، زمینه ی عجله و دست پاچگی در قضاوت است. «تسوّروا المحراب - ففزع»
4- قضاوت در محراب عبادت، ارزش و قداست آن را بیش تر می کند. (سکوی قضاوت حضرت علی علیه السلام در مسجد کوفه بود و محل قضاوت حضرت داود در محراب). «تسوّروا المحراب»
5 - ترس و دلهره طبیعی به سراغ موحّدین نیز می آید و با توحید منافاتی ندارد. «ففزع»
6- پیامبران نیز به حکم بشر بودن، از امور غیر منتظره، وحشت می کنند. «ففزع»
7- برای قضاوت، باید طرفین دعوا در دادگاه حاضر باشند. «خصمان»
8 - انبیا، مرجع و ملجأ مردم بوده اند. «دخلوا علی داود... خصمان بغی...»
9- تذکّر به قاضی در لحظه ی قضاوت، وسیله ای است برای مصونیّت او از اشتباه. «فاحکم بیننا بالحقّ ولا تشطط و اهدنا»
10- طرفین دعوا، باید خواهان اجرای حقّ باشند، نه حفظ منافع خود. «فاحکم بیننا بالحقّ»
11- رهبران و داوران جامعه الهی باید نصیحت پذیر و حقّ شنو باشند. «فاحکم بیننا بالحقّ ولا تشطط»
12- اجرای عدالت در جامعه، عامل هدایت مردم به راه مستقیم و دوری از افراط و تفریط می شود. «اهدنا الی سواء الصراط»

سوره 38. صاد آیه 23

آیه
إِنَّ هَذَآ أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِیَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَکْفِلْنِیهَا وَعَزَّنِی فِی الْخِطَابِ
ترجمه
این برادر من است که برای او نود و نه میش و برای من تنها یک میش است، امّا (با آن همه سرمایه به من) می گوید: آن یک میش را هم به من واگذار و در گفتگو بر من غلبه نموده است.
نکته ها
جمله ی «اکفلنیها» یعنی کفالت آن را به من واگذار و این کنایه از بخشش و هدیه است و «عزّنی» از عزّت به معنای غلبه است.
پیام ها
1- نزاع، به معنای نفی برادری نیست. «خصمان بغی»، «ان هذا اخی»
2- انسان، حریص و زیاده طلب است و هرگز از مال دنیا سیر نمی شود. «اکفلنیها» (بر خلاف نظریه برخی فلاسفه که آزادی در رسیدن به شهوات و غرایز را وسیله آرامش می دانند و می گویند: انسان همین که سیر شد آرام می شود).
3- کسانی که قصد تصاحب حقّ دیگران را دارند، مقدّمات حقوقی و استدلالی کار خود را هم برای دادگاه آماده می کنند. «عزّنی فی الخطاب»
4- چه بسا مظلومی که نتواند حقّ خود را درست بیان کند و در سخن، از ظالم کم بیاورد. پس قاضی باید بدنبال کشف حقیقت باشد و فریب خوش زبانی متهم را نخورد. «عزّنی فی الخطاب»

سوره 38. صاد آیه 25،24

آیه
قَالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِکَ إِلَی نِعَاجِهِ وَإِنَّ کَثِیراً مِّنَ الْخُلَطَآءِ لَیَبْغِی بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ قَلِیلٌ مَّاهُمْ وَظَنَّ دَاوُدُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاکِعاً وَ أَنَابَ
فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِکَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَی وَحُسْنَ مََابٍ
ترجمه
(داود) گفت: حقّا که او با درخواست افزودن میش تو به میش های خودش به تو ستم کرده است و البتّه بسیاری از شریکان، بعضی بر بعضی ستم می کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و عمل شایسته انجام می دهند و آنان کم هستند و داود متوجّه شد که ما او را (با این صحنه و طرح نزاع) آزمایش کردیم، پس، (از قضاوت خود قبل از شنیدن سخن طرف مقابل پشیمان شد و) از پروردگارش آمرزش خواست و به رکوع در افتاد و توبه و انابه کرد.
پس ما آن (قضاوت عجولانه) را بر او بخشیدیم و البتّه برای او در نزد ما مقام قرب و عاقبت نیک است.
نکته ها
ماجرای قضاوت حضرت داود در تورات کنونی نیز آمده است، امّا متفاوت از آنچه در قرآن آمده است که با مقام انبیا نمی سازد و کذب و دروغی بیش نیست.
در فصل 12 تورات کتاب اشموئیل می خوانیم: کسی نزد مشاور داود آمد و گفت: در شهری دو نفر بودند که یکی غنیّ و دیگری فقیر، غنیّ گوسفند و گاو بسیار داشت و فقیر تنها یک برّه ی کوچک داشت. مسافر غریبی نزد شخص غنیّ آمد، او بخل کرد و از مال خودش خرج نکرد، بلکه برّه ی مرد فقیر را ذبح کرد تا از مسافر غریب پذیرایی کند، اکنون فتوای داود چیست؟
داود عصبانی شد و گفت: کسی که این کار را کرده مستحقّ قتل است، او باید چهار گوسفند به جای یک گوسفند بدهد. سؤال کننده گفت: ای داود! آن مرد تویی! داود فهمید که مرادش از طرح سؤال این بود که تو که همسر داشتی چرا همسر همسایه ات را با توطئه تصاحب کردی؟ لذا داود ناراحت شد و توبه کرد
پیام ها
1- قضاوت، نباید عجولانه و بر اساس شنیدن سخن یکی از طرفین باشد. (حضرت داود با شنیدن سخن یک نفر از طرفین دعوا قضاوت کرد و فرمود: «لقد ظلمک» و به همین دلیل از خداوند عذر خواست).
2- افزون طلبی ظلم است گرچه انسان موفق به افزودن نشود. «ظلمک بسؤال نعجتک الی نعاجه»
3- انسان می تواند مالک اموال زیاد باشد. حضرت داود از داشتن 99 میش انتقاد نکرد، بلکه از افزون طلبی ظالمانه برادر انتقاد کرد). «لقد ظلمک...»
4- در انتخاب همکار و شریک باید محور کار، ایمان و عمل صالح باشد وگرنه خطر کلاهبرداری و تجاوز به حقوق شرکاء در پیش است. «کثیرا من الخلطاء لیبغی... الاّ الّذین آمنوا»
5 - ایمان و عمل صالح در کنار هم کارسازند. «آمنوا و عملوا الصالحات»
6- شرکت، بستری برای لغزش و ضایع کردن حقّ شریک است. «کثیراً من الخلطاء لیبغی»
7- اقتصاد سالم در سایه ی ایمان و عمل صالح است. «لیبغی... الا الّذین آمنوا و عملوا الصالحات»
8 - کسانی که حقّ دیگران را مراعات کنند بسیار کمند. «قلیل ما هم»
9- آزمایش حتّی برای پیامبران الهی مطرح است. «انّما فتنّاه»
10- سفارش به ایمان و عمل صالح و مراعات حقوق مردم بهترین رهنمود است. (از حضرت داود رهنمود خواستند: «اهدنا الی سواء الصراط» حضرت فرمود: «کثیراً من الخلطاء لیبغی... الا الّذین آمنوا...»
11- انبیا به خاطر ساده ترین لغزش، بهترین نوع انابه و توبه را از خود نشان می دادند. (ترک اولای حضرت داود این بود که قبل از شنیدن سخن هر دو طرف قضاوت کرد). «فاستغفر ربه و خرّ راکعا و اناب»
12- توبه ی فوری ارزش زیادی دارد. «فاستغفر» (حرف فاء)
13- ربوبیّت الهی زمینه درخواست آمرزش است. «فاستغفر ربّه»
14- حقوق مردم به قدری مهم است که عجله در داوری حتّی اگر از پیامبر معصوم سر زند باید همراه با استغفار باشد.«فاستغفر ربّه»
15- رکوع در نماز، قبل از اسلام نیز بوده است. «خرّ راکعاً»
16- توبه باید هم ظاهری باشد و هم درونی و عمقی. «خرّ راکعاً و اناب»
17- توبه ی فوری، پذیرش فوری را به دنبال دارد. «فاستغفر... فغفرنا له»
18- توبه، غیر از جبران گذشته، آینده را نیز تأمین می کند. «فغفرنا له ذلک و ان له عندنا لزلفی و حسن مأب»
19- مقام معنوی، آن گاه ارزش دارد که همراه با حسن عاقبت و تأمین آینده باشد. «زلفی و حسن مأب»
20- گاهی دنیا و آخرت برای یک نفر جمع می شود. «شددنا ملکه - سخرنا الجبال معه - عندنا لزلفی و حسن مأب»