فهرست کتاب


تفسیر سوره غافر

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 40. غافر آیه 79-81

آیه
أللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْکَبُواْ مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ
وَلَکُمْ فِیهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُواْ عَلَیْهَا حَاجَةً فِی صُدُورِکُمْ وَعَلَیْهَا وَعَلَی الْفُلْکِ تُحْمَلُونَ
وَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ فَأَیَّ آیَاتِ اللَّهِ تُنکِرُونَ
ترجمه
خداوند است که برای شما چهار پایان را قرار داد تا از آنها سواری بگیرید و از آنها بخورید.
و برای شما در چهار پایان منافع (دیگری نیز) هست؛ و سوار بر آنها به نیازی که در دل دارید برسید و بر آنها و بر کشتی ها حمل می شوید.
و خداوند (پیوسته) آیات خود را به شما نشان می دهد، پس کدام یک از آیات الهی را انکار می کنید؟
نکته ها
بهترین راه برای ایجاد و تقویت معرفت و شکرگزاری، توجّه به نعمت های الهی است و برای این کار بهترین نعمت ها آنهایی هستند که در هر زمان و مکان برای عموم مردم قابل دیدن و بهره برداری باشند.
«أنعام» جمع «نَعَم» در اصل به معنای شتر است ولی به مجموع گاو و شتر و گوسفند گفته نیز می شود.
منافع چهار پایان در تأمین سواری و تغذیه خلاصه نمی شود؛ پوست و روده و پشم و کرک و شیر آنها و شخم زدن از دیگر منافع است. حتّی از فضولات آنها برای کود طبیعی یا وسیله ی ایجاد حرارت استفاده می شود. هم چنین نقش حیوانات در ایجاد کارخانه های پشم و نخ ریسی و چرم سازی و لبنیات چشم گیر است.
پیام ها
1- در آفرینش هستی، انسان محور است. «جعل لکم الانعام... و لکم فیها منافع»
2- اگر چهار پایان رام نبودند زندگی بشر فلج بود. با این که قدرتشان از ما بیشتر است ولی خداوند آنها را برای ما رام کرد. «جعل لکم الانعام لترکبوا»
3- اسلام به مسأله ی تغذیه و بهره گیری از گوشت برخی چهار پایان سفارش کرده و خام خواری مورد ستایش اسلام نیست. «و منها تأکلون»
4- برکات چهار پایان در آن چه ما بهره گیری می کنیم منحصر نیست. (کلمه ی «منافع» نکره آمده است).
5 - انسان به حیوان محتاج است «لتبلغوا علیها حاجة فی صدورکم» (ولی حیوان به انسان محتاج نیست.)
6- امکانِ حمل و نقل دریایی با کشتی، یکی دیگر از نعمت های الهی است. «و علیها و علی الفلک تحملون»
7- در جهان بینی الهی، همه ی بهره گیری ها و نعمت ها، مقدّمه ی شناخت و بندگی است. «آیات اللّه»
8 - انسان ناسپاس است؛ از نعمت ها بهره می برد ولی صاحب نعمت را انکار می کند. «فایّ آیات اللّه تنکرون»
9- نشانه های معرفت خدا در معرض دید همه است. «فایّ آیات اللّه تنکرون»

سوره 40. غافر آیه 82

آیه
أَفَلَمْ یَسیِرُواْ فِی الْأَرْضِ فَیَنظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَانُواْ أَکْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثَاراً فِی الْأَرْضِ فَمَآ أَغْنَی عَنْهُم مَّا کَانُواْ یَکْسِبُونَ
ترجمه
پس آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنان بوده اند چه شد (و چگونه نابود شدند؟ آنان) تعدادشان از اینان بیشتر و قدرت و آثارشان در زمین سخت تر (و فزون تر) بود، امّا آن چه را به دست آورده بودند به کارشان نیامد.
پیام ها
1- جهانگردی هدفدار مورد ستایش است. «افلم یسیروا... فینظروا»
2- یکی از انتقادهای قرآن هجرت نکردن برای کسب تجربه و عبرت و معارف است. «افلم یسیروا... فینظروا»
3- تاریخ، از منابع معرفت و شناخت حقایق است. «فینظروا کیف کان... من قبلهم»
4- مخالفت کفّار با پیامبر به خاطر مغرور شدن به قدرت و جمعیّت بود، لذا قرآن می فرماید: ما قوی تر از آنان را نابود کردیم. «کانوا اکثر... و اشدّ»
5 - از عوامل سقوط و زوال تمدّن ها، مخالفت با انبیا و ترک سنّت های الهی است. «افلم یسیروا...»
6- هر تمدن و پیشرفتی ملاک رستگاری و سعادت نیست. «قوّةً و آثاراً فی الارض فما اغنی عنهم...»
7- حفظ آثار اقوام گذشته، برای عبرت آیندگان لازم است. «فینظروا»
8 - در محاسبات خود امروزِ افراد و جوامع را نبینیم، عاقبت بین باشیم. «کیف کان عاقبة...»
9- جمعیّت و قدرت، مانع قهر الهی نیست. «اکثر منهم و اشدّ قوةً»
10- تمدن بشری دائماً رو به پیشرفت نیست، برخی اقوام گذشته متمدن تر بودند. «قبلهم کانوا اشدّ منهم قوّةً و آثاراً»
11- هر چه به دست آوریم در برابر قهر الهی پوچ است. «فما اغنی عنهم ما کانوا یکسبون»

سوره 40. غافر آیه 84،83

آیه
فَلَمَّا جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ فَرِحُواْ بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَ حَاقَ بِهِم مَّا کَانُواْ بِهِ یَسْتَهْزِءُونَ
فَلَمَّا رَأَوْاْ بَأْسَنَا قَالُواْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنَا بِمَا کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ
ترجمه
پس چون پیامبرانشان همراه با معجزات به سراغشان آمدند به آن مقدار علمی که نزدشان بود خوشحال شدند (و حاضر نشدند منطق انبیا را بپذیرند) و آن چه (از قهر الهی) که به تمسخر می گرفتند، آنان را فرا گرفت.
پس چون عذاب ما را دیدند گفتند: «به خداوند یکتا ایمان آوردیم و به آن چه (از قبل) شرک می ورزیدیم کافر شدیم».
نکته ها
در طول تاریخ بشر، افرادی به خاطر علومی که سبب تمدن و پیشرفت و کسب ثروت است و یا به خاطر آگاهی هایی که از اقوام و نیاکان درباره عقائد خود دارند خود را از وحی و انبیا بی نیاز می پندارند. آری انسان های کم ظرفیّت همین که چند کلمه ای فراگرفتند یا مدرک و مقامی به دست آوردند مغرور می شوند.
در قرآن سه مرتبه جمله ی «نصیباً من الکتاب» آمده که به معنای علم داشتن به گوشه ای از کتاب است و در هر سه مورد افرادی گرفتار انحراف شده اند چون از علم کافی برخوردار نبودند بلکه نصیبی از علم داشتند؛
یک جا می فرماید: کسانی که نصیبی از علم دارند به حقّ پشت می کنند.**آل عمران، 23.***
در جای دیگر می فرماید: آنان به جای حقّ گمراهی را خریدند.**نساء، 44.***
و در آیه ای دیگر می فرماید: این گروه به جای ایمان به خدا و رسول به بت و طاغوت ایمان می آورند.**نساء، 51 .***
به هر حال علم کم، انسان را در معرض غرور و خود باختگی و دین فروشی قرار می دهد. در این آیه نیز می فرماید: علم اندک مانع حقّ پذیری است. «فرحوا بما عندهم من العلم»
قرآن برای علم سه مرحله بیان کرده است:
الف) علم مفید که سبب رشد معنوی انسان باشد، همان گونه که موسی به خضر علیهما السلام گفت: آیا اجازه می دهی من همسفر تو باشم تا از آنچه می دانی و سبب رشد من است به من بیاموزی.**کهف، 66.***
ب) علم بی فایده، نظیر علم به عدد اصحاب کهف که آیا سه نفر بودند یا پنج نفر یا هفت نفر، زیرا مهم تصمیم آنان برای حفظ دینشان بود.**کهف، 22.***
ج) علم مضرّ، نظیر علم سحر و جادو برای جدایی میان زن و مرد.**بقره، 102.***
پیام ها
1- فرستادن پیامبران برای اتمام حجّت یکی از سنّت های الهی است. «جاءتهم رسلهم»
2- انبیا به سراغ مردم می رفتند. «جاءتهم رسلهم»
3- غرور علمی، مانع حقّ پذیری است. «جاءتهم رسلهم بالبینات فرحوا بما عندهم من العلم»
4- علوم و تجربه های بشری نمی تواند جایگزین تعالیم الهی شود و انسان را از انبیا بی نیاز کند. «جاءتهم... بالبینات... عندهم من العلم»
5 - انبیا برای دانشمندان نیز حجّت هستند. «جاءتهم رسلهم بالبینات فرحوا بما عندهم من العلم»
6- قهر و عذاب الهی بعد از اتمام حجّت است. «جاءتهم... بالبینات... حاق بهم...»
7- همه ی انبیا معجزه داشتند. «جائتهم رسلهم بالبینات»
8 - راه فراری برای کافران در قیامت وجود ندارد. («حاق بهم»
9- مغرور شدن به علم خود، سبب تحقیر و استهزای وعده های الهی است. «عندهم من العلم... یستهزؤن»
10- اگر شادی، انسان را از پیمودن راه تکامل بازدارد ارزش ندارد. «فرحوا بما عندهم من العلم... یستهزؤن»
11- یکی از سنّت های خداوند حمایت از پیامبران با نزول قهر و عذاب بر کافران است. «حاق بهم ما کانوا یستهزؤن»
12- قهر خدا به خاطر عملکرد خود انسان هاست. «حاق بهم ما کانوا یستهزؤن»
13- استهزای امروز سبب قهر فراگیر فرداست. «و حاق بهم ما کانوا یستهزؤن»
14- کارهای ناشایست در صورتی به قهر الهی تبدیل می شود که دائمی باشد. «کانوا یستهزؤن»
15- منطق مخالفان در برابر برهان و معجزه انبیا، تمسخر و استهزا است. «رسلهم بالبینات... یستهزؤن»
16- ایمان در حال اضطرار ارزش ندارد، گرچه واقعی باشد. «فلمّا رأوا بأسنا قالوا آمنّا»
17- گروهی تا قهر الهی را نبینند ایمان نمی آورند. «فلما رأوا بأسنا قالوا آمنّا»
18- شرک، پایه و اساس ندارد. مشرکان نیز به شرک خود کافر می شوند. «کفرنا بما کنا به مشرکین»